حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد حجتی کرمانی
تاریخ شنبه 13 بهمنماه سال جاری با شگفتی بسیار مطلع شدم که در مصاحبه شبکه 1 صدا و سیما با آقای علیمحمد بشارتی، ایشان ضمن نقل خاطرات از دیدار خود در ایرانشهر با حضرت آیتالله خامنهای در ایام تبعید ایشان سخن به میان آورده و افزودهاند که در این ملاقات شخصی در آشپزخانه مشغول ظرفشویی بود. پرسیدم کیست؟ گفتند محمدجواد حجتیکرمانی. پرسیدم ایشان تبعیدی است؟ گفتند ایشان از سوی آیتالله شریعتمداری پیغام آورده است که چون رژیم دارد پارهای از مطالبات نهضت را برآورده میکند خوب است ما هم کوتاه بیاییم. گویا ایشان این مطلب را از قول آیتالله خامنهای نقل کرده و به ایشان نسبت دادهاند.
لازم میداند برای رفع هرگونه شبهه از اذهان افرادی که در این روزگار احیانا اینگونه تاریخگوییها و تاریخنویسیها را باور میکنند، به توضیح واضحات و نقل وقایع تاریخیای که همه در سال 56، 57 حاضر و ناظر آن بودهاند بپردازد:
اینجانب پس از رحلت مرحوم آیتالله حاج آقا مصطفی خمینی در چهلم آن مرحوم سخنرانی کردم و قطعنامهای در 24 ماده مشتمل بر مطالباتی از قبیل بازگشت سریع امام خمینی(ره) آزادی زندانیان سیاسی بخصوص آیتالله طالقانی و آیتالله منتظری، انحلال ساواک، قطع رابطه با رژیم صهیونیستی و از این قبیل را ایراد کردم که با شعار «صحیح است» هزاران شرکتکننده در مجلس چهلم در مسجد اعظم قم روبرو شد. مرحوم آقای خلخالی و مرحوم ربانی املشی هم در آن جلسه سخنرانی کردند. در همان تاریخ، حضرت امام رضوانالله علیه هم به آن مراسم و سخنرانی طلبهای که پس از سالها تحمل حبس باز هم علیه رژیم در آن مجلس سخنرانی کرده، اشاره کردند.
پس از چند روز برگزارکنندگان و سخنرانان چهلم از جمله مرحوم آیتالله ربانی شیرازی، خلخالی، ربانی املشی و... به نقاط مختلف تبعید شدند. منجمله مرا هم در کرمان دستگیر و به ایرانشهر تبعید کردند. حدود یک هفته بعد، حضرت آیتالله خامنهای در مشهد دستگیر و به ایرانشهر تبعید شدند. بنده و ایشان با هم یکی دو هفته در یک منزل سکونت داشتیم. پس از آنکه خانوادهشان از مشهد به ایشان پیوستند در منزلی جداگانه مسکن گزیدند.
من تا فروردین 57 در ایرانشهر باتفاق آیتالله خامنهای قسمتی از دوران تبعید خود را گذراندم، بعد به سنندج تبعید شدم و پائیز آن سال به جیرفت منتقل شدم. در آستانه پیروزی انقلاب به کرمان آمدم و در تظاهرات مردم شرکت کردم و...
میخواستم تعبیراتی را که طبیعتا به ذهن میآید از قبیل «جعل و تحریف» خطاب به آقای بشارتی مطرح کنم، اما برخی از دوستان گفتند شاید ایشان تعمد نداشته و دو موضوع را با هم اشتباه گرفته باشند؟ بسیار خوب، اما در اینجا این سوال مطرح است که واقعا منظور آقای بشارتی چیست؟ آیا ایشان که مدعیاند حافظهای بسیار قوی دارند که متن اعلامیه امام را از بر میخوانند و همه حوادث را از حفظ دارند، این رخداد تاریخی را نشنیده بودند؟ آنگاه، آیا در آن دیدار، خود بنده را ملاقات نکردهاند و در مورد اقامت من در ایرانشهر پرسوجو نکردهاند؟ بنده پیغام نبرده بودم، تبعید شده بودم، آنهم پیشتر. وانگهی مواضع فکری و سیاسی بنده در آن تاریخ (پس از سالها زندانیبودن) برای همه مشخص بود. راستی آقای بشارتی از تخفیف اشخاص و نادیدهگرفتن واقعیت چه سودی میبرند؟ و بالاخره آقای بشارتی چگونه جرئت کرده است مطلب خلاف واقع را به آیتالله خامنهای نسبت دهد؟
ناچارم برای ادای تکلیف و بیان واقعیت تاریخی از آقای بشارتی بخواهم که صریحا به اشتباه خود اعتراف کنند. در غیر اینصورت این حق را برای خود محفوظ میدارم که مفتری را در قیامت در پیشگاه عدل الهی به محاکمه بکشم.
14/11/86