*به نظر میرسد، قطعنامه اخیر بیانگر نوعی سردرگمی در مواضع پارلمان اروپاست. بویژه اگر آن را در کنار موضعگیری این پارلمان در برابر سفر دکتر جلیلی در هفته قبل قرار دهیم، برداشت شما از متن این قطعنامه چیست؟
**به نظر میرسد، اروپاییها در موضعگیری برابر ایران هنوز نتوانستهاند به ثبات و قطعیت برسند.
اتحادیه اروپا از یک سو همواره ایران را به مذاکره دعوت میکند و ما بر پایه استراتژی خود همواره در مذاکرات حاضر شدهایم، اما از سوی دیگر هرگاه به مقطع نهایی شدن مذاکرات رسیدهایم، با دخالت لابیها و قدرتهای دیگر از جمله آمریکا، اروپاییها مذاکره را پسزده و آن را بینتیجه رها کردهاند.
دستکم، سه نمونه از این رفتار را میتوانم ذکر کنم. به عنوان مثال گفتگوهایی که سال گذشته آقای دکتر لاریجانی با خاویر سولانا دنبال میکردند و دور آخر آن در برلین انجام شد، به توافقهای قابل قبول و اجرایی برای دو طرف رسیدهبود و اصول یازدهگانهای تدوین شدهبود که در صورت اجرا میتوانست راهگشا باشد، اما در مرحله پایانی، آمریکاییها وارد شدند و با اعمال نفوذ و فشار، پرونده ما را به شورای امنیت ارجاع دادند و مسأله گفتگو با دور خوردن اتحادیه اروپا ناتمام ماند.
نمونه دیگر مذاکراتی بود که پیش از آن با سه کشور اروپایی شامل آلمان، فرانسه و انگلیس در دولت گذشته داشتیم و در سه نشست کاری تقریباً به توافقهای اجرایی دست یافتیم. از جمله آن توافقها مسأله تعلیق بود که دو سال و نیم هم طول کشید، اما اروپاییها باز هم تحت تأثیر لابیهای قدرت بویژه از سوی آمریکا، نتوانستند تصمیمگیری مستقل داشتهباشند و با نادیده گرفتن توافق خود، مدعی شدند ایران باید همه فعالیت هستهای خود را کنار بگذارد.
مذاکرات سومی که اروپاییها داشتیم، به توافقهای اجرایی نیز رسید. گفتگوهای اخیر دکتر لاریجانی با سولانا در سه دور مذاکره بود که به طراحی «مدالیته» منجر شد و ما آن را با آژانس انرژیاتمی وارد فاز اجرایی کردیم و این نهاد نیز در دو نوبت پس از همکاریها، بیانیه داد و تأکید کرد که ما در مسیر صحیح هستیم و هیچ انحرافی در فعالیتهای هستهای ایران دیده نشدهاست.
اما باز هم اروپاییها مسأله صدور قطعنامه جدید را در شورای امنیت مطرح کردهاند و موضع قطعنامه پارلمان اروپایی هم در همین مسیر حرکت میکند.
ما معتقدیم اعضای اتحادیه اروپا به عنوان یک ساختار سیاسی مهم باید موضع شفافی اتخاذ کنند و از جایگاه یک قدرت در عرصه روابط بینالملل، که داعیه آن را دارند، استدلال رأی خود را نشان دهند.
ما معتقد هستیم اروپا همچنان تحت فشار لابیها و قدرتهای دیگر رفتار میکند که بخش اصلی این رفتار نامعقول با هدف تأثیرگذاری بر فضای داخلی ما در آستانه انتخابات صورت میگیرد.
افزون بر این، برنامه هستهای ما در مقطعی قرار دارد که با تأییدیههای پیدرپی آژانس، در آستانه رفع سوء تفاهمهاست که این اتفاق ادامه فشارها بر ایران راناممکن میسازد. بنابراین باز هم رفتار غیرمنطقی اروپاییها را باید تحت تأثیر نفوذ صهیونیستها و فشار آمریکا دانست.
با این حال ما همانطور که از پیش اعلام کردهایم. اگر محور کار و مذاکره مسایل حقوقی و قانونی باشد و مبنای کار آژانس و معاهده ان.پی.تی قرار گیرد، باز هم آماده مذاکره نه تنها با اروپا که با همه کشورهای دخیل در مسأله هستیم. چنان که اکنون هم گروه 1+5 نمایندگی ایالات متحده آمریکا را نیز دارد و ما با انها مذاکره داشتهایم.
*برخی معتقدند پیشنهاد ورود آمریکا به مذاکره مستقیم با ایران در راستای همان سیاست حفظ وجهه غرور آمریکاییها به هنگام عقبنشینی است آیا این ارزیابی را قبول دارید؟
**ما همیشه متقد بودهایم که امریکا پشت صحنه مذاکره اروپاییها با ایران قرار دارد و اروپاییها نیز همواره از این برداشت ما اظهار گلایه داشتند و آن را تکذیب میکردند. اما پس از مذاکره برلین، این حقیقت برملا شد و میبینیم که با ورود مسأله به شورای امنیت محور عمده کار از طرف آمریکاییها اداره میشود. واقعیت این است که آمریکاییها نیز یکی از اعضای گروه 1+5 هستند و شورای امنیت نیز این گروه را مأمور مذاکره با ایران کرده است.
ما هم در گفتگوهایی که با آقای سولانا داشتیم گفتیم حاضریم مذاکره را با افراد اصلی گروه 1+5 انجام دهیم، چون مبانی بسیار قوی برای این کار و اثبات خود داشتیم، کما اینکه با آژانس هم همین مبانی را به کار گرفتیم و به پاسخ هم رسیدیم.
هم اکنون نیز با همه اعضای گروه 1+5 از جمله آمریکا آماده مذاکره هستیم، مشروط بر آنکه مذاکره جنبه تهدید، ارعاب و زور نداشته باشد براساس قوانین و معیارهای پذیرفته نهادهای بینالمللی انجام شود و پیششرطهایی ماند تعلیق با موارد دیگری که ترجیحبندوار تکرار میشود را کنار بگذارند.