اشاره:
سفر اخیر محمد البرادعی به تهران و دیدار وی با مقامات عالی کشورمان از زوایای مختلفی قابل تحلیل و بررسی است. این در حالیست که ایالاتمتحده آمریکا، انگلستان و فرانسه همچنان نگران غلبه جنبه حقوقی پرونده هستهای ایران بر جنبه سیاسی آن هستند. از سوی دیگر، مطابق شواهد و مستندات حقوقی موجود، ماندن پرونده هستهای جمهوریاسلامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد هیچگونه توجیهی ندارد....
اشاره:
سفر اخیر محمد البرادعی به تهران و دیدار وی با مقامات عالی کشورمان از زوایای مختلفی قابل تحلیل و بررسی است. این در حالیست که ایالاتمتحده آمریکا، انگلستان و فرانسه همچنان نگران غلبه جنبه حقوقی پرونده هستهای ایران بر جنبه سیاسی آن هستند. از سوی دیگر، مطابق شواهد و مستندات حقوقی موجود، ماندن پرونده هستهای جمهوریاسلامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد هیچگونه توجیهی ندارد....
محمد البرادعی در حالی وارد تهران شد که پازلهای نظام بینالملل به ضرر کاخسفید و تروییکای اروپایی چینش یافته و تلاش همزمان بوش جهت تخریب وجهه جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه با ناکامی مواجه شده بود. از سوی دیگر، کشورهای 1+5 نیز علیرغم ادعای واهی آمریکا، به توافق مشترکی در خصوص پرونده هستهای ایران دست نیافته بودند. مطابق آخرین گزارش ارائه شده از سوی آژانس، هیچگونه انحراف هستهای از سوی ایران وجود نداشته است. گزارش ۱۶ نهاد اطلاعاتی ایالات متحده آمریکا نیز این مسئله را تایید نموده است. در چنین شرایطی مسئله خروج پرونده هستهای ایران از شورای امنیت سازمان ملل متحد و بازگشت آن به آژانس با جدیتی کامل مطرح شده است. جدیتی که غرب را در خصوص رفتارهای خود به تردید واداشته است.
دیدار البرادعی با مقام معظم رهبری
نقطه اوج سفر البرادعی به تهران، دیدار مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی با رهبر معظم انقلاب بود. اظهارات حضرت آیتالله خامنهای در این دیدار مهم، تشریح کننده کامل مواضع، مطالبات و دیدگاههای جمهوری اسلامی ایران در راستای تعامل با آژانس بود. مقام معظم رهبری در این دیدار به نکات مهمی اشاره نمودهاند:
"آژانس باید یک مرکز مستقل بینالمللی باقی بماند.... با توجه به فضای مثبت کنونی بینالمللی در خصوص فعالیتهای هستهای ایران، حل صحیح این موضوع آزمونی مهم و موفقیتی بزرگ برای آژانس بینالمللی انرژی اتمی خواهد بود....باقی ماندن پرونده هستهای ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد هیچ توجیهی ندارد.»"
"استقلال" خصلتی است که باید در سازمانهای بینالمللی نهادینه شده باشد. متاسفانه سازمانهای بینالمللی که پس از پایان جنگ جهانی دوم و در فضایی نامتوازن و تعریف نشده حیات خود را آغاز نمودهاند، هنوز در ترسیم رویکردی واحد، حقوقی و غیرسیاسی در مواجهه با مسائل مختلف جهانی ناکام ماندهاند. بر این اساس شاکله حقوقی سازمانهای بینالمللی با رویرد سیاسی نهفته در بطن آنها تعارضی آشکار دارد. در فجایع فلسطین، عراق، بالکان و ... این تعارض نمودی بارز یافته است. ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد به گونهای است که با استقلال این سازمان بینالمللی منافات دارد. برخوردار بودن پنج کشور آمریکا، انگلستان، فرانسه، چین و روسیه از حق وتو سبب ایجاد ساختاری انحصارگرایانه در سازمان ملل شده است. این ساختار انحصارگرایانه که با رنگ و لعاب دموکراسی و حقوقبشر تزئین شده است، در مواقع حساس ناکارآمدی خود را نشان میدهد. در جریان بحران اخیر کنیا شاهد تلاش واشنگتن و لندن جهت بهرهبرداری سیاسی از بحرانهای نایروبی بودیم. اهمالکاری سازمانهای بینالمللی در خصوص بحرانهای خاورمیانه نیز موجب پایمال شدن خون صدها هزار انسان بیگناه در عراق، فلسطین ،لبنان و سودان شده است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی نسبت به شورای امنیت سازمان ملل متحد کمی استقلال بیشتری دارد. این استقلال تا حدودی مرهون تخصصیبودن و شفافیت اساسنامههای تصویب شده این سازمان است. اساسنامههایی که قدرتهای سلطهگر در نهایت نمیتوانند آنها را به سود خود و ضرر کشورهای دیگر تفسیر نمایند. البته همانگونه که اشاره شد، مانور جریان سلطه در کالبد سازمانهای بینالمللی تشکیل شده در قرن گذشته، حالتی مزمن پیدا نموده و به نقطه آسیب آنها تبدیل شده است. البته هنوز تا زمانی که آژانس بینالمللی انرژی اتمی بتواند استقلال مطلق خود را در برابر جریان سلطه بدست آورد زمان زیادی باقی مانده است. ایالات متحده آمریکا و تروییکای اروپایی بارها سعی کردهاند قواعد حقوقی مندرج در اساسنامه آژانس را تحتتاثیر لابیهای سیاسی خود تفسیر نمایند. در جریان بررسی پرونده هستهای ایران در آژانس نیز شاهد سنگاندازیهای واشنگتن و همپیمانانش در شورای حکام بودیم. ارسال پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تحتتاثیر همین سنگاندازیها صورت گرفت. پس از ارسال پرونده هستهای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، وجهه حقوقی آژانس به شدت خدشهدار شده است. احیای این چهره خدشهدار در گروی برخورد واقعبینانه شورایحکام و مقامات آژانس در مراحل بعدی بررسی پرونده هستهای ایران است. مهمترین نمود این احیای چهره، بازگشت پرونده هستهای ایران از شورای امنیت سازمان ملل متحد است. مسلما کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا، فرانسه و انگلستان به عنوان سه ناقض اصلی حقوقهستهای در جهان قدرت تصمیمگیری در خصوص پروندههستهای ایران ندارند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی به عنوان داعیهدار حفظ حقوق حقه هستهای کشورها نباید استقلال تعبیه شده در ذات خود را فدای مطامع و اهداف جریان سلطه نماید. محمد البرادعی طی گزارشهای اخیر خود بر ماهیت صلحآمیز فعالیتهای هستهای ایران و عدم انحراف تهران در این زمینه تاکید نموده است. این روند باید تا تسلیم کامل آمریکا و متحدان اروپایی آن تداوم داشته باشد. در اینجا وظیفه آژانس اقتضا میکند تا در برابر زیادهخواهیهای واشنگتن و دیگر مخالفان هستهای ایران ایستادگی نماید.
از سوی دیگر، مهار ایالات متحده آمریکا توسط آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطالبهای عمومی از سوی سایر دولتها و ملتهای آگاه جهان محسوب میشود. به راستی این مطالبه باید از سوی چه کشورها و جریانهایی پاسخ داده شود؟ به عبارت دیگر آیا مهار آمریکا باید توسط کشورها و جریانهای قدرتمند صورت پذیرد؟ پاسخ این سوال منفی است. مسلما مهار راس هرم سلطه توسط اضلاع این هرم امکانپذیر نخواهد بود. نسبت تروئیکای اروپایی به واشنگتن در طول سالهای اخیر نسبتی مخالف، معکوس یا متضاد نبوده است. برلین، لندن و پاریس سعی کردهاند حرکت موازی خود با نومحافظهکاران را همچنان ادامه دهند. حضور افراطیونی مانند تونی بلر، آنگلا مرکل و نیکلا سارکوزی در این راستا تاثیرگذار بوده است.
واقعیت امر این است که "مهار آمریکا" توسط اتحادیه اروپا و اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد (حتی چین و روسیه) غیرقابل تصور است. "تاریخ روابط بینالملل" از سال ۱۹۴۸ میلادی تاکنون این حقیقت را به اثبات رسانیده است. از سوی دیگر رشد قطبهای جدید بینالمللی، مطابق نظر تئورئالیستها در خوشبینانهترین حالت ممکن "تحدید قدرت مانور آمریکا" را به دنبال خواهد داشت و نه مهار آن را. در صورتی که مهار آمریکا به درستی انجام شود در آیندهای نه چندان دور شاهد رشد دکترینهای انزواگرایانه در سیاست خارجی واشنگتن خواهیم بود.
با توجه به اظهارات رهبر معظم انقلاب، حل صحیح مسئله هستهای جمهوری اسلامی ایران، موفقیتی بزرگ برای آژانس محسوب میشود. از این رو محمدالبرادعی و دیگر مقامات آژانس آزمون مهمی در پیشرو دارند. سفر محمدالبرادعی به تهران، گزارشهای مثبت اخیر آژانس در خصوص فعالیتهای هستهای ایران، انتشار گزارش ۱۶ نهاد اطلاعاتی و امنیتی آمریکا عوامل مهمی هستند که موجب افزایش شدید هزینه صدور قطعنامه سوم علیه ایران خواهند شد. از سوی دیگر، با توجه به فضایکنونی، بررسی پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران در شورای امنیت سازمان ملل متحد هیچگونه توجیه حقیقی و عقلانی ندارد. شورای امنیت سازمان ملل متحد بارها اثبات کرده است که مرجع ذیصلاحی جهت حل و فصل مسائل بینالمللی نبوده و بالعکس، بر شدت وحدت مسائل و بحرانها میافزاید. این قاعده در خصوص پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران نیز صدق میکند. بازگشت پرونده هستهای ایران به آژانس یک "مطالبه سیاسی" نیست، بلکه خواستهای حقوقی بوده که با مستندات جاری در نظام بینالملل قابل انطباق است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی در مقابل آزمون سرنوشتسازی قرار گرفته است. آزمونی که در صورت پایان موفقیتآمیز آن فصل نوینی در خصوص بازتعریف سازمانهای بینالمللی آغاز میشود. بازتعریفی که در راستای تحدید قدرت کشورهای سلطهگر و استیفای حقوق حقه ملتهای آگاه خود را بروز خواهد داد.