بسماللهالرحمنالرحیم
نخستین پایگاه نظامی دائمی فرانسه تحت پوشش یک پایگاه آموزشی با مقاصد درازمدت در ابوظبی ایجاد میشود. توافقنامه برای احداث این پایگاه در جریان سفر «نیکلا سارکوزی» از امارات به امضاء رسید. گفته میشود از این پایگاه برای آموزش نظامیان امارات استفاده خواهد شد لکن سارکوزی در این زمینه از برخی اهداف موردنظر پرده برداشت و یادآور شد این پایگاه نظامی دائمی فرانسه در امارات اشاره ای برای کسانی است که این مسئله برای آنها اهمیت دارد و تأکیدی براین مطلب است که فرانسه در حفظ ثبات این منطقه مشارکت میکند.
قرار است در مورد تعداد نیروها و ترکیب آن ارزیابی شود ولی احتمال میرود 400 تا 500 نظامی از نیروهای چند ملیتی ارتشهای «ناتو» مرکب از نیروهای زمینی، دریائی، هوائی و بویژه نیروهای جاسوسی در این پایگاه مستقر شوند. عملیات ساختمان پایگاه بصورت ضربتی تا پایان سال جاری میلادی به پایان خواهد رسید لکن به نظر میرسد در مراحل تکمیلی، این پایگاه توسعه یابد و بر تعداد نیروها و تنوع حضور آنها و حتی تعداد محل استقرارشان افزوده شود.
اگرچه «اروه مورن» وزیر دفاع فرانسه اعلام کرد که هدف از ایجاد این پایگاه نظامی در ابوظبی مقابله با ایران نیست لکن شیوه جوسازی و تبلیغات جاری نشان میدهد غرب از طریق تمرکز تبلیغات ضدایرانی و ایجاد فضای ایرانترسی در برخی شیخنشینهای منطقه سعی دارد اهداف سلطهجویانه و حضور نظامی خود در منطقه را تحقق بخشد.
آنچه در این میان اهمیت دارد اینست که فرانسه با در نظر گرفتن ارتباطاتش با پیمان نظامی «ناتو» در واقع پایگاهی برای استقرار ارتشهای ناتو در نزدیکی تنگههرمز در اختیار میگیرد و از این فرصت برای حضور ارتشهای ناتو در خلیجفارس و تنگه استراتژیک هرمز بهره میبرد. جای سئوال است که با توجه به حضور آمریکا در خلیجفارس، چرا فرانسه برای کسب چنین امتیازی پیشقدم شده است؟
پاسخ کاملاً روشن است. آمریکا با احساس تلخکامی نسبت به تنفر و حساسیتی که ملتهای منطقه نسبت به آمریکا دارند، شاید چندان به مصلحت ندانسته که در اینمورد هم خود را مستقیماً درگیر سازد ولی اکنون بدون دخالت مستقیم، از مواهب این امتیاز فرانسه بهرهمند میشود.
موضوع مهم دیگر اینکه ادعا شده است این پایگاه به درخواست امارات احداث شده است. ولی مسئله اینست که حتی اگر دولتمردان امارات را برای ارائه چنین پیشنهادی فریب داده باشند، در این نکته تردیدی نیست که حضور نظامی در گلوگاه حیاتی «هرمز» امتیاز عظیمی است که فرانسه، آمریکا و ناتو برای دستیابی به آن حاضرند پرداخت بزرگی داشته باشند ولی امروزه با تکیه بر سادهلوحی، ترس و انفعال دولت امارات، آنرا به قیمت یک درخواست عاجزانه بدست آوردهاند و احیاناً بر دولتمردان امارات نیز منت گذاشتهاند که درخواست آنها را میپذیرند!
فرانسه، در آخرین سالهای جنگ تحمیلی عراق بر ایران، ناو هواپیمابر «کلمانسو» را به آبهای خلیجفارس اعزام کرد ولی نظامیان فرانسوی همواره از مقامات پاریس میخواستند به حضور آنها در آبهای بحرانی منطقه خاتمه دهند. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که دولتمردان امارات با دعوت از فرانسه امیدوار نباشند که به امنیت خود کمکی کردهاند چون در لحظههای بحرانی، نظامیان فرانسوی برای فرار از صحنه، از آنها سبقت خواهند گرفت. صرفنظر از این مسائل، تاریخ منطقه از امارات به عنوان شیخنشینی که پای ارتشهای ناتو را به منطقه گشود و به آنها پایگاه نظامی داد، به زشتی یاد خواهد کرد. پیش از این هم آمریکا و انگلیس در برخی شیخنشینها حضور داشتهاند ولی گشودن پای ارتشهای ناتو، تازگی دارد و قابل اغماض نیست و حتی زمینههای اخراج سایر قدرتها از منطقه را از میان میبرد.
موضوع بعدی سوءاستفاده فرانسه از حضور فنی ـ تخصصی خود برای مقاصد جاسوسی است که با گشوده شدن پای فرانسه در پوشش فعالیتهای هستهای و احداث نیروگاههای هستهای، در واقع شبکههای جاسوسی فرانسه، فرصتهای طلائی برای رخنههای اطلاعاتی در سواحل منطقه را پیدا میکنند و این امر، فریب امنیت منطقه را تحتالشعاع قرار میدهد.
آنچه در روزهای اخیر، چهره واقعی فرانسه را نشان داد، مواضع متناقض و فرصتطلبانهای است که فرانسه درخصوص مسائل هستهای و برای انعقاد قراردادهای کلان هستهای از خود نشان داد. فرانسه توانست در قطر، امارات، لیبی، الجزایر و عربستان برای همکاریهای هستهای به تفاهماتی در درجات متفاوت از اهمیت و حجم معاملات دست یابد. اما استدلال سارکوزی برای تمامی سران عرب یکسان بود و به آنها گفت با ساخت نیروگاه هستهای، آنها میتوانند نفت و گاز را کنار بگذارند و راه پیشرفت را طی کنند. این دقیقاً برعکس همان موضعی است که فرانسه و آمریکا تا همین اواخر علیه ایران اتخاذ کرده بودند و ادعا می کردند که ایران با در اختیار داشتن آنهمه مخازن نفت و گاز، دیگر نیازی به انرژی هستهای ندارد! چرخش سیاسی ـ تبلیغاتی 180 درجهای فرانسه، به هر دلیل و انگیزهای که صورت گرفته، بیثباتی مواضع پاریس را نشان میدهد و ثابت میکند پاریس بدون نیاز به هیچگونه توضیحی، خود را مجاز به تغییر موضع میداند و به راحتی رنگ عوض میکند! جای تعجب است که سارکوزی با یک دورهگردی سیاسی چند روزه توانسته است اینهمه امتیازات کلیدی و تعیین کننده را بدست آورد، چیزی که به بررسیهای کارشناسی جدی نیاز دارد. متأسفانه غربیها طرفهای خام و سادهلوح خود را خوب شناختهاند و میدانند چگونه از آنها به راحتی امتیاز بگیرند و منطقه را در مسیر برگشتناپذیری قرار دهند که استعمار جدید با ابزاری بمراتب کارآمدتر، خاطرات تلخ دوران استعمار سیاه گذشته را در ذهن ملتهای مظلوم منطقه زنده کند. با این تفاوت که اگر دیروز ملتها توانستند استعمارگران جنایتکار را به خوبی بشناسند و نهایتاً آنها را از سرزمین خود برانند، امروزه استعمارگران جدید با «دشمن تراشی» در منطقه و معرفی همسایگان بعنوان «دشمنان» و عاملان ناامنی و بیثباتی، خودشانرا به عنوان «عاملان ثبات و آرامش» بر منطقه تحمیل کنند و چنین وانمود سازند که گویا حضور و فعالیت آنها در منطقه در جهت منافع ملتهای مسلمان است. حال آنکه جرج بوش در جریان سفر اخیر به منطقه در جمع نظامیان آمریکائی اعتراف کرد که غرب درحال جنگ ایدئولوژیک با دنیای اسلام است و جنگ ایدئولوژیک با مسلمانان را بخاطر فرسایش تدریجی آنها و به تحلیل بردن توان آنها در سطح جهانی ادامه خواهد داد. اعتماد به چنین دشمنانی و واگذاری گذرگاههای استراتژیک دنیای اسلام و بویژه واگذاری پایگاه در گلوگاه ژئواستراتژیک هرمز به ارتشهای ناتو بزرگترین خبط سیاسی شیخنشینهای خلیجفارس و بویژه امارات است، خیانت بزرگی که هیچکس امارات را بخاطر آن هرگز نخواهد بخشید چرا که فرانسه، آمریکا و انگلیس که بعنوان کشورهای عامل ناامنی و بیثباتی در منطقه شناخته میشوند، اکنون با تغییر چهره به عنوان عامل ثبات و امنیت، دوباره به منطقه بازگشتهاند!