WWW.HassanFathi.Blogfa.Com حسن فتحی
گروه بینالملل: کنفرانس یک روزه آناپولیس که صلح در خاورمیانه را مورد بررسی قرار داد قبل از تشکیل و پس از آن با حواشی و واکنشهای مختلفی که ضد و نقیض بودند همراه بود به همین دلیل آنچه در این رابطه در هفتهها و روزهای گذشته شاهد بودیم حکایت از اهمیت و حساسیت اجلاسی داشت که مهمترین مساله جهان عرب و جهان اسلام را در 6 دهه اخیر به بحث گذارده بود.
خاورمیانه از سال 1948 که اسراییل اعلام موجودیت کرد تا حال حاضر با جنگ و درگیری بین اعراب و این رژیم مواجه بوده و در سالهای اخیر نیز با توجه به انتفاضه و خیزش فلسطینیها شرایط ناگواری در اراضی اشغالی به وجود آمده است. به طوری که اسراییل امروزه از مرزهای خود با کشورهای عربی احساس ناامنی نمیکند ولی در داخل خصوصاً اراضی فلسطینی با مشکل امنیت دست به گریبان است لذا دستیابی به آرامش در قالب فرمول «زمین در مقابل صلح» مسالهای است که طرفین از آن راضی و خشنود بوده و مایل به حرکت در آن راستا میباشند.
اما مشکل اصلی که وجود دارد و در این سالها بر روی مذاکرات صلح و تلاشهای صلحآمیز سایه انداخته فعالیت افراطیون میباشد در این رابطه میتوان به ترور اسحاق رابین نخستوزیر پیشین اسراییل که قرارداد 1993 را با عرفات در اسلو امضا کرد اشاره کرد. این اقدام که توسط یک یهودی افراطی صورت گرفت، اوضاع را آشفته کرد. در سوی دیگر گروههای مخالف فلسطینی قرار دارند که تمایلی به آتشبس و خاتمه دادن به درگیریهای نظامی نداشته و مخالف سیاستهایی هستند که محمود عباس رهبر فلسطین در پیش گرفته است زیرا محمود عباس معتقد است دوران انتفاضه نظامی به سر رسیده و باید برای تحقق خواستهها به انتفاضه سیاسی روی آورد.
محمود عباس که با این گروهها در چالش به سر میبرد قبل از تشکیل کنفرانس آناپولیس اعلام کرده بود که برای موفقیت کنفرانس اسراییل باید به این اصول توجه کند:
1- لغو پیششرطهای قبلی که در روند سیاسی صلح مانعتراشی میکند.
2- تشریح اصول و راهکارهای نهایی صلح همچون مساله بیتالمقدس، آوارگان فلسطین، وضعیت شهرکهای یهودینشین و مرزهای کشور مستقل فلسطین همراه با آب و امنیت.
3- عمل به وعدهها و ادامه مذاکرات.
در همین راستا اولمرت نخستوزیر اسراییل بر بازگشت تعدادی از آوارگان فلسطین تاکید کرده و دستور آزادی تعدادی از زندانیان را میدهد. همچنین آمادگی خود را برای گفتوگو درباره وضعیت بیتالمقدس اعلام میدارد.
قبل از تشکیل کنفرانس آناپولیس دو جناح موافق و مخالف به شدت در تلاش بودند خواستههایشان را به کرسی بنشانند.
مخالفان این کنفرانس را عقیم و ناکارآمد خواندند و در سوی دیگر موافقها بودند که در راس آنها اسراییل، آمریکا و محمود عباس رهبر فلسطین قرار داشتند و درصدد بودند با جذب کشورهای بیشتری خصوصاً عربستان و سوریه، نشان بدهند که جبهه مخالف چندان گسترده نبوده و قادر به متوقف ساختن روند صلح و آشتی نیست. در همین ارتباط برخی مقامات آمریکایی سخن از حضور 50 کشور در آناپولیس میگفتند.
حضور سوریه و عربستان که جبهه مخالف سعی در جذب آنها داشت بر این واقعیت صحه گذارد که اعراب در تلاش هستند پس از شش دهه مشکل اسراییل را با همسایگان عرب خود حل و فصل کنند.
در همین حال روسیه اعلام کرده که آناپولیس 2 را برگزار کرده و در راه صلح و آشتی قدم برخواهد داشت. مسکو در این رابطه درصدد میانجیگری بین محمود عباس و حماس برآمد که موفقیتی در پی نداشت. درباره کنفرانس آناپولیس حرف و حدیثهای بسیاری عنوان شد که باید در روزهای آینده به صحت و سقم آنها پی برد.
البته در کنار جبهه مخالف باید به برخی نشریات و شخصیتهای اسراییلی و آمریکایی نیز اشاره کرد که از عدم موفقیت سخن گفته بودند به طوری که روزنامه اسراییلی «هاآرتص» صراحتاً نوشته بود که این اجلاس ناکام خواهد بود.
اعراب اگر توانستهاند امتیازاتی از اسراییل بگیرند از طریق مذاکره و گفتوگو بوده است زیرا تجربه جنگها حکایت از این واقعیت دارد که از طریق جنگ نتوانستهاند به موقعیتی دست بیابند.
براساس قطعنامه 181 مجمع عمومی سازمان ملل متحد که در سال 1947 به تصویب رسید سرزمین فلسطین تقسیم شده و بیش از 50 درصد آن در اختیار یهودیها برای تشکیل اسراییل قرار گرفت. همچنین عربهای فلسطینی باید در بقیه آن کشور موردنظر خود را تاسیس کنند. در سال 1948 اسراییل ایجاد شد در حالی که اعراب که مخالف قطعنامه تقسیم بودند به جنگ روی آوردند. جنگی که تا حال حاضر استمرار داشته و هیچ نفعی برای فلسطینیها و اعراب در پی نداشته است. زیرا در 3 جنگ بزرگ که در سالهای 1948، 1967 و 1973 میان اعراب و اسراییل در گرفت موفقیتی عاید عربها نشده و آنها نتوانستند منافع و سرزمین فلسطینیها را حفظ کنند به گونهای که اسراییل توانست تمامی سرزمین فلسطین را همراه با سرزمینهایی در سوریه، مصر، اردن و لبنان به اشغال خود در آورد. اگرچه در جنگ رمضان 1973 مصر و سوریه توانستند بخشهایی از صحرای سینا و بلندیهای جولان را به دست بیاورند ولی جنوب لبنان، صحرای سینا و خلیج و بندر عقبه در اردن از طریق مذاکره و گفتوگو به صاحبانش بازگردانده شد.
مصر پس از امضای قرارداد کمپ دیوید موفق به باز پسگیری صحرای سینا شد و اردن نیز در پی انعقاد قرارداد صلح اراضی موردنظرش را از اسراییل تحویل گرفت. در ارتباط با جنوب لبنان هم اسراییل به صورت یکجانبه دست به عقبنشینی زد ولی از آنجا که با سوریه و لبنان به توافقی دست نیافته هنوز مزارع شبعا و بلندیهای جولان را در اشغال نگه داشته است.
زمانی که مصر قرارداد کمپ دیوید را در سال 1979 با اسراییل امضا کرد اعراب و فلسطینیها مخالف صلح و سازش بودند و علیه انور سادات رییسجمهوری مصر دست به تحرکاتی زدند که از آن جمله میتوان به ایجاد جبهه پایداری اشاره کرد اما امروزه شرایط تغییریافته و حتی سوریه در اجلاس آناپولیس حضور مییابد و از مذاکره با اسراییل پشتیبانی میکند به این دلیل که میداند در صورتی که جنگی میان این کشور با اسراییل روی دهد نه تنها با حمایت آنچنانی از سوی اعراب مواجه نخواهد شد بلکه قادر به مقابله با ماشین جنگی این رژیم نیست.
اختلاف سوریه با محمود عباس و دیگر سران عرب در زمینه مذاکره با اسراییل فقط بر سر چگونگی گفتوگو و موضوعات مطرح شده است در غیر این صورت اختلاف چندانی در زمینه مذاکره وجود ندارد و اینگونه نیست که دمشق تمایلی به گفتوگو نداشته باشد.
اسراییل خواستار توافق دوجانبه با عربها و فلسطینیهاست. در همین راستا قراردادهای صلحی که با مصر، اردن، عرفات و دیگر کشورهای عربی به امضا رسانده ماهیتی دوجانبه داشته است در حالی که سوریه میگوید اسراییل باید به توافقی فراگیر و همهجانبه با اعراب و فلسطینیها دست یابد.
البته مشکل اصلی سوریه که همواره در جبهه مخالف قرار گرفته، باز پسگرفتن بلندیهای جولان است. لذا به جرات میتوان اعلام کرد اگر این کشور موفق به باز پسگیری جولان شود درباره سرنوشت فلسطینیها و لبنانیها بیتوجه بوده و دیگر سنگ آنها را به سینه نخواهد زد.
بشار اسد رییسجمهوری سوریه 48 ساعت قبل از تشکیل کنفرانس آناپولیس در مذاکره تلفنی با احمدینژاد مخالفت خود را با این نشست اعلام کرده و حتی از عدم حضور کشورش در آناپولیس سخن گفته بود در حالی که کمتر از 24 ساعت بعد نه تنها هیات سوری عازم آمریکا میشود بلکه همراه با اسراییل، عربستان و محمود عباس دور یک میز مینشیند.
جالب توجه است که عدهای در ایران متاسفانه بدون در نظر گرفتن واقعیتها تصور میکنند که با طناب این کشورها میتوانند به چاه بروند. سوریه اگر قدرت مقابله با اسراییل و یا آمریکا را داشت که اجازه نمیداد 4 دهه پربارترین و مرغوبترین بخش سرزمینش در اشغال دشمن باشد! سوریه در ماههای گذشته به دفعات با تجاوزات هوایی اسراییل مواجه شد ولی در مقابل آن فقط سکوت کرد.
اگرچه محور اصلی نشست آناپولیس حل اختلافات اسراییل و فلسطین بود اما در صورتی که آمریکا و جامعه بینالمللی خواستار برقراری نظم و آرامش و صلح در خاورمیانه هستند باید به صورت اصولی در راه رفع مشکلات مردم این منطقه قدم بردارند. نمیتوان بخشی از اختلافات را حل کرد در حالی که در جای دیگری مشکل وجود دارد و زمینه درگیری از بین نرفته است.
بزرگترین مشکل اسراییل امروزه کشورها و حکومتهای عرب نیستند زیرا این کشورها و رژیمها 3 دسته هستند:
1- دسته اول کشورهایی که دوست اسراییل بوده و به صورت آشکار و یا نهان با این رژیم به صلح رسیدهاند که در این رابطه میتوان از مصر، اردن و مراکش نام برد.
2- دسته دوم کشورهایی هستند که همسایه اسراییل نبوده و مخالفت و یا مخالفتشان تاثیر چندانی بر این رژیم ندارد. این کشورها سیاستی خنثی دارند که از آن جمله میتوان به سودان، سومالی، عراق و الجزایر اشاره کرد.
3- دسته سوم کشورهای مخالف هستند که شامل سوریه و تا حدودی لبنان میشوند که مخالفتشان صرفاً به دلیل اشغال بخشی از آنها توسط اسراییل است. لذا اگر اراضی اشغالی آنها تخلیه شود دست از مخالفتشان با اسراییل برخواهند داشت. به همین دلیل باید اعلام کرد مشکل اصلی اسراییل با مردم فلسطین است که دست از مقاومت برنداشتهاند. در این شرایط باید گفت شرایط جهان عرب به نفع اسراییل است زیرا مشکلات اعراب مانع همبستگی و اتحادشان میشود. در همین رابطه است که اسراییل از توافق دو جانبه با اعراب پشتیبانی کرده و مایل به مذاکره فراگیر با طرفهای مقابل نیست. مشابه اجلاس آناپولیس که قرار است در مسکو هم تکرار شود چند سال قبل در مادرید برگزار شد که از دستاوردهایش قرارداد 1993 اسلو و آشتی اسراییل با تعدادی از کشورهای عرب بود.
البته هنوز زود است درباره شکست یا موفقیت «آناپولیس یک» سخن گفت اما آنچه اهمیت دارد حضور تمامی طرفهای درگیر دور یک میز است که میتواند از شدت مخالفتها کاسته و دیدگاهها را به هم نزدیک سازد. ولی یک مساله را باید مورد توجه قرار بدهیم این که عربها مایل نیستند مساله فلسطین را یک مقوله اسلامی یا منطقهای بدانند لذا مدعی هستند که مقوله فلسطین یک مقوله عربی است و عربها باید درباره آن تصمیمگیری کنند به همین دلیل تا زمانی که نگاه و دیدگاه عربی مقوله و مساله فلسطین را احاطه کرده نمیتوان راهحلی اصولی و فراگیر برای آن و دیگر مشکلات به وجود آمده با اسراییل ارایه کرد.