هوشنگ هادی‌پور / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی

مقدمه:

هویت به معنی «چه کسی بودن» است. اینکه یک فرد یا گروه انسانی خود را چگونه می‌شناسد. و می‌خواهد چگونه بشناساند یا چگونه شناخته شود. هویت پاسخی به نیاز طبیعی در انسان برای شناساندن خود به یک سلسله عناصر و پدیده‌های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی است. همان‌گونه که یک فرد نیازمند شناخته شدن به نام و ویژگیهای تعریف‌کننده و شناساننده فردی و خانوادگی خود است، یک گروه انسانی نیز نیازمند شناخته شدن و شناساندن خود به یک سلسله پدیده‌های معنوی و محیطی است. که شخصیت ملی ویژه و شناسنامه متمایزی را برای آن گروه انسانی پدید می‌آورد.

"> هویت، اقتدار و منافع ملی
تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۰۵  ، 
کد خبر : ۴۴۶۵۵

هویت، اقتدار و منافع ملی

هوشنگ هادی‌پور / دانشجوی کارشناسی ارشد جغرافیای سیاسی

مقدمه:

هویت به معنی «چه کسی بودن» است. اینکه یک فرد یا گروه انسانی خود را چگونه می‌شناسد. و می‌خواهد چگونه بشناساند یا چگونه شناخته شود. هویت پاسخی به نیاز طبیعی در انسان برای شناساندن خود به یک سلسله عناصر و پدیده‌های فرهنگی، تاریخی و جغرافیایی است. همان‌گونه که یک فرد نیازمند شناخته شدن به نام و ویژگیهای تعریف‌کننده و شناساننده فردی و خانوادگی خود است، یک گروه انسانی نیز نیازمند شناخته شدن و شناساندن خود به یک سلسله پدیده‌های معنوی و محیطی است. که شخصیت ملی ویژه و شناسنامه متمایزی را برای آن گروه انسانی پدید می‌آورد.


پویایی این پدیده‌های مادی و معنوی مفهوم ملت را واقعیت می‌بخشد. پدیده‌هایی چون یک سرزمین مشترک، یک دین مشترک، یک زبان مشترک، یک سلسله خاطرات سیاسی مشترک، برخی دیدگاههای اجتماعی مشترک و یک سلسله آداب و سنن و ادبیات و هنرهای مشترک، مجموعه‌ای از همه این مفاهیم «شناسنامه‌ای» ملی پدیدار می‌آورد که «هویت» ملی یک گروه انسانی یا یک ملت را واقعیت می‌بخشد. با توجه به این حقیقت که هویت ملی هر ملتی، در درجه اول زائیده محیط جغرافیایی آن ملت است. می‌توان نتیجه گرفت که فلات ایران گاهواره پیدایش و پرورش هویت ایرانی است. اما اینکه ایران از چه هنگامی آغاز گردیده، برخی را باور بر این است که «ایلام» شاید سرآغاز ایران بوده است.

برآمدن اسلام و گسترش آن در فلات ایران به هر حال در این کشور و هویت و ملیتش اثر ژرفی نهاد. اسلام، دینی تازه و پرنیرو را به ایران هدیه کرد و از ایران هدایای علمی، فرهنگی و مدنی فراوانی را دریافت نمود. اسلام شیعی به دلیل طبیعت اعتراض‌کننده‌اش و به دلایل تاریخی ویژه‌اش در انگیزه‌های ملی ایرانیان درآمیخت و جنبش سیاسی آنان را برای بازسازی هویت ملی و استقلال سیاسی کشورشان یاری داد.

از آغاز قرن بیستم ملیت و هویت ایرانی وارد دوران تعاریف مدرن شد. انقلاب مشروعیت در آغاز قرن بیستم، اشاره‌ای به آغاز آشنایی ایرانیان با مفاهیم اروپایی «حکومت دینی» و «مردم‌سالاری» بود. این پدیده سیاسی آغازین قرن بیستم و صد سال تلاش ایرانیان در مسیر آرمانهای آزادیخواهی به انقلاب اسلامی در اواخر قرن بیستم انجامید. پیش از بروز انقلاب اسلامی در ایران نظام حکومتی و برخی از اندیشمندان جامعه، سخت در تلاش پروردن هویت ملی مدرنی برای ایران بودند که یکسره بر دستاوردها و افتخارات دوران هخامنشی و ساسانی ایران تکیه داشت بی‌آنکه اسلام نقش مهمی در آن داشته باشد. در ایران نه می‌توان دهها قرن تمدن پیش از اسلام ایران را نادیده گرفت نه می‌توان چهارده قرن اثرگذاری دین اسلام در ایران را انکار کرد. کنار آمدن ایرانیان با این دو جنبه پراهمیت از ملیت و هویت ملی ایرانی، جامعه ایرانی را در سرآغاز قرن بیست و یکم به سوی دسترسی به مردم‌سالاری ویژه رهنمون ساخت. آنچه در جامعه سیاسی ایران رخ می‌دهد تلاش ملتی زنده است که در راستای مفهوم «دگرگون شدن برای بقاء» می‌کوشد تا با درآمیختن انگیزه‌های ملی ـ اسلامی کهن خود با ارزشهای انسانی دوران مدرن هویت ملی نوینی را شکل دهد.

آن دسته از صفات و ارزشهایی که مشترک میان ایرانیان و خاص آنهاست، هویت ملی ایرانیان را تشکیل می‌دهند و ملتهای دیگر براساس این ویژگیها، آنان را از دیگران متمایز ساخته و به عنوان ایرانی می‌شناسند. این صفات و ارزشها عمدتا عبارتند از:

1- قلمرو جغرافیایی سرزمین ایران به عنوان مقر و موطن زیست ایرانیان که در واقع به شهروندان ایرانی هویت مکانی و وطنی می‌بخشد.

2- تاریخ مشترک ایران به عنوان محور همزیستی، معاشرت، یادمانهای تلخ و شیرین و غم و شادی ملت ایران که به ایرانیان هویت تاریخی برجسته‌ای می‌دهد.

3- مذهب شیعه که هویت دینی و مذهبی حدود 95 درصد از جمعیت ایران را شکل می‌دهد.

4- فرهنگ عامه شامل آداب و رسوم، سنتها، جشنها و اعیاد که در معاشرتها، پوشش، الگوی غذایی، مهمانداری، مراسم جشن و سرور و عزاداری و... نمود می‌یابد. از این میان سبک عزاداری ماه محرم، جشن نوروز برجستگی خاصی دارد.

5- زبان فارسی و شعبات فرعی آن نظیر بلوچی، کردی و لری و غیره که به وسیله ارتباط، تعامل گفتاری و گنجینه معرفتی و فرهنگی ملت ایران است.

6- میراث و نهادهای فرهنگی شامل آثار باستانی و شهرهای باستانی و تاریخی نظیر شیراز، اصفهان، همدان، مشهد، یزد، تبریز و کرمان و...

7- هنرهای بومی و سنتی شامل صنایع‌دستی، نظیر قالی‌بافی، سرامیک‌سازی، منبت‌کاری، قلم‌زنی و غیره، نقاشی مینیاتور، موسیقی سنتی و کلاسیک ایرانی، معماری ایرانی شامل بناها، مساجد، گنبدها، تزئینات معماری و گچکاری، هنرهای تزئینی در ساختمانها، وسائل و ابزار، کتب به ویژه قرآن مجید، الواح، البسه و غیره...

8- میراث ادبی و معنوی شامل داستانها، حکایتها، پندها و اندرزها، حکمتها و آموزه‌های اخلاقی، عرفان و تصوف که سرچشمه روانشناسی و ویژگیهای روشی مردم ایران نیز محسوب می‌شوند.

9- میراث علمی و معرفت‌شناسی شامل فلسفه، حکمت، طب، جغرافیا، ریاضیات، نجوم، طبیعیات، تاریخ ادبیات و غیره با چهره‌های برجسته‌ای نظیر (بوعلی سینا ـ حافظ ـ سعدی ـ فردوسی ـ مولوی ـ خیام ـ بیرونی ـ جامی ـ رازی ـ فارابی ـ خواجه نصیرالدین طوسی ـ نظام‌الملک ـ طبری ـ غزالی ـ عطار ـ ناصرخسرو ـ رودکی ـ خوارزمی ـ علامه مجلسی ـ سهروردی ـ ملاصدرا ـ میرداماد ـ شیخ صدوق ـ ملاهادی سبزواری و... و صدها دانشمند به نام دیگر ایرانی همگی از مفاخر ملی ایران به شمار می‌روند.

10- نمادهای ملی ایران شامل پرچم، نشان ملی، سرود ملی، نام کشور، پول ملی و...

11- دولت ملی که به عنوان عنصر ترکیبی و واقعیتی سیاسی، حقوقی و جغرافیایی در بین دولتهای مستقل جهان دارد. نماینده و تجلی آرمان سیاسی ملت ایران است و به نمایندگی از ملت ایران در عرصه بین‌المللی حضور موثر دارد.

از طرفی اقتدار ملی یا قدرت ملی یک ملت در دنیای جهانی‌شدنهای قرن بیست و یکم نمی‌تواند تابع تعاریف کلاسیک این مفهوم باشد و بیش از این نمی‌تواند بر پایه اقتدار نظامی یک ملت ارزیابی شود شوروی سابق یکی از مقتدرترین و مجهزترین نیروهای رزمی جهان را در اختیار داشت ولی بی‌بهره بودنش از اقتدار ملی متکی بر نظام حکومتی مردم‌سالارانه، نظام اداری پویا و اقتصاد ملی سالم، سبب سرنگونی آن ابرقدرت گردید. آنچه به عنوان «قدرت» در دنیای ژئوپلتیک پست مدرن قابل ارزیابی است توان یک ملت در اعمال اراده ملی خود در درون و ورای مرزهاست. آشکار است که چنین شرایطی فراهم نمی‌آید مگر اینکه آن ملت توانسته باشد به مجموعه‌ای از ابزارهای قانون سیاسی، اقتصادی و دفاعی دسترسی پیدا کند. این مجموعه مفهوم قدرت ملی را در اتکا به یک نظام حکومتی مردم‌سالارانه توام با اقتصاد پیشرفته، نیروی دفاعی ورزیده و مجهز که بتواند موازنه‌های لازم منطقه‌ای را واقعیت دهد و در چشم‌اندازی از خواستهای پسندیده ملی، منطقه‌ای و جهانی آن ملت پیگیری کند تحقق می‌بخشد. گذشته از این موارد واقعیت یافتن قدرت ملی با چنین تعاریفی عملی نیست مگر برخوردار بودن آن ملت از یک نظام سیاستگذاری آگاه که بتوان خواستها و اراده ملی خود را در چارچوب منافع ملی تعریف کرد و در سیاستهای برنامه‌ریزی شده هوشیارانه در داخل واقعیت بخشد و ادامه آن را به یاری یک دیپلماسی ورزیده و پویا در بعد فرامرزی پیگیری کند.

بدین‌ترتیب اقتدار ملی را می‌توان در جمع آمدن اراده ملت نزد حکومت از راه انتقال قدرت رای مردم به حکومت از طریق مکانیسم انتخابات برای اداره مقتدرانه سرزمین تعریف کرد.

مجموعه‌ای از همه پدیده‌ها و عناصری که در حفظ بقاء و بهتر زیستن یک ملت نقش‌آفرین است منافع ملی آن کشور خوانده می‌شود. این پدیده‌ها و عناصر در برگیرنده همه بارزه‌های موجودیت و هویت ملی یک کشور است. از سرزمینها و مرزها گرفته تا اقتصاد و عوامل فرهنگی و امنیتی موثر در پدیدار آمدن، دوام یافتن و نیرومندتر شدن آن ملت و هویت ملی‌اش و نقش‌آفرینیهای داخلی، منطقه‌ای و جهانی‌اش همه و همه در مفهوم «منافع ملی» یک ملت جای دارد.

پروردن زمینه‌ها و گستردن پهنه منافع ملی در داخل کشور جنبه‌ای جغرافیایی ـ سیاسی دارد. و زیربنای اصلی راهبری سیاستهای داخلی هر کشوری را شکل می‌دهد، در حالی که دفاع از منافع ملی و پروردن عناصر بهره‌دهنده منطقه‌ای و جهانی آن جنبه ژئوپولتیک دارد و اندیشه زیربنایی سیاست خارجی هر کشوری است.

در آخر با توجه به هویت و عوامل قدرت‌ساز یا جنبه‌های اقتدار ملی و موثر در آن می‌توان گفت و به این نتیجه رسید که منافع ملی در شرایط زمانی و مکانی گوناگون مورد تعاریف گوناگون قرار می‌گیرد و در هر زمان و مکانی شامل عناصر و پدیده‌های مختلف است و عناصری چون یکپارچگی سرزمینی و منافع اقتصادی و ایدئولوژی در اولویت ویژه‌ای قرار دارند و باید مورد توجه قرار گیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات