تاریخ انتشار : ۰۹ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۶:۳۲  ، 
کد خبر : ۴۴۶۷۰

پوتین یعنی قدرت!


مهران قاسمی

رئیس‌جمهوری روسیه حتی در سمت نخست‌وزیری هم مرد شماره یک مسکو باقی خواهد ماند

تب رقابت‌های سیاسی برای تصاحب کرسی‌های پارلمان در روسیه چنان بالا گرفته که روز گذشته ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهوری این کشور را برای نخستین بار در حیات سیاسی‌اش به سخنرانی و تهییج هوادارانش وادار کرد. پوتین در حالی در جمع انبوه هواداران حزب «روسیه متحد» حملات تندی را متوجه منتقدان و مخالفان خود کرد که بنا به اکثر قریب به اتفاق نظرسنجی‌ها، وی و حزبش دارای بیشترین شانس برای پیروزی قاطع هستند. پیروزی قاطع و کسب اکثر کرسی‌های پارلمانی برای پوتین این بار معنا و مفهومی دیگر دارد. رئیس‌جمهوری روسیه که حالا به صراحت اعلام کرده قصد دارد تا در کسوت نخست‌وزیر، سمتی که محدودیت زمانی و دوره‌ای ندارد، در صحنه حضور داشته و از دستاوردهای خود دفاع کند، می‌داند یک اکثریت پارلمانی قوی می‌تواند وی را قدرتمندتر از هر زمان دیگری در راس امور قرار دهد. در این میان حتی می‌توان در ماه‌های آینده انتظار داشت که پارلمان به افزایش اختیارات نخست‌وزیر و کاهش نسبی اختیارات رئیس‌جمهوری اقدام کند تا پوتین حتی پس از نشستن بر مسند نخست‌وزیری و قرار گرفتن در جایگاه مرد شماره دو روسیه، باز هم همه کاره و تصمیم‌گیرنده اصلی باشد!

سخنان پوتین که این روزها پلاکاردهای بزرگ «به شماره 10 رای دهید» حزب او در سرتاسر کشور، مردم را به انتخاب گزینه دهم فهرست انتخابات یا همان حزب روسیه بهتر فرا می‌خواند، نشان از عزم وی برای به حاشیه راندن رقبا و فراهم کردن زمینه انتقال قدرت بیشتر به دفتر نخست‌وزیری بود. پوتین با لحنی تهدیدکننده به حامیان خود اطمینان داد که نه اجازه دخالت خارجیان در امور داخلی روسیه را خواهد داد و نه به مخالفان روسیه فرصت می‌دهد کشور را به تنش‌ها و بحران‌های دهه 90 بازگردانند.

حضور پوتین در سمت نخست‌وزیری اما بار دیگر به بحث کهنه و قدیمی قدرت در این کشور دامن می‌زند، پرسشی که هرگز در این سرزمین پاسخی مطمئن و قطعی نیافته است.

در دوران اتحاد جماهیر شوروی، گذشته از دبیرکل حزب یا رئیس‌جمهوری، بسیاری معتقد بودند در پس پرده حزب و جلسات متمادی و پشت درهای بسته آن، مردان و زنانی در حاشیه نشسته‌اند که تصمیم‌گیرندگان اصلی و هدایت‌کنندگان واقعی هستند. ساختار بسته شوروی هرگز اجازه نمی‌داد تا این فرضیه اثبات شده یا حتی امکان بررسی صحت و سقم آن به وجود بیاید.

در دوران پس از فروپاشی شوروی و روزهای حکومت یلتسین، اکثر ناظران داخلی و خارجی معتقد بود که رئیس‌جمهوری تنها نمادی از قدرت است و تصمیم‌گیرندگان واقعی «دیگران» هستند. این دیگران در واقع اعضای خاندان یلتسین و بستگان او، در کنار برخی چهره‌های قدرتمند سیاسی بودند. یلتسین تلاش بسیاری داشت تا به همه نشان دهد که قدرت در اختیار اوست و در این راه حتی از به میدان آوردن تانک‌ها و توپ‌ها و رژه نظامیان در برابر پارلمان هم ابا نداشت. نمایش یلتسین اما کمتر کسی را متقاعد می‌کرد و روس‌ها همچنان معتقد بودند قدرت در جایی دیگر نهفته است.

دوران حضور پوتین در این میان متفاوت بود. رئیس‌جمهوری روسیه که چهره‌ای امنیتی به شمار می‌رفت، قدرت را به طور کامل از آن خود می‌دانست و نه تنها حاضر به تقسیم آن با کسی نبود، بلکه ورود به حوزه قدرت را هم برای دیگران مجاز نمی‌شمرد. پوتین حوزه امنی برای خود تعریف و ورود به این عرصه را ممنوع اعلام کرده بود. دوران پوتین و تمرکز قدرت در کرملین، هرچند انتقادهای فراوانی را موجب شد، اما در نهایت حاصلی چون رشد اقتصادی و ثبات سیاسی در این کشور را به همراه آورد. منتقدان پوتین این روزها می‌توانند از استبداد رای و خودکامگی او انتقاد کنند اما هرچه که هست برای نخستین‌بار در دوران نه چندان کوتاه شوروی و روسیه، مردم می‌دانند که قدرت واقعی از آن کیست. پایان دوران ریاست جمهوری پوتین و ابهام در مورد سرنوشت سیاسی کشور هرچند در این میان به نگرانی‌هایی دامن زده اما به نظر می‌رسد مردم روسیه چنان از حاصل دوران حضور مامور سابق کاگ‌ب در کرملین راضی‌اند که نه تنها وی را در رسیدن به سمت نخست‌وزیری یاری خواهند کرد که حتی مطابق نظرسنجی‌ها آرای خود را در سبد نامزد مورد حمایت وی در انتخابات ریاست جمهوری خواهند ریخت. در چنین بستری طبیعی است سرنوشت قدرت در روسیه روشن بماند و پوتین همچنان مرد قدرتمند و سیاستمدار شماره یک روسیه.

انتظار پوتین برای بازگشت مجدد به کاخ کرملین هم در این میان چندان به درازا نخواهد کشید.

کافی است یک دوره 4ساله را با اتکا به پارلمانی قدرتمند و حامی خود در دفتر نخست‌وزیری بگذراند تا بار دیگر در کسوت رئیس‌جمهوری بتواند به میدان بازگردد. پوتین در این میان نگرانی چندانی از عدم همراهی یا سنگ‌اندازی‌های احتمالی رئیس‌جمهوری آتی به سر راه خود ـ‌ به عنوان نخست‌وزیر ـ نخواهد داشت. گذشته از آنکه رئیس‌جمهور آتی به احتمال بسیار از جمع وفاداران به وی انتخاب خواهد شد، پارلمان قدرتمند حامی پوتین به وی امکان مقابله با رئیس‌جمهوری و حتی کوتاه کردن دوران حضور وی در این سمت و بازگرداندن پوتین به کاخ کرملین ـ پیش از زمان معمول ـ را هم می‌دهد.

در چنین بستری بعید به نظر می‌رسد حداقل تا میان مدت چهره و گروهی توان به زیر کشیدن پوتین را داشته باشند. امروزه در روسیه نام پوتین مترادف قدرت است و قدرت متاثر از حضور وی. این معادله اما تا چه زمان پا برجای خواهد ماند؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات