سیدعماد حسینی
باید اذعان کرد که این بار حق با طرف صهیونیستی است و برای این رژیم و حتی در چارچوب آنچه که به حلوفصل نهایی شهرت یافته هم کشتار فلسطینیان در غزه و سرکوب حماس و گروههای مبارز فلسطینی که اکنون در این منطقه از فلسطین رشد و نمو یافتهاند یک قاعده غیرقابل اغماض است.
طرف سازشکار فلسطینی هم کاملا این مسئله را میداند وحتی خود در بخشی از آن عامل محسوب میشود.
برخلاف تصور بسیاری از تحلیلگران، تنها ایستگاه مذاکرات حلوفصل نهایی رسیدن دولت فلسطین نیست.
به تعبیری واضحتر آنچه که اکنون گروه محمود عباس در مورد آن با طرف اسرائیلی در حال مذاکره است باز پس گیری غزه از طریق سرکوب کامل حماس و دیگر گروههای فلسطینی است و حلوفصل نهایی برای تشکیلات رامالله یعنی حلوفصل کردن بزرگترین چالش داخلی یعنی مبارزان فلسطینی و در رأس آن حماس است. این مسئله را به راحتی از عدم پذیرش توقف مذاکرات از سوی طرف فلسطینی در مقابل این حجم وسیع از جنایات صهیونیستی میتوان به عینه دید. حمله جنگندههای صهیونیستی به ساختمان وزارت کشور در غزه نیز بیانگر آن است که صهیونیستها نیز به عنوان همپیمان محمود عباس عزم خود را برای سرکوب آغاز کردهاست و بوش هم در سفر خود به بیتالمقدس و رامالله این چراغ سبز را به این دو داد و در واقع استارت آغاز محو حماس و نه شکلگیری دولت فلسطین را در فلسطین اشغالی زد.
ابعاد مختلف یک کشتار
اما چرا باید در این شرایط خاص و برهه زمانی حماس و نوار غزه مورد حمله قرار گیرد؟
نحوه سرکوب حماس میتواند در سه بعد فلسطینی، اسرائیلی و بینالمللی بازتاب داشته باشد.
در بعد اول با نگاهی به روند افزایش فشار برنوار غزه مشاهده میشود که رسانههای گروهی سعی کردهاند مسئول اعمال فشارها بر مردم غزه را حماس معرفی کرده و بعد از آن محمود عباس و دارودستهاش به عنوان ناجی وارد صحنه شوند، این مسئله به وضوح از قطع حقوق کارمندان تا قطع سوخت و محاصره غذایی این منطقه مشهود است.
اکنون هم اکثر رسانهها سعی میکنند این ادعای صهیونیستها را تکرار کنند که حماس دارای زرادخانه بزرگی از تسلیحات است و با توجه به تواناییاش در شلیک روزانه 60موشک، اسرائیل دست به چنین اقدام پیشگیرانه میزند.
تشکیلات رامالله هم همنوا با این ادعا بار دیگر بر بیهوده بودن این موشکها تاکید و با اعلام عزای عمومی و محکومیت صوری این اقدام، تلاش کرد تا همچنان وجهه خود را در میان مردم ساده و عادی باقی نگه دارد. به هر ترتیب هر نوع شکستی برای حماس به عنوان بازگشت قدرت به محمود عباس است و جایگاهش را بار دیگر در صحنه سیاسی و قدرت فلسطین به او بازمیگرداند.
در بعد دوم گرچه گفته میشود گلعاد شالیط اسیر اسرائیل در غزه مهمترین چالش در برابر ایهود باراک جهت یورش گسترده به نوار غزه است اما تحلیلگران اسرائیلی بر این باورند که حماس هر قدر هم که حملات بر غزه گسترده باشد بازهم تا زمانی که وی در معرض آزادی توسط نظامیان صهیونیستی قرار نگیرد وی را نخواهد کشت از این رو ارتش رژیم صهیونیستی برای التیام زخمهایش در لبنان و شکست خفت بارش در لبنان سعی دارد با شکستن مقاومت حماس از آن بهعنوان یک پیروزی بزرگ برای خود و بازگرداندن آبروی از دست رفتهاش سود برد.
تشخیص قدرت حماس
کارشناسان نظامی صهیونیست که در شبکههای مختلف تلویزیونی این رژیم حضور پیدا میکنند در تفسیر خود از علل و اهداف صهیونیستها برای انجام این حمله ادعا میکنند تمامی این حملات برای پیبردن به میزان قدرت نظامی حماس است تا با آغاز حمله گسترده و فراگیر علیه غزه همانند جنگ لبنان غافلگیر نشوند.
اما سومین بعد آمریکایی – بینالمللی است زیرا جرجبوش طی سه سال واندی از دومین دوره ریاست جمهوریاش هیچ دستاورد مثبتی را کسب نکرده است و این امر کار خلف جمهوریخواهش را به طور حتم در انتخاباتی که کمتر از یک سال دیگر انجام خواهد شد بسیار سخت و دشوار میکند.
سرکوب حماس و تشکیل دولت نیمبند فلسطینی به رهبری گروهی که حتی حضور فعلی خود را در صحنه سیاسی مدیون آمریکا میدانند میتواند دستاوردی بیبدیل برای بقایای محافظهکاران جدید محسوب شود.
با توجه به آنچه گذشت باید گفت آغاز حمله علیه نوار غزه مسئلهای غیرقابل انکار است. اما برخی از تحلیلگران زمان آن را به بعد از آزادی گلعاد شالیط میدانند در حالی که برخی دیگر معتقدند اسرائیل رویکرد جدیدی را در راستای تکریم جان یهودیان توسط این رژیم در پیش گرفتهاست و سعی دارد به جای استفاده تبلیغاتی از بازگشت آنها سوءاستفاده تبلیغاتی – سیاسی و نظامی از مرگ آنها بکند.
انجام عملیات ایذائی در جنوب لبنان و اسارت و چند ساعته دو چوپان لبنانی هم نشان میدهد که ارتش اسرائیل به دنبال آن است که بداند آیا حزبالله بار دیگر در مناطق مرزی با فلسطین اشغالی پایگاههای جدیدی ایجاد کرده است یا خیر تا در زمان انجام حمله گسترده در غزه از سوی حزبالله لبنان در شمال غافلگیر نشود.
امروز فقط اسرائیلیها نیستند که به دنبال غرق شدن غزه در دریا هستند بلکه فلسطینیان سازشکار هم بعد از شکست در انتخابات و بیرون رانده شدن از این منطقه مقاومپرور کینه آن را به دل دارند و به دنبال محو آن جهت تحقق خواستههای خویشند.
اما حماس که همانند حزبالله رهبرانش به همراه و فرزندانشان در خط مقدم مبارزه قرار گرفته و پا به پای دیگر احاد ملت میجنگند و شهید میشوند، اجازه تحقق چنین رؤیایی را برای صهیونیستها نخواهند داد، جنگ طولانی در پیش است اما به طور حتم به نفع آنانی که فرزندانشان اکنون به میلیاردرهای فلسطینی تبدیل شدهاند به پایان نخواهد رسید.