سحاب فاطمی
اشاره:
گسلهای سیاسی و استراتژیک کاخ کرملین هر لحظه در حال تغییر و جابهجایی است. این جابهجایی در جهت بازتعریف سیاست داخلی و خارجی مسکو در ابتدای هزاره سوم صورت میگیرد. در شرایط حساس کنونی مجالی جهت ادامه حیات روسها در قالب احتیاط و حرکت آهسته باقی نمیماند. این حقیقتی است که پوتین با اندکی مکث و تاخیر نسبت به آن اذعان پیدا نموده است...
">سحاب فاطمی
اشاره:
گسلهای سیاسی و استراتژیک کاخ کرملین هر لحظه در حال تغییر و جابهجایی است. این جابهجایی در جهت بازتعریف سیاست داخلی و خارجی مسکو در ابتدای هزاره سوم صورت میگیرد. در شرایط حساس کنونی مجالی جهت ادامه حیات روسها در قالب احتیاط و حرکت آهسته باقی نمیماند. این حقیقتی است که پوتین با اندکی مکث و تاخیر نسبت به آن اذعان پیدا نموده است...
حرکت در قالب احتیاط، این فرمولی بود که پوتین پس از حضور در راس معادلات سیاسی مسکو براساس آن رفتار نمود. بر این اساس روسیه سعی نمود در منافع میانی و کوتاهمدت خود دست به نوعی سازش تصنعی با اروپا و آمریکا بزند و در منافع کلان خود به هیچ عنوان با غرب و واشنگتن مصالحه نکند. این الگو بر روی کاغذ تئوریسینهای کرملین حالت خیرهکننده و جذابی داشت. اما زمانی که به وادی عمل گذار نمود ناکارآمدی خود در مناسبات سیاسی مسکو را نشان داد و حتی در مقاطعی به نقطه آسیب روسها تبدیل شد. مهمترین خطای استراتژیک پوتین عدم تفکیک صحیح منافع کلان، میانی و کوتاهمدت روسیه در ابتدای هزاره سوم بود. پوتین به گونهای این منافع را تقسیمبندی نموده بود که گویا هنوز زمان لنین و استالین و خروشچف است و نظام بینالملل دامنه تعریف محدودی دارد. این در حالی است که با تغییر معادلات کلی جهانی فرمولهای رایج در آن نیز باید بازتعریف شوند. از سوی دیگر، اگر پوتین در سالهای پس از جنگ جهانی دوم به عنوان رئیسجمهور شوروی سابق ایفای نقش مینمود، میتوانست با اتکا به این فرمول موفقیتهای زیادی را در عرصه بینالمللی کسب کند. اما با گذشت چند دهه از آن زمان دیگر نمیتوان بر مبنای این الگوی کهنه رفتار نمود.
دلیل این مسئله نیز کاملا واضح است در دهههای پایانی قرن بیستم با تفکیک منافع کشورها روبهرو بودیم. بر این اساس هر کشوری میتوانست در تقسیمبندی منافع خود خط مرزهای مشخصی را میان آنها ترسیم کند و بر مبنای اهمیت آنها دست به اولویتبندی بزند. اما در ابتدای هزاره سوم با درهم تنیدگی منافع کشورها روبهرو هستیم. بر این اساس باید میان منافع کلان، میانی و کوتاهمدت ارتباطی سلسلهوار و مستقیم را ترسیم نمود. روسها در ترسیم این ارتباط بسیار ناموفق عمل کردند. همین مسئله سبب شد تا روسیه هر لحظه از اصلیترین هدف کلان خود یعنی نیل به قطبیت مجدد در جهان دورتر شود. نفوذ آمریکا در حیاط خلوت مسکو، وقوع انقلاب گل رز در تفلیس و انقلاب نارنجی در اوکراین، اصرار کاخ سفید برای اجرای طرح استقرار سیستم دفاع ضد موشکی در خاک اروپا و... جملگی در قالب همین اهمالکاری روسها صورت پذیرفت.
رئیسجمهور روسیه طی ماههای اخیر پروسه بازنگری مخفیانهای را در سیاست خارجی کاخ کرملین آغاز نموده است. بر این اساس ولادیمیر پوتین سعی دارد مرزهای مسکو با غرب و واشنگتن را پررنگتر نماید اخیرا رییسجمهور روسیه با متهم کردن غرب به دخالت در امور سیاسی روسیه اظهار نموده است که مخالفان در داخل و خارج درصدد تضعیف روسیه هستند.
پوتین در اظهاراتی محکم در مبارزات انتخاباتی حزب روسیه متحد با درخواست از روسها برای طرفداری از حزب حاکم که از حمایت کرملین برخوردار است گفته است آنهایی که با ما مقابله میکنند به یک کشور ضعیف و بیمار نیاز دارند. آنها میخواهند که یک جامعه متفرق داشته باشند، تا با پشتوانه آن تمام نقشههایشان را عملی کنند.
وی بدون نام بردن از حزب یا کشور خاصی از مخالفان لیبرال و کمونیستش انتقاد کرده و اوضاع نامعلوم اقتصادی روسیه را طی و بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 یادآوری کرد. چندی پیش نیز میخائیل گورباچف، آخرین رئیسجمهور شوروی سابق در اظهاراتی تاملبرانگیز نسبت به بازگشت مرام استالینیستی در مسکو ابراز نگرانی نموده بود. روسیه از سویی تحت فشار و دخالت مستقیم آمریکا و غرب قرار دارد و از سویی دیگر، مخالفان داخلی پوتین سعی در ناآرامسازی اوضاع دارند. در چنین شرایطی اصالت با کدام است: رفتارهای غرب یا سیاستهای کاخ کرملین؟
پوتین طی سالهای اخیر اصالت را به تهدیدات غرب داده است و همین مسئله برای وی و همراهانش دردسرساز شده است. این در حالیست که تهدیدات آمریکا و اتحادیه اروپا نسبت به رفتارهای روسیه در فرع قرار دارند. به عبارت دیگر، اگر روسها طی سالهای اخیر از لاک احتیاط بازدارنده خارج میشدند امروزه فضای تنفس بیشتری در معادلات منطقهای و فرامنطقهای خود داشتند. در هر صورت باز تعریف معادلات سیاسی روسیه و پوستاندازی کرملین در نظام بینالملل برای روسها یک الزام محسوب میشود. ماندن بیشتر روسها در لاک احتیاط سبب بازگشت آنها به نقطه صفر یعنی زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی میشود. در این صورت مسکو با فاجعه انزوای مهلک در جهان پیچیده امروز روبهرو خواهد شد.
یکی از راهکارهای مهم جهت باز تعریف چهره روسیه در نظام بینالملل تاکید مقامات این کشور بر منافع کلان مسکو است. روسیه برخلاف آمریکا یا اتحادیه اروپا تصویر واضحی از منافع کلان خود ندارد. البته اخیرا پوتین سعی کرده این تابو را در هم بشکند. پوتین در این خصوص اظهار نموده است که روسیه در ده سال آینده در ردیف پنج قدرت بزرگ اقتصادی جهان قرار خواهد گرفت. رئیسجمهور روسیه در این اظهارات به دستاوردهای هشت سال حکومت خود از جمله رشد 70 درصد تولید ناخالص ملی روسیه، افزایش 30 برابر سرمایه شرکتهای روسی و رشد سه برابر درآمدهای مردم اشاره کرده است.
از سوی دیگر، روسیه باید مرزبندیهای خود را با سازمانهای مانند ناتو پررنگتر نماید. نباید فراموش کرد که استراتژیستهای ناتو در پی عملی نمودن طرح گوام هستند و در این راستا نگاه منفی آنها به مسکو همچنان تداوم خواهد یافت. این نگاه منفی و بدبینانه همواره از سوی ایالاتمتحده آمریکا و اتحادیه اروپا تقویت میشود. اقدامات اخیر ناتو در اطراف روسیه زنگ خطر تازهای را برای مسکو به صدا در آورده است. رئیسجمهور روسیه اخیرا اعلام نموده است که مسکو آرایش نیروهای نظامی ناتو در نزدیکی مرزهای این کشور را نادیده نمیگیرد و در صورت لزوم واکنش نشان میدهد. اخیرا دومای روسیه به اتفاق آرا با تصویب طرحی به رئیسجمهوری این کشور اجازه تعلیق کامل پیمان نیروهای متعارف در اروپا در روسیه را داد. روسیه هشدار داده است که در صورت عدم تصویب این پیمان توسط کشورهای عضو ناتو در ماده دسامبر (ماه آینده میلادی) آن را به حالت تعلیق کامل در میآورد. "پیمان نیروهای متعارف در اروپا" در سال 1990 در پاریس توسط 20 کشور امضا شد و در سال 1999 در استانبول اصلاح شد.
روسیه در وضعیت گذرا قرار دارد اما فرصت چندانی برای گذار ندارد! شاید این بهترین توصیفی باشد که میتوان در خصوص اوضاع داخلی مسکو به کاربرد. روسها هماکنون چارهای جز باز تعریف معادلات خود در نظام بینالملل ندارد. تهدیدات همزمان مخالفان داخلی و کمونیستها، اتحادیه اروپا، ایالاتمتحده آمریکا و ناتو سبب شده است تا مسکو در منگنهای سخت قرار گیرد. اما در هم شکستن این قالب با توجه به امکانات بالقوه روسها که مدتهاست به حال بالفعل در نیامدهاند کار چندان دشواری نیست پوتین، لاوروف و دیگر مقامات روسی باید پازلهای سیاست داخلی و خارجی خود را از قالب احتیاط خارج نموده و نوعی آرایش شبه رئالیستی به آنها بدهند. این نوع آرایش سبب میشود تا تهدیدات اطراف مسکو به صورت خودکار وزن کمتری بیایند. در غیر این صورت شاهد افزایش تصاعدی این تهدیدات به اشکال مختلف خواهیم بود.