تاریخ انتشار : ۱۲ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۹:۲۵  ، 
کد خبر : ۴۴۷۰۷

تعامل با آژانس جابجایی در مبنای مذاکرات


مهدی محمدی

مذاکرات اخیر میان هیئت اعزامی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و تیمی از مذاکره کنندگان هسته‌ای ایران را باید واقعه‌ای مهم و کلیدی در پرونده هسته‌ای ایران و آغاز‌گر فصلی نو در تاریخ آن دانست. ظرف حدود دو ماه گذشته، یعنی از هنگامی که علی لاریجانی و خاویر‌سولانا در گفت‌وگو‌های خود توانستند اجمالاً بر سر یک «روند سازنده» توافق کنند، مسیر جدیدی در پرونده هسته‌ای ایران گشوده شده که مذاکرات و توافق‌های اخیر با آژانس را می‌توان یکی از محصولات یا مراحل این روند خواند. این روند جدید اگر‌چه هنوز در مراحل آغازین خود قرار دارد و با موانع جدی و دشواری‌های بزرگی خصوصاً از جانب آمریکا و صهیونیست‌ها هم روبه‌روست، اما انتظار می‌رود در صورت تداوم، در میان مدت، به یک راه‌حل یا دقیق‌تر «الگویی برای حل و فصل پرونده هسته‌ای ایران» منجر شود.

خلاصه آنچه تاکنون اتفاق افتاده ـ و می‌افتد ـ این است که قبل از هر چیز یک جابجایی مهم در «مبنا»ی مذاکرات رخ داده و غربی‌ها در این مورد دیدگاه خود را به نحو اساسی تعدیل کرده‌اند. اعضای گروه 6 زمانی با سرسختی تمام بر این موضع پای می‌فشردند که تعلیق برنامه هسته‌ای ایران با فرمولی که در قطعنامه‌های شورای امنیت ترسیم شده پیش شرط ضروری و غیرقابل جایگزین آغاز هرگونه مذاکره با ایران است. ایران در یک سال گذشته شیوه‌ای در پیش گرفت که نهایتاً به منتفی شدن این اصل جزمی از ناحیه غربی‌ها انجامید. روش ایران این بود که بی‌توجه به همه جو‌سازی‌ها و تهدیدها ـ که گاه بسیار شدت می‌گرفت ـ اعلام کرد رفتار خود را به عنوان تابعی از شدت فشارها و تهدیدها تنظیم نخواهد کرد و عملاً هم در تمام این مدت با سرعتی بالا و باور نکردنی به توسعه و تکمیل توان غنی‌سازی خود در نطنز پرداخت. غربی‌ها در ابتدا تصور می‌کردند اگر فشارهای خود را به اندازه کافی زیاد کنند بالاخره نتیجه خواهند گرفت و ایران تحت فشار داخلی و از ترس غیر قابل تحمل بودن عواقب هر گونه بلندپروازی نهایتاً تسلیم خواهد شد و پس از به حال تعلیق درآوردن برنامه خود به مذاکرات باز خواهد گشت. پس از چند ماه تعقیب الگوی «فشار برای تعلیق و همزمان ترغیب به مذاکره» غربی‌ها دریافتند تنها چیزی که به دست آورده‌اند یک ایران مصمم‌تر با برنامه هسته‌ای فوق‌العاده پیشرفته‌تر است. در واقع استراتژی ایران این بود که نشان دهد افزایش تهدیدها نه فقط برنامه غنی‌‌سازی‌اش را کند نمی‌کند بلکه آن را بیش از پیش تسریع خواهد کرد.

اعضای گروه 6 خیلی زود پیامی را که ایران می خواست به آنها بفهماند، دریافتند. آنها فهمیدند که تداوم روند فشار و تهدید جز خسارت و ناکامی برایشان به بار نخواهد آورد و اراده ایران را هم با چنین روش‌هایی نمی‌توانند سست کنند. از سوی دیگر غرب احساس می‌کرد دیگر نمی‌تواند فرصت طلایی گفت‌وگو با مؤثرترین کشور خاورمیانه را در حالی که این منطقه گرفتار انبوهی از بحران‌هاست و کلید این بحران‌ها هم جملگی به دست ایران است، را هدر دهد و خود را از این فرصت بزرگ محروم سازد.

اینگونه بود که یک پارادو‌کس بزرگ شکل گرفت. پارادوکس میان تقاضای تعلیق ـ که دیگر معلوم شده بود دست نا‌یافتنی است ـ و نیاز به مذاکره با ایران. در حالی که غربی‌ها هیچ راه‌حلی برای این بن‌بست نداشتند، ایران خود برای گشودن بن‌بست پیشقدم شد و ابتکاری برای گشوده شدن مسیری به جلو ارائه داد. علی لاریجانی در دیدار خود با خاویر‌سولانا در لیسبون به او پیشنهاد کرد مبنای مذاکرات از «تعلیق» به «همکاری با آژانس» تغییر پیدا کند. غربی‌ها هم که خود در باطن خویش دنبال راهی برای خلاص شدن از پیش شرط تحقق‌ناپذیر تعلیق می‌گشتند، بی‌درنگ این ابتکار را پذیرفتند و نهایتاً بنابر آن شد که فعلاً پی‌گیری مسیر شورای امنیت از جانب گروه 6 متوقف شود تا ایران بتواند با آژانس در یک چارچوب زمانی مشخص به توافقی بر سر «مدالیته» (جدول و چارچوب) حل و فصل مسایل «قبلی» و «موجود» دست یابد. الباقی تحولات در آینده مستقیماً تحت تاثیر میزان و کیفیت نتیجه‌ای است که تعامل فعلی ایران و آژانس به بار خواهد آورد.

این خلاصه‌ای از وضعیت موجود پرونده هسته‌ای ایران است. وضعیتی که به جرئت می‌توان ادعا کرد در طول تاریخ 4 ساله این پرونده هرگز چیزی شبیه به آن وجود نداشته است. شاخصه اصلی این وضعیت این است که غربی‌ها اکنون پس از پیمودن تمامی راه‌های ممکن و هزینه کردن همه کارت‌هایی که در دست داشتند پای میز مذاکره بازگشته‌اند و طبعاً وقتی راه دیگری برای رفتن نداشته باشند پای میز باقی خواهند ماند.

پرونده هسته‌ای ایران به لطف هوشیاری و مقاومتی که دیپلماسی هسته‌ای کشورمان از خود نشان داد اکنون در یک مسیر صحیح قرار گرفته است، مسیری که ایران چندین سال است رئوس آن را به شفاف‌ترین شکل ممکن توضیح داده اما غربی‌ها تا مجبور نشدند به گام نهادن در آن تن ندادند. در این مسیر، هرگاه غرب قصد داشته باشد با تندروی در شورای امنیت یا هر جای دیگر، جنبه امنیتی پرونده ایران را پررنگ سازد خود را با قدرت بی‌مانند و نفوذ عمیق ایران در خاورمیانه مواجه خواهد دید و به همان نسبت شتاب فنی برنامه ایران هم بیشتر خواهد شد. و برعکس، هرگاه جنبه فنی و حقوقی پرونده ایران برجسته شود ـ اتفاقی که غرب ناچار اکنون آن را پذیرفته ـ ایران شرایطی به وجود خواهد آورد که فاصله با یک راه‌حل مسالمت‌جویانه و معقول اندک شود. درست است که در وضع فعلی باز هم این غربی‌ها هستند که باید انتخاب کنند اما به وضوح می‌توان دید گزینه‌های زیادی برای انتخاب کردن ندارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات