مترجم: نادر مازوجی
اگرچه حدود یک سالونیم از جنگ 33 روزه رژیم صهیونیستی با حزبالله لبنان میگذرد، اما به دلیل پیروزی حزبالله در این جنگ نابرابر، به نظر میرسد تبعات آن هنوز هم سایه سنگینی بر دولت و مقامت بلندپایه رژیم صهیونیستی افکنده است. اتهام بیلیاقتی علیه ارتش این رژیم در جنگ یاد شده در نهایت منجر به برکناری «دان حالوتس» رئیس ستاد ارتش رژیم صهیونیستی شد. اما به نظر میرسد این اتهامات و برکناریها در میان مقامات این رژیم پایانی ندارد، به طوری که در جدیدترین مورد در این خصوص، کمیته امنیت و روابط خارجی پارلمان رژیم صهیونیستی از ارتش این رژیم و روش آن در جنگ 33 روزه به شدت انتقاد و آن را با کورکورانه عمل کردن بدون توجه به انتقادات در سطح سیاسی متهم کرد. این کمیته در گزارشی مفصل نتایج تحقیقات خود درباره جنگ 33 روزه را منتشره و تصریح کرد که اسرائیل بدون هدف آشکار و طرحهای عملیاتی وارد جنگ با حزبالله شد و این در حالی بود که ارتش در سطوح مختلف آن در حالتی از استرس و آشفتگی به سر میبرد. در این گزارش آمده است همین ضعف باعث شد تا حزبالله در اداره جنگ موفق شود. گزارش پارلمان رژیم صهیونیستی با تأکید بر اینکه اسرائیل در نهایت نتوانست حزبالله را که چندهزار نیروی جنگنده بیشتر نداشت سرکوب کند، افزوده است؛ ارتش اسرائیل در اداره جنگ اصول مربوط به پایبندی به امنیت اسرائیل را رعایت نکرد. این گزارش میافزاید به رغم عملکرد خوب نیروی هوایی اسرائیل این نیرو به تنهایی قادر به یکسره کردن جنگ و نابودی موشکهای حزبالله نبود. در این گزارش از تأخیر در حمله زمینی انتقاد و تأکید شده که به حمله زمینی اسرائیل در آخر جنگ نیازی نبود. گزارش پارلمانی رژیم صهیونیستی در ادامه آورده است؛ ارتش و به خصوص نیروی هوایی اسرائیل به جای آنکه زرادخانه موشکی حزبالله را هدف قرار دهد به حاشیه رفت و کورکورانه زیر ساختهای لبنان را هدف قرار داد. لازم به ذکر است در جنگ 33 روزه اگر چه نظامیان رژیم صهیونیستی بیش از یک هزار لبنانی را به خاک و خون کشیدند و فاجعه روستای قانا را برای بار دوم رقم زدند و میلیاردها دلار خسارت به بخشهای مختلف لبنان وارد کردند، اما این رژیم شکست سختی را از مقاومت لبنان متحمل شد و پس از نبردی نابرابر با بر جای گذاشتن تلفات و خسارات سنگین ناچار شد آتسبس شورای امنیت را بپذیرد و با وضعیتی آشفته از خاک لبنان خارج شود. روزنامه پرتیراژ صهیونیستی «یدیوت آهارونوت» پیش از این اعلام کرده بود نظامیان ارتش اسرائیل در جنگ 33 روزه دچار بیماریهای روانی بسیاری شدهاند تا جایی که این امر، ارتش را با مشکل مواجه کرده است. از سویی دیگر، گزارشهای خبری حاکی از آن است که انتشار گزارش جدید کمیته امنیت و سیاست خارجی پارلمان رژیم صهیونیستی موجب بروز اعتراضات و انتقادات اپوزیسیون به دولت ایهود اولمرت نخستوزیر و ارتش این رژیم شده است.
گزارش وینوگراد
کمیته تحقیق دولتی رژیم صهیونیستی که در 17 سپتامبر 2006 برای بررسی عملکرد دولتمردان و نظامیان این رژیم در جریان جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان تشکیل شده بود و با انتشار گزارش خود، دولت صهیونیستی را دچار تلاطم کرد. این کمیته تحقیق که به نام رئیس آن قاضی بازنشسته «الیاهو وینوگراد» شهرت یافته است، در گزارش مقدماتی خود ایهود اولمرت، «عمیر پرتز» وزیر دفاع سابق و دان حالوتس رئیس سابق ستاد ارتش این رژیم را که چند ماه قبل از این سمت برکنار شدند، مسئول شکست در این جنگ معرفی کرده بود. در بخشی از این گزارش، این سه مقام رژیم صهیونیستی به عدم مشورت با کارشناسان خارج از دولت و ارتش، آغاز فوری جنگ بدون آمادگی لازم و براساس اهداف مبهم، متهم شده بودند. کمیته وینوگراد، اولمرت و پرتز را به ناآشنایی با وظایفشان در امور نظامی متهم کرد و آنها را مسئول ناکامیهای رژیم صهیونیستی در جنگ با حزبالله دانست. انتشار گزارش این کمیته اگر چه آن قدرت شدت نداشت که موجب برکناری اولمرت از سمت نخستوزیری شود، اما ضره سختی به وی که مدعی بود رژیم صهیونیستی در این جنگ به اهداف اصلی خود دست یافته، وارد کرد. آنچه در واقع اولمرت را از یک سقوط حتمی نجات داد، بخشی از گزارش وینوگراد بود که یکی از ریشههای ناکامی این رژیم در جنگ 33 روزه را فقدان استراتژی امنیت ملی و نبود آمادگی ارتش اسرائیل برای رویارویی با خطراتی از نوع آنچه در جنگ با حزبالله ظاهر شد، دانسته و دولتهای پیشین این رژیم را در این باره مقصر معرفی کرد. عقبنشینی یکجانبه ارتش صهیونیستی از جنوب لبنان در سال 2000 نیز به عنوان یکی از دلایل ناکامی این رژیم در جنگ اعلام شده گفته میشود که قرار است گزارش نهایی کمیته وینوگراد پس از دیدار چند روز آینده جرج بوش رئیسجمهوری آمریکا از خاورمیانه منتشر شود.
مسیرهای خروج از بحران
در چنین شرایطی شماری از شخصیتهای سیاسی لبنان به اتفاق، توافق و تفاهم سیاسی و ملی را تنها راه برونرفت از بحران فعلی این کشور عنوان کردند.
«غالب قندیل» عضو شورای ملی اطلاعرسانی لبنان در همین خصوص گفت: توافق و تفاهمی که مخالفان دولت از آن سخن میگویند، مبتنی بر انتخاب «میشل سلیمان» فرمانده ارتش به عنوان رئیسجمهوری و خدمت به منافع ملی این کشور است.
قندیل تصریح کرد: مخالفان دولت اعتقاد دارند که انتخاب سلیمان به عنوان رئیسجمهوری، سوپاپ اطمینانی در برابر بحران فعلی لبنان است که راه را برای افزایش بحرانهای آتی بسته و مانع از برخورد احتمالی دو گروه مخالف و موافق دولت در خلأ ریاست جمهوری میشود.
وی گفت: رسیدن به تفاهم جامع سیاسی و ملی بین مخالفان و هواداران دولت، عامل اطمینان بخشی برای کشور است تا در سایه این اقدام، سلیمان بتواند گامهای نجاتبخش خود را برای برونرفت از بحران فعلی یکی پس از دیگری بردارد.
قندیل با بیان این که لبنان هماکنون در مرحله تصمیمگیری قرار دارد، اظهار داشت: این دوره نیازمند مذاکرات و طی مراحل فراز و نشیبهای متعدد است و از سوی دیگر، زمان مطلوبی برای پیشبرد مذاکرات در مسیر تفاهم به شمار میرود.
عضو شورای ملی اطلاعرسانی لبنان در ادامه خاطر نشان کرد: موضوعاتی مانند تشکیل دولت اتحاد ملی در لبنان، از پیش قطعی شده و مخالفان دولت نیز از ابتدا بر این امر اصرار داشتند و این موضوع بر کسی پوشیده نیست.
وی افزود: درباره قانون انتخابات و موضعگیری در برابر سلاحهای نیروهای مقاومت لبنان نیز تفاهم برقرار شده است.
وی با اشاره به این که لبنان هماکنون تحت فشارهای هولناک بینالمللی قرار دارد، یادآور شد مذاکراتی درباره تعیین زمان مذاکرات مستقیم بین واشنگتن و کشورهای مخالف در آمریکا آغاز شده و آمریکاییها به سیاستهای جدیدی مانند رویگردانی از درگیری نظامی و جنگهای مستقیم و پناه بردن به اداره بحرانها از طریق ایجاد تنشهای مخفی روی آوردهاند.
وی در ادامه در همین خصوص اظهار داشت: در کشاکش چنین شرایطی، هواداران دولت، سلیمان را برای ریاست جمهوری انتخاب کردهاند، در حالی که پیش از این با نامزدی وی مخالفت کرده بودند.
قندیل با تأکید بر این که نبیهبری، رئیس مجلس لبنان و تمام گروههای مخالف خواهان مشارکت ملی بودند، خاطرنشان کرد: ما نیز مانند سیدحسن نصرالله، دبیر کل حزبالله و میشل عون، رئیس حزب ملی آزاد لبنان از رویکرد توافق و تفاهم استقبال میکنیم، به این ترتیب که ما با سیاست غالب و مغلوب شدن مخالفیم، لذا مخالفان دولت خواهان مشارکت ملی هستند.
قندیل با اشاره به پیروزی حزبالله در جنگ اسرائیل علیه لبنان و متعاقب آن تغییر راهبردها در لبنان اظهار داشت: این موضوع بر کسی پوشیده نیست که با پیروزی حزبالله، سیاست پایداری و ایستادگی در لبنان غالب شد و آمریکا در تبدیل لبنان به پایگاهی برای اقدام علیه ایران ناکام ماند.
وی گفت: لبنان در سال 2006 میلادی، 33 روز بحران، کشتار، تهاجم وحشیانه از سوی اسرائیل و جنایتهای مختلفی را شاهد بود، اما برخی از هواداران دولت، مدام زمزمه یافتن راهحل ریشهای و اساسی سر میدادند، در حالی که آن زمان این سیاست سرپوشی بود برای ادامه تجاوزات اسرائیل و آمریکا که لبنان را هدف قرار داده بودند.
بهترین گزینه
«رامی الرایس» مسئول اطلاعرسانی حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان نیز در گفتوگو با العالم در همین خصوص افزود: بیشتر جناحهای لبنان پیشتر با گزینه توافق در زمینه انتخاب رئیسجمهوری مخالف بودند، اما با توجه به شرایط منطقه و بینالمللی که لبنان را تحت فشار قرار داده، همه احزاب و گروهها سرانجام به این نتیجه رسیدند که ایجاد تفاهم و توافق بهترین گزینه برای حل این بحران است.
الرایس با اشاره به اختلافات در جناح مخالفان دولت گفت: با توجه به دستهبندی موجود در جریان مخالفان دولت، برخی از افراد مانند نبیهبری رئیس مجلس لبنان، قائل به یافتن راهحل برای برونرفت از بحران هستند.
وی در ادامه تصریح کرد: سلیمان پس از رسیدن به ریاست جمهوری دارای اختیارات گستردهای خواهد بود و میتواند آن گونه که تمایل دارد با احزاب و گروههای سیاسی مختلف تعامل داشته باشد.
مسئول اطلاعرسانی حزب سوسیالیست ترقیخواه لبنان در عین حال یادآور شد: انتخاب رئیسجمهوری بدون توافقات پیشین، موجب مختل شدن نقش و فعالیت وی میشود، بنابراین تمام مذاکرات و گفتوگوها باید پیش از انتخاب رئیسجمهور به نتیجه رسیده و قطعی شود.
«حسن قبلان» عضو هیأت اجرایی جنبش «امل» نیز گفت: نبیهبری رئیس مجلس لبنان، سلیمان را رئیسجمهور بالقوه لبنان دانسته که این مسأله باید بالفعل شود.
قبلان با اشاره به ثبات موضع مخالفان دولت افزود: «این گروه توانست در یک سال و نیم اخیر، کشور را از چالشهای امنیتی نجات دهد.»
عضو هیأت اجرایی جنبش امل لبنان در ادامه تصریح کرد: ما در مذاکرات سیاسی جاری به نتایج معقولی دست یافتهایم و تمام گروهها و احزاب سیاسی باید شرایط خود را در راستای بهبود و بر وفق منافع ملی کشور تغییر دهند.
وی همچنین اظهار داشت: مردم لبنان در وضعیت اقتصادی و اجتماعی نامناسبی به سر میبرند، بنابراین رئیسجمهور آتی باید این بحرانها را هر چه سریعتر از پیش روی مردم بردارد.
قبلان خاطرنشان کرد: دولت کنونی به ریاست فواد سنیوره یک دولت غیرقانونی است، زیرا گروههای زیادی از لبنان در آن حضور ندارند و مخالفان نیز هیچگاه آن را به رسمیت نمیشناسند.
وی در ادامه در همین خصوص تصریح کرد: مخالفان بر این باورند که تمام اقداماتشان برای خدمت به منافع ملی لبنان است؛ لذا منطقی است که به نظرات و عقاید آنها از جمله مخالفان مسیحی، به عنوان نماینده بخش عظیمی از مسیحیان، در خصوص انتخاب رئیسجمهور گوش فرا داده شود. بنابراین دو جناح موافق و مخالف باید به نقطه نظرات یکدیگر احترام بگذارند.
دمکراسی وارونه
گروههای لبنانی، هر گزینهای را بر توافق با برادران میهنی خود ترجیح میدهند، حتی اگر آن گزینه ارتش یا یک دولت بیگانه باشد!
روزنامه القدس العربی چاپ لندن در مقالهای با عنوان «لبنان، دمکراسی وارونه» به قلم «عبدالوهاب الافندی» نوشت؛ در سراسر کشورهای عربی مردم تلاش میکنند از سلطانی که مانند نظامیان حکومت میکند یا از حکومت دیکتاتوری که ارتش یکی از ابزارهای آن است، رهایی یابند، اما در لبنان، تنها کشور دمکراتیک عرب، سیاستمداران در دعوت از فرمانده ارتش برای به دست گرفتن قدرت، از هم سبقت میگیرند. آیا این امر به آن معنی است که عربها از آزادی ناراحت میشوند؟
در ادامه مقاله آمده است؛ هر کس بخواهد معمای عقبماندگی عربها را از کاروان کشورهای دارای آزادی و دمکراسی را بفهمد، جای دوری نرود و به همین لبنان نگاهی بیفکند تا ابعاد و ریشههای این بحران را بفهمد. اشکال در لبنان این است که گروهها، هر گزینهای را بر توافق با برادران میهنی خود ترجیح میدهند، حتی اگر آن گزینه یا راهحل، فراخواندن اشغالگر اجنبی یا فراخواندن ارتش باشد.
وضع سیاسی لبنان تا حد زیادی نشاندهنده سیاست عربی است. تبلیغات لبنانی مدتهاست به مثابه ریهای عمل میکند که عربها با آن نفس میکشند و آینهای است که خود را در آن میبینند. جامعه لبنان تا حد زیادی، جامعه آزاد دائمی در دنیای عرب بود و بسیاری از نزاعهای تبلیغاتی سیاسی، اقتصادی و حتی نظامی عربی، در این جامعه جریان مییافت. به همین دلایل، بسیاری از عربها از سیاست لبنان، بیش از سیاست کشورهای خود اطلاعات دارند، زیرا در کشورشان اصلاً سیاستی وجود ندارد و اگر خبری از سیاست باشد، مانند یک بازی است که همه سرنخهای آن از همگان پوشیده است.
در بخش دیگری از این مقاله آمده است؛ یک نظر وجود دارد که هنوز اکثر لبنانیها با آن موافقند و آن متهم ساختن طرفهای خارجی به دخالت در بحرانهای پایانناپذیر لبنان است. اشکال این جاست که طرفهای متهم به دخالت در بحران لبنان تغییر میکنند، در حالی که بحران باقی است. اگر رهبران لبنانی همزیستی با یکدیگر را انتخاب میکردند، نیازی نداشتند هر بار کسی را برای کمک به خود و سرکوب دیگر برادران هموطنشان، دعوت کنند. همین امر درباره بقیه عربها مصداق دارد، زیرا هیچ مستبد عربی وجود ندارد، مگر اینکه مورد حمایت یکی از طرفهاست و آزادی دیگران را خطری برای منافع خود میداند.