مقدمه:

مهم‌ترین واقعه‌ای که رفته‌رفته اخبار آن بیشتر به گوش می‌رسد، انتخابات مجلس هشتم است. این بار هم 2 سوی اصلی رقابت از یک سو در دستان اصولگرایانی است که چند دوره پیروز غالب میدان‌های انتخاب آزاد مردم بوده و اقبال عمومی را جلب کردند و از سوی دیگر گروه‌ها و جریان‌های حامی یا مولود دوم خرداد است که پس از اوج‌گیری در سال 76 و پس از آن درخشش در شوراهای شهر دور اول و مجلس ششم، مدت زمانی است افولی نه چندان دلچسب را تجربه می‌کنند. اما آن چیزی که تجربه مشترک هر 2 رقیب به حساب می‌آید، کنار گذاشتن افراطی‌های هر 2 جریان است؛ آن چیزی که دوم خردادی‌ها نتیجه موفق آن را در انتخابات دور سوم شوراهای شهر تجربه کردند. اصولگرایان هم که طبعا نمی‌خواهند اقبال مردم را در این چند سال گذشته بی‌پاسخ بگذارند، در انتخابات مجلس هشتم سازوکار جدیدی را به کار بسته‌اند که از زبان سیدمرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و ومرد همیشه خندان اصولگرایان، به اندکی بازتعریف این سازوکار جدید نشسته‌ایم.

"> محک کارآمدی 6+5
تاریخ انتشار : ۳۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۹  ، 
کد خبر : ۴۴۷۲۴
سیدمرتضی نبوی در گفت‌وگو با همشهری، ارزیابی کرد

محک کارآمدی 6+5

مقدمه:

مهم‌ترین واقعه‌ای که رفته‌رفته اخبار آن بیشتر به گوش می‌رسد، انتخابات مجلس هشتم است. این بار هم 2 سوی اصلی رقابت از یک سو در دستان اصولگرایانی است که چند دوره پیروز غالب میدان‌های انتخاب آزاد مردم بوده و اقبال عمومی را جلب کردند و از سوی دیگر گروه‌ها و جریان‌های حامی یا مولود دوم خرداد است که پس از اوج‌گیری در سال 76 و پس از آن درخشش در شوراهای شهر دور اول و مجلس ششم، مدت زمانی است افولی نه چندان دلچسب را تجربه می‌کنند. اما آن چیزی که تجربه مشترک هر 2 رقیب به حساب می‌آید، کنار گذاشتن افراطی‌های هر 2 جریان است؛ آن چیزی که دوم خردادی‌ها نتیجه موفق آن را در انتخابات دور سوم شوراهای شهر تجربه کردند. اصولگرایان هم که طبعا نمی‌خواهند اقبال مردم را در این چند سال گذشته بی‌پاسخ بگذارند، در انتخابات مجلس هشتم سازوکار جدیدی را به کار بسته‌اند که از زبان سیدمرتضی نبوی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و ومرد همیشه خندان اصولگرایان، به اندکی بازتعریف این سازوکار جدید نشسته‌ایم.


* آیا اصولگراها در انتخابات مجلس هشتم موفق می‌شوند دور یک میز بنشینند و حرفشان را یکی کنند؟

** باید اعتراف کرد که سازوکار فعلی اصولگرایان منطقی بوده و اشکالات سازوکار قبلی یعنی شورای هماهنگی نیروهای انقلاب را ندارد. اشکالات قبلی این بود که یک عده آدم دلسوز و باسابقه دور هم جمع شده و شورای هماهنگی را تشکیل داده بودند و سعی می‌کردند بین نیروهای اصولگرای انقلاب هماهنگی ایجاد کنند و کار را پیش ببرند اما شاید دلیل این اختلال در سازوکار شورای هماهنگی این بود که در طول کار برای بعضی از گروه‌های سیاسی که زیرمجموعه اصولگراها بودند این سؤال پدید آمد که این مجموعه نماینده چه کسانی هستند؟ چرا اینها؟ چرا کسان دیگری در این مجموعه نیستند؟ اما سازوکار فعلی اصولگرایان اشکالات گذشته را ندارد. از اصل نمایندگانی استفاده کرده و به اصطلاح براساس واقعیت‌ها یک اضلاعی را از اصولگرایان تعریف کرده است که بر همین پایه 6 نفر که 3 تا 2 نفر هستند از گروه‌های اصلی تشکیل‌دهنده یعنی جبهه پیروان خط امام و رهبری، اصولگرایان تحولخواه و جمعیت ایثارگران و رایحه خوش خدمت، انتخاب شده و در کمیته مرکزی جبهه متحد حضور دارند. این افراد 3 ضلع اصولگرایان را نمایندگی می‌کنند و تلاش‌شان هم این بوده که سایر اصولگرایان را هم که در این 3 ضلع نمی‌گنجیدند، پوشش دهند و نظراتشان را داشته باشند و تأمین کنند. 5 نفر هم که اصطلاحاً مرضی‌الطرفین هستند، منتخب خود این 6 نفر بوده و سعی می‌کنند به نوعی داوری و نظارت بر عملکرد 6 نفر اصلی را داشته باشند.

* مقبول بودن نزد همه گروه‌های اصولگرا به معنای گرفتن سهم نیست؟

** بالاخره نهایتاً صحنه انتخابات صحنه‌ای است که مردم باید به آن اقبال کنند و رأی بدهند. حالا هر گروه اصولگرا هم که بخواهد فهرست تعیین کند، صرف فهرست دادن که مهم نیست، مهم این است که این فهرست مورد اقبال قرار بگیرد. پس اگر از این سازوکار فهرستی بیرون آید که هیچ گروه اصولگرایی نتواند از آن ایراد بگیرد ـ یعنی بگویند اگر به ما هم اختیار می‌دادند فهرستی بدهیم همین‌ها را انتخاب می‌کردیم یا اکثریت همین‌ها بودند ـ موفقیت آن تضمین خواهد بود. پس به روشنی در می‌یابیم که خروجی جبهه متحد باید برآیند همه گروه‌ها باشد. کلمه سهم‌خواهی بار مثبتی در فرهنگ اصولگرایی ندارد اما فهرست نهایی باید برآیند خواست‌ها باشد.

* پس شما بعضی اخبار ضد و نقیض منتشر شده در خصوص درخواست سهمیه خاص از سوی بعضی اضلاع جبهه متحد را تأیید نمی‌کنید؟

** آن مقدار که من اطلاع دارم، مسئله تقسیم و سهم دادن منتفی شده بلکه قرار این است که ملاک تنها صلاحیت‌ها باشد یعنی هر کسی باید یک حداقلی از صلاحیت‌های شخصی و تخصص‌ها و تجربیاتی که به درد این کار یعنی نمایندگی مجلس می‌خورد را داشته باشد و چهره‌ای هم باشد که بتواند آرای مردم را هم جلب کند، سپس در فرآیند تصمیم‌گیری نهایی مشخص می‌شود که چه کسانی می‌توانند بهترین فهرست را شکل دهند.

* چندی قبل سران اصولگرا با دبیرکل جامعه روحانیت مبارز نشستی داشتند که بازتاب‌های فراوانی داشت. آیا قرار است که دبیرکل جامعه روحانیت مبارز نقش فصل‌الخطاب در بین اصولگرایان داشته باشد یا تنها به رهنمود و راهنمایی اکتفا خواهد شد؟

** واقعیت این است که این ابتکار از سوی جریان و گروه‌های اصولگرایی نبود که بروند و بخواهند آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی را در صحنه بیاورند تا مقداری از جایگاه تشکیلات باسابقه جامعه روحانیت مبارز یا از شخصیت آقای مهدوی‌کنی استفاده کنند بلکه این احساس مسئولیت و وظیفه‌ای بود که ایشان کردند و این افراد را خواستند. نگرانی که همه اصولگراها دارند بیش از خیلی‌ها، آیت‌الله مهدوی‌کنی داشتند که نکند باز این سازوکار هم به نتیجه نرسد و نتیجه‌اش یا فهرست‌های متعدد باشد یا فهرستی نباشد که با توضیحاتی که عرض کردم مقبول و مشروع باشد. پس ابتکار عمل به دست دبیرکل جامعه روحانیت مبارز بود که کسانی را که می‌توانستند در تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری مؤثر باشند، جمع کردند تا اینها را با هم به گونه‌ای پیوند دهند که نتیجه سازوکار 6+5 ان‌شاءالله مطلوب باشد.

* نظر شما درباره موضوع سرفهرست که این روزها هر از چند گاهی مطرح می‌شود چیست؟ واقعاً چنین دعوا و مناقشه‌ای بین اصولگرایان وجود دارد؟

** به نظر من دوران سرفهرست گذشته که مثلا یک نفر را بیاورید و بعد هم یک فهرست به طفیل او رأی بیاورند. مردم ما این‌گونه نگاه نمی‌کنند. حتی در شوراها هم که برمی‌گردید می‌بینید که مثلاً تنها 4 نفر از فهرست اصلاح‌طلبان معتدل که چهره‌های شناخته شده‌ای بودند، انتخابات شدند. باید تجربه و روشی که مردم به کار می‌گیرند و تشخیص خود مردم را هم زیر سؤال نبریم. این گونه نیست که وقتی یک نفر در یک فهرست درخشید، پس مردم بیایند از اول تا آخر به آن فهرست رأی بدهند. در این مرحله به نظرم چیزی که مهم است حضور چهره‌های شاخص در فهرست‌ها هستند یعنی یک تجربه‌ای را اصلاح‌طلبان در شوراها داشتند، آنها چهره‌های شناخته شده‌ای که مثلا وزیر یا وکیل بودند و چهره معتدل‌تری هم داشتند را در فهرست‌شان گذاشتند و همان‌ها هم فقط رأی آوردند. این مبنای آنان در مجلس قرار گرفته که هر چه می‌توانند از چهره‌های شناخته شده و ضمنا معتدل که مردم آنها را به عنوان افراطی‌گری نمی‌شناسند استفاده کنند. خوب این تجربه مهمی است برای جریان‌های سیاسی و حتی افراطی ثابت شده چرا که آنها می‌دانند مردم افراطی‌گری را دفاع می‌کنند و به آن اقبال نمی‌کنند. زمانی به اسم دامن زدن به رقابت‌ها و توسعه سیاسی تا توانستند افراطی‌گری کردند. توجه مردم جلب نشد و دفع شد. حالا به این نتیجه رسیدند چون این مبنا برای جریان دوم خرداد قرار گرفته خب طبعا این در جریان اصولگرا هم تأثیراتی می‌گذارد. در میان جریان اصولگرایان هم، چون بحث رقابت مطرح است بهتر است که فهرستی معرفی شود تا آنجا که می‌شود چهره‌هایش شناخته شده و مورد قبول مردم در آن باشند، لذا احتمالاً با یک نوع رقابت بین چهره‌های شناخته شده روبه‌رو باشیم.

* پیش‌بینی شما از فضای انتخابات و نتیجه انتخابات چیست؟

** فکر می‌کنم جریان کشور با توجه به نوع عملکردی که اکثریت مجلس هفتم داشته و دستاوردهایی که داشته ـ از جمله آرامشی که در جامعه ایجاد کرده، انسجامی که در نظام به وجود آورده و باعث شده جایگاه نظام ما ارتقا پیدا کند، اقتدار ملی افزایش پیدا کند ـ و دلسوزی مشترکی که در مجلس و دولت اصولگرا برای حل مشکلات مردم وجود دارد، بیشتر به نفع اصولگرایان است و این باعث می‌شود که اکثریت مجلس هشتم از اصولگراها باشند.

* دوم‌خردادی‌ها چطور؟ حضور قوی‌تر خواهند داشت یا خیر؟

** بعید نیست که اقلیت قوی‌تری داشته باشیم، به خصوص با توجه به عزمی که برای حضور چهره‌های شناخته‌ شده‌شان در انتخابات وجود دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات