داریوش کریمی
در شرایطی که کارناوال سفرهایی استانی و بینالمللی دولت نهم بسرعت و به دفعات اقصی نقاط کشور و معدودی از کشورهای خارجی را درمینوردد، از سوی هواداران دولت این سوال بدفعات مطرح میشود که هدف از سفرهای استانی خاتمی چیست؟ آنها بر این باورند که سفرهای خاتمی صرفا جنبه تبلیغات برای انتخابات مجلس هشتم دارد. خاتمی همچون همیشه صادقانه اما با اندکی شفافیت بیشتر پاسخ این سوال را با میزبانان خود در کرمان در میان گذاشت و گفت: شاید این تلقی وجود داشته باشد که هدف اصلی این سفرها انتخابات است؛ البته ممکن است آثاری در انتخابات داشته باشد که هیچ اشکالی ندارد؛ اما واقعیت این است که هدف سفرهای داخلی من فراتر از این موضوع خاص است و ابایی هم ندارم که بتواند تاثیری در انتخابات خوب و شایسته ملت ایران داشته باشد. مردم این صداقت در گفتار و تعهد در رفتار را بارها از خاتمی شنیده و دیدهاند و از همین روست که او همچنان در اوج اقتدار و نفوذ است گرچه دور از قدرت باشد.
مطمئنا احترام به خواست مردم استانهای مختلف و اجابت دعوتهای مکرر آنان از خاتمی از مهمترین دلایل سفرهای او به استانهاست. اگرچه آنطور که خود میگوید انجام این سفرها با توجه به مقتضیات سنی خاتمی چندان هم راحت نیست. علاوه بر آن تاثیرگذاری برای برگزاری انتخابات سالم و مشارکتجو از دیگر اهداف اوست، همچنانکه تشویق جریان اصلاحطلب به ائتلاف حداکثری از دیگر دلایل سفر او به استانها بحساب میآید. خاتمی اگرچه ناچار است بیشترین وقت خود را مصروف تبیین و تدوین اندیشهای نماید که مطرح ساخت و مورد توجه جهانیان قرار گرفت، ایده گفتگوی تمدنهای او امروز با گسترش فضای امنیتی، جنگ، ناامنی، اشغال و سرکوب از سوی دولتهای زورگو و ترور، انفجار و افراطگرایی از سوی متحجرین افراطگرا، بشدت تهدید میشود. این ایده انسانی و ارزشمند اگر قرار است قربانی دو سوی این منازعه بیمنطق نشود باید هر روز بوسیله خاتمی آبیاری شود تا شاخ و برگ کافی برای تنفس و ریشه کافی برای رشد و نمو در اختیار بگیرد. خاتمی اما این روزها دغدغههای درونمرزی بیشتری دارد و به تبع آن انگیزهای مضاعف برای سفر به اقصی نقاط کشور یافته است.
او در آن واحد در مقابل دو خطر افراطگرایی و تحجرگرایی در سطح بینالمللی و رواج خرافات، سطحینگری و قشریگرایی در درون جامعه خویش مواجه است. خطراتی که میتوانند همچون طاعون همه دستاوردهای ایده گفتگوی تمدنها در سطح جهانی و مردمسالاری دینی در درون کشور خودش را نابود سازد. از همینروست که او زجر و رنج سفر به اقصی نقاط جهان و ایران را به جان میخرد و با طعن بدخواهان نیز میسازد. چرا که او باور به رسالتی دارد که محمد(ص) نیز آن را به همین شیوه تجربه کرده است. او با استفاده از مشی گفتگو و دفاع از آزادی، مدنیت، رشد و توسعه با این دشمنان خطرناک در ستیز است تا از این طریق بر افراطگراییها غلبه و از اسلام ناب محمدی دفاع کند و با ترویج فرهنگ صلح، صفا و حقطلبی درصدد است با قشریگری و خرافات مبارزه و منافع ملت بزرگ ایران را تامین نماید. با این نگاه شاید سهلتر باشد دریابیم چرا خاتمی اکنون با بیشتر به درون جامعه خویش توجه دارد و با شفافیت بیشتر از ضرورت مشارکت مردم در تعیین سرنوشت سخن به میان میآورد و از اجرای اصولی از قانون اساسی سخن میگوید که تاکنون اجرا نشدهاند.
خاتمی را امروز چه حسی است که اعلام خطر میکند و عریانتر از گذشته از نبود فرهنگ دسترسی به خواستهای مترقی جامعه سخن میگوید. او در هشت سال حضور در عرصه قدرت نشان داد که حفظ نظام اسلامی کشور و تقویت مبانی آن هدف اول است. تحقق این هدف منوط به حاکمیت معیارهای دینی، اسلامی و قانونی است. او اکنون دستیازی خرافات و قشریگری به دین را میبیند، او خشونت با نام اسلام مشاهده میکند و وجود قانون ناعادلانه و تبعیضآمیز در عرصه انتخابات را شاهد است. او میداند که مردم، همچنان مردمسالاری دینی را خواستارند و او باید برای تحقق این هدف از هیچ کمکی به آنان فروگذار نکند حتی اگر خشونت و قشریگری در سفر به کرمان دامن خود او را نیز بگیرد و برگزاری یک میتینگ مردمی در شهر تشنه محبت بم با قانونگریزی و بیمهری مسئولان دولت مهرورز مواجه شود.