علیاکبر عبدالرشیدی
از نظر مفسران آمریکایی، اروپایی و عرب یکی از اهداف قطعی سفر جرج بوش رئیسجمهور آمریکا به منطقه خاورمیانه منزوی کردن ایران و مقابله با افزایش نفوذ جمهوری اسلامی ایران در منطقه بوده است. تشدید حملات لفظی علیه ایران، قبل و در جریان این سفر و جعل اخبار مرتبط با بروز بحران در تنگه هرمز، ظاهراً بخشی از این برنامه بوده است.
اما مفسر شبکه خبری الجزیره در تفسیری بر سفر بوش به منطقه نوشت؛ آمریکا در تمام سال 2007 کوشید از طریق قطعنامههای سازمان ملل متحد ایران را هدف تحریم قرار دهد، اما در تلاش خود برای منزوی کردن ایران شکست خورد. اعراب منطقه هم نهتنها با اقدام نظامی پیشنهادی بوش علیه ایران مخالفت کردهاند که به بهبود روابط با ایران هم اهتمام میورزند.
جالب توجه اینکه بعد از سفر بوش به عربستان سعودی، سعودالفیصل وزیر خارجه عربستان اعلام کرد که عربستان ایران را کشوری مهم و همسایه خود میداند و اتهامات جرج بوش علیه ایران را قبول ندارد. این سخنان پرده از شکست قطعی بوش در این بخش از ماموریت خود برداشت.
دلیل این ابراز نظر سعودالفیصل را باید در اظهارات عبدالله احمد بداوی، نخستوزیر مالزی جست که گفته است ملتهای مسلمان از اظهارات بوش در مورد ایران استقبال نمیکنند و این سخنان را نامربوط میدانند.
اما سفر بوش به منطقه ابعاد دیگری هم داشت. منابع آمریکایی در روزهای پایانی سفر جرج بوش رئیسجمهور آمریکا به خاورمیانه و از جمله به چند کشور عربی حوزه خلیج فارس ابراز داشتند که آمریکا در جریان سفر بوش، متعهد به فروش میلیاردها دلار سلاح پیشرفته به این کشورها شده است.
از ابتدای برنامه مسافرت بوش به خاورمیانه پیشبینی شده بود که بوش برای ماموریت خود در خاورمیانه برنامه مفصل فروش سلاح هم تدارک دیده است. ظریفی میگفت گویا این سفر و حاشیههای جنجالبرانگیز آن با چشمداشت به همیان گشاد ولی قیمتی شیوخ منطقه انجام شده است.
درآمد کشورهای عرب نفتخیز به لطف بالا رفتن قیمت نفت در بازارهای جهانی آنقدر بوده است که رهبران غرب را برای پس گرفتن بخش مهمی از پرداختیهای نفتی خود به این کشورها ترغیب کند و حتی جرج بوش را به دیدار پدربزرگ شیخ دوبی و شرکت در برنامه رقص و آواز بچههای خردسال شیوخ و حضور در بازی با بازها و شاهینهای شکاری وادارد. آمارها نشان میدهد که اعراب فروشنده نفت در سال 2007 میلادی در ازای فروش روزانه 23 میلیون بشکه نفت، بالغ بر 450 میلیارد دلار درآمد خالص نفتی داشتهاند که عمده آن در بانکهای آمریکا و بخشی در اروپا نگاهداری میشود.
بیدلیل نبود که نیکلا سارکوزی، رئیسجمهور فرانسه هم در میانه خواستگاری و ازدواج با همسر جدیدش سری به خلیج فارس زد و سهمی 59 میلیارد دلاری از این درآمدها را برای قراردادهای نظامی و غیر نظامی مطالبه کرد.
بوش پس از دریافت هدایای گرانقیمت از رهبران سیاسی برخی از کشورهای عرب نفتخیز حوزه خلیج فارس، معاملات بزرگی را روی میز مذاکره قرار داد و تعهد خود را برای فروش میلیاردها دلار سلاح پیشرفته به این کشورها اعلام کرد. وی در حقیقت ماموریت خود را به نمایندگی از سوی سازندگان سلاح در آمریکا به انجام رساند.
منابع کنگره آمریکا اعلام کردهاند که بوش درست همان موقع که حمایل تمام طلای عبدالعزیر را از دست ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی دریافت میکرد به صورت نمادین و همزمان، درخواست خود را برای فروش سلاحهای تهاجمی پیشرفته آمریکایی به عربستان تسلیم کنگره کرده است. ارزش این سلاحها با تفاوتهای زیاد حدود 20 تا 30 میلیارد دلار ذکر شده است.
رهبران کنگره آمریکا میگویند علیرغم مخالفتهای شدید برخی از اعضای کنگره از جمله 30 عضو دموکرات با فروش این سلاحها به عربستان، از آنجا که عربستان در همکاری با آمریکا در مسائل منطقه خاورمیانه «کمال همکاری» را با واشینگتن داشته و به این دلیل که این سلاحها در تملک عربستان، اما تحت مدیریت و برنامهریزی آمریکاییان استفاده خواهد شد، دلیلی برای تصویب نکردن آن نمیبینند.
برخی از اعضای کنگره اذعان دارند که شرکت عربستان در کنفرانس صلح آناپولیس، بدعت مهمی در سنت دیرینه اعراب در تحریم هرگونه سازش با اسرائیل بوده و با رفتار تاریخی ملک فیصل پادشاه اسبق عربستان در سال 1974 به کلی متفاوت بوده است. به همین دلیل کنگره آمریکا پس از دهها سال تهدید به استفاده از چماق علیه اعراب، اینک موقع را برای دادن برخی امتیازات به عربستان مناسب دیده است.
نکته درخور توجه دیگر اینکه بوش در سفر خود به خاورمیانه، هیچ فشار مؤثر و قابل ملاحظهای را بر اسرائیل برای مساعدت به حل بحران فلسطین و دادن امتیازاتی به محمود عباس رئیس حکومت خودگردان فلسطین و دیگر شرکتکنندگان در اجلاس آناپولیس وارد نکرده است؛ در حالی که هم محمود عباس و هم اینگونه رهبران عرب، به بهانههایی برای موجه نشان دادن خودباختگی در آناپولیس، در مقابل مردم خود نیاز مبرم دارند.
اما مسأله خالی کردن همیان انباشته از دلارهای نفتی شیوخ خلیج فارس، به فروش سلاحهای گرانقیمت محدود نمانده است. «استفن هادلی» مشاور امنیت ملی کاخ سفید نیز به رهبران همه کشورهای عرب نفتخیز اطلاع داده است که واشینگتن آماده قبول نقدینههای آنان به عنوان سرمایهگذاری در آمریکا است. این به معنای بلوکه شدن عملیاتی میلیاردها دلار درآمدهای نفتی این کشورها در آمریکا، در آینده خواهد بود؛ نقدینههایی که از هماکنون در حسابهای این شیوخ در آمریکا نگهداری میشوند.
به نظر میرسد که برخی رهبران کشورهای عرب منطقه برای دادن امتیازات مالی به آمریکا، آمادگی قبلی هم داشتند و آن را تحفهای فریبنده و راهی برای خروج از بحران روابط خود با آمریکا، بعد از بروز حادثه 11 سپتامبر و برملا شدن همداستانی آنها با رهبران القاعده میپنداشتند.