کمیسیون مرکزی انتخابات گرجستان، پیروزی «میخائیل ساکاشویلی» رئیسجمهور مخملی این کشور را رسما اعلام کرد و خاطرنشان ساخت که وی از «لوان گاچشیلادزه» پیشی گرفته و پیروز انتخابات ریاست جمهوری محسوب میشود.
اگرچه قاعدتاً اعلام نتایج نهائی بایستی باعث آرامش و ثبات سیاسی شود لکن در گرجستان شاهد تحولاتی هستیم که نشانگر آغاز دور جدیدی از «التهابات سیاسی» در این کشور است. دهها هزار تن از مردم گرجستان با اعلام نتایج انتخابات به خیابانها ریخته و مشخصاً با تجمع در برابر کاخ ریاست جمهوری خواستار تجدیدنظر در نتایج انتخابات و ابطال نتایج بهمراه برگزاری دور جدیدی از انتخابات هستند که البته اصرار میورزند اینبار بایستی بدون دستکاری و تقلب و فریبکاری برگزار شود.
اگرچه برخی از خبرگزاریها تعداد تظاهرکنندگان را بیش از 20 هزار تن اعلام کردهاند لکن با بررسی فیلمها و گزارشات خبری که نشانگر حضور انبوه عظیمی از تظاهرکنندگان خشمگین هستند، به نظر میرسد که رقم واقعی مخالفین حاضر در صحنه بایستی بسیار فراتر از این ارقام باشد.
اگر تظاهرات خیابانی به تدریج فروکش کند، «ساکاشویلی» رئیسجمهور غربگرای گرجستان برای دوره پنج ساله دوم فرصت خواهد داشت که نسخههای دستوری غرب را در گرجستان به اجرا بگذارد ولی رئیسجمهور 40 ساله فراموش نکرده است که خودش هم از طریق موجسواری بر دوش تظاهرکنندگانی که 5 سال پیش به خیابانها ریختند، به قدرت رسید. بدینترتیب این احتمال وجود دارد که رئیسجمهور بعدی برای تکرار همین تجربه، در پشت درهای کاخ ریاست جمهوری، منتظر فرصت باشد و در لحظههای تعیینکننده برای آزمون شانس خود وسوسه شود.
تصادفی نیست که این روزها «تفلیس» آبستن حوادث تازهای است و طیف مخالفین برای ابطال نتایج انتخابات به شیوههای کنونی متوسل شدهاند. انبوه جمعیت تظاهرکننده در 5 سال پیش، ناگهان به درون ساختمانهای دولتی هجوم بردند و «ادوارد شواردنادزه» رئیسجمهور سابق را از تریبون سخنرانی پائین کشیدند و وی را وادار به استعفا کردند. «ساکاشویلی» نگرانست که مبادا وی نیز که با همین شگرد تهاجمی به قدرت رسید، با همین شیوه هم از کار برکنار شود.
برخی شواهد و قرائن موجود نشان میدهد که آنچه اکنون در پشت درهای کاخ ریاست جمهوری گرجستان میگذرد، چندان هم خارج از کنترل نیست و فقط برای افزایش تعهدات رئیسجمهور مخملی گرجستان، از سیاهی لشگر در پشت درهای کاخ، بهرهبرداری خواهد شد.
طیف وسیع مخالفان «ساکاشویلی» ضمن رد نتایج انتخابات اخیر، خواستار ابطال نتایج و برگزاری انتخابات جدید شدهاند ولی تمامی رهبران مخالف دولت وعده دادهاند که درباره نتایج انتخابات و ابطال آن فقط از راههای قانونی و سیاسی استفاده خواهند کرد و ضمن شکایت به دادگاه، تمامی سعی خود را برای حفظ آرامش اوضاع و جلوگیری از برهم خوردن ثبات کشور بکار خواهند برد. این تعهدی است که ساکاشویلی و دستیارانش در دوره هجوم به ادارات دولتی و کاخ ریاست جمهوری در 5 سال پیش، آنرا نپذیرفتند و دقیقا به عکس این روش عمل کردند و با هجوم گسترده به دوایر دولتی، اوضاع را در اختیار شورشیان گذاشتند و خود نیز در پشت جمعیت، از مواهب آن بهرهمند شدند. بدینترتیب، این احتمال وجود دارد که برخی عناصر همپیمان «ساکاشویلی» به درون طیف مخالفین وی نفوذ کردهاند و با تعهدات اینچنینی، سعی در خسته کردن تظاهرکنندگان دارند تا بلکه سرمای تفلیس، آنها را متفرق کند و به خانهها بازگرداند و همه چیز را به دادگاههائی واگذار کنند که «ساکاشویلی» و اربابانش میدانند چگونه رای آنها را خریداری کنند. این بدان معنی است که ساکاشویلی و دستیارانش سعی دارند با توسل به «سیاست دفعالوقت»، مخالفین را منتظر بگذارند و با تحلیل بردن آنها بر اثر مرور زمان، چهبسا با دستگیری عناصر اصلی و تاثیرگذار و حتی از طریق معاملات پشت پرده با آنها، فرصتهای تازهای برای تداوم حاکمیت باصطلاح انقلاب مخملی ساکاشویلی پدید آورند.
درک این نکته هم خالی از اهمیت نیست که تکنولژی انقلاب مخملی، از ابداعات آمریکا برای نفوذ در قلمرو سیاسی مسکو محسوب میشود و مبتکر آن هم کسی بجز «جرج سوروس» سرمایهگذار آمریکائی نیست. کاملا بعید بنظر میرسد که واشنگتن به راحتی حاضر به واگذاری قدرت در جمهوریهای نو استقلال آسیای میانه و قفقاز به دیگران باشد. این نکته از آن جهت اهمیت دارد که مسکو انتخابات گرجستان را مخدوش اعلام کرده ولی ناظران اروپائی بر آن صحه گذاشتهاند.
این تفاوت و تضاد موضعگیری بخوبی نشانگر تقابل سیاسی روسیه و غرب در جمهوریهای جوان است و این ذهنیت را به وجود میآورد که غرب در جهت حفظ پایگاههای تازه در پشت مرزهای روسیه و تحکیم آن، دست به هر کاری خواهد زد و نهتنها به تقلب در انتخابات دست میزند که حتی بر آن صحه میگذارد و آنرا «اوج دمکراسی» معرفی میکند!
دقیقاً به همین دلیل است که احتمال تغییر نتایج انتخابات و اعلام ابطال آن از طریق دادگاههای گرجستان، بسیار ضعیف است و برکناری ساکاشویلی و پایان انقلاب مخملی در گرجستان، قدری بعید بنظر میآید. مگر آنکه واشنگتن مهره جدید و حرفشنوتری را در پشت درهای کاخ ریاست جمهوری برای جایگزینی در اختیار داشته باشد. پایان این پدیده هرچه باشد، فراز و فرود در انقلاب مخملی گرجستان، بیاعتنایی مهرهها نزد واشنگتن را بازگو میکند و نشان میدهد که سلطهگران به منافع خود، بیش از مهرهها میاندیشند.