سلیمان دعویسرا
آخرین گزارش مراکز تحقیقاتى غرب نشان از آن دارد که عرصه بین الملل در هزاره سوم با شتابى خیره کننده به سمت نظامى شدن پیش مى رود. این گزارش ها اکنون یک شوک عظیم در محافل صلح طلب پدید آورده است. جنجالى ترین گزارش دراین باره را پژوهشگاه جهانى علوم استراتژى لندن ارائه کرده است . این مرکز تحقیقى پس از بررسى توانمندى جنگى و اقتصاد نظامى ۱۷۰ کشور به این نتیجه رسیده است که بودجه دفاعى دولت ها و میزان سرمایه گذارى در عرصه هاى نظامى و امنیتى رشدى چند برابر داشته است. جالب اینجا است که در گزارش این مرکز اقرار شده که سرچشمه مسابقه جدید تسلیحاتى به رویکردى برمى گردد که بازیگران بزرگ جهانى بویژه آمریکا پس از ۱۱ سپتامبردر پیش گرفتند . در گزارش محققان حوزه تسلیحاتى انگلیس تأکید شده است که نزاع ها و مناقشات بزرگ منطقه اى بویژه در عراق و افغانستان عطش کشورهاى دیگر را براى سرمایه گذارى در امور تسلیحاتى چند برابر کرده است.
بدون تردید دور تازه رقابت هاى تسلیحاتى یک موج نظامى گرى غیرقابل مهار است و جهان در هزاره سوم با صورت جدیدى از پدیده کهنه میلیتاریسم روبه رو است . این موج جدید رقابت تسلیحاتى چنان که برخى ناظران تأکید کرده اند در دو دهه پس از فروپاشى شوروى بى سابقه است. البته جامعه جهانى نمونه هاى مشابه این نوع مسابقه تسلیحاتى را در ایام جنگ سرد تجربه کرده است. حتى در قیاس با رقابت هاى تسلیحاتى دوران جنگ سرد مى توان این شباهت را حس کرد که این بار نیز هدایت اصلى جریان صادرات سلاح در اختیار دوقدرت بزرگ یعنى مسکو و واشنگتن قرار گرفته است. در نمودارى هم که پژوهشگاه دفاعى لندن ارائه کرده این نکته به وضوح دیده مى شود که بازار کنونى تسلیحات داراى یک سلسله مراتبى است که در رأس هرم آن پنچ عضو باشگاه اتمى جهان یعنى آمریکا، روسیه، چین، فرانسه و انگلیس واقع شده اند که بیشترین سهم صادرات سلاح را درانحصار دارند و پس از این گروه شمار دیگرى از قدرت هاى شریک غرب واقع شده اند.
نکته حائز اهمیت این است که این موج نوین رقابت تسلیحاتى بر پایه جدیدترین فناورى نظامى استوار است . لذا نوع جنگ افزارهایى که در بازارافسانه اى تسلیحات داد وستد مى شود کارایى و هزینه شان قابل قیاس با نسل گذشته سلاح ها نیست. کانون رقابت پنج قدرت مدعى بازار سلاح بویژه آمریکا و روسیه اینجا است که آنها آخرین تولیدات مجتمع هاى نظامى شان در زمینه سیستم لیزرى وموشکى، هواپیماى بدون سرنشین، سیستم هاى رادارى، زرهپوش ها و سلاح هاى خودکار وارد بازار کرده اند.
محرکهاى تازه نظامى شدن؛ پدیده بىقطبى
کارشناسان در تحلیل پدیده نوین میلیتاریسم از عامل تازه اى به نام «بى قطبى» نام مى برند. بى قطبى شدن از نگاه این محققان به شرایطى گفته مى شود که در آن جهان در حال گذار از یک وضعیت به دوره جدید است. مقصود این نظریه بیشتر توضیح شرایطى است که در آن رؤیاى آمریکا براى تک قطبى شدن جهان به بن بست انجامیده و نظام بین المللى تا رسیدن به مرحله چند قطبى در آشفتگى و انتظار به سر مى برد. دوره بى قطبى در واقع همان دوره بى شکلى و بى سامانى روابط بین الملل است . از این نظر در موج نوین نظامى شدن جهان بازارهاى اصلى رقابت تسلیحاتى در نقاطى واقع شده است که هنوز نوعى خلأ قدرت سیاسى برآنها حکمفرما است و مناطقى از جهان کانون هاى داد وستد نظامى شده که نظام سیاسى کهنه آنها دچار تزلزل شده یا فروریخته و دولت هاى حاکم بر آنها به سمت استقرار نظام نوین خیز برداشته اند.
چنان که سردبیر جینز دیفنس تحلیل کرده است در دوره بى قطبى، رفتار هیچ یک از بازیگران جهانى تابع قواعد و اصول روشنى نیست . در این دوره نزاع هاى خونین از خاورمیانه گرفته تا دیگر نقاط آسیا و چند منطقه آفریقا همگى آهنگ سهم خواهى قدرت هاى بزرگ را دارد. بازیگران جهانى با تصورى مشابه دوران خلأ پس از جنگ جهانى براى تقسیم حوزه هاى نفوذ خیز برمى دارند.
به هر حال موج مسابقه تسلیحاتى که به جریان افتاده است همه کشورها ومناطق کلیدى جهان را در برگرفته است از شرق اروپا تا خاور دور و از کشورهاى عربى تا آمریکاى لاتین.
با نگاه به جدول داد وستد نظامى مى توان از مناطقى مانند شرق اروپا، آمریکاى لاتین، آسیاى مرکزى و خاورمیانه عربى به عنوان کانون هاى پر جاذبه براى دلالان سلاح نام برد.
البته شاید بسیارى براین فهرست خرده گیرند که این مناطق بویژه خاورمیانه عربى در دوره هاى گذشته نیز مشترى اول صنایع اسلحه سازى بودند، اما واقعیت این است که دور جدید سرمایه گذارى تسلیحاتى در این مناطق تفاوتى کیفى و کمى با گذشته دارد.
شاید بارزترین تفاوت دور جدید مسابقه تسلیحاتى در حوزه هاى سنتى مانند شرق اروپا یا خاورمیانه عربى این باشد که این بارهر گام بازیگران بازار تسلیحات با نیت ایجاد جبهه سیاسى علیه قدرت رقیب برداشته مى شود. این مسئله بویژه در اتفاقات ماه هاى اخیر بازار تسلیحاتى آمریکاى لاتین و شرق اروپا نمایان شده است. روسیه با گشودن بازار صادرات خویش به روى دولت هاى چپگراى آمریکاى لاتین در واقع براى تسخیر حیاط خلوت آمریکا گام برداشته است. این حرکت روس ها واکنشى آشکار به سرمایه گذارى نظامى است که آمریکایى ها در منطقه اى دیگر که به طور سنتى حیاط خلوت روس ها بوده است انجام مى پذیرد. این کش و قوس سیاسى را به شکل دیگرى مى توان در مناطقى مانند خاورمیانه عربى مشاهده کرد.
آوردگاه نفوذ تجارى و سیاسى
شدیدترین رقابت را دو قدرت در جمهورى هاى شوروى سابق به نمایش گذاشته اند. براى روس ها ورود نظامى آمریکا به این منطقه یک کابوس بزرگ است و براى واشنگتن و متحدانش سهیم شدن در بازار تسلیحاتى آنجا یک رؤیا است. از این روست که روس ها هر حرکت آمریکا و ناتو را در بازار نظامى جمهورى هاى پیرامون با شدت پاسخ مى دهند. پوتین حتى براى بازداشتن این جمهورى ها از گرایش به سمت اردوى نظامى آمریکا در یک سال گذشته چند پیمان مهم نظامى و امنیتى با آنان امضا کرد و براى تعطیل کردن پایگاه هاى نظامى که آمریکایى ها در گرماگرم فروپاشى شوروى سابق به دست آورده بودند همه تلاش خویش را به کار بست.
کشمکش دو قدرت نظامى امروز بیش از هر جا در دو جمهورى اوکراین و گرجستان به چشم مى خورد یعنى دو کشورى که اکنون به واسطه حضور دولت هاى لیبرال براى پیوستن به ناتو واتحادیه هاى نظامى غرب خیز برداشته اند.
در صحنه آسیاى مرکزى و قفقاز عامل دیگرى که چاشنى رقابت تسلیحاتى امروز شده برنامه ارتش سازى دولت هاى این منطقه و پروژه هایى است که با عنوان مدرنیزه کردن دستگاه ارتش آغاز شده است. سران جمهورى آسیاى مرکزى و قفقازکه همانند اعراب خلیج فارس از خوان ثروت انرژى بهره مندند اکنون مشترى اول کارخانه ها و صنایع نظامى شده اند. آنها سرمایه هاى کلانى را براى تجهیز ارتش و خرید تازه ترین جنگ افزارها اختصاص داده اند.
دولت ترکمنستان به رهبرى بردى محمد اف که امپراتور گاز آسیاى مرکزى نام گرفته است در آخرین روزهاى سال ۸۶ برنامه مدرنیزه کردن نیروهاى مسلح خویش را به اجرا گذاشت . قزاقستان بخش غالبى از در آمدهاى نفت را به خرید هواپیما هاى جنگى اختصاص داده است.
دولت نفتى آذربایجان هم که در رقابت جنگى با همسایه ارمنى خویش قرار دارد براى تکمیل ناوگان ارتش خویش مذاکرات گسترده اى را با طرف هاى روسى و غربى آغاز کرده است.
دو جمهورى دیگر منطقه یعنى ازبکستان و تاجیکستان نیز هر کدام سال گذشته چندین قرارداد نظامى با طرف هاى خارجى منعقد کردند.
تاشکند شاهد امضاى پیمان هاى مهم نظامى بود که اغلب ژنرال هاى روسیه با هدف دور کردن آمریکا از منطقه منعقد کردند. دولت کریم اف مرحله دیگر از مذاکرات نظامى خویش را باآلمان ها به انجام رساند. در تاجیکستان هم هر سه قدرت روسیه، فرانسه و هندوستان که پایگاه هاى جنگى شان موجود است پابه پاى آمریکا براى اخذ امتیازات نظامى جدید تلاش مى کنند.
رفتار همه قدرت هایى که براى رخنه در بازار مناطقى که دچار خلأ قدرت هستند تلاش مى کنند تابع این اصل کلى است که آنها از تأمین نیاز امنیتى این کشورها براى رخنه در فضاى سیاسى آنها بهره مى گیرند. شرایط آشوب زده و ناآرامى که این کشورها را در ترس دائم از دشمن درونى قرار داده بهترین فرصت براى بازیگران تسلیحاتى شده تا از برگ فروش سلاح به عنوان اهرمى قوى براى نفوذ در این کشورها بهره بگیرند. از همین روست که شاید در صادرات نظامى این دولت ها به کشورهایى مانند تاجیکستان فقیر سود مالى سرشارى عایدشان نشود اما آنها از مسیر تقدیم تجهیزات نظامى ارزان یا تعلیم متخصصان نظامى تاجیکستان و دیگر خدمات نظامى مورد نیاز براى رسیدن به اهداف کلان سیاسى بهره فراوان مىبرند.
تازهترین دکترین تسلیحاتى دو رقیب
وضعیت بازار تسلیحاتى امروز بیش از هر زمان تحت تأثیر رقابت فزاینده اى است که میان رهبرى کرملین وکاخ سفید آغاز شده است. این موج رقابت از یک پروژه تسلیحاتى جنجالى آمریکا در شرق اروپا با نام سپر موشکى شروع شد واکنون به دیگر مناطق و میدان ها کشیده شده است.
دکترین تسلیحاتى دو قدرت در سال گذشته برهمین مبنا تهیه وتنظیم شد. در مفاد دکترین طرف آمریکایى مسئله کسب بازارهاى تازه به وضوح مورد توجه قرار گرفته است.
بوش در دستورالعمل نظامى که بر پایه راهبرد امنیت ملى آمریکا صادر کرده اعلام مى کند که آمریکا برترى اقتصادى خود را در صادرات نظامى حفظ خواهد کرد.« دانا پرینو» سخنگوى کاخ سفید طى بیانیه اى پس از امضاى این دستورالعمل بى آن که از رقیبان آمریکا نام ببرد اما اشاره واضح به ظهور حریفان تازه ایالات متحده دارد: « واشنگتن همچنان با چالش هاى امنیتى بى سابقه از جمله تهدیدهاى ناشى از تکثیر سلاح هاى کشتار جمعى و سلاح هاى پیشرفته متعارف براى مناطق بى ثبات جهان روبه رو است. این رهنمودهاى جدید روند مجوز صادرات سلاح را پیش خواهد برد.»
همزمان با بیانیه پرینو خبرگزارى آسوشیتدپرس در گزارشى از این واقعیت خبر مى دهد که: آهنگ صادرات فناورى هاى نظامى آمریکا از جمله تکنولوژى به کار رفته در ساخت موشک ها و یا قطعات جنگنده ها و سایر تجهیزات نظامى به سایر کشورها در سال گذشته، رشد چشمگیرى داشته است.
اما دکترین جبهه رقیب آمریکا یعنى روسیه در زمینه صادرات سلاح آهنگ یک تهاجم آشکار به موقعیت طرف هاى غربى و ناتو دارد.سرگئى ایوانف مرد دفاعى کرملین اعلام کرد. که مسکو براى باقى ماندن به عنوان یک ابرقدرت باید به توسعه و فروش تسلیحات پیشرفته، بیشتر بپردازد. وى گفت: ما تنها یک راه حل داریم و آن ایجاد تولیدات رقابتى و تسخیر بازارهاى بین المللى است.
همزمان، ولادیمیر پوتین رئیس جمهورى روسیه از توفیق نیروهایش در پیاده کردن این دکترین ابراز خرسندى کرد. او روند فروش تسلیحات کشورش در سال گذشته را امید بخش خواندو گفت که فروش تسلیحات به کشورهاى دیگر به شش میلیارد دلار رسیده است و این کشور در میان صادرکنندگان تسلیحات پیشرو جهان قرار دارد.
اما براساس گزارش کنگره آمریکا آمار صادرات روس ها و نیز آمریکایى ها بیش از آن چیزى است که اعلام مى شود. طبق این گزارش؛ مسکو قراردادهاى تسلیحاتى به ارزش ۷میلیارد دلار با کشورهاى آسیایى، آفریقایى و آمریکاى لاتین امضا کرد. که در مقایسه با سال ۲۰۰۴ که ۴/۵ میلیارد دلار به دست آورده بود سیر صعودى داشت . و در سال ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸ رقم قراردادهاى تسلیحاتى روسیه از ۱۰ میلیارد گذشت. این ارزیابى سبب شد که روسیه پس از آمریکا در جایگاه دوم صادرکنندگان تسلیحات در جهان قرار گیرد.
گزارش دیگرى از پارلمان فرانسه نیز حاکى است که سفارشات تسلیحاتى هر پنچ بازیگر اتمى در سال گذشته به شدت افزایش داشته است . عایدات فرانسه در سال گذشته ۵/۷۴ میلیارد یورو و فروش آن ۴/۰۳ میلیارد یورو بوده است، که این ارقام فرانسوى ها را در رده چهارم صادر کنندگان جهانى تسلیحات قرار مى دهد. جالب اینجا است که مهم ترین مشتریان صادرات فرانسه را اعراب تشکیل مى دهد و مشتریان ثابتش نیز عبارتند از: عربستان وامارات متحده عربى . گزارش پارلمان فرانسه که قدرى با ملاحظه منافع این کشور تهیه شده نخستین صادر کنندگان تسلیحات جهانى آمریکا، انگلیس و روسیه هستند. پیشرفت روسیه در زمینه صادرات تسلیحات از سال ۲۰۰۰ سیرى چندان صعودى داشته که به این کشور اجازه داده است در سال ۲۰۰۷ سبقت را از فرانسه و انگلیس برباید.
اما بزرگترین قراردادهاى تسلیحاتى را در سال گذشته آمریکایى ها با اعراب و اسرائیل منعقد کردند. قراردادى که اوج تناقض دو سیاست مهم آمریکا و غرب یعنى نظام کنترل تسلیحاتى و نیز فرایند صلح خاورمیانه عیان ساخت. براساس این قرارداد یا بسته تسلیحاتى واشنگتن در نظر دارد به اسرائیل، عربستان، مصر و ۳ کشور دیگر خاورمیانه بیش از ۶۰ میلیارد دلار کمک کند.
به هر حال همه چیز در داد وستد بازار افسانه اى تسلیحات حکایت از این واقعیت تلخ مى کند که جهان بى قطبى با شتاب به سوى میلیتاریزه شدن پیش مى رود.حجم جهانى نقل و انتقال تسلیحات که سال گذشته به میزان ۶۵ میلیارد یورو رسید اکنون به مرز ۱۰۰ میلیارد نزدیک شده است. پدیده فروش اسلحه با همه قوانین کنترلى و اخلاقى که در فرداى جنگ سرد براى آن مقرر شد اکنون همه جلوه هاى دلفریب گذشته اش را در چشم بازیگران سیاسى نمایان کرده است، اگر هیچ قرینه و نشانه اى هم براى بازگشت عصر جنگ سرد یافت نشود رونق گرفتن بازار تسلیحات خود بزرگترین نشانه آن است. فروش سلاح اکنون در چشم قدرت هاى جهانى هم منبع در آمد است هم اهرم رقابت و ابزارى براى اعمال سلطه برملت هایى که در وحشت خود ساخته قدرت ها غوطهورند.