1- در اواخر دوران پهلوی، رژیم شاه شگردهایی را برای بدنام کردن انقلابیون و خصوصاً متدینین اعمال میکرد تا در جامعه وانمود کند مخالفان شاه و دربار یا به خارج وصلاند یا ساواکی هستند، اما ظاهرشان انقلابی و مسلمان است. لذا در تبلیغات دامنهدار، مردم را در حاکمیت کمونیستها و مارکسیستهای اسلامی در صورت فروپاشی نظام شاهنشاهی میترساند یا با اعزام ماموران ساواک به منزل شخصیتهای بزرگ انقلاب و احیاناً اهدای کتابهای انقلابی به آنان در حضور هوادارانشان القا میکرد که این شخصیت با ساواک در ارتباط است. البته بودند افراد ساده و کمفهمی که با این ترفند بازی میخوردند و ناخواسته بهوسیلهیی برای جاانداختن پروژه رژیم تبدیل میشدند.
2- پس از پیروزی انقلاب اسلامی، هرگاه جناح یا تشکلی در جامعه به اکثریت دست مییافت، بعد از مدتی دچار تشتت و اختلاف میشد و به مرور اعضای آنکه رفیق صمیمی بودند، در حذف و انزوای یکدیگر مجدانه میکوشیدند تا بالاخره عدهیی ریزش کنند و حذف شوند. حزب جمهوری اسلامی نمونه روشن این واقعیت تاریخی است. این تجربه، دستمایه خوبی برای توطئه علیه ایران و انقلاب اسلامی در اختیار دشمنان ما است.
3- محافظهکاران حاکم بر آمریکا میدانند که قدرت رسانهیی و تبلیغاتی محافظهکاران ایران به اندازهیی هست که از فضای ضدآمریکایی در میان بخشی از مردم، بهترین استفاده را ببرند و در حذف نیروهای خط امام که امروز چهرههای نامآشنای اصلاحطلبان را شکل میدهند، موفق شوند. یادآوری این نکته ضروری است که در رژیم گذشته، هرگاه بین حوزویان ـ که عمدهترین مخالفان شاه بودند ـ بر سر موضوعی فقهی یا کلامی یا تاریخی اختلافنظر و مجادله پیش میآمد، ساواک، ریاکارانه هوای یک طرف مجادله را میگرفت و سعی میکرد آتش اختلاف را برافروخته سازد. مقامات ساواک در توجیه این حرکت حساب شده، میگفتند که بهجای سنگ انداختن در سبد تخممرغ، سبد را تکان میدهیم، خودشان به هم میخورند و میشکنند. انگلستان نیز از قدیم پایبند نظریه قابل اجرای «اختلاف بینداز و حکومت کن» بود. آمریکا هم سالهاست که تلاش میکند با ایجاد اختلاف بین نیروهای انقلابی و مسلمان، به حذف جناح اصلاحطلب توسط مخالفان اصلاحات اقدام کند.
4- از آن هنگام که عزم عدهیی از دلسوزان جامعه و دوستداران و مقلدین امام خمینی(ره) جزم شد که در روشهای حکومتی و جامعه اسلامی اصلاحاتی صورت دهند، اکثر مردم با آنها همراه شدند و انتخابات پرشور و بینظیری را در گزینش ریاست جمهوری هفتم و هشتم به نتیجه رساندند. آن مردم همچنان اصلاحطلب و مدافع اصلاحات در شیوه اداره جامعه هستند. هر چند به عملکرد بعضی از اصلاحطلبان، ایراد و انتقاد داشته باشند. انتخابات ریاست جمهوری نهم نشان داد که از چهل و چند میلیون ایرانی واجد شرایط، نزدیک به هفده میلیون نفر به کاندیدای مخالف اصلاحات رای دادند.
5- آمریکاییها علیالقاعده به این نتیجه رسیدهاند که اگر اصلاحطلبان کوبیده نشوند و دوباره پا بگیرند به دنبال رفع نواقص برای همراه کردن جوانان و فرهیختگان و اندیشمندان و هنرمندان با نظام جمهوری اسلامی خواهند بود، لذا از ترفند قدیمی «اختلاف بینداز و حکومت کن» و به شیوه تکان دادن سبد تخممرغ برای شکستن همدیگر بهره وافر میبرند. آنها خوب میدانند که اگر لفظاً از اصلاحطلبان که همان پیروان واقعی امام خمینی و سابقهداران در مبارزه هستند و از تلاشگران جذب نیروهای جوان و کیفی به نظام اسلامی هستند حمایت کنند، بخشی از محافظهکاران برای هتک حرمت و شخصیت چهرههای موثر اصلاحطلب بسیج میشوند. در واقع همانگونه که ساواک بعضی از مریدان ساده و کمفهم انقلابیون بزرگ را بازی میداد، آمریکا نیز قصد دارد برخی رفتارهای جناح راست را در راستای هدف بلندمدت تضعیف جمهوری اسلامی و فاصله انداختن بین اکثریت جامعه و نظام به کار گیرد.
6- یادداشتها و مقالاتی که در چند روز اخیر در جراید متعلق به محافظهکاران علیه اصلاحطلبان به بهانه موضعگیری مقامات آمریکایی نوشته شده و میشود، حکایت از همین بازی خوردن میکند. آیا بهتر از این میتوان آب به آسیاب دشمن و مشخصاً آمریکا ریخت که اکثر شهروندان اصلاحطلب و متدین و دلسوز به ملک و ملت را وابسته به خارج دانست و به این بهانه آنان را از حوزه هواداری نظام اسلامی و اساس مردمسالاری دینی خارج کرد؟
7- همانگونه که در میان هواداران ریز و درشت محافظهکاران، افراد ناصالح نیز یافت میشوند، میتوان در میان دهها میلیون انسان شریف اصلاحطلب نفراتی به تعداد انگشتان دست نشان داد که به دلیل ناملایمات تحمیل شده به آنان توسط محافظهکاران یا تمایلات عافیتطلبانه خود جلای وطن کرده و از ملت فاصله گرفته باشند یا عده کمی فرصتطلبانه خود را به مردم اصلاحطلب نزدیک کرده باشند. آیا به طور مرتب دست گذاشتن روی دو سه نفر بریده از مردم و فرصتطلب و آنان را به کل جریان اصلاحطلب تعمیم دادن کار درستی است؟ این کار خلاف اخلاق و مغایر با دستورات اسلام و احکام شرعی است، به یقین این هم جزء مراحل بازی خوردن از آمریکا است.
8- اصلاحطلبان عموماً معتقد به مردمسالاری دینی، آزادیهای مصرح در قانون اساسی، تشکیل جامعه مدنی (با تعریفی که متفکران متدین اصلاحطلب ارائه کردهاند)، گسترش دموکراسی، توجه به حقوق بشر، تنشزدایی در سطح بینالملل، مخالفت با اسرائیل و دفاع از صلحخواهان واقعی جهان هستند و این ارزشها را مغایر با آموزههای اسلامی و فرهنگ ایرانی نمیدانند. حال اگر مقامات غربی نیز از همین تعابیر استفاده کنند، معنیاش پیروی از طرحها و برنامههای غربیان، به خصوص آمریکاست؟ اگر پاسخ برخی از اعضای جناح راست به این پرسش مثبت است، ما هم میتوانیم با همین قیاس، تفکرات تندخویانه، مخالفت با آزادیها، روشهای واپسگرایانه، حذف رقیب، اعمال سانسور و دهها خصلت و تربیت و بینش دیگر محافظهکاران را متناسب و همسو با تفکرات طالبانی بدانیم و از این طریق اندیشهها و عملکرد آنان را منتسب به اسلام آمریکایی و تندروهایی که آمریکا برای زشت نشان دادن سیمای اسلام و ایران در میان امت اسلامی ساخته و پرداخته کرده است، تحلیل کنیم.
9- از ویژگیهای آمریکا که اتفاقاً مدعیان اصولگرایی بیشتر از اصلاحطلبان روی آن تاکید دارند این است که حاکمان آن جنگافروز و تشنجزا هستند و مخصوصاً تحت تاثیر صهیونیستها، بهطور مرتب با ایران و بعضی از کشورهای اسلامی سر ستیز دارند و علاقهمندند منطقه را در آشوب نگه دارند تا اهداف سیاسی و اقتصادی خود را پیش ببرند. در این صورت آمریکا با نفوذ و بدون تبلیغات در میان بخشی از محافظهکاران ایران و با ظاهرسازی ریاکارانه، فضای متشنج بین ایران و آمریکا را همچنان بهنفع اسرائیل حفظ میکند. لذا دولتمردان تندخوی آمریکا، آش خود را در دیگ تندروهای جناح راست ایران میپزند و به کسانی که به دنبال اصلاحات هستند، وقعی نمیگذارند. کسانی که این سیاست آمریکا را خواسته و ناخواسته ـ و انشاءالله ناخواسته ـ دنبال میکنند، همان بازیخوردههایی هستند که ذکر آن رفت.
10- یک ترفند عوامفریبانه و سفسطه مغرضانه و بازی با کلمات، در قلم کسانی که برای هتک اصلاحطلبان شمشیر را از رو بستهاند، این است که پیدرپی در جرایدشان مینویسند اگر اصلاحطلبان مخالف جنگافروزان حاکم بر آمریکا هستند، آن را اعلام کنند. در صورتی که اصلاحطلبان مخالف حاکمان آمریکا هستند، اما معتقدند بهنفع منافع ملی ما است که با مذاکره و گفتوگو و رابطه ـ همچون کشورهای استعمارگر دیگر، مثلاً انگلیس و روس ـ مخالفتهای تند و ضدیت آنان با ایران را مهار کرد و از بار دشمنیهای آنها و نتیجه دشمنیشان کاست.
11- نکته آخر اینکه مطالب مندرج در نشریات جناح راست، از کوبیدن و اتهام زدن به جمیع اصلاحطلبان و رنگآمیزی، نتیجهیی برای حفظ خود نمیگیرند، جز اینکه جوانان هوشمند و مردم آزادیخواه را از صحنه خارج کنند و در غیاب هواداران واقعی انقلاب اسلامی، به آب و نانی برسند. لذا به آنان توصیه میکنیم تا قدرت را در دست دارید، به آب و نان مردم برسید، بر گرانیها نیفزایید، مدیریتتان را در سوخترسانی به جوامع شهری و روستایی اصلاح کنید، شاید در این شرایط که محصول مدیریت و برنامهریزیهای شماست، اعتنایی را متوجه خود کنید.