قاسم غفوری
جرج بوش رئیسجمهور آمریکا در حالی که دورانی بحرانی را در کاخ سفید سپری میکند، هفته گذشته سفری دورهای به خاورمیانه را آغاز کرد. وی در حالی سفر خود را به پایان میرساند که در کنار اهداف به اصطلاح صلح خاورمیانه، سیاست مقابله با اقتدار منطقهای ایران و به گفته مقامات کاخ سفید اتحاد با اعراب در قبال تهران را پیگیری میکرد. مواضع و اظهارات بوش در دیدارهایش در کشورهای عربی (کویت، بحرین، امارات، عربستان) بیانگر تلاش آشکار بوش برای تخریب روابط تهران با اعراب میباشد. وی بر آن بود تا با بزرگنمایی اقتدار نظامی و سیاسی، تکرار اتهامات واهی پیرامون فعالیتهای صلحآمیز هستهای کشورمان، تخریب جایگاه مثبت ایران در معادلات منطقهای و... تهران را تهدیدی بزرگ برای اعراب و کل خاورمیانه معرفی نماید تا به اصطلاح خود شرایط را برای انزوای ایران فراهم آورد.
هر چند که بوش با تبلیغات گسترده سیاسی و رسانهای برای این مهم فعالیت کرد و حتی پیش از آن نمایش بزرگنمایی اقدام ایران در قبال ناو آمریکایی را اجرا کرد اما روند تحولات در سفرهای او نتایج دیگری را آشکار ساخت بگونهای که جهانیان اعتراف کردند نه تنها سفر بوش به منطقه، انزوای ایران را به همراه نداشته بلکه به ابزاری برای فروپاشی جایگاه آمریکا در میان متحدانش در خاورمیانه و افزایش منزلت ایران در جمع همسایگانش مبدل شد.
1- حضور بوش در خاورمیانه مصادف شد با برگزاری تظاهراتهای گسترده ملتهای عرب برضد سیاستهای کاخ سفید در منطقه. براساس اعتراف رسانههای غربی براساس نظرسنجیها 96 درصد ملتهای عرب تاکید کردهاند که دوران آمریکا در خاورمیانه باید پایان یابد و حضور بوش در کشورهایشان قابل قبول نیست. اعتراضات گسترده ملتها نشان داد که برخلاف ادعاهای سران کاخ سفید دیگر زمانی برای احیای جایگاه آمریکا در خاورمیانه باقی نمانده و بیداری و آزاداندیشی در منطقه ایجاد شده که اجازه مداخله به بیگانه در امور منطقه را نمیدهند. تظاهرات برضد مقامات آمریکایی در حالی در اکثر کشورهای منطقه برگزار شده که در نقطه مقابل 97 درصد مردم منطقه بر اصل همزیستی مسالمتآمیز با ایران تاکید و تهران را عاملی مهم برای ثبات در منطقه ابرازی کردهاند. استقبال پر شور ملتهای منطقه از مقامات ایران در هنگام سفر به این کشورها خود گواهی بر جایگاه مردمی کشورمان در میان همسایگان عرب است که شکستی بزرگ برای سناریوی به اصطلاح انزوای آن میباشد.
2ـ هر چند که سران آمریکا راه ملتها و دولتهای عربی را از یکدیگر جدا میدانند و ادعا میکنند که آنها براساس رفتارهای دولتمردان تصمیم میگیرند اما در این سفر بوش در برابر به اصطلاح متحدان عرب خود نیز با ناکامی مواجه شد. تاکید سران کشورهای عربی بر همکاری گسترده با ایران در ابعاد مختلف که با اجرایی شدن بندهای توافقنامه تصویب شده در نشست سران شورای همکاری خلیج که با حضور احمدینژاد رئیسجمهوری، وارد مراحل جدیدی میشود، اعتراض آشکار مقامات عربی با هرگونه آشوبگری آمریکا در منطقه برضد تهران و... ضربهای سخت بر جوسازیهای آمریکا در منطقه وارد ساخت. هر چند که برخی کشورهای میزبان بوش، برای حفظ ظاهر و بیان به اصطلاح حفظ اتحاد با این کشور هدایایی برای وی در نظر گرفتند و روابطشان با واشنگتن را استراتژیک اعلام کردند اما همگان بر اصل عدم تقابل با ایران تاکید که خود گواهی بر همگرایی منطقهای آنها میباشد.
3- در بعد رسانهای نیز جرج بوش نتوانست به اهداف خود دست یابد. بسیاری از نشریات و رسانههای جهان که بعضا وابستگی کامل به دستگاههای آمریکایی دارند به صراحت اعتراف کردند که تحرکات بوش علیه ایران، نمایشی مضحک و از پیش شکست خورده بود که صرفا به رسوایی برای وی و آمریکا منجر شد. حتی جنجالآفرینی بوش در قبال پرونده هستهای ایران با اظهارات البرادعی در تهران پیرامون صلحآمیز بودن این فعالیتها ناکام ماند و به نتیجهای نرسید. آنها اذعان کردند که حتی جوسازی آمریکا در قبال ناو آمریکایی و سخنرانی بوش در امارات نتوانست افکار عمومی را به سمت آمریکا برضد ایران سوق دهد بگونهای که در نهایت سران کاخ سفید به سانسورهای خبری و پرداختن به مسائل حاشیهای روی آوردند تا رسوایی این شکست بیش از این آشکار نشود. در مجموع میتوان گفت که سفر بوش به خاورمیانه برای به انزوا کشاندن ایران همچون سفر سایر مقامات آمریکایی با ناکامی مواجه شد بگونهای جهانیان اعتراف کردند آمریکا دیگر جایگاهی در خاورمیانه ندارد و تلاشهایش برای برهم زدن مناسبات تهران و اعراب محقق نخواهد شد. مواضع ملتها، دولتها و رسانههای منطقه آشکار ساخت که همگرایی در منطقه در حال گسترش است طرحی که ایران همواره بر آن تاکید و خواستار اجرای آن شده است. بر این اساس سفر بوش را میتوان گامی برای افشای انزوای آمریکا در خاورمیانه دانست که تحکیم مناسبات تهران و اعراب را آشکار ساخت چنانکه جوسازیهای تبلیغاتی وی با تمسخر و واکنش منفی منطقه مواجه شد.