دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور
آمریکای لاتین طی دو دهه گذشته در عرصه مناسبات داخلی، منطقهای و بینالمللی تحولات عمدهای به خود دیده و تغییرات تدریجی ولی عمیقاً قابل توجهی را پشت سر گذاشته است. علیرغم تنوعی که در این قاره بین مردمان و کشورها وجود دارد، آمریکای لاتین، با چالشها و گرایشهای کلان و مشترکی روبروست. این چالشها و گرایشها کدامند و معنای آنها در سیاست بینالمللی چیست؟
چالشهای فراگیر آمریکای لاتین، تاریخچه استعماری، فقدان توسعه اقتصادی و انتخاب و گزینش راه برای زندگی اجتماعی و اقتصادی مناسب است. تاریخ آمریکای لاتین در طی چهار سده گذشته با استعمار اسپانیا، پرتغال و آمریکا پیوند خورده است. این تاریخ با ترکیب سرکوب و مقاومت در پیوند با چالش دیگر، یعنی توسعهنیافتگی، به نابرابریهای گوناگون منجر شده است و در نتیجه این قاره پیوسته با این پرسش روبرو بوده که کدامین راه و انتخاب برای حل چالش توسعهنیافتگی مناسبتر است و لذا آمریکای لاتین آوردگاه نظرات گوناگون مارکسیستی، کاپیتالیستی و بومی حل مشکلات اقتصادی و اجتماعی، همراه با تنازع و درگیری بینالمللی ناشی از سیستم بینالمللی، رقابتها و کشمکشهای منطقهای و جنگهای داخلی بوده است. برآیند این فعل و انفعالات، مداخلات نظامی پیوسته آمریکا و حمایت واشنگتن از حکومتهای نظامی و دیکتاتورها تا در دو دهه پیش بود.
اما در بیست سال گذشته، چهره سیاست در آمریکای لاتین دگرگون شده است. مهمترین تغییر در این قاره، جاافتادگی نهادهای دمکراتیک است. تا بیست سال پیش الگوی تاریخی این قاره تناوب بین حکومتهای دمکراتیک و نظامی بود، اما در سالیان اخیر، حتی زمانی که نسخههای موسوم به اجماع واشنگتن (Washington Consensus) که مبتنی بر آزادسازی کامل اقتصادی است، جواب نداد و بحرانهای مالی در برخی از کشورها را بوجود آورد، از نظامیان خبری نشد و روندهای دمکراتیک ادامه یافت. برآمدن چاوز در ونزوئلا، مورالس در بولیوی و اورتگا در نیکاراگوئه همه از طریق انتخابات و روندهای قانونی صورت گرفت. مایکل رید (Michael Reid)، خبرنگار با سابقه اکونومیست در کتاب جدیدالانتشار خود با عنوان «قاره فراموششده: نبرد برای روح آمریکای لاتین» (Forgotten Continent: The Battle For Latin America) تأکید میکند که نه فقط دمکراسی قاره آمریکای لاتین را فراگرفته، بلکه کیفیت دمکراسی در این منطقه نیز در حال رشد است. مشاهده و گزاره وی، مورد تأیید گزارش تحقیقاتی بانک توسعه آمریکای لاتین که در سال 2006 انتشار یافته نیز هست. جالب توجه آنکه بسیاری از رهبران کنونی کشورهای آمریکای لاتین در دهههای 60 و 70 میلادی، خود از قربانیان حکومتهای نظامی بودند.
جاافتادگی دمکراتیک با رشد اقتصادی قابل توجه، در تعدادی از کشورهای آمریکای لاتین همزمان شده است. در فاصله سالهای 1996 میلادی (1375 شمسی) تا 2005 میلادی (1384 شمسی) مکزیک میزان فقر را 50 درصد کاهش داد. دستاوردهای اقتصادی برزیل و ارتقاء موقعیت منطقهای و جهانی آن کشور در دوران زمامداری «لولا» به گونهای است که بنا به نوشته نیوزویک 31 دسامبر 2007 (10 دی 86) بیش از 50 درصد از مردم این کشور، دولت وی را هنوز «خوب» و یا «عالی» ارزیابی میکنند.
ذکر این مطالب به معنای حل مشکلات ساختاری، مخصوصاً نابرابری اقتصادی و ناامنی اجتماعی در آمریکای لاتین نیست. براساس گزارشی که توسط آکادمی علوم آمریکای لاتین موسوم بهFLASCO در 2007 (1386)، در شیلی منتشر شده، نظرخواهیهای مختلف بیان میدارند که ناامنی فردی، مهمترین مسئله مردم آمریکای لاتین است. بخاطر وجود گروهها و باندهای جنایی که در امور مختلف غیرقانونی از جمله قاچاق مواد مخدر هستند، بیش از 1 میلیون و 600 هزار گارد خصوصی در این قاره مشغول کارند و بنا به شاخصههای توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورهای آمریکای لاتین هنوز در حال توسعه قلمداد میشوند، ولی به وضوح تغییراتی در عرصه سیاسی و اقتصادی در این قاره رخ داده است. از نظر منطقهای، صلح و همزیستی مسالمتآمیز تقریباً بر کل منطقه حاکم است. در دو دهه گذشته چندین سازمان همکاری منطقهای شکل گرفته، کل قاره آمریکای لاتین عضو چند معاهده عاری از سلاحهای هستهای شده و رقابت نظامی در این قاره کاهش یافته است.
همکاری بینالمللی بین کشورهای آمریکای لاتین مخصوصاً در نهادهای چند جانبه اقتصادی مانند سازمان تجارت جهانی WTO و سازمان جهانی مالکیت معنوی WIPO گسترش یافته و آرژانتین و برزیل، پیشقراولان بحث پیچیده «مالکیت معنوی برای توسعه» که به هیچ وجه مورد علاقه کشورهای صنعتی غربی نیست، هستند. حرکت آمریکای لاتین در مجموعه توسعهای سازمان ملل متحد، منسجم و مؤثر است. تغییرات درون جوامع آمریکای لاتین و مناسبات بین قارهای، به ارتقاء جایگاه بینالمللی آن کمک کرده است. آیا این روز پایدار خواهد بود؟ اگر جواب روشن نباشد، در این تردیدی نیست که سیاست در آمریکای لاتین، دیگر زاییدهای صرف از سیاست در واشنگتن نیست و آمریکای لاتین طی دو دهه گذشته متحول شده است.