بسماللهالرحمنالرحیم
همانطور که پیشبینی میشد، بوش کوچک، رئیسجمهور آمریکا، در سفر به خاورمیانه عربی برگهای سیاه دیگری بر پرونده خود افزود.
شاید دقیقترین جمله را در این زمینه سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزبالله لبنان گفته باشد که سفر بوش به منطقه را «لکهای سیاه و ابدی در تاریخ منطقه و امت اسلامی» نامید.
اتحادیه عرب نیز موضع روشنی در برابر سفر رئیسجمهور آمریکا و اظهارات گستاخانه وی گرفته است. این اتحادیه، علیرغم روش محافظهکارانه همیشگی خود، با انتشار بیانیهای نسبت به حمایت بوش از رژیم صهیونیستی واکنش نشان داد و اعلام کرد: حمایت بوش از اسرائیل، ادعای آمریکا در دفاع از حقوق بشر را نابود کرده است.
تنها در صورتی که اتحادیه عرب در این بیانیه، آمریکا را «مدعی» حقوق بشر دانسته باشد میتوان محتوای آنرا قابل قبول دانست. زیرا آمریکا هرگز مدافع حقوق بشر نبود و همواره از این عنوان به مثابه یک پوشش فریبکارانه استفاده میکرد تا چهره ضد انسانی خود را پشت آن بپوشاند و بهتر بتواند به اقدامات استعماری و تجاوزکارانه خود ادامه دهد. از بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن گرفته تا جنگ ویتنام و تا تجاوز به حقوق ملتهای آمریکای لاتین و اشغال نظامی افغانستان و عراق و حمایت همهجانبه از رژیم اشغالگر و جنایتکار صهیونیستی، همگی برگهای سیاه پرونده آمریکا را تشکیل میدهند، پروندهای که حتی یک برگ سفید ندارد. علاوه بر اینها مداخلات مستمر آمریکا در کشورهای عربی، آفریقا، آسیای دور، آسیای میانه، ترکیه و ایران نیز بخشهای دیگری از پرونده سیاه واشنگتن را تشکیل میدهند و چهره سلطهگر، مداخلهجو و متجاوز دولتمردان آمریکائی را به نمایش میگذارند. سفر کنونی بوش کوچک به خاورمیانه عربی و عربدههائی که برای دولتها و ملتهای منطقه میکشد، خوی سلطهگری دولتمردان آمریکائی را به روشنی نشان میدهد. او در همین سفر، درباره عراق و فلسطین و سایر کشورهای منطقه بگونهای سخن گفته است که گوئی این کشورها بخشی از خاک آمریکا هستند و رئیسجمهور آمریکا صاحب اختیار همه آنهاست. اینها جملاتی است که خبرگزاریها از بوش در همین سفر مخابره کردهاند:
ـ تا 10 سال دیگر، در عراق میمانیم.
ـ دولتهای کشورهای عربی دست اسرائیل را بگیرند تا اولمرت با حمایت از محمود عباس بتواند مقاومت فلسطین را سرکوب کند.
ـ برای اجرای تصمیمات کنفرانس آناپولیس باید از بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین فلسطین جلوگیری شود.
ـ مرزهای 1346 اسرائیل باید تعدیل شوند تا شهرکهای یهودینشین به محدوده سرزمین اسرائیل ملحق نشوند.
ـ پیش از پایان ریاست جمهوریام تمام تصمیمات مهم و سخت را اتخاذ خواهم کرد.
همانگونه که ملاحظه میشود، این نوع سخن گفتن نمیتواند با یک انسان مسئول، آنهم در جایگاه رئیسجمهور یک کشور که خود را متمدن و مدافع حقوق بشر میداند، منطبق باشد. این سخنان را فقط میتوان از دیکتاتورها یا سران قبایل نیمه وحشی قرون وسطی انتظار داشت، دورانی که قانون جنگل بر اروپا حکومت میکرد و دولت آمریکا نیز هنوز وجود نداشت.
در شرایطی که مردم عراق و دولت منتخب ملت عراق اصرار به خارج شدن نظامیان اشغالگر آمریکائی از کشورشان دارند، رئیسجمهور آمریکا براساس چه منطقی میگوید تا 10 سال دیگر در عراق خواهیم ماند؟ علیرغم تشکیل دولت مردمی در فلسطین، که منطبق با قوانین و حتی با نظارت بینالمللی و زیر نظر خود آمریکا و اروپا در جریان یک انتخابات قانونی با آراء مردم انتخاب شده، رئیسجمهور آمریکا با استناد به کدام حق میگوید دولتهای عربی دست اسرائیل را بگیرند تا اولمرت با حمایت از محمود عباس بتواند مقاومت فلسطین را سرکوب کند؟ مقاومت فلسطین، یعنی دولت مردمی و قانونی حماس که فریاد رسا عدم مشروعیت رژیم صهیونیستی را اعلام مینمایند و همصدا با همه نیروهای فلسطینی بر ادامه مبارزه تا احقاق حق ملت فلسطین تأکید میکند. الحاق شهرکهای یهودینشین به آنچه بوش آنرا سرزمین اسرائیل مینامد و جلوگیری از بازگشت آوارگان فلسطینی نقض آشکار حقوق مردم فلسطین و حمایت از غاصبان تروریست برای ادامه اشغالگری و تروریسم دولتی است.
اینکه بوش، به این گزافهگوئیها اکتفا نکرده و افزوده است: «پیش از پایان ریاست جمهوریام، تمام تصمیمات مهم و سخت را اتخاذ خواهم کرد»، نشانه روشنی از ناامیدی کامل او از رسیدن به اهدافی است که در سفر به خاورمیانه عربی دنبال میکند. او با این جمله درصدد تهدید ملتهای لبنان، فلسطین، عراق، افغانستان و ایران است و میخواهد با چنگ و دندان نشان دادن به این ملتها بگوید هر چند شما تصمیم گرفتهاید مانع رسیدن من به اهدافی که دارم بشوید ولی من تمام تلاشم را برای تحقق این اهداف بعمل خواهم آورد تا اگر نتوانستم به آنها برسم لااقل ضربههائی به شما زده باشم.
جالب است که علاوه بر تظاهرات ضد آمریکائی مستمر مردمی در کشورهائی که بوش به آنها سفر کرده و میکند و علاوه بر به آتش کشیده شدن پرچم آمریکا توسط مردم این کشورها، حتی وزیر خارجه دولت آمریکا نیز به ناکامی بوش اعتراف میکند و میگوید: «انتظار نمیرود کشورهای عربی از برنامه واشنگتن برای فلسطین پشتیبانی کنند». هر چند خانم کاندولیزا رایس، بخشی از واقعیت انکارناپذیر را در این اظهارات به زبان آورده، ولی واقعیت بالاتر اینست که حتی اگر دولتهای کشورهای عربی هم تحت فشار آمریکا تصمیم بگیرند از آمریکا در این زمینه پشتیبانی کنند، ملتهای عرب اجازه چنین کاری را به آنها نخواهند داد. وجود ملتهای منطقه اکنون لبریز از نفرت نسبت به رئیسجمهور آمریکاست و همانطور که نتایج یک نظرسنجی اعلام شده توسط شبکه تلویزیونی الجزیره نیز نشان میدهد 95 درصد مردم کشورهای عربی در مقابل رئیسجمهور آمریکا قرار دارند و این نظرسنجی اگر در جهان اسلام صورت بگیرد این رقم به 99 درصد خواهد رسید. آن یک درصد باقیمانده نیز فقط مهرههای آمریکا هستند که برای حفظ موفقیت خود، نگاهی متفاوت با مردم دارند.
بدینترتیب، بوش کوچک از سفر خاورمیانهای خود با دستهای خالی به آمریکا برخواهد گشت و این شکست، مقدمهای خواهد شد برای تحولات عمیقی در خاورمیانه که افول این دولت استعمارگر را در این منطقه در پی خواهد داشت.