اشاره:
زمانی که شیخ مهدی کروبی بعد از جریانات و دلخوریهای انتخابات ریاست جمهوری نهم، ساز جدایی زد و از مجمع روحانیون مبارز خروج و حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد، یک یار وفادار داشت که در همه مراحل همراه و همگام او بود. این شخص کسی نیست جز رسول منتجبنیا، این 2 روحانی، اعتماد ملی را تشکیل دادند تا بتوانند اصلاحطلبی دیگر گونهای را نمایندگی کنند. آنها اگرچه از اصلاحطلبان تندرو دل چرکینی داشتند اما هنوز به اصلاحات اعتدالی وفادار بودند. اینان با تشکیل حزب، تلاش دارند که قرائت مطلوب خود را از اصلاحطلبی ترویج کنند. دبیرکل و سران اعتماد ملی به کرات از تعداد معدودی اصلاحطلب رادیکال سخن به میان آوردهاند و آنها را عامل شکست و انحراف اصلاحات معرفی کرده و هویت خود را در مقابل آنها تعریف کرده و خود را اصلاحطلب میانهرو میدانند. اعتماد ملی تاکید بسیاری دارد که در انتخابات مجلس هشتم، کاملا مستقل به عرصه بیاید تا وزن خود را در میان مردم محک بزند.
">اشاره:
زمانی که شیخ مهدی کروبی بعد از جریانات و دلخوریهای انتخابات ریاست جمهوری نهم، ساز جدایی زد و از مجمع روحانیون مبارز خروج و حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد، یک یار وفادار داشت که در همه مراحل همراه و همگام او بود. این شخص کسی نیست جز رسول منتجبنیا، این 2 روحانی، اعتماد ملی را تشکیل دادند تا بتوانند اصلاحطلبی دیگر گونهای را نمایندگی کنند. آنها اگرچه از اصلاحطلبان تندرو دل چرکینی داشتند اما هنوز به اصلاحات اعتدالی وفادار بودند. اینان با تشکیل حزب، تلاش دارند که قرائت مطلوب خود را از اصلاحطلبی ترویج کنند. دبیرکل و سران اعتماد ملی به کرات از تعداد معدودی اصلاحطلب رادیکال سخن به میان آوردهاند و آنها را عامل شکست و انحراف اصلاحات معرفی کرده و هویت خود را در مقابل آنها تعریف کرده و خود را اصلاحطلب میانهرو میدانند. اعتماد ملی تاکید بسیاری دارد که در انتخابات مجلس هشتم، کاملا مستقل به عرصه بیاید تا وزن خود را در میان مردم محک بزند.
* برخلاف دیگر گروههای اصلاحطلب که اعلام کردهاند برای شرکت در انتخابات شروطی دارند، حزب اعتماد ملی همواره اعلام کرده که بدون هیچ پیششرطی در تمام انتخابات شرکت خواهد کرد؛ آیا این به این معنی است که اعتماد ملی حاضر است تحت هر شرایطی در انتخابات شرکت کند ولو اینکه تمام کاندیداهایش ردصلاحیت شوند؟
** ما به لحاظ اینکه انتخابات را نماد حضور آحاد ملت در صحنه تعیین سرنوشت و اداره کشور میدانیم و کشور را متعلق به فرد فرد مردم و شهروندان ایرانی میدانیم، وظیفه خود میدانیم که در تمامی انتخابات ـ به عنوان فعالان سیاسی و به عنوان حزبی که داعیه احیای تفکر حضرت امام(ره) و خدمت به ملت را دارد ـ شرکت فعال داشته باشیم. اینجا بحث بر سر این مسئله است که آیا شرکت ما به صورت مطلق است یا مشروط؟ ممکن است بعضی گروهها یا فعالان سیاسی، معتقد باشند تنها در صورتی که فضا رقابتی باشد و کاندیداهای آنها تایید صلاحیت شوند، در انتخابات شرکت میکنند در غیر این صورت، انتخابات را تحریم میکنند ولی ما این نظر را نمیپذیریم؛ به دلیل اینکه ما از کشور و ملت و نظام جمهوری اسلامی، هرگز قهر نکرده و شرکت در انتخابات را هیچ زمانی تحریم نمیکنیم. اما آیا این به این معناست که اگر به فرض محال همه کاندیدهای ما را رد کردند بیاییم و کاندیدهای غیرقابل قبول خودمان را تایید کنیم؟ نه، به این معنا نیست بلکه شرکت ما در انتخابات به این معناست که حضور فعال داشته باشیم و این حضور فعال به این صورت است که در مرحله اول از مردم بخواهیم که شرکت کنند و از نخبگان و فرهیختگان جامعه بخواهیم که کاندیدا شوند.
مرحله دوم کار این است که اگر کاندیدای مورد نظر ما تأیید صلاحیت شدند، ما از آنها حمایت بکنیم تا اینکه آنها موفق شوند و مسئولیت را به عهده بگیرند. اگر در بین کاندیداهای ما حتی یکی به ناحق و برخلاف قانون ردصلاحیت شود، زبان اعتراض ما بلند است و با صدای بلند، اعتراضمان را به گوش مسئولان میرسانیم. چنانچه کاندیداهای ما ردصلاحیت شوند، اگر قهر و تحریم کنیم، زبان خودمان را میبندیم و خود را خلعسلاح میکنیم. تحریم و کنارهگیری به این معناست که افراد نخبه را وارد صحنه کردهایم و آبروی آنها خدشهدار شده و بعد کنارهگیری کرده از آنها دفاع نکردهایم؛ اما اگر وارد صحنه شویم، میتوانیم به شدت از آنها دفاع کنیم. دفاع کردن ما این است که با مقامات اجرایی و نظارتی و مسئولان و بزرگان نظام رایزنی کنیم.
به فرض اینکه حرف ما خریدار نداشته باشد و کسی گوش ندهد، حداقل فریاد خود را به مردم میرسانیم و میگوییم که ما در فلان حوزه انتخابیه کاندیدای اصلح داشتیم ولی کاندیدای ما را رد کردند. بنابراین خیلی روشن است که اگر ما پیششرط بگذاریم و به پیششرط ما عمل نشود و ما ناچار شویم که انتخابات را تحریم کنیم به خودمان و کاندیداهایمان و ملت ظلم خواهیم کرد؛ چرا که اولا دهان خود را بستهایم و ثانیا به خاطر اینکه کاندیداهای اصلحی را وارد صحنه کردهایم و مجریان و ناظران شخصیت آنها را زیر سؤال بردهاند و ما از آن دفاع نکردهایم به آنها ظلم کردهایم و در نتیجه ظلم به ملت هم خواهد بود. بنابراین ما به هیچوجه تحریم را نمیپذیریم و حضور فعال در انتخابات را بهترین روش میدانیم.
* اما در انتخابات مجلس خبرگان دیدیم که خیلی از شخصیتهای نزدیک به دوم خردادیها ردصلاحیت شدند اما حزب اعتماد ملی فهرست ارائه داد و اسم بسیاری از شخصیتهای جناح مقابل در فهرست شما قرار داشت و حتی از برخی چهرههای متمایل به جریان اصلاحات حمایت نکردید؟
** برخلاف گذشته، در این دوره انتخابات مجلس خبرگان، تعداد ردصلاحیتشدگان اصلاحطلب کم بودند. البته این به معنای بازتر عمل کردن شورای نگهبان نبود بلکه رقبای ما، فضایی را ایجاد کردند که باعث شد بسیاری از علما و بزرگان کنار بکشند و ثبتنام نکنند. با وجود این، در حالی که حتی مجمع روحانیون هم در انتخابات فهرست نداد، حزب اعنتماد ملی وارد صحنه شد و بیش از 10 نفر کاندیدای اختصاصی داشتیم که رأی آوردند و تعداد قابل توجهی هم کاندیدای مشترک داشتیم. افراد متمایل به جناح راست بودند اما افراد باتقوایی و منصفی بودند. ما احساس میکردیم اگر این افراد به خبرگان بروند، دینشان را برای دنیای دیگران نمیفروشند و به وظیفه خود عمل میکنند. علاوه بر این، خبرگان فضا و نهاد خاصی است و نمیطلبد که تعدادی از افراد که صددرصد مطلوب ما هستند، آنجا باشند. ما با توجه به شرایط موجود خبرگان و واقعیتها، بهترینها را انتخاب کردیم. مجموع کاندیداهای اختصاصی و مشترک حزب اعتماد ملی بالغ بر 40 نفر بودند و این خیلی مهم است که از مجموع هشتاد و اندی عضو خبرگان، حدود 40 نفر از آنها کاندیداهای ما بودند و رأی آوردند. این را یک موفقیت نسبتاً خوب میدانیم.
* یعنی ممکن است در انتخابات مجلس هم اگر کاندیداهای مطلوب شما ردصلاحیت شوند، از افراد معتدل جناح مقابل حمایت کنید و فهرستی انتخاب کنید که افراد متمایل به جناح اصولگرا در آن باشند؟
** مجلس شورای اسلامی با مجلس خبرگان متفاوت است. مجلس شورای اسلامی یک محل سیاسی است؛ محل برخورد افکار و اندیشههاست اما مجلس خبرگان یک کار صنفی دارند و یک کار ویژهای دارند و آن مسئله رهبری و انتخاب و نظارت بر رهبری است، و کار گستردهای بر عهده آنها نیست. در مورد مجلس، کاندیداهای ما حتما از اصلاحطلبان خواهند بود. اگر خدای ناخواسته در حوزهای کاندیدای موردنظر ما ردصلاحیت شود، از او دفاع میکنیم. ضمن دفاع از نفر اول، اگر فرد دیگری باشد از او حمایت میکنیم و اگر فرد دومی نداشته باشیم، اعلام میکنیم در این حوزه انتخابیه، متاسفانه کاندیدای ما ردصلاحیت شد و مردم را در جریان قرار میدهیم و دفاعها و حمایتهایی را که کردهایم، به اطلاع مردم میرسانیم.
* بهرغم اینکه اعتماد ملی بعد از انتخابات ریاست جمهوری میانه چندانی با جبهه دوم خرداد نداشت ولی در انتخابات شوراها، سرانجام یک فهرست مشترک ارائه دادید؛ گرچه اعتماد ملی با تابلو و عنوان خودش از این فهرست حمایت کرد، نه تحت عنوان ائتلاف اصلاحطلبان ولی افراد، همان افراد بودند. در انتخابات مجلس همان تجربه تکرار میشود یا همکاریتان با اصلاحطلبان به نحو دیگری خواهد بود؟
** ما با سایر گروههای اصلاحطلب، مشکلی نداریم. اکثریت قریب به اتفاق کادرهای اصلاحطلب در سراسر کشور، از دوستان قدیمی یا جدید ما هستند و سمپاتی خاصی نسبت به آقای کروبی، بنده و حزب اعتماد ملی و سایر دوستان دارند. ما تنها با چند نفر افراد معدود و انگشتشمار مشکل داریم. آنهایی که در دوره اصلاحات حرفهای تند و نامربوط زدند، ساختارشکنی کردند، به تعبیر بعضی از بزرگان، پنجه به روی نظام کشیدند و درصدد تخریب بودند، نه درصدد اصلاح. حال اینکه آیا اینها پشیمان شدهاند یا نه، خدا میداند. ما سابقه خوبی از این تعداد افراد نداریم. اگر گاهی بحث میشود که ما با اصلاحطلبان ائتلاف نمیکنیم، به لحاظ این است که احساس میکنیم هنوز این 8 ـ 7 نفر دنبال این هستند که اصلاحات را تحت تأثیر خود قرار دهند. البته با توجه به اینکه شخصیتهای بزرگ اصلاحطلب در این مرحله وارد صحنه شدهاند، من احتمال بسیار ضعیف میدهم که این فراد تندرو و افراطی بتوانند اثرگذار باشند.
ولی بالاخره ما بعد از صحبتهای زیاد به این نتیجه رسیدیم که حزب اعتماد ملی به صورت مستقل و با تابلوی خودش وارد صحنه شود ولی قطعا و مسلما، حداقل 90 درصد کاندیداهای ما با کاندیداهای سایر اصلاحطلبان مشترک هستند. ما عملا تعامل داریم و کار مشترک انجام میدهیم. فکر میکنیم هم به نفع حزب خودمان هست که اعتماد ملی را مطرح کنیم، هم به نفع سایر احزاب است. نباید هرچه تخممرغ داریم در یک سبد بگذاریم و وارد صحنه شویم. بالاخره ممکن است عدهای با حزب اعتماد ملی موافق باشند و با احزاب دیگر موافق نباشند یا با بعضی از احزاب موافق باشد با حزب اعتماد ملی موافق نباشد. چرا کاری کنیم که به خاطر یک حزب یا چند نفر افراد، عدهای را از جریان اصلاحات دور کنیم؟ در همان انتخابات شوراها، ما ابتدا چنین نظری داشتیم ولی بعضی از دوستان پا در میانی کردند و فشار آوردند و جریان را به یک شبهائتلاف کشاندند و ما در آن ائتلاف زیاد موفق نبودیم و از ائتلاف در شوراها رضایت نداریم.
* چرا؟
** به دلیل اینکه بعضی دوستان، در جریان ائتلاف، نسبت به حزب اعتماد ملی خوب برخورد نکردند؛ یعنی نگذاشتند نام حزب اعتماد ملی مطرح شود.
* شما که تبلیغات مستقل خودتان را داشتید؟
** نه، تبلیغات ما بسیار ضعیف بود. کمال وفاداری را نشان دادیم. بنای ما بر این است که وقتی با کسی یا علی گفتیم، تا آخرش بایستیم ولی بعضیها، یا علی گفتند و ایستادگی نکردند. در تهران و بعضی استانها ملاحظه کردیم که در اوراق تبلیغاتی یا اصلا نامی از اعتماد ملی نبود یا بسیار اندک بود.
در حالی که قرار ما براین نبود. به هر حال انتخابات شوراها گذشت.
* به خاطر همین تجربه است که میخواهید در انتخابات مجلس، مستقل عمل کنید؟
** هم بهخاطر این تجربه است و هم بهخاطر تحلیلی که عرض کردم که سرنوشتمان را با سرنوشت هیچ فرد و گروهی گره نمیزنیم؛ میخواهیم سرنوشت خودمان را خودمان تدوین کنیم. آقایان هم همین کار را انجام بدهند؛ در عین حال که همه اصلاحطلب هستیم و یک جهت را دنبال میکنیم. البته ما از دوستان میخواهیم که روی مبانی امام، چهارچوبهای نظام و قانوناساسی فوقالعاده تاکید کنند و به هیچ قیمت، بحثهای مربوط به اپوزیسیون را هر چند به نفع سیاسی آنها تمام شود، مطرح نکنند.
* برای توافق بر سر فهرست مشترک آیا تا حالا با اصلاحطلبان جلساتی داشتهاید و رایزنیهایی کردهاید یا از این به بعد شروع میکنید؟
** هنوز رایزینی نداشتهایم؛ البته گروهها با حاجآقا کروبی ملاقاتهایی داشتند. بعضی از افراد با خود من ملاقاتهایی داشتند ولی هنوز روی افراد بحث نکردهایم؛ به دلیل اینکه هنوز فهرست ما هم کامل نیست. از کانالهای مختلف بررسی میکنیم که بهترینها را انتخاب کنیم و هنوز فرصت داریم، در ماههای آخر، به هر حال با مکانیسم مطمئنی به رایزنی با سایر گروههای اصلاحطلب میپردازیم و امیدواریم که روی همه با اکثریت کاندیداها به توافق برسیم.
* یعنی اول فهرستتان را میبندید و بعد رایزنیهایتان را شروع میکنید؟
** بله، ما این کار را میکنیم و آنها نیز باید چنین کنند. قاعده بر آن است که هر حزبی کاندیداهای خودش را مشخص کند؛ بعد در جلساتی مینشینند و به هر حال، چانهزنی و رایزنی کرده و به تعامل میرسند.
* اینکه هر حزبی فهرست خودش را ببندد و بعد سعی کند که کاندیداهایش را در فهرست مشترک قرار دهد، آیا باعث چالش و اختلافات نمیشود؟
** نه، بالاخره باید چانهزنی و تلاش کنند که هر کس متناسب با وزن و شرایطی که دارد، بتواند کاندیدای خودش را جا بیندازد. یک جریان اصلاحطلب داشتن، به این معنا نیست که همه یک جور فکر کنند. ما این تکصدایی و تکاندیشی را قبول نداریم. این ممکن است در بعضی جبههها و جریانات سیاسی باشد ولی در جریان اصلاحات، این پذیرفته شده که در یک جبهه میتواند سلیقههای مختلف باشد؛ این سلیقهها با هم تبادلنظر میکنند و به توافق و تعاملی میرسند.
* در حالی که در شرایط کنونی خیلی از نیروهای دوم خردادی بر وحدت تاکید دارند و تلاش دارند که حرفهایی زده نشود که باعث انشقاق شود، چندی پیش آقای کروبی در مصاحبهای صحبتهایی را مطرح کردند که باعث دلخوری بعضی طیفهای دوم خردادی شده بود. آنها میپرسیدند: آیا چنین اظهار نظرهایی که باعث اختلاف و تفرقه میشود، در این شرایط به صلاح هست؟ حتی آقای کروبی وعده داده بودند که ناگفتههای بیشتری خواهند گفت.
** دو تا موضوع وجود دارد؛ یک موضوع اینکه خبرگزاری فارس، بارها با آقای کروبی، بنده و سایر دوستان مصاحبه کرده و بهخصوص حاجآقای کروبی مقید هست مصاحبههایی که شده را بازنگری کند و بعد از تایید کردن، آن مرکز خبری مجاز باشد که آن را منتشر کند و شنیدیم که در مصاحبه موردنظر این کار انجام نگرفته و برخلاف رویه، مصاحبه را منتشر کردهاند. موضع دیگر، این است که همه میدانند نظر آقای کروبی جریان اصلاحات نیست. وقتی ایشان اعتراض و انتقاد میکند، به همان 8 ـ 7 نفری که عامل شکست اصلاحات و موجب متضرر شدن کشور و ملت و انقلاب شدند، اعتراض میکند وگرنه آقای کروبی هرگز نسبت به اصلاحطلبهای متعادل و خط امامی و آنهایی که در چهارچوب نظام حرکت میکنند، نهتنها معترض نیست بلکه به شدت هم از آنها حمایت میکند. در همین مصاحبه آقای کروبی میگوید از آقای بیطرف که عضو شورای مرکزی مشارکت است، خواهش کرده کاندیدا شود. خب، معلوم میشود که ایشان با افراد هیچ بحثی ندارد، با خود احزاب هم مسئلهای ندارد ولی به چند نفر شناخته شده و افراطی اعتراض دارد. ممکن است ما بگوییم تعبیری که شده، تعبیر مناسبی نبوده؛ وقتی بخواهیم به افراد اعتراضمان را مطرح کنیم، نباید بگوییم اصلاحطلبها باید بگوییم چند نفر هستند؛ چند نفر افراطی.
* در این مدت آقای کروبی، شما و دیگر دوستانتان، همواره از تعداد انگشتشماری افراطی صحبت کردهاید اما صریحا بیان نمیکنید منظورتان چه کسانی است؛ چرا بهطور شفاف افرادی را که به قول خودتان عامل شکست اصلاحات بودهاند، معرفی نمیکنید؟
** خود آنها میدانند، بچههای اصلاحطلب هم میدانند. تمام کسانی که در مجلس و خارج از مجلس به وسیله تحریک آنها فریب خوردند و به حرکت درآمدند، آنها را به خوبی میشناسند. نیازی نیست که اسم افراد را ببریم که لطمه به آبرویشان وارد شود. ما میخواهیم این پیام را به آنها برسانیم که خودشان را کنار بکشند و سرنوشت اصلاحات را در اختیار نگیرند و بگذارند اصلاحطلبها خودشان تصمیم بگیرند. این جمله هم که اگر اصلاحطلبها روی کار بیایند، روال گذشته پیش میآید، منظور همان 8 ـ 7 نفر است که هرگز دیگر این 8 ـ 7 نفر میدان پیدا نخواهند کرد. اصلاحطلبها دیگر اجازه نخواهند داد که این 8 ـ 7 نفر اثرگذار شوند. آن زمانی اینها میداندار بودند که عقلای قوم خودشان را کنار کشیده بودند؛ الان عقلای قوم آمدهاند و فضا را در دست گرفتهاند و اجازه نمیدهند که اینها باشند.
* پس شما خوشحال میشوید اگر این 8 ـ 7 نفر کاندیدا شوند و ردصلاحیتشان کنند؟
** ما اصلا خوشحال نمیشویم که احدی برخلاف قانون ردصلاحیت شود ولی خواهش میکنیم این 7 یا 8 نفر وارد صحنه نشوند؛ چون به اندازه کافی ضربه زدند، به اندازه کافی حساسیتهایی را برانگیختند، به اندازه کافی اصلاحطلبها را خانهنشین کردند؛ دیگر پیش از این وارد صحنه نشوند. البته لازم میدانم که در مورد بحث افراطی و افراطیگری نکتهای را مطرح کنم و آن اینکه ما در جریان اصلاحطلب این شهامت را داشتیم و داریم که میگوییم یک تعداد 7 یا 8 نفری، آدم افراطی و غیر چهارچوبدار وارد صحنه شدند و به ما ضربه زدند و تصمیم هم داریم به اینها دیگر میدان ندهیم. اصلاحطلبان در سراسر کشور تصمیم دارند به اینها میدان ندهند، به عقلای قوم میدان بدهند و هدایت اصلاحات را بهدست عقلای قوم بسپارند. اما ای کاش اصولگرایان هم برای یکبار بیایند و جریان افراطی داخل خود را افشا کنند و از آنها تبری جویند. سالهای سال است که یک جریان تند، افراطی، نامعقول، ساختارشکن و هتاک در بین اصولگرایان (جناح راست) وجود دارد و مطمئنا، روح بزرگان اصولگرا از حرکتهای این عده منزجر و متنفر است.
از باب مثال، فرض کنید گروههایی بوده و هستند تحت عنوان گروه فشار که در مواقع ضروری از جمله در ایام انتخابات، جلسهها و سخنرانیهایی را بههم میزنند و تشنجآفرینی میکنند؛ بارها و بارها این اتفاق افتاده. بعد از دوم خرداد، جلسات آقای خاتمی را بههم زدند، جلسات هر کدام از ماها را بههم زدند و تشنج ایجاد کردند؛ اینها مدعی اصولگرایی هستند. یا یک جریانی در بطن اصولگرایان بهوجود آمد که در زمان اصلاحات، وزیر کشور مملکت و معاون رئیسجمهور را کتک زدند؛ مردم آنها را نجات دادند؛ یا حرکتی که در 18 تیر اتفاق افتاد و قبل از آن یعنی حمله به کوی دانشگاه که حتی مقام معظم رهبری از آن به عنوان یک جنایت تاریخی یاد کردند.
خب، این جریان تحت عنوان اصولگرایی انجام گرفته و تعدادی که خودشان را به اصولگرایان منتسب میدانند، این کارها را انجام دادند. همچنین بعضی از روزنامهها هم هستند که از صبح تا شب تهمت میزنند و بعضی مقامات کشور را تخریب میکنند. ما یقین داریم که بدنه اصولگرایان و عقلا و سران اصولگرا با این حرکتها موافق نیستند ولی آیا یکبار شده که بزرگان اصولگرا بیایند و این حرکتها را محکوم کنند و به صراحت بگویند: ما با قتلهای زنجیرهای مخالفیم، ما حمله به کوی دانشگاه را جنایت میدانیم و این را برخلاف اسلام و برخلاف قانون میدانیم؟ این مسئله کمتر اتفاق افتاده. حالا فردی از افراد دستچندم هم اگر اخیرا دو تا مصاحبه کرده باشد، آن هم مورد هجمه آنها قرار میگیرد که چرا شما چنین حرفهایی زدهاید. به تعبیر حضرتامام(ره) که فرمودند: «واسطههایی هستند که شیطنت میکند». این واسطهها و شیاطین باید مشخص شوند. روشن شود که چه کسانی به نام اصلاحات یا حفظ نظام و ولایتفقیه یا حمایت از امام، به نظام ضربههای سنگین میزنند. من از یزرگان اصولگرا تقاضا میکنم که یکبار هم که شده این حرکت را انجام دهند. اعتدال را به معنای واقعی تعریف کنیم. وقتی ما میگوییم که باید معتدلها به رویکار بیایند، نه فقط معتدلهای اصلاحطلب بلکه معتدلهای اصولگرا هم بیایند؛ چراکه تندروی و افراطگری در اصولگراها و اصلاحطلبها هر دو محکوم است.
* شما بارها به اینکه یک تعداد تندرو که کمتر از انگشتان دست هستند، اصلاحات را منحرف کردند اشاره کردید؛ آیا جریان اصلاحات آنقدر ضعیف بود که این چند نفر آن را منحرف کنند؟ چرا بزرگان اصلاحات جلوی آنها را نمیگرفتند؟
** نه، اصلاحات ضعیف بود و نه آن 8 ـ 7 نفر قوی بوند. اشکال این بود که اولا عقلای اصلاحطلب خود را مشغول به اداره کارهای کشور کردند. البته باید مقداری از وقتشان را صرف حل این مسائل میکردند ولی خود را کنار کشیدند و کار را بهدست این افراد سپردند. ثانیا این 8 ـ 7 نفر سوار بر موج شدند؛ یعنی بعد از دوم خرداد یک موج شدید ملی در کشور بهوجود آمد. این 8 ـ 7 نفر هم سوءاستفاده کردند و سوار بر موج شدند، تا اندازهای که آقای خاتمی را هم از دور خارج کردند.
* چرا خاتمی و کروبی اجازه دادند که زمام امور بهدست این عده بیفتد؟
** اشتباه این بود که بزرگان اصلاحطلب، خود را سرگرم این کارها کردند و وقتی چشم باز کردند دیدند که زمام امور بهدست این 8 ـ 7 نفر افتاده است. آقای کروبی، رئیسمجلس بود ولی اختیار مجلس دست ایشان نبود و آقای خاتمی رئیسجمهور بود ولی اداره کار دست افراد دیگر بود. همان موقع من خواهش کردم که عقلای قوم بیایند و عنان را در دست بگیرند ولی متاسفانه آقایان کملطفی کردند و ضربه این کملطفی را همه خوردیم.
* یعنی از اواسط کار نیز که فهمیدند باز اجازه دادند که آنها ادامه دهند؟
** بله، مقداری دیر شده بود ولی بالاخره سال آخر متوجه شدند. مثلا آقای خاتمی متوجه شد و نامه نوشت و سخنرانیها کرد ولی کار از کار گذشته بود. رقبای ما هم نهایت سوءاستفاده را کردند و ضربه سنگینی به اصلاحات زدند. این تندروی باعث شد امید مردم به ناامیدی تبدیل شود و مسئولان نسبت به اصلاحات ذهنیت منفی پیدا کنند و فکر کنند که اصلاحات یک جریان ساختارشکنانه است؛ در حالی که جریان اصلاحات یک جریان صددرصد اسلامی و مردمی بود.
* انتخابات مجلس هشتم، مهمترین آزمون اعتماد ملی برای سنجش پایگاه اجتماعیاش است؛ برای اینکه مردم را قانع کنید که به کاندیداهای شما رأی بدهند، چه برنامهای دارید؟
** مهمترین هدف ما جا انداختن حزب و فرهنگ تحزب است؛ چون ما هیچ راهی برای فعالیت سیاسی و سلامت و بقای نظام، جز از طریق احزاب نمیشناسیم. تنها راه در امان بودن از خطرات داخلی و خارجی را تحزب میدانیم؛ قصد داریم هویت خود را به مردم نشان دهیم. هدف بعدی ما، گرفتن کرسیهای مجلس و بعد ریاست جمهوری و بعد شوراهاست و این یک عامل پیروزی ماست؛ برای اداره مجلس و دولت آینده برنامهریزی میکنیم. ما برنامههای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بسیاری داریم که بررسی شود و به اطلاع مردم میرسانیم تا مردم به هویت حزب رأی بدهند و نه به اشخاص.
* کلیت برنامه شما برای مجلس چیست؟
** برنامههای خود را در وقتش اعلام میکنیم؛ الان زود است ولی آنچه واضح است این است که حرکت ما در داخل نظام است و با حفظ قوانین جمهوری اسلامی و اندیشه امام حرکت میکنیم اما نه با قرائتی که اصولگرایان دارند؛ با قرائت خودمان که مترفی و به روز است. امام را در جایگاهی میدانیم که از تمدن دنیا هزاران سال جلو است و افکار امام ـ که همان اسلام ناب است ـ میتواند دنیا را اداره کند. ولایتفقیه را قبول داریم. ما مردم و رأی مردم را اصل میدانیم. و منظور از جمهوری اسلامی به قول امام، این است که تمام مقامات از سوی مردم انتخاب میشوند و مشروعیت آنها نیز بهوسیله مردم است و هر وقت مردم نخواستند، آنها را عوض میکنند.
* با توجه به شرایط کنونی ترکیب مجلس هشتم چگونه خواهد بود؟
** اگر شواری نگهبان و هیأت اجرایی ـ قانون عمل کنند و با این فرض پیش برویم، معتقد هستیم که اکثریت آرا با اصلاحطلبان معتدل خواهد بود و آن وقت ثمرات جریانات اصلاحطلب را با هدایت عقلا خواهیم دید. فرض دوم این است که آقایان منافع جبهه خود را بر دین ایمان و تقوا مقدم بدانند و آنگاه این انتخابات، انتخاباتی سالم نخواهد بود و نتیجه آن مشخص است. اگر بخواهند جناحی رفتار کنند ـ یعنی بخواهند از صندوق، آنهایی را که مدنظرشان است بیرون بیاورند ـ حقوق ملت و کاندیداها تضییع میشود که امیدواریم فرض اول محقق شود.