">
گروه سیاسی: پیشبینی میشود که بحث منازعه و مذاکره ایران و آمریکا که ۳۰ سال قبل و پس از انقلاب اسلامی آغاز شده در سال جدید نیز کماکان ادامه یابد. این منازعه و مذاکره با حضور آمریکا در مرزهای ایران شکل جدیتر و عملیتری نیز به خود گرفته است. هر زمان که سطح منازعه افزایش مییابد گروههای هوادار صلح فعال شده و به هر طریقی سعی میکنند که از شدت آن بکاهند و هرگاه نیز که شرایط بهتری در روابط فیمابین برقرار میشود کسانی که از این روابط سودی عایدشان نمیشود بر آن میتازند .
در اواخر سال گذشته مذاکرات ایران و آمریکا بر سر عراق آغاز و در 3دور انجام شد .در کنار این مذاکرات اما حوادثی نیز به وقوع پیوست که دور چهارم مذاکرات را تحتالشعاع خود قرار داد. همچنین در اواخر سال گذشته یکی از هواداران صلح در آمریکا سفری به ایران کرد که رسانهها پس از پایان این سفر، خبر آن را دریافت کردند. هوشنگ امیر احمدی که از سوی برخی رسانه نیز به دلال رابطه با آمریکا نامیده میشود وقتی که میخواست ایران را ترک کند به گونهای سخن گفت که اجازه یافته تا فعالتر برای تشدید روند صلح و مذاکره بین ایران و آمریکا عمل کند. او که یک سازمان غیردولتی را در آمریکا برای ایجاد صلح رهبری میکند از این فرصت استقبال کرد. در زمانی که امیر احمدی در تهران بود و سخن از صلح میگفت کسی در ایران سخنان او را تکذیب نکرد و موضعی رسمی از سوی دولتیان اتخاذ نشد اما اخیرا روزنامه کیهان خواستار موضعگیری در برابر خبرهای مربوط به سفر امیر احمدی به تهران شده است. این در حالی است که در تعطیلات نوروزی تحولاتی که در عراق به وقوع پیوست نقش ایران در کمک به دولت نوری مالکی در عراق را مهم و حاکی از توان ایران در حل منازعات داخلی عراق و به نوعی اثرگذاری بر خواستههای آمریکا در این کشور نشان داد. در کنار این تحولات نشریات خارجی نتیجهای که از انتخابات مجلس هشتم ایران گرفتهاند حاکی از آن است که انتظار دارند این مجلس به نوعی به تلطیف روابط ایران و آمریکا کمک کند.
نشریات اروپایی درباره سه موضوع حوادث اخیر عراق و نقش آن در رابطه ایران و آمریکا، انتخابات مجلس هشتم و نقش آن در این رابطه و تحلیل یک مفسر سیاسی ایرانی که سالها در آمریکا در لابیهای قدرت این کشور رفت و آمد دارد از علت اصلی منازعات ایران و آمریکا و راههای حل این منازعات، مطالبی نگاشتهاند که خواندنی است:
ایران برنده جنگ شش روزه در عراق
نشریه میدلایست آنلاین در شماره روز اول آوریل خود به نقش ایران در آتشبس بصره که در پی عملیات سرکوب نیروهای مسلح ارتش مقتدی صدر برقرار شد اشاره کرده و ایران و مقتدی صدر را برنده عملیات اخیر در عراق دانسته است. میدلایست آنلاین نوشته است: در شروع عملیات نظامی که هفته پیش توسط نیروهای عراقی تعلیم دیده از سوی ارتش آمریکا با دستور نوری المالکی در بصره آغاز شد، جورج بوش طی نطقی اقدام المالکی را یک تصمیم متهورانه خواند. او افزود: به نظر من این یک لحظه سرنوشتساز در تاریخ عراق آزاد است. این واقعیت دارد اما نه به شکلی که بوش میخواست. بعد از فرو نشستن غبار این هیاهو در دومین شهر بزرگ عراق، که در قلب منطقه نفت خیز این کشور قرار گرفته، به نظر میرسد بزرگترین برنده جنگ شش روزه در بصره، کسی جز نیروهای مقتدی الصدر نباشد.
نیروهای ارتش مهدی نه تنها در بصره، بلکه در بغداد و نیز مراکز چهار استان جنوبی شامل کوت، اماره، نصیریه و دیوانیه با ارتش عراق به مقابله پرداختند.
نتیجه اینکه صدر به عنوان یک رهبر پیشرو در بین توده مردم ضدآمریکایی و یک وطنپرست که خواهان پایان بخشیدن به اشغال عراق توسط ایالات متحده است، به سرعت رشد کرده و اکنون در چنان موقعیت قدرتمندتری قرار دارد که حتی با یک هفته پیش هم تفاوت آشکار دارد. او در بصره فرمانده است. یک گزارشگر عراقی که برای نیویورک تایمز کار میکند و توانست خود را حین جنگ به بصره برساند، نتیجه گرفته است که هزاران نفر از ارتش مهدی هنوز کنترل تعداد زیادی از محلات را بر عهده دارند. او نوشت: هیچ جایی نبود که سپاه مهدی آن را در کنترل نداشته باشد، یا حداقل اینکه نتواند به آنجا حمله کند.
برنده بزرگ دیگر این جنگ ایران است. ایران ظرف 5 سال گذشته، در زمینه سیاسی، اقتصادی و نظامی، میخ خود را در عراق محکم کوبیده است و این کار را درست زیر چشم 170 هزار نظامی ایالات متحده که اشغالکننده عراق هستند انجام داده است. ایران ارتباطات مستحکمی با دولت شیعه حاکم بر عراق دارد که اکثر اعضای آن از مجلس اعلای اسلامی عراق هستند. از آن زمان تاکنون، ایران روابط نزدیکی با سپاه مهدی صدر برقرار کرده و خود صدر هم از زمان افزایش نیروهای آمریکا در ماه ژانویه، بیشتر اوقات خود را در ایران گذرانده است.
اینکه صدر پیروز میدان شد و ایران در برقراری آتشبس برنده نام گرفت، یک شکست دو طرفه برای ایالات متحده محسوب میشود. ضمناً این وضعیت برای المالکی هم یک فاجعه است، چرا که دولت او همین حالا هم در آستانه فرو ریختن است. یک تهاجم در زمان نامناسب، با تدارک و اجرای نامناسب، به یک شکست مفتضحانه برای المالکی انجامید.
اصلاً چرا این تهاجم آغاز شد؟ با احتساب همه شرایط، المالکی به عنوان شاخهای از حزب اسلامی الدعوه حاکم به همراه مجلس اعلای اسلامی عراق، از نظر سیاسی و استراتژیک، قصد حذف صدر از صحنه سیاسی بصره را داشت. از نظر سیاسی، جنبش صدر خواهد توانست پیروزی چشمگیری در انتخابات برنامهریزی شده برای اکتبر در استانهای جنوبی به دست آورد و این به معنای پایان دولتی متشکل از اتحاد الدعوه و مجلس اعلاست. از نظر استراتژیک نیز شهر بصره، در واقع ماشین اقتصادی عراق محسوب میشود. مرکز شرکتهای نفتی جنوب عراق که به استخراج و صدور بخش اعظم نفت عراق مشغولاند در بصره است. سالهاست که بصره تحت کنترل نظامیان وفادار به صدر و حزب منشعب شده از او به نام حزب فضیلت هستند. فرماندار بصره هم از حزب فضیلت است. سال گذشته المالکی سعی کرد او را برکنار کند، اما محمد الوالی با بیاعتنایی از خواست او سرپیچی کرد.
المالکی با پرواز هفته گذشته به بصره برای نظارت شخصی بر حملات به نیروهای صدر، دچار اشتباه محاسباتی شد. در واقع او حیثیت خود را بر سر این اقدام نظامی گذاشته بود .
با همه اینها، اوضاع برای ایالات متحده حتی بدتر است. بوش از زمان شروع جنگ بصره، قویاً به پشتیبانی از المالکی پرداخت. به گفته استیو هادلی، مشاور امنیت ملی بوش، تصمیم برای وارد عمل شدن در بصره بهطور مشترک توسط بغداد و واشنگتن گرفته شده بود. نیروی هوایی ایالات متحده و حتی تعدادی از واحدهای زمینی هم به کمک نیروهای عراقی آمدند که ضعف و ناکارآمدی آنها را جبران کنند. بعد از 5 سال آموزشهای سنگین و تجهیزات و تدارکات آمریکایی، نیروهای نظامی عراق از عهده به دست گرفتن کنترل بصره برنیامدند.
فرضیه غلط 150 ساله
در اواخر سال 85 برخی خبرها از سفر هوشنگ امیر احمدی رئیس شورای ایرانیان آمریکا و از حامیان روابط ایران و آمریکا در رسانههای ایران منتشر شد. وی که ریاست کمیته هواداران صلح را در آمریکا برعهده دارد از جزئیات جلسه شهریور ماه 1386 با احمدینژاد رئیسجمهوری ایران که به نیویورک سفر کرده بود و از پیشنهاداتی که با وی در میان گذاشته، خبر داد.
امیر احمدی در پایان سفرش به ایران ادعا کرد که این سفر به دعوت محمود احمدینژاد صورت گرفته است و گفت که در جلسهای که با رئیسجمهوری ایران در نیویورک داشته به ایشان گفته که غرب در مورد ایران یک فرض اشتباهی دارد و آن اینکه یک ایران قدرتمند، خطرناک است. براساس همین فرض غلط غرب به ویژه انگلیسیها بیش از 150 سال است که با ایران رفتار میکنند. مطالعه تاریخ یکی دو قرن گذشته هم گویای این واقعیت است که هر زمان که ایران در مسیر قدرتمند شدن قرار گرفته غربیها به شکلی ایجاد مزاحمت کردهاند. مثلا در راه انقلاب مشروطه کارشکنیهایی کردند. از راهاندازی راهآهن در ایران جلوگیری کردند تا اینکه آلمانها راهآهن ایران را تاسیس کردند. دولت مردمی دکتر مصدق را سرنگون کردند. حتی ذوبآهن به ایران ندادند تا مجبور شدیم از روسها ذوب آهن بگیریم. بعد از انقلاب هم جنگ ایران و عراق را راه انداختند و الان هم که داستان غنیسازی را پیش کشیدهاند.
امیر احمدی به احمدینژاد پیشنهاد داده که وزارت امور خارجه و دستگاههای مرتبط روی این فرضیه غلط کار کنند و روشهایی اتخاذ کنند که در عمل نشان دهند یک ایران قدرتمند نه تنها خطرناک نیست بلکه برعکس موجب ثبات منطقه هم میشود. وی گفته است :هدف آمریکا از پرونده هستهای ایران بهرهبرداری از جو بینالمللی است که علیه ایران ایجاد کرده و اسرائیلیها هم پشت سر این موضوع هستند.
آنها میکوشند در یک سال باقی مانده زمان ریاست جمهوری بوش یک ضربه به ایران بزنند. آنها دوست ندارند این فرصت را از دست بدهند بنابراین ایران باید هوشیار باشد .تمام زور اسرائیلیها این است که منطقه را به آشوب بکشند. اما خاورمیانه فقط اسرائیل نیست. شلیک حتی یک گلوله توپ قیمت رو به افزایش نفت را باز هم افزایش میدهد.
قیمت نفت در آمریکا یک چهارم قیمت نفت در اروپا، چین و ژاپن و غیره است هر چه قیمت نفت بالا برود به سود آمریکا است. اروپاییها هم کاری نمیتوانند انجام دهند حداکثر این است که غر میزنند. در جنگ آمریکا علیه عراق هم غر زدند. ضمن اینکه الان فرانسویها و انگلیسیها بیشتر از آمریکاییها مشتاق فشار آمریکا به ایران هستند.
از نظر امیر احمدی تنها راهحل بحران کنونی این است که آژانس و ایران به قدری همکاری نزدیکی برقرار کنند که آمریکاییها نتوانند بهانهای پیدا کنند. مسئله غنیسازی را هم باید به شکلی در همان آژانس حل کرد. سال 1387 سال پایانی ریاست جمهوری بوش در آمریکا و به نوعی سال پایانی ریاست جمهوری احمدینژاد در ایران است. باید دید تحولات منطقه و تحرکات طرفداران و مخالفان صلح ایران و آمریکا تا چه حد میتوانند موضوع را در جهت تشدید منازعه و یا پیشرفت در مذاکره تمام کنند؟