محمدتقی فاضل میبدی
فیلمی با عنوان «فتنه» ساخته یکی از نمایندگان پارلمان هلند، به خاطر وهن به قرآن و اسلام واکنشهایی را در داخل کشور هلند و در برخی ممالک اسلامی برانگیخت. نخستوزیر هلند اعلام داشت: این فیلم اسلام را با خشونت مساوی دانسته ولی دولت هلند آنرا رد میکند و این تعریف را قبول ندارد. شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد به دنبال این تعریف قطعنامه منع توهین به ادیان را با 21 رای در برابر 10 رای تصویب کرد و از دولتها خواست تا اهانت به ادیان را ممنوع کنند و در آخر بانکیمون دبیرکل سازمان ملل نیز، پخش فیلم فتنه را محکوم کرد. سرانجام فیلمی که در کشور خود اجازه اکران نیافت، سر از سایتهای اینترنتی در آورد و به خاطر تهمت و توهینی که به اسلام و قرآن روا داشته بود، حساسیتهایی را در جهان اسلام برانگیخت. نگارنده این سطور به عنوان یک فرد مسلمان، براساس گزارشهایی که از فیلم دریافت داشته، از باب وظیفه دینی نکاتی را یادآور میشود.
1ـ نویسنده فیلمانمه بدون آشنایی با قرآن و آرای مفسرین بزرگ اسلام، به آیات جهاد و قتال تمسک جسته و قرآن را کتاب جنگ و خشونت معرفی کرده است. غافل از اینکه آیات جهاد و قتال آخرین راهحلی است که اسلام برای دفاع از مسلمانان و کیان کشور اسلامی پیشنهاد کرده است؛ سنتی که در تاریخ و در جهان متمدن امروز خارج از دایره عقل و عرف نمیباشد. توجیه کشورهای غربی در عراق و افغانستان برای این است که اگر ما با تروریستها در داخل کشورشان نجنگیم، آنها در داخل کشور ما بر ما ضربه وارد میکنند. قتال و جهاد در اسلام هیچگاه تا این حد مجاز نمیباشد و هنگامی مشروع است که دشمن «فتنه» خود را آغاز کرده باشد. ولی مشروعیت جنگ در دنیای امروز پیش از وقوع فتنه است. مهم اینکه قرآن پیش از وقوع جنگ راه «صلح» را پیشنهاد میکند؛ «والصلح خیر». یعنی: صلح بهتر است. (نساء/128) در این مقاله گنجایش طرح آیات قرآن پیرامون جنگ و صلح نیست.
2ـ نویسنده ناآگاه برای اینکه فیلم خود را مستند سازد، اعمال و گفتار برخی مسئولان اجرایی بعضی کشورهای اسلامی را یادآور شده است یا برخی از اعدامهایی که به نام اسلام اجرا میشود، در فیلم به تصویر کشیده است. باید گفت اعمال و گفتار مسوولان کشورهای اسلامی، هیچگاه نمیتواند ملاک شناخت اسلام باشد. در طول تاریخ صدها نوع حکومت به نام اسلام آمده است و برخی از آنان با روشهای نامشروع و برخلاف تعالیم اسلام بر مردم حکومت کردهاند. عباسیان به نام اسلام در برابر امویان قیام کردند و آلبویه به نام اسلام و تشیع در برابر عباسیان ایستانداند و صفویان و ترکان عثمانی، هر دو به نام اسلام، شمشیر روی هم کشیدند و...
در این روزگار میان عالمان و متفکران اسلامی فهمهای مختلفی از اسلام وجود دارد و خشونتها و تزویرهایی که به نام اسلام به دست مسئولان و غیرمسئولان انجام میشود یک تصور ابزاری و نادرست از اسلام است. صدها متفکر بزرگ اسلام در سرتاسر جهان روشهای ترور، خشونت و اعدام را خلاف اسلام میدانند زیرا اساس و بنیان اسلام، رحمت، عشق، صلح، همزیستی در کنار ادیان عدالت اجتماعی و آزادی عقیده و ایمان است. پیامبر اسلام(ص) به پیامبر رحمت معروف است و هنگامی که بدون جنگ و خونریزی شهر مکه را فتح کرد، دشمنان پیشین و دیرین خود چون ابوسفیان را در خانه خود پناه داد. براساس آموزههای قرآن، هر کس و دارای هر آیینی ایمان به خداوند و روز جزا داشته باشد و کردار صالح را در این جهان پیشه نماید رستگار خواهد بود. (مائده/68)
3ـ اگر گفتار و کردار برخی روحانیون و مسئولان ملاک یک آیین باشد، باید گفت آیین مسیحیت خشنترین آیین در تاریخ است؛ زیرا در دوران قرون وسطی روحانیون و حاکمان کلیسا خشنترین روشها را در برابر مخالفان فکری و سیاسی خود داشتند. برای دانشمندی چون گالیله دو راه پیشنهاد شد؛ یا توبه یا سوختن، کسانی چون جوردانو، دانشمند ایتالیایی، ویلیام تیندال مصلح دینی انگلیسی و... به جرم آزاد فکری به جوخههای مرگ رفتند. نویسنده فیلمنامه جنگهایی را که به نام مذهب در فرانسه بین کاتولیکها و پروتستانها روی داد و پاپ گریگوری سیزدهم به خاطر قتل هزاران پروتستانیست نماز شکر به جا آورد، فراموش کرده است. آیا این وقایع تلخ را که به نام مسیحیت و دین صورت گرفته است، میتوان به حساب حضرت مسیح که پیامبر صلح و رحمت است، گذاشت؟ چرا نباید حساب دین را از حاکمان دینی جدا کرد؟ چرا باید به خاطر پارهای مسائل سیاسی که در عرصه دعوای قدرت به وجود میآید، یک کتاب آسمانی را که بیش از یک میلیارد نفر به آن عشق و اعتقاد میورزند زیر سوال برد؟ درست این بود که نویسنده این فیلمنامه پیش از این که دست به کار هنری بزند، زندگی پیامبر اسلام را که آورنده این قرآن است را درست میشناخت.
در میان پیامبران و مصلحانی که برای هدایت بشر آمدهاند کسی مانند پیامبر اسلام تاریخ روشن ندارد و تنها چیزی که باعث شد تا این پیامبر آسمانی که در یک محیط پر از جهل و خشونت و قبیلهای برانگیخته شد، در دلها نفوذ یابد اخلاق، حلم، تحمل و درستکاری او بود. و عمده شعار او این بود که باید به جای تعصب تعقل کرد و به جای بتپرستی خداپرست بود و همه قبایل با هم برادرند. جنگهای قبیلهای باید جای خود را به صلح و آشتی بدهد. چگونه چنین پیامبری میتواند جنگطلب باشد؟ او از خدا ماموریت داشت تا به همه مردم بگوید: «ادخلو فیالسلم کافه؛ همگی در سلم وارد شوید.» اگر مخالفان جنگجویش آماده صلح شدند، پیامبر از طرف خدا مامور بود تا از در صلح وارد شود. ون جنحوالسلم فاجنحلها؛ اگر تمایل به صلح نشان دهند، تو نیز از در صلح و آشتی درآی. (انفال/60) اگر قرآن کتاب جنگ و خشونت بود، هیچگاه نمیتوانست در اندک زمانی به قلوب خشن طوایف عرب راه یابد. اگر تو درشتخوی بودی همه از گردت پراکنده میدشند (آلعمران/159). اگر اسلام دین جنگ و ستیز بود نمیتوانست در کمتر از 3 قرن تمدنی را بنا نهد که تاثیر آن به گفته کسانی چون گستاو لوبون، جرجی زیدان و دیگر مستشرقین، دنیای اروپا را تحت تاثیر قرار دهد. شگفت است که تهیه کننده فیلم «فتنه» زحمت تحقیق و پژوهش در اسلام را به خود راه نداده و تنها به گفتار و کردار چند فرد سیاسی و اجرایی بسنده کرده است. اگر فیلمنامهنویس به موسسه فرهنگی لیدر هلند سر میزد و دایرهالمعارف اسلام را میخواند از زبان نویسندگان آن کتاب در مییافت که قرآن کتاب جنگ نیست و حساب افراطگرایان مسلمان و پیروان طالبان و بن لادن و سایر کسانی که همواره دنبال جنگ و دشمنی با سایر کشورها هستند، از حساب کسانی که قرآن و اسلام را کتاب سلم، صلح، رحمت، ایمان و برادری میدانند جداست.
خلاصه، نمیتوان اسلام را از اعمال و گفتار دولتمردان سیاسی اسلامی شناخت همانطور که نمیتوان مسیحیت را از رفتار و اعمال کشیشان قرون وسطی شناخت. آب را باید از سرچشمه بازیافت.