"> ناتو: روی خطوط قرمز روسیه
تاریخ انتشار : ۱۶ شهريور ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۹  ، 
کد خبر : ۴۴۹۱۹
اجلاس سران کشورهای عربی 29 و 30 مارس در پایتخت

ناتو: روی خطوط قرمز روسیه


مازیار آقازاده

اجلاس سه روزه سران 26 کشور عضو ناتو در بخارست در حالی روز جمعه 4 آوریل پایان یافت که این سازمان امنیتی ـ‌ دفاعی دو عضو جدید آلبانی و کرواسی را به عضویت خود پذیرفت و نشان داد که همچنان مایل به گسترش خود است. ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه و جورج بوش رئیس‌جمهور ایالات متحده در حالی آخرین حضور خود در اجلاس سران ناتو را تجربه کردند که اختلافات دو طرف بر سر استقرار سیستم دفاع ضد موشکی در استان و رادارهای فوق پیشرفته در جمهوری چک و نیز تمایل واشنگتن به عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو و حمایت آمریکا و اتحادیه اروپا از استقلال کوزوو موضوعات عمده چالش‌برانگیز در روابط مسکو و واشنگتن است. اعلام حمایت اعضای ناتو از استقرار سیستم دفاع موشکی در شرق اروپا در بیانیه اجلاس ناتو را می‌توان کامیابی ایالات متحد از نتایج اجلاس سه روزه بخارست دانست، همانطور که می‌تان عدم تصویب عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو و مخالفت کشورهای کلیدی اتحادیه اروپایی از جمله فرانسه، آلمان و ایتالیا با عضویت این دو کشور را در اجلاس اخیر به حساب ناکامی‌های واشنگتن گذاشت، چرا که جورج بوش در سفر خود به «کیف» قبل از شرکت در اجلاس ناتو در رومانی به صراحت از عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو حمایت کرده بود. کشورهای مخالف اروپایی بیشتر از آن رو با عضویت گرجستان و اوکراین در ناتو محتاطانه برخورد می‌کنند که نمی‌خواهند خشم کرملین را بیش از پیش برانگیزند. این کشورها دو ماه قبل با شناسایی رسمی استقلال کوزوو از صربستان خود را در مقابل روس‌ها قرار دادند و به نظر می‌رسد بیش از این نمی‌خواهند روس‌ها را به دشمنی با خود تحریک کنند، چرا که تجربه تاریخی نشانگر این حقیقت است که هرگاه روس‌ها با غرب‌ها به طور عام و با ایالات متحده به طور خاص تزاهم منافع یابند؛ صحنه اروپا اولین و در دسترس‌ترین هدف مقابل روس‌هاست. از سوی دیگر روسیه امروز سهم قابل توجهی از منابع انرژی مصرفی اروپا را تامین می‌کند و به جرأت می‌توان ادعا کرد که کشورهای اروپایی وابسته انرژی روسیه‌اند؛ بنابراین هر نوع توقف صادرات انرژی روسیه به اروپا می‌تواند اقتصاد کشورهای اروپایی را با بحران مواجه کند.

روسیه نشان داده است که مصمم است از انرژی به عنوان یک برگ برنده در تعاملات خود با اروپا استفاده کند و عملکرد چند سال گذشته روس‌ها در قطع صادرات گاز حتی به جمهوری‌های سابق اتحاد جماهیر شوروی از جمله اوکراین و گرجستان به اروپایی‌ها نشان داد که کرملین در منافع ملی خود با هیچ دولتی تعارف ندارد. از این رو کشورهایی چون فرانسه و آلمان با موضوع عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو محتاطانه برخورد کردند و نخواستند دوباره خد را در برابر روس‌ها قرار دهند. عمده فرق اساسی منافع اروپا و آمریکا نیز در همین نکته نهفته است که اروپاییان می‌دانند در صورت درگیری بین مسکو و واشنگتن در میانه درگیری‌اند و نمی‌توانند پای خود را کنار بکشند و روس‌ها هر ضربه‌ای که به کشورهای اروپایی ـ به عنوان متحدان واشنگتن ـ وارد کنند در واق آن را ضربه‌ای به منافع آمریکا خواهند دانست؛ چرا که روس‌ها رد تحلیلی کلی مجموعه اتحادیه اروپا و آمریکا را در قالب «جهان غرب» در نظر دارند و ناتو را به عنوان ارتش مهاجم جهان غرب می‌دانند که در حال گسترش به شرق و حضور در حیات خلوت روسیه و محاصره کرملین است و طرح‌هایی چون سیستم دفاع ضدموشکی را نیز در چارچوب بر هم زدن توازن استراتژیک در شرق اروپا به ضرر خود می‌دانند. نزدیکی مواضع کشورهای اروپایی و آمریکا در اجلاس بخارست بر سر استقرار سپر دفاع ضد موشکی در لهستان و جمهوری چک در کنار مخالفت کشورهای اروپایی عضو ناتو با عضویت اوکراین و گرجستان در این سازمان امنیتی ـ نظامی بیشتر ناشی از ملاحظات موجود در روابط آمریکا، اروپا و روسیه است. کشورهای اروپایی عضو ناتو بنا به دلایل پیش گفته مایل نبودند که تمامی تصمیمات اجلاس سران ناتو برای روس‌ها ناخوشایند باشد. بنابراین در عین حمایت از استقرار سپر دفاع ضدموشکی در شرق اروپا با عضویت اوکراین و گرجستان و اوکراین در ناتو می‌دانند. بنابراین حمایت اروپا از این طرح موشکی به اولویت‌های واشنگتن نیز نزدیک‌تر بود. روس‌ها نیز اگر استقرار سپر دفاع ضد موشکی را شرق اروپا بر هم زننده توازن قوا به ضرر خود می‌دانند اما عضویت دو جمهوری سابق اتحاد جماهیر شوروی در ناتو حضور ناتو در دیوار مرزهای خود را فاجعه تلقی می‌کنند. بنابراین می‌توانند از مخالفت فعلی کشورهای اروپایی عضو ناتو با عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو خشنود باشند. در عین حال روس‌ها با یک تناقض و معضل اساسی در روابط خود با اقمار سابق خود مواجه‌اند و به نظر می‌رسد تا زمانی که نتوانند این معضل را حل کنند همچنان باید شاهد نفوذ و رخنه گام به گام دشمنان سابق و رقیبان امروز خود در حیاط‌خلوت خود باشند. این معضل از آنجا ریشه می‌گیرد که روس‌ها زا وسیی خود را وارث امپراتوری شوروی سابق می‌دانند و توقعات و تعهدات خود را در آن قالب تعریف می‌کنند. در این چارچوب مسکو جمهوری‌های آسیایی مرکزی و قفقاز، کشورهای حوزه بالتیک و شرق اروپا را جزء حوزه نفوذ خود می‌دانند در حالی که عملا نمی‌تواند برای صیانت این مناطق و تامین امنیت آنها و ارائه مدل توسعه اقتصادی و سیاسی به آنها بدیلی به جای نهادها و الگوهای موجود غربی ارائه دهند. بنابراین مخالفت‌های آنها با عضویت اقمار سابق خود در نهادهای غربی بیشتر حالت زورگویی یا توصیه‌ای غیرمنطقی دارد. کشورهای شرق و مرکز اروپا با عضویت در اتحادیه اروپا و ناتو توانستند تا حدود زیادی از مواهب اقتصادی، سیاسی و امنیتی آن بهره‌مند شوند و شاخص‌های رشد و توسعه آنها سال به سال بهبود می‌یابد هر چند که هزینه این بهبود بیشتر از کیسه کشورهای توسعه یافته اروپا پرداخت می‌شود.

اگر جهان غرب برای توسعه و گسترش حوزه نفوذ خود به شرق دارای نهادهایی چون اتحادیه اروپا و ناتوست و عضویت در این اتحادیه‌ها و پیمان‌های امنیتی ـ نظامی برای اقمار سابق شوروی توأمان دموکراسی، ثبات، توسعه اقتصادی و امنیت به ارمغان می‌آورد؛ روس‌ها از ارائه بدیل مناسب و جایگزین نهادهای غربی به اقمار سابق خود عاجزند ولی همچنان مصرانه از آنها می‌خواهند که به عضویت نهادها و پیمان‌های غربی در نیایند و همچنان در حوزه نفوذ روسیه باقی بمانند. پر واضح است که این عدم تناسب موجود میان مقدورات و محذورات مسکو همچنان مقامات کرملین را آزار خواهد داد و متحدان سابق این کشور را جذب الگو‌ها و نهادهای سیاسی و امنیتی غرب خواهد کرد. هر چند که روس‌ها تمایل کشورهای حوزه نفوذ خود به عضویت در نهادهای غربی و حرکت تدریجی  و گام به گام این کشورها از الگوی اقتدارگرای روسی به سوی دموکراسی غربی را ناشی از توطئه غرب علیه منافع و امنیت خود می‌دانند و وقوع انقلابات مخملین علیه حاکمان و مهره‌های روس در کشورهایی چون گرجستان، قرقیزستان و اوکراین را در قالب برنامه‌ریزی سازمان‌های جاسوسی غرب برای نفوذ به حیاط ‌خلوت مسکو تلقی می‌کنند؛ اما این حقیقت را نادیده می‌انگارند که پذیرش عمومی و مردمی تغییرات دموکراتیک در واقع ناشی از بیزاری بخش اعظمی از مردم و نخبگان این کشورها از نفوذ ساختاری روسیه در عرصه سیاست و اقتصاد این کشورهاست. هم از این ‌رو این کشورها برای تضمین و پایایی این رهایی از حلقه نفوذ روسیه؛ مایلند تا با جذب در نهادهای سیاسی و امنیتی غرب امنیت بلند مدت خود را تامین کنند و حمایت تضمین شده غرب را در قالب تعهدات حقوقی پایدار کسب کنند تا زمانی که چنین حالتی در روابط روسیه با اقمار سابق خود حاکم است، غرب بیشترین میزان منفعت را کسب خواهد کرد. چرا که به طور طبیعی با گسترش عضویت کشورهای  واقع درحوزه نفوذ روسیه در نهادهای غربی از جمله ناتو؛ غرب خواهد توانست کماکان به حرکت رو به جلوی خود ادامه دهد و حوزه‌های جدیدی را به زیر چتر خود درآورد. اجلاس اخیر سران ناتو در بخارست نیز همانند اجلاسهای قبلی، کاملا تحت تاثیر این فضای حاکم بر روابط روسیه و غرب بود. موضوعات مطرح در این اجلاس کاملا جزء موضوعات و خط قرمزی‌های منافع روسیه بودند. بررسی موضوع عضویت اوکراین و گرجستان در ناتو از عمده‌ترین موضوعات مطرح در این اجلاس بودند که همگی این موضوعات به نوعی برای امنیت و منافع خلی روسیه مهم و حیاتی بودند.

از سوی دیگر همانطور که از اجلاس‌های سال 2004 به بعد ناتو مرسوم بوده، موضوع عملیات ناتو در افغانستان و شرایط این کشور و بحث اعزام نیروهای بیشتر به این کشور از سوی کشورهای اروپایی عضو ناتو در این اجلاس نیز مطرح شد و در مقام مقایسه با اجلاس‌های قبلی نتایج ثمربخش‌تری داشت. به نظر می‌رسد کشورهای اروپایی عضو ناتو متقاعد شده‌اند که هر نوع شکست ناتو در افغانستان هزینه زیادی برای اعضا خواهد داشت بنابراین فرانسه باموافقت با افزایش نیروهای خود در افغانستان به تقاضای واشنگتن برای اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان پاسخ مثبت داد. موفقیت ناتو در اولین آوردگاه خارج از محدوده سنتی این سازمان تاثیر بسیار زیادی در گسترش کمی و کیفی این سازمان امنیتی ـ نظامی خواهد داشت و نشان خواهد داد که غرب می‌تواند به ناتو به عنوان بازوی امنیتی ـ نظامی خود در مدیریت بحران‌های بین‌المللی اعتماد کند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات