مصطفی ایزدی
روز موعود فرا رسید و ابر و باد و مه و خورشید، در آسمان فکری جبهه مدعی اصولگرایی به کار آمدند تا روی زمین، عدهای از مخالفان و منتقدان خود را از صحنه رقابت انتخاباتی برای مجلس شورای اسلامی حذف نمایند. حذف رقیب و محروم کردن منتقدان از حقی که دارند، وسیله میخواهد و اینها، با ردصلاحیت دامنهدار افراد خدوم، فداکار و مومن نشان دادند برای حفظ موقعیت خود حاضرند هر وسیلهای را به کار گیرند. طبیعی است که شایستگان بناحق ردصلاحیت شده با هر امکانی که در اختیار دارند از صلاحیت خویش دفاع میکنند و بر شایستگی خود پافشاری مینمایند.
حامیان رسانهای جناحی که در ماندن بر قدرت موفقند، اما در اخلاق رفتار با منتقدان خود سخت شکست خوردهاند، برای پوشاندن روحیه شکستخورده خویش و جلوگیری از رنج درونی و کتمان ناآرامی روحی خود، خوش ندارند که ردصلاحیتشدهها، حتی کلمهای در دفاع از خویش بگویند یا بنویسند. لذا در رسانههای وابسته، هر نوع روشن کردن افکار عمومی را برنمیتابند و از مقالات و یادداشتها و گفتوگوهای متدینینی که افشاگر بداخلاقی مدعیان اصولگرایی است، به عنوان جوسازی بیمورد یا غوغاسالاری علیه ارزشها و نظام یاد میکنند، در صورتی که بیشتر از این نمیتوان با انقلاب و نظام و ارزشهای آن دشمنی کرد که فرزندان انقلاب و حامیان نظام و مدافعان سرسخت ارزشهای واقعی را از آن جدا نموده و با انواع و اقسام تهمتهای ناروا و بدون مدرک، مزد تلاش چند ده ساله آنان را داد.
راقم این سطور که به عنوان مسلمانی که از طرف هیات اجرایی به ریاست فرماندار وابسته به جناح راست و به عنوان کسی که اعتقاد و التزام عملی به اسلام ندارم، ردصلاحیت شدهام به خود حق میدهم با هر وسیلهای علیه عاملان ردصلاحیتها موضعگیری نمایم، مگر اینکه حتی حق موضعگیری در دفاع از خود را به ما ندهند. کسانی که به راحتی و بدون دلیل شرعی و قانونی صلاحیت مومنین و مومنات را با این اتهام که التزام به اسلام ندارند، رد میکنند، از تمامی امکانات تبلیغی و فرهنگی و رسانهای کشور برای دفاع از عملکرد نادرست خود استفاده میکنند و هر نوع هتک حیثیت چهرههای پاک اصلاحطلب را مباح میدانند اما ناراحتند که مظلومان سیاسی با مردم و بهویژه جوانان علاقهمند به اصلاحطلبی، سخن بگویند و شاید همین انتقادها را دلیل بر فقدان صلاحیت منتقدان بدانند. به این چند نکته توجه نمایید.
۱- مسئولانی که در ردصلاحیت افراد نقش دارند، این آزادگی را داشته باشند که منتقدان سیاسی ردصلاحیت شده خود را با قاچاقچیان و قاتلان و وابستگان به رژیم گذشته و بیدینها - اگر احیانا ثبتنام کرده و قانونا ردصلاحیت شدهاند - کنار هم نگذارند. صادقانه و صریح در رسانهها بگویند و بنویسند «تعدادی از سیاسیون ایران که به ما انتقاد دارند، ردصلاحیت شدهاند.» این نوع حرف زدن با مردم برای خودشان هم بهتر است، چرا که در تاریخ به عنوان آدمهای صادق و یکرو شناخته میشوند.
2- کسانی که در صحنه سیاسی کشور حضور دارند و اخبار مربوط به انتخابات را پیگیری میکنند، یعنی قریب به اتفاق مردم ایران، از درک و شعور بالایی برخوردارند.
سخنگوی شورای نگهبان در واکنش به انتقادات زیاد از تنگنظریها، طی مصاحبهای گفته است؛ مگر گزینش
300 نفر نماینده برای مجلس از میان ۵ هزار نفر تایید صلاحیت شده، انتخابات را رقابتی نمیکند؟ (جراید 7/11/86( مگر بحث رقابتی بودن انتخابات به عدد و رقم است؟ رقابتی بودن یک امر کیفی است نه کمی. شما اگر مثلا در مقابل آقای حداد عادل، دو هزار داوطلب بینام و نشان و همخط ایشان قرار دهید تا با هم رقابت کنند، اصلا انتخابات رقابتی نیست. رقابت در انتخابات آن است که رقابت در بین داوطلبان همسطح و همموقعیت اجتماعی باشد. بهزاد نبوی را رد میکنید، احمد توکلی را نگه میدارید، مرتضی حاجی را رد میکنید، محمدرضا باهنر را نگه میدارید، حجتالاسلام کیان ارثی را رد میکنید و حجتالاسلام ابوترابی را تایید میکنید. در شهر ما تمامی چهرههای اصلاحطلب را رد کردهاید و برای انتخاب یک نفر، ده دوازده نفر ناشناخته و کمتر شناخته شده را از جریان سیاسی تایید صلاحیت نمودهاید، آنوقت میگویید انتخابات رقابتی است؟
مقایسه چند هزار نفر که بسیارشان را فقط همسایگان آنان میشناسند، با صدها چهره ملی کاملا شناخته شده، از نظر اقبال عمومی مقایسه درستی نیست.
رقابتی یعنی جناحهای دوگانه چپ و راست برای رسیدن به موضع خدمتگزاری به میدان رقابت بیایند و برای این امر همه مردم را وارد صحنه کنند. حال به جای دو نفر از دو جناح، صد نفر از یک جناح به رقابت بپردازند، این رقابت هیچ حس حضوری را ایجاد نمیکند جز اینکه همین اندک آرایی که به جناح راست داده میشود، بین چند نفر تقسیم شود. در این صورت، جمعیت زیادی خود را از صحنه کنار میکشند. پس لطفا نگویید چند هزار نفر را تایید کردیم و چند هزار نفر را رد کردیم. بگویید چه تعداد از نامآوران منتقد را رد کردهاید و چه تعداد از رقبای نام آشنای آنان را که بر هر نوع از عملکرد شما صحه میگذارند - گرچه همهشان صالح و باشخصیت هستند- تایید کردهاید.
۳- خوب است کسانی که در مواضع قدرت جا خوش کردهاند، بهویژه تازه به دورانرسیدهها، نیمنگاهی به گذشته بیندازند و از روزگار نهچندان دور پند گیرند. خیلیها که در قدرت بودند با مخالفانشان درست رفتار نمیکردند. همان وقتها به آنان گوشزد میشد که بر شاخه نشستهاید و بن میبرید. اکنون که آقایان با خیال راحت، همراهان پیشین و رقبای فعلی را از صحنه خارج میکنند، باید توجه داشته باشند که این شاخه شکستنی است. نکند بهگونهای عمل کنید که وقتی اره شما از نیمه گذشت و شاخه شکست، خیلی از باورها هم بشکند. آنوقت دیگر خیلی دیر است.