حمید امیدی
1- «گلدا مایر» روزی که میشنید یک فلسطینی به دنیا آمده، دچار افسردگی میشد. «اسحاق رابین» آرزو میکرد روزی از خواب بیدار شود و بشنود که غزه را آب برده و از نقشه جهان محو شده است. روزگاری هم «شارون» به غزه قشونکشی کرد و مدعی شده بود، میآید تا کار غزه را برای همیشه یکسره کند. اما امروز غزه مقاوم، مرکز حاکمیت حماس و نماد مقاومت مردم فلسطین شده است. هرچند سرزمینی که روزگاری با دریا و پرتقال و باغهای زیتون عجین بود، به قول شاعر فلسطینی «... دیگر آن عروس دریایی نیست/ غزه دیگر پرتقالهایش را نمیفروشد/ امروز خون غزه جاری است...».
نوار غزه منطقهای در جنوب غربی سرزمینهای اشغالی فلسطین است. این منطقه که در پایان جنگ اعراب و اسرائیل در سال 1948 توسط مصر اشغال شده بود، در جنگ شش روزه سال 1967 به اشغال رژیم صهیونیستی درآمد و بالاخره در سپتامبر 2005 با عقبنشینی نیروهای اشغالگر قدس، تحت کنترل حکومت فلسطین قرار گرفت. غزه پس از ماجرای اختلاف و درگیری حماس و فتح، از ژوئن سال گذشته (خرداد ماه) تحت سیطره جنبش حماس قرار گرفت و از همان زمان حلقه محاصره اسرائیل غاصب پیرامون این باریکه روز به روز تنگتر شد.
کمیته ملی مقابله با محاصره فلسطین گزارش کاملی را درباره هفت ماه محاصره غزه و بستهشدن گذرگاههای تجاری و غیرتجاری ارائه کرده که طی آن نشان میدهد در هر ماه 45 میلیون دلار ضرر در بخشهای صنعت، کشاورزی، تجارت و بازرگانی و تأسیسات به این منطقه وارد شده است. همچنین نرخ بیکاری از مرز 60 درصد گذشته و 6 هزار شهروند فلسطینی بخاطر بسته ماندن گذرگاهها، بلاتکلیف ماندهاند. اینها همه، جدای از صدها شهید و زخمیشدن مردان، زنان و کودکان معصومی است که مردم غزه تقدیم آرمان مقدس مقاومت و آزادی فلسطین کردهاند.
2- سابق بر این نیز محاصره و تحریم به عنوان یکی از اهرمهای فشار بر مردم مظلوم فلسطین، همواره در دست حاکمان غاصب بوده است، اما این بار درباره باریکه غزه، دلایل و نتیجهای متفاوت از گذشته به همراه دارد.
دلایل یورش ناجوانمردانه صهیونیستها و مجازات دستهجمعی ساکنان غزه و نقض آشکار حقوق بشر در این سرزمین، پیامد دو حادثه مهم و اثرگذار در منطقه است:
حادثه اول؛ سالیان زیادی رژیم صهیونیستی تلاش میکرد تا حماس را در افکار عمومی جهان یک جنبش تروریستی که پشتوانه مردمی چندانی ندارد، معرفی کند. واقعه مهمی که تمام محاسبات اسرائیلیها را بههم ریخت، پیروزی حماس در انتخابات شورای قانونگذاری فلسطین و به دنبال آن در اختیار گرفتن دولت این کشور بود. انتخاب دموکراتیک جنبش حماس از طرف مردم فلسطین به معنای انتخاب گزینه مقاومت از سوی آنان به حساب میآمد. رژیم اشغالگر قدس که تاب تحمل و پذیرش این پیروزی را نداشت، از ابتدا به مخالفت برخاست و از همینجا پروژه مجازات دستهجمعی فلسطینیان به تلافی این انتخاب کلید خورد.
جنبش فتح نیز که متاثر از آمریکا بود، بنای مخالفت با دولت مردمی حماس گذاشت. هر چند حماس در راستای منافع مردم ستمدیده فلسطین و پرهیز از تنش و باز شدن فضا برای دخالتهای ظالمانه صهیونیستها، تلاش بسیاری کرد تا با فتح کنار بیاید، اما محمود عباس علیرغم آنکه برخی از کرسیهای کابینه به وی محول شده بود، پس از چند ماه اختلاف و درگیری، دولت وحدت ملی را کنار زد و کابینهای غیرقانونی تدارک دید. این سناریو، حاکی از جریان مدیریت شدهای بود که توسط آمریکا و به دست فتح به اجرا گذاشته شد.
قطع حقوق کارمندان غزه و تحریمهایی که در ابتدا از سوی تشکیلات خودگردان شروع شد، راه به جایی نبرد و اینگونه بود که نوار غزه به عنوان منطقه متخاصم اعلام و مجازات دستهجمعی مردم بیدفاع فلسطین در دستور کار قرار گرفت.
اما حادثه دومی که روند تحریم، محاصره و کشتار مردم غزه را افزایش داد، شکست اسراییل در جریان جنگ 33 روزه با حزبالله لبنان بود. «ایهود باراک» وزیرجنگ رژیم صهیونیستی، کشتار مردم مظلوم غزه را به تلافی جنگ لبنان میخواند و میگوید: «تعداد کسانی که ما در غزه کشتهایم، بیش از نظامیان اسراییلی است که در جنگ لبنان کشته شدهاند»!
جامعه صهیونیستی صبح خود را زیرسایه چکمه و قدرت ارتش اسرائیل به شام میرساند. آنان طی جنگ 33 روزه و شکست مفتضحانه رژیم اشغالگر، اعتماد خود را نسبت به سران ارتش و دولتمردان از دست دادند. ماجرایی که پیامد آن بسیاری از مقامات نظامی و سیاسی رژیم صهیونیستی از کار برکنار شدند. شاید کشتار مردم بیدفاع غزه بهگونهای درصدد است تا اسطوره پوشالی ارتش اسراییل را در افکار یهودیان شهرکنشین بازسازی کند؛ یهودیانی که هنوز جنازه فرزندانشان در خاک لبنان وزیر پای ظفرمند فرزندان حزبالله است.
3- بدون تردید چراغ سبزی که بوش در سفر اخیر خود به خاورمیانه و فلسطین اشغالی به سران رژیم اسراییل نشان داد، بر شدت دامنه درگیریها و تنگ شدن حلقه محاصره افزود، تا جایی که فاجعه انسانی در غزه شکل گرفت.
«بوش» در چارچوب برنامههای خود با هدف متوقف ساختن جنبش مقاومت و حذف آرمان فلسطین، اعلام کرد «اسراییل هرگز نمیپذیرد کشوری در همسایگیاش تشکیل شود که به عنوان پایگاه فعالیتهای تروریستی بهشمار میرود». به همین منظور از تشکیلات خودگردان نیز درخواست کرد تا برای مقابله با تروریسم(!) و متوقف کردن اقدامات خشونتآمیز(!) تلاش کند. محمود عباس هم که این روزها بیشتر نقش عروسک خیمهشببازی آمریکا را ایفا میکند، بدون آنکه تلاشی برای نجات مردم غزه نماید، اعلام کرد: «علیرغم محاصره اقتصادی غزه، مذاکرات صلح با اسرائیل را ادامه میدهم»!
در جریان سفر خاورمیانهای بوش، بنیامین نتانیاهو، رهبر حزب لیکود، پس از ملاقاتش با بوش در سرزمینهای اشغالی بسیار راضی به نظر میرسید. چرا که بوش در این سفر شخصا اصرار کرده بود که اسراییل باید به مناطق فلسطینی حمله کند. رهبر حزب لیکود پس از این ملاقات گفت: «من خیالم با قول بوش درباره حمایت از هر نوع عملیات نظامی در غزه راحت شد. اگر مساله به بوش واگذار شود، او نمیگذارد حتی یک تروریست فلسطینی زنده بماند.»!
حقیقت آن است که غرب و برخی از کشورهای عربی منطقه در همراهی با طرح آمریکایی - اسرائیلی نابودی مقاومت فلسطین، طی چند ماه گذشته چشمان خود را بر روی جنایاتی که در نوار غزه میگذرد، بستهاند و در مقابل دستان رژیم صهیونیستی را برای بمباران پیاپی شهرهای این منطقه و دستگیریهای گسترده فلسطینیها باز گذاشتهاند تا جایی که در شورای امنیت سازمان ملل، علیرغم آنکه بخشهای عمدهای از بیانیه خود علیه جنایات اسرائیل در غزه را حذف و عملا آن را به یک بیانیه خنثی و بیاثر تبدیل کرده تا نظر آمریکا را برای موافقت با آن جلب نماید، در عمل و هر بار توسط آمریکا که خود را صاحب و متولی امنیت دنیا میشمارد! وتو و جلوی تصویب آن گرفته شده است.
4- با شکسته شدن دیوار گذرگاه رفح در مرز مصر، چند ماه محاصره کامل نوار غزه پایان گرفت و اشغالگران قدس در عمل متحمل شکست دیگری شدند. سران رژیم صهیونیستی تصور میکردند که با قطع کامل ارتباط نوار غزه با جهان خارج و بروز فاجعه انسانی در این منطقه، مردم برای رهایی از شرایط مرگباری که پیشرو دارند، به حماس پشت کرده و به حمایت خود از جنبش مقاومت فلسطین پایان خواهند داد. حال آنکه علیرغم همه توطئهها و فشارهای نظامی و اقتصادی، نه تنها خللی در اراده مردم فلسطین در تداوم مقاومت به وجود نیامده، بلکه برای ادامه این مسیر تا نیل به آزادی فلسطین مصممتر شدند.
بیجهت نیست که روزنامه صهیونیستی هاآرتص به شکست اسرائیل و پیروزی حماس اعتراف میکند؛ «در حالی که صدها هزار فلسطینی در حال هجوم به صحرای سینا به وسیله خودرو هستند و باعث تمسخر سیاست اسرائیل در غزه شدهاند، نخستوزیر اسرائیل سخنانی را در کنفرانس هرتزلیا بیان کرد که بیربط با واقعیت به نظر میرسید. در حالی که اسرائیل برای بحران دیپلماتیک و امنیتی در جنوب هیچ راهحلی ندارد، تعریف و تمجید از آرامش در مرزهای شمالی چندان منطقی بهنظر نمیرسد.
شلیک راکتهای قسام ادامه دارد، سیاست تحریم غزه شکست خورده و حماس به لحاظ سیاسی، نظامی و دیپلماتیک در حال قویتر شدن است».
هر چند هنوز بحران غزه با ادامه محاصره آن ادامه دارد، اما مردم فلسطین تاکنون نشان دادهاند با مقاومت و صبر و دستزدن به اقدامات خودجوش و مردمی، رژیم صهیونیستی را با وجود همه امکانات مادی و حمایتهای سیاسی و نظامی آمریکا، همچنان ناکام خواهند گذاشت.
راستی این روزها سالگرد حادثه دروغین و خودساخته هولوکاست است. نام کشتار مردم مظلوم و بیدفاعی که ماههاست در محاصره نظامی و اقتصادی به سر میبرند، چیست؟!