تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۴۴۹۹۱

رویکرد اسلامی به بحث آزادی اقتصادی


یعقوب محمودیان
“بگذاربشود” جمله ای که حدود 300 سال پیش آدام اسمیت به آن پی برد و اقتصاد سرمایه داری به مدد این جمله سلطنت خود را جهانی کرد و بی رقیب درحال جولان دادن است؛ این درحالی است که 1400 سال پیش، هنگام ظهور اسلام مفهومی جامع تر و کامل تر بیان شد اما کسی آن را به صورت عملی و کاربردی در اقتصاد و . . . پیاده نکرد.
“قل کل یعمل علی شاکلته” (1) هرچیزی براساس شاکله خود عمل می کند. اسمیت با دریافتن “بگذاربشود” در واقع به صورت ناقص و جزیی به بخشی از مفهوم این آیه پی برده بود. به همین دلیل است که بعدها اقتصاد سرمایه داری با محدودیت ها و مشکلاتی مواجه می شود و نمی تواند به طور مطلق و کامل “بگذار بشود” را اعمال کند زیرا این مفهوم از جایی دیگر آب می خورد و می توان گفت سرچشمه این جمله آیه ای است که در بالا بیان شد. هرچیزی براساس اراده خداوند مجبور است براساس شاکله خود عمل کند. هر فعلی تابع شاکله ای خاص است.
شاکله آب این است که جریان داشته باشد، از بالا به پایین بلغزد و رفع تشنگی کند و غیر آن رخ نمی دهد مگر به اراده خداوند متعال جل و علاء مثل برد و سلام شدن آتش . براین اساس شاکله بازار این است که قیمت در آن خود به خودی تعیین شود، از آن روست که د اریم: “انما السعر الی الله” یعنی اینکه قیمت دست خداست. براساس توحید افعالی هر فعلی که رخ می دهد، بدون اراده خداوند ممکن نیست” و مارمیت از رمیت و الله رمی” وقتی از اراده خداوند و فعل خداوند صحبت به میان می آید یعنی همان قاعده و قانون موجود در طبیعت و خلقت خداوند که تبدیل و تحویل در آن راه ندارد. پس وقتی که قیمت گذاری به خداوند نسبت داده شده است منظور همان قاعده و قانون موجود در خلقت است یعنی همین که بگذاریم کارها خود به خودی طبق شاکله و قاعده و قانون موجود انجام شوند.
همان طور که قبلا گفته شد هرچیزی که منشاء اثر فعلی قرار می گیرد شاکله ای دارد که ناچار است برطبق آن شاکله عمل کند در این میان تنها، موجوداتی می توانند تسلیم شاکله خود نباشند و آن را تغییر دهند که اختیار داشته باشند. انسان اختیار دارد و خداوند این اختیار را به او داده که شاکله اش را خودش طراحی کند. هر فعلی در عالم هستی منشاء در شاکله ای دارد، اگر می خواهیم فعلی را پایدار تغییر دهیم، ناچاریم که شاکله مرتبط با آن فعل را تغییر دهیم. اگر می خواهیم آب روی آتش نجوشد نمی توانیم با فوت کردن مانع از آن شویم، آب که روی آتش قرار بگیرد ناگزیر است که پس از مدتی بجوشد و تنها راه جوشیدن آب، خاموش کردن آتش است. درست است که این مثال خیلی واضح است و بدیهی به نظر می رسد اما در عمل و در بسیاری از کارها ما بدون اینکه متوجه باشیم سعی در عوض کردن فعل داریم بدون توجه به شاکله آن، یعنی می خواهیم با فوت کردن مانع جوشیدن آب شویم. از آن روست که در بادی عشق هم اینگونه گفته شده:
“ هزار جهد بکردم که سرعشق بپوشم
نبود بر سر آتش میسرم که بجوشم”

به جرات می توان گفت که مهم ترین عامل شکست ما در خیلی از موارد، عدم توجه به شاکله مرتبط با آن موضوع است. این جمله را هیچ گاه نباید فراموش کنیم که برای انجام هرکاری، مقدمات آن را طوری فراهم کنید که آن کار خودبه خودی انجام پذیرد”.
این قانون محدودیت ندارد و در هر موردی قابل استناد می باشد از این روست که در آیه:” کل “ بدون مضاف الیه آمده است. این نکته را نباید فراموش کنیم که خودبه خودی انجام شدن هر عملی دلیل برخوب بودن آن عمل نمی باشد، کارهای ناپسند نیز برطبق شاکله ای انجام می پذیرند لذا برای طراحی شاکله برای انجام هر فعل باید توجه داشته باشیم که گام اول، خوب بودن و مورد رضای خدا بودن آن فعل است. یکی از مشکلات و مسئله های مطرح شده درمورد اقتصاد سرمایه داری نیز همین است که در خیلی جاها اهداف و کارهایی که موردنظرشان است مشکل دارد مثلا افزایش رفاه به هر قیمتی، حتی به ازاء فقر یک عده دیگر.
در اقتصاد سرمایه داری عدالت و برقراری آن، هدف نیست و می توان برای رسیدن به اهداف دیگر مثل ایجاد کارایی به راحتی از آن گذشت. اینجا محل لغزش اقتصاد سرمایه داری است. درست است که اقتصاد سرمایه داری با مدنظرگرفتن انجام کارها به طور خودبه خودی، با بخشی از نظام هستی هماهنگ است اما باتوجه به اینکه در انتخاب اهداف با نظام هستی هماهنگ نیستند با عده دیگری از قوانین موجود در نظام خلقت تضاد دارد. و دیر یا زود باید منتظر متلاشی شدن آن باشیم زیرا در نظام هستی اصالت با حق است و هر نوع تعارضی با “حق” و همراه شدن با باطل منجر به متلاشی شدن طرف مقابل می‌شود.
کار اسمیت این بود که برای رسیدن به برخی اهداف اقتصادی، شاکله مناسب را پیدا کرده و خود را با آن تطبیق داد. مثلا در مورد تخصیا بهینه منابع به این نتیجه رسید که وقتی تخصیا منابع بهینه خواهد بود که این تخصیا در نظام بازار که برآمده از عرضه و تقاضا است انجام پذیرد. در واقع می توان به این گونه بیان کرد که ما ناگزیریم از نظام بازار تبعیت کنیم و غیر آن تغییر فعل بدون نظر به شاکله خواهد بود. ما نمی توانیم بدون توجه به نظم و قاعده موجود در خلقت و به اراده خودمان اقدام به تخصیا منابع کنیم و هرجا که این کار شد نتیجه اش جز تبعیض و بی عدالتی نشد.
مثالش همین وضعیت فعلی جامعه خودمان، یک نفر به خاطر دوساعت شرکت در یک جلسه که در حیطه تخصصی او هم نیست باید 100 هزار تومان دریافت کند و فرد دیگری برای به دست آوردن این مقدار دستمزد باید 10 روز از صبح تا شب عرق بریزد و کار کند آن هم از نوع کار تولیدی. این نتیجه گم کردن شاکله است و ناشی از بخشی عمل کردن و مقایسه ناقص است. فلان مسئول با هر توجیه و استدلالی برای بخش خود بودجه ای جذب کرده و این بودجه را برای هدف خاصی که به دنبال تحقق آن است تخصیا می دهد و به این نتیجه می رسد که چون این جلسه یک دهم کل هدف او را برآورده می کند پس باید یک دهم کل بودجه اختصاص یافته، صرف آن شود و چون حضور آن فرد خاص یک بیستم هدف آن جلسه را برآورده می سازد پس از کل اعتبار 20 میلیونی، 100 هزار تومان باید به آن فرد پرداخت گردد، فارغ از آنکه از اول اختصاص 20 میلیون تومان برای این کار اشتباه بوده و براساس معیار دقیقی این تخصیا رخ نداده زیرا بر آمده از عرضه و تقاضای واقعی نبوده است و سایر بخش ها و کل جامعه درنظر گرفته نشده است.
تازه این در خوش بینانه ترین حالت است چه بسیار اهمال کاری ها و کارشکنی هایی که در این میان رخ می دهد و ما از آن غافلیم. اگر این کار دولتی نبود که در آن قدرت استدلال و وجه فرد مهم است تا واقع تولید و ارزش افزوده ایجاد شده، هیچ وقت این بی عدالتی بزرگ رخ نمی داد. اگر برطبق نظام بازار هر تخصیای براساس عرضه و تقاضای برآمده از نیاز واقعی رخ می داد و همه بازارها به تعادل می رسیدند، دیگر این گونه قیاس های نادرست و ناعادلانه رخ نمی داد، اگر می خواهیم فقر را ریشه کن کنیم تخصیا اعتباری فله ای برای رسیدگی به فقرا اصولا کارساز نخواهد بود باید دید که این فقر از کجا آب می خورد و براساس چه شاکله ای رخ داده و به دنبال آن شاکله بود و درصد دطراحی شاکله ای جدید باشیم که در آن فقر جایگاهی نداشته باشد.
اگر می بینیم میل به عبادت و توجه به معنویات در خودمان و جامعه کم است خیلی نباید تعجب کنیم زیرا این نتیجه طبیعی شاکله های موجود در جامعه است. اقدام مستقیم و استفاده از ابزارهای قدرت برای تغییر فعل اصلا کارساز نخواهد بود و اثر معکوس هم خواهد داشت. باید بنشینیم و فکر کنیم و به دقت وضعیت و واقع موجود را بررسی کنیم و ببینیم که چه شده که جامعه ما به این سمت حرکت کرده است. اگر این کار را انجام دادیم و به علت ها پی بردیم آنجاست که می توانیم آگاهانه شاکله ای براساس اهدافمان طراحی کنیم که خود به خود جامعه به طرف جامعه ای ایده آل حرکت کند. به عنوان مثال می توان یکی از علت های وضعیت موجود جامعه مان را عدم توجه به نقش بارز و موثر مساجد دانست اگر مساجد ما در حاشیه نبودند و جایگاه اصلی خود را در جامعه از دست نمی دادند ما خیلی از مشکلات فعلی را نداشتیم.
مشکل ما این است که نمی خواهیم واقعیت را بپذیریم و خودمان را دائما گول می زنیم. مشکل ما این است که درست به بررسی و تحلیل وضعیت موجود نمی پردازیم و فقط حرف می زنیم و دنبال اجرایی کردن حرف هایمان نیستیم . در واقع مشکل اصلی ما این است که فکر نمی کنیم و لحظه ای تصمیم می گیریم. باید با حوصله بنشینیم فکر کنیم و به طور بلندمدت برای آینده برنامه ریزی کنیم.
درست است که ما اهداف و ایده آل هایمان همگی عالی و قابل دفاع و همخوان بافطرت و طبیعت هستند و همگی از طریق پیامبر عظیم الشان (ص) به خداوند باری تعالی منتسب هستند اما این تازه یک سوم راه است. در این یک سوم ما از همه جوامع جلوتریم اما دو مرحله دیگر وجود دارد که برای رسیدن به این ایده آل باید آنها را محقق سازیم یکی شناختن و دیدن وضع موجود و دیگری تهیه ساز و کارمناسب براساس شاکله متناسب با هر عمل برای رساندن وضع موجود به وضع مطلوب. متاسفانه ما وضع موجود را خوب درنیافته ایم و خوب تحلیل نمی کنیم و بدتر از آن در تهیه ساز و کار و نهادسازی برای رسیدن به وضعیت مطلوب بسیار ضعیفیم.
اگر ما بتوانیم با محوریت دستورات و رهنمودهای الهی که به دستمان رسیده، خودمان را با زمان خودمان و وضعیت موجود تطبیق دهیم و متناسب با آن برنامه ریزی کنیم آنگاه است که می توانیم نسبت به آینده امیدوار باشیم. وقتی دست به کاری می زنیم و برای رسیدن به هدفی عالی اقدام به طراحی شاکله می کنیم حتما نباید دنبال تجربه های گذشته و الگوبرداری از آنها باشیم. خیلی جاها لازم است که ما اولی باشیم و خود را به محک و آزمون بسپاریم و با استفاده از نتایج آن کار خودمان را اصلاح کنیم. مشکل ما این است که به اندازه کافی اعتماد به نفس نداریم و خودمان را باور نداریم که می توانیم اولی باشیم و ریسک آن را بپذیریم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات