رضا شاه کرمی
نگاهی به تاریخچه نه چندان دور 18 تیر سال 1378 و علل شکل گیری آن، کنکاشی است که می تواند سبب اصلاح و بالندگی جنبش دانشجویی اصیل، اسلامی و وطن دوست شود، جنبشی که با حضور شهدایی چون شهدای 16 آذر، شهید علم الهدی و... شکل گرفت و منشا برکات بسیاری برای اسلام، انقلاب و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران گردید. نمونه های بارز چنین خدماتی چه در عرصه دفاع مقدس و مدیریت علمی و انقلابی آن و چه در عرصه فناوری در علوم هسته ای، پزشکی، انرژی و... و امروز نیز در عرصه خدمتگزاری در مدیریت های کلان به ویژه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران، کاملا متبلور و محسوس است. البته باید متذکر شد که جنبش دانشجویی شامل صرفا یک گروه، دسته یا تشکل و حتی افراد خاصی نیست بلکه این جنبش پیش از آنکه دارای جنبه سخت افزاری در قالب یک تشکل باشد،
جنبشی نرم افزاری به معنی جنبش علمی و اندیشه ای، فکری و عملیاتی در عرصه های مختلف خدمتگزاری است و هرکجا با این رویکرد نرم افزاری عمل کرده منشا برکاتی بسیار بوده است و بالعکس وقتی به عنوان ابزاری در دست سیاسی کاران و رانت جویان عرصه اقتصاد، سیاست و فرهنگ (بخوانید حلقه ثروت و قدرت) بوده اند، ضمن متحمل خسارت شدن، هزینه هایی را نیز برای کشور و ملت شریفمان در برداشته اند و از جمله این اتفاقات، جریان 18 تیر سال 78 است. 18 تیری که بسیاری از دانشجویان عزیز فعلی در آن برهه زمانی، دانش آموز بوده و چندان اطلاع کافی و موثقی از اصل واقعه و اهداف آن نداشته و امروز نیز در محیط مقدس دانشگاه به واسطه سیاست های عوامل پشت پرده آن دوران در سمپاتی های سیاسی، هدف بدعت گذاری و نفی هویت اسلامی و ملی خود قرار گرفته اند به طوری که با تحریک، به تقابل با هنجارهای پذیرفته شده ملت و نظام علوی برمی خیزند و این نیست الا فقر آگاهی از عوامل و انگیزه های پشت پرده تحریک کنندگان که نمونه های آن در چند ماه گذشته در دانشگاه تهران و امیرکبیر قابل تامل و رصد است.
در سناریوی 18 تیر که از تحصن دانشجویان فرقه امروزی تحکیم وحدت (شاخه علامه) و برای اعتراض به تعطیلی نشریه متخلف «سلام» آغاز شد، هدف نه یک اعتراض قانونی و مدنی که بالاتر از این موضوع بود.
به چالش کشاندن دو حوزه امنیت و علم در دانشگاه ها و تزریق بحران به جامعه، اهرم های فشار حلقه ثروت و قدرتی بودند تا مسئولین نظام را به امتیازدهی در برابر سیاست راهبردی و دکترین «فتح سنگرهای کلیدی نظام» با راهکار «فشار از پائین و چانه زنی از بالا» وادار کنند و ابزار این کار نیز جریان دانشجویی تحکیم وحدت سابق و روزنامه های زنجیره ای و قارچی و تعداد معدودی از امثال شعبان بی مخ هایی بود که در نهایت، اعتراض دانشجویی را با حضور خود و با حمایت برخی مدیران مدعی اصلاحات به آشوب های خیابانی، عربده کشی، فحاشی و چاقوکشی کشاندند.!! آنها به زعم باطل خود و با آتش تهیه مطبوعات قارچی و پردازش کامپیوتری صحنه های اعتراض دانشجویی که بعدها در کوی دانشگاه وارد فاز شبه نظامی اوباش با تهیه و تدارک مواد آتش زا و از جمله کوکتل مولوتوف گردید، تلاش کردند با ایجاد شکاف بین جامعه دانشجویی و ملت و نظام، باج خواهی نمایند اما این آغازی بود بر حیات سیاسی آنان. در اثنای حضور اراذل و اوباش در صفوف دانشجویان، جریان اصیل دانشجویی با طرد آنان، حرکت خود را جدا کرده و با افشاگری این لکه های ننگ، دامن خود را از وصله های ناپاک در امان داشتند و این در حالی بود که بالاخره از تیر و ترکش این جماعت اوباش نیز چندان در امان نماند.
جریان تحکیم وحدت اسبق که خود را سردمدار جنبش اصیل دانشجویی و ضد امپریالیسم و آمریکا می دانست، در این جریان قربانی مطامع کسانی شد که حاضر بودند برای حضور چکمه پوشان آمریکا به ایران اسلامی، با ظلمت نشینان کاخ سفید دست دوستی و برادری بدهند و جنبش دانشجویی برای آنان و به قول خودشان «حرف مفت» بود تحکیم وحدتی که روزی جایگاه و محل فعالیت مجاهدان راه خدا، دانشجویان خط امام و توانمند در حوزه اندیشه و عمل بود، متاسفانه ابزار دستی شد برای آشوبی که خود از آن آگاه نبود اما بر هیزم آن نفت ریخت!!
تا بوده و هست، جریان و جنبش دانشجویی اصیل داعیه دار عدالتخواهی، آزاداندیشی و دفاع از اسلام عزیز و ارزش های والای انقلاب اسلامی، بوده و همیشه مطالباتش از حاکمیت با روش های عقلی و منطقی مطالبه شده، امری که در منظر و نگاه تحکیم وحدت سال 78 به فراموشی سپرده شد!! امروز دیگر از آن تحکیم وحدت، جز نامی و آن هم انشعابی چونان احزاب هزار فرقه در افغانستان!!، چیزی باقی نمانده و این سرگذشت و عبرتی است برای تمام احزابی که هنجارها و ارزش های اسلامی ملت شریف ایران و نظام مردم سالارانه دینی را پشت پا زنند. شاید انشعاب در جریان دانشجویی تحکیم وحدت در نگاه اول خوشایند و مبارک به نظر نیاید اما در عمق این اتفاق، الطاف الهی نهفته است به این معنی که صف خودی از نااهلان انقلاب جدا شده و هر کسی پاسخگوی عملکرد خود خواهد بود.
شاید امروز قلیل افرادی از فرقه جدید تحکیم وحدت (شاخه علامه) نخواهند از گذشته عبرت بگیرند و به جای تقابل با استکبار جهانی و آمریکا و همراهی با ملت شریفمان گام بردارند اما لازم است بدانند ملت و نظام اسلامی هیچ گاه خرسند نخواهند بود فرزندان ایشان چونان «علی افشاری» در دامان کاخ سفید و آمریکای جنایتکار باشند. همیشه هر جریانی در عین اینکه رشد دارد، ریزش هم خواهد داشت و این طبیعت کار است و انقلاب ما و جریانات آن و خاصه جنبش دانشجویی از این قاعده مستثنی نیستند اما رشدها متبلورتر و محسوس تر خواهند بود. به نظر زیبنده تحکیم وحدت (شاخه علامه) نباشد که طی قدرت نمایی مدعیان اصلاحات نقش پیاده نظام آنها و در برهه زمانی فعلی نقش دربان گروهک نهضت آزاد (آمریکایی) را داشته باشند!! اصلاح اندیشه و عملکرد ناصواب و غیرمنطقی هیچ گاه بد نیست کما اینکه هیچ گاه دیر نیز نخواهد بود.
در پایان ذکر این نکته خالی از لطف نیست که دانشجویان عزیز و مسئولین محترم دانشگاه ها در نظر داشته باشند، طاغوتیان پهلوی شاید اسلافشان وجود خارجی نداشته باشند، اما تخم های دو زرده (طاغوت زادگان) ایشان بعضا یکی یکی سر از تخم برمی آورند و ادعای جولان در عرصه سیمرغ خواهند نمود که لازم است ضمن ملاطفت با ایشان از آنفلوآنزای مرغی شان جلوگیری به عمل آید!!