محمدرضا باقرزاده
مطابق این آیات قرآن، در اسلام تحقق عدالت از اهداف مهم و اجتنابناپذیر حکومت نبوی و به طور اساسی بعثت پیامبر(ص) است. ضرورت پرداختن به این مسئله از آن جهت است که بدون شک امروز نه تنها جامعه ما که جهان بشریت دست به گریبان پدیده زشتی به نام بیعدالتی و تبعیض است. "لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط؛ ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم و با آنها کتاب و میزان نازل کردیم تا مردم به عدالت قیام کنند." مطابق این آیه کریمه، در اسلام تحقق عدالت از اهداف مهم و اجتنابناپذیر حکومت نبوی و به طور اساسی بعثت پیامبر(ص) است.
ضرورت پرداختن به این مسئله از آن جهت است که بدون شک امروز نه تنها جامعه ما که جهان بشریت دست به گریبان پدیده زشتی به نام بیعدالتی و تبعیض است به طوری که حتی جوامع توسعه یافته نیز با وجود درآمدهای فراوان از بیعدالتی در توزیع آنها رنج میبرند. برای مثال، در آمریکا در سال 1973 سهم یک پنجم خانوادههای پایین جدول درآمدی، 5/5 درصد کل درآمد و سهم یک پنجم بالای جدول، 1/41 درصد کل درآمد بود و در سال 1991 سهم یک پنجم نخست به 5/4 و یک پنجم دوم به 2/44 رسید و این روند با مختصر تغییراتی ادامه دارد؛ یعنی هرچه، زمان پیش میرود توزیع درآمدها نامتوازنتر میشود.
یا طبق آمار دیگری گرچه بین سالهای 1973 - 1994 میزان سرانه تولید ناخالص ملی آمریکا به صورت واقعی بیش از یک سوم افزایش یافته لکن متوسط دستمزدهای ناخالص برای همه شاغلینی که در پستهای مدیریت نبودند، یعنی برای سه چهارم نیروی کار، 19 درصد کاهش یافته است. و طبق آمار منتشره، بین 10 - 15 درصد جمعیت آمریکا (در حدود 37 میلیون نفر) زیر خط فقر قرار دارند و کشورهای دیگر نیز بعید به نظر میرسد که بهتر از این باشند. این در حالی است که به اعتقاد نظریهپردازان توسعه، عامل عمده این شکاف طبقاتی، فقر و بیعدالتی ناشی از ظالمانه بودن مناسبات و روابط فیمابین عوامل اقتصادی به ویژه کار و سرمایه است.
برای مثال، اقتصاددانانی چون مایکل تودارو دیوید کلمن، فورد نیکسون و نواب حیدر نقوی، توزیع ناعادلانه ثروتهایی مانند زمین، سرمایه مالی، ابزار تولید و وجود آزادیهای نابرابر را عامل اصلی ناعادلانه شدن درآمدها میدانند و این در حالی است که نظام اجتماعی اسلام، در عین حال که از تمام ظرفیتهای وجودی انسانها و طبیعت برای رشد و شکوفایی مظاهر مادی استفاده میکند، با نهادینه کردن باورهای الهی و ارزشهای انسانی و با اتخاذ روشها و قوانین خاص، زمینههای شکاف طبقاتی و بهرهکشی از انسان را از بین برده، و در عین حال رفاه عمومی را گسترش میدهد.
چیستی عدالت
اسلام از یک سو به همه افراد جامعه حق میدهد که از امکانات اجتماعی استفاده کنند و از سوی دیگر، به دنبال متوازن کردن امکانات و فرصتها برای همه است و به وجود آمدن فاصله طبقاتی و تبعیضات اجتماعی را نتیجه عدم تحقق عدالت و ممنوع میداند. رضایت عمومی نیز از دیدگاه اسلام زمانی حاصل میشود که امکانات موجود هر آنچه که هست میان همگان به طور مساوی تقسیم گردد. به عبارتی ممکن است برای همگان غنا حاصل نیاید اما استغنا حالتی است که به احساس درونی انسانها مربوط میشود. چنانکه امام صادق(ع) در اینباره میفرماید: "اگر در میان مردمان به عدالت رفتار شود همه احساس بینیازی میکنند."
اما اینکه عدالت چیست و معیار آن کدام است مطلبی است که برای پاسخ به آن به سخن، حکیم بوعلی سینا مراجعه میکنیم که میگوید: "انسان دارای زندگی اجتماعی است و از وضع قوانینی که بتواند زندگی اجتماعی و بلکه فردیاش را بر اساس عدالت سامان دهد و او را به سعادت شایسته خود برساند، ناتوان است. پس بر خداوند لازم است که به مقتضای حکمتش انسان را در این زمینه هدایت کند.
"از این رو عدالت امری نسبی نبوده و متعین است و برای شناخت معیار آن باید به وحی مراجعه کرد. نکته دیگر این که در مکتب اسلام عدالت، توزیع مساوی فقر نبوده نظام عدالتمحور اسلام از مبنای سامان جامعه که بینیازی و استکمال مادی نیز هست غفلت ننموده و به طور کلی نزد شرایع و حاملان آنها منفورترین پدیدهها فقر است، تا جایی که پیامبر اکرم(ص) در موارد زیادی فقر و تنگدستی را همسان کفر دانسته و از آن دو به خداوند پناه میبرد و در روایتی فقر مادی را با فقر فرهنگی پیوند داده بیان میدارد: "اگر رحمت و شفقت پروردگار شامل فقرای امتم نبود چیزی نمانده بود که فقر موجب کفر شود."
و در دعای دیگری فرمودند: "اللهم بارک لنا فی الخبز و لاتفرق بیننا و بینه، فلو لا الخبز ما صلینا و لا صمنا و لا ادینا فرائض ربنا؛ یعنی خداوندا، نان را برای ما با برکت قرار ده، و میان ما و نان جدایی مینداز که اگر نان نباشد نه میتوانیم نماز گزاریم نه روزه بداریم و نه دیگر واجبات الهی را انجام دهیم. "اصولا به بیان قرآن، فقر و فحشا وعده شیطان، و فضل و مغفرت وعده خداوند است. و پیامبر مکرم اسلام(ص) از حضرت ابراهیم خلیل(ع) چنین نقل میکنند: پروردگارا، فقر از آتش نمرود سختتر است." یا خود آن حضرت میگفتند: "فقر سختتر از مرگ است." بنابراین پیامبران الهی اگر چه جهت تسکین آلام و کاهش پریشانی درماندگان و تهیدستان با آنان بنای رفاقت میگذاشتند و زندگی شخصی خود را در سطح فقیرانه قرار میدادند، لکن درصدد بودهاند با فکر و تدبیر، فقر را محو و زندگی شرافتمندانهای را برای همه انسانها تدارک نمایند.
ریشه بیعدالتی
نکته دیگر آنکه اساسا از دیدگاه اسلام تفکر فقر جبری طبیعت باطل بوده، ریشه همه بدبختیها نه در کمبود امکانات طبیعت بلکه در اعمال ظالمانه انسانها است. چرا که خداوند روزی هر جنبندهای را فراهم میکند: "و ما من دابه فیالرض الاعلی الله رزقها و یعلم مستقرها و مستودعها کل فی کتاب مبین؛ هیچ جنبندهای در زمین نیست مگر این که روزی او بر خداست. او قرارگاه و محل رفت و آمدش را میداند، همه اینها در کتاب آشکاری ثبت است."
بنابراین اگر بخشی از جامعه در فقر به سر میبرند نتیجه اعمال ناشایست خود انسانهاست: "ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلهم یرجعون؛ فساد، در خشکی و دریا به خاطر کارهایی که مردم انجام دادهاند آشکار شده است، خدا میخواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنها بچشاند شاید (به سوی حق) بازگردند، و بر همین اساس امیرمومنان علی(ع) فرمود: "هیچ فقیری گرسنه نماند مگر آن که توانگری از دادن حق او ممانعت کرد."
و فرمود: "همانا مردم جز در اثر گناه ثروتمندان، فقیر و محتاج و گرسنه و برهنه نمیشوند." بنابراین اگر فرهنگ کار و تلاش در میان مردم گسترده شود بر اساس تعالیم اسلام، سنت خداوند بر آن است که انسانها با کار و تلاش روزی خود را به دست آورند: "هو الذی جعل لکم الارض ذلولا فامشوا فی مناکبها و کلوا من رزقه؛(20) خداوند کسی است که زمین را برای شما رام کرد، پس در اطراف آن حرکت کنید و از روزیهای خداوند بخورید."
راهکار عدالتگستری
مهمترین عامل فقر و بدبختی گروهی از انسانها و به وجود آمدن تضاد طبقاتی، ساختار ناسالم نظام اقتصادی حاکم بر جوامع و وجود روابط ظالمانه بین افراد است. نظام اجتماعی و اقتصادی اسلام و مکتب نبوی با عنایت به این امر و با توجه به آثار سوء تمرکز ثروت در دست اغنیا، ساختار ویژهای در مسئله مالکیت تدبیر کرده و ضوابطی را برای آن قرار داده است تا عدالت اقتصادی در جامعه تامین گردد. به عنوان مثال بخش زیادی از اموال و ثروتهای طبیعی چون دریاها، رودخانهها، کوهها، جنگلها، دشت و بیابانها، معادن، حیوانات بیابانی، ماهیهای دریاها و رودخانه، درختان جنگلی، علفهای بیابان و... را از دایره مالکیت خصوصی خارج کرده و همه افراد را با رعایت مصالح اجتماعی که دولت اسلامی تشخیص میدهد، در استفاده و بهرهبرداری از آنها یکسان دانسته است.
بر این اساس در قرآن کریم، پیامبر اکرم (ص) مامور میشوند غنایم و ثروتهای عمومی را بین همه توزیع کنند تا ثروت در دست اغنیا متمرکز نشود: "ما افاءالله علی رسوله من اهل القری فلله و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل کی لا یکون دوله بین الاغنیاء منکم؛ آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، برای خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راهماندگان است تا ثروت در میان ثروتمندان دست به دست نگردد." از سوی دیگر تحقق مالکیت خصوصی را براساس کار مفید و مشروع میداند و ثروتهای بادآورده در اسلام مورد مذمت قرار گرفته است. که احیاء موات از آن جمله است.
و از دیگر سوی نظام اقتصادی اسلام با توجه به خصلت حب نفس و زیادهطلبی انسان، و با توجه به قانون کلی «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» برای حفظ و دفاع از منافع جامعه، با پذیرش اصل بازار آزاد و آزادی فعالیتهای اقتصادی، حدود و مقرراتی را برای آن در نظر گرفته است که مهمترین آنها عبارتند از:
1- منع اجحاف و خیانتگری
قرآن کریم در خصوص کمفروشی با لحن بسیار شدیدی میفرماید: «ویل للمطففین. الذین اذا اکتالوا علی الناس یستوفون و اذا کالوهم او وزنو هم یخسرون. الا یظن اولئک انهم مبعوثون لیون عظیم. یوم یقوم الناس لرب العالمین؛ وای بر کمفروشان که چون از مردم پیمانه ستانند تمام ستانند و چون برای آنان پیمان یا وزن کنند به ایشان کم دهند مگر آنان گمان نمیکنند که برانگیخته خواهند شد در روزی بزرگ روزی که مردم در برابر پروردگار جهانیان به پای ایستند؟
پیامبر اکرم (ص) فرمود: "تاجران خائن بدترین مردماند امیرمومنان امام علی (ع) برای فرماندار خویش، مالک اشتر، مینویسند: "ولیکن البیع بیعا سمحا، بموازین عدل و اسعار لا تجحف بالفریقین من البایع و المبتاع؛ معاملات بایستی آسان، با ترازوهایی صحیح و با قیمتهایی که به هیچ یک از طرفین (فروشنده و خریدار) ستم نرود، صورت گیرد. در خصوص نظارت دولت اسلامی بر قیمتهای بازار از امام صادق(ع) نقل شده است: «امیرالمومنین (ع) هیچ گاه بر کالای کسی قیمتگذاری نکرد ولی هر کس که در معامله مردم کم میگذاشت، به او گفته میشد همانطور که مردم میفروشند بفروش وگرنه از بازار خارج شو، مگر در مواردی که کالای وی بهتر از دیگران بود.
2- جلوگیری از انحصار
به طور کلی باید گفت سیاست اقتصادی و اجتماعی اسلام بر اساس نفی انحصار شکل گرفته است که در قرآن کریم فرمود: کی لایکون دوله بین الاغنیاء منکم "که بر مبنای آن هدف مهم سیاستهای اقتصادی اسلام بر اساس نفی انحصار در گردش ثروت شکل گرفته است. امام علی (ع) در اینباره به فرماندار خود میفرمایند: "در چیزهایی که مردم در آنها برابرند از ویژهسازی و انحصارطلبی پرهیز کن."
سپس حضرت درمورد اطرافیان فرصت طلب زمامداران مینویسد: "بدان برای زمامدار خاصان و صاحبان اسراری است که انحصار طلب و دست درازند، در داد و ستد با مردم عدالت و انصاف را رعایت نمیکنند، ریشه ستم آنان را با قطع وسایل آن از بیخ برکن، به هیچ یک از اطرافیان و بستگان خود زمینی از اراضی مسلمانان واگذار مکن، باید طمع نکنند قراردادی به سود آنان منعقد سازی که مایه ضرر به سایر مردم باشد، خواه در آبرسانی یا هر عمل مشترک دیگر، به طوری که هزینههای آن را بر دوش دیگران تحمیل کنند.
3- حمایت از طبقه کارگر
در اسلام غصب دستمزد کارگران یا کم دادن آن در ردیف گناهانی چون اختراع دین و انسان فروشی قرار گرفته است. پیامبر اکرم (ص) میفرماید: "خداوند هر گناهی را میآمرزد مگر این که کسی دینی بسازد، یا مزد کارگری را کم بدهد بایستی جایگاه خود را در آتش جهنم آماده بیند." و در کلام دیگر خطاب به امام علی(ع) فرمود: "یا علی، مبادا با حضور تو بر کشاورزان ستم رود."
4- مبارزه با رباخواری
در راستای شکلگیری نظام سالم اقتصادی و به جهت تاکید بر نظام تولید محور که بر کار و تلاش تاکید دارد نه ثروتاندوزی و استثمارگری، اسلام رابطه حقوقی قرض با بهره را ظالمانه و در ردیف پیکار با خدا و رسول دانسته، به شدت با آن مبارزه کرده میفرماید: "یا ایها الذین، امنوا اتقوا الله و ذروا ما بقی من الربوا ان کنتم مومنین. فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله وان تبتم فلکم رءوس اموالکم لاتظلمون و لاتظلمون؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و آن چه از ریا باقی مانده، رها کنید، اگر ایمان دارید. اگر چنین نمیکنید اعلام جنگ با خدا و رسول بدهید، و اگر توبه کنید سرمایههای شما از آن شماست نه ظلم میکنید و نه بر شما ظلم وارد میشود."
5- توجه ویژه به ضعیفان و نیازمندان
در هر جامعهای گروهی از انسانها هستند که به دلیل نداشتن توان فعالیت اقتصادی یا نبودن زمینه فعالیت، قادر به تامین نیازهای خود نیستند. افراد جامعه اسلامی نسبت به تامین نیازهای حیاتی هم دیگر مسئولیت متقابل دارند که در حد سایر فرایض لازمالاجرا است و خداوند مومنان را در صورت کوتاهی در انجام آن تهدید میکند و میفرماید: "هانتم هولاء تدعون لتنفقوا فی سبیل الله فمنکم من یبخل و من یبخل فانما یبخل عن نفسه و الله الغنی و انتم الفقراء و ان تتولوا یستبدل قوما غیرکم ثم لایکونوا امثالکم؛ شما همان گروهی هستید که برای انفاق در راه خدا دعوت میشوید، بعضی از شما بخل میورزند، هر کس بخل ورزد، به خود بخل کرده است و خداوند بینیاز است و شما همه نیازمندید، و هرگاه سرپیچی کنید خداوند گروه دیگری را جای شما میآورد پس آنها مانند شما نخواهند بود (و سخاوتمندانه در راه خدا انفاق میکنند)."
پیامبر اکرم(ص) نیز در اینباره میفرماید: کسی که شب سیر بخوابد در حالی که همسایهاش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است. در این راستا دولت اسلامی وظیفه دارد با استفاده از منابعی که در اختیار دارد، معیشت شهروندان جامعه اسلامی را در سطح مناسب تامین نماید. بر این اساس پیامبر اکرم (ص) میفرماید: "خدا را به یاد هر حاکم اسلامی پس از خود میآورم... مردمان را فقیر نکند (و به فقرشان رضایت ندهد) که در نتیجه کافرشان خواهد کرد."
بلاد نیز از طرف رسول خدا (ص) ماموریت داشت به وضعیت فقرا و بینوایان رسیدگی و آنان را تامین کند. حتی او اجازه داشت در صورت نبودن امکانات مالی برای بیتالمال، با قرض کردن محرومان را تامین نماید. در سال پیامبر اعظم(ص) توفیق تحقق اهداف اجتماعی آن حضرت در جامعه اسلامی ایران را از خدای متعال مسئلت مینمایم.