تمایلات مبتنی بر فساد و بی بندوباری در وجود هر انسانی نهفته است و به صورت وسوسه و تحریک های مکرر و در تمام صحنه های حیات و عرصه های فعالیت به گرایشات آلوده و عملکردهای آمیخته با فسق و تباهی دعوت و ترغیب می نمایند. همین تمایلات و وسوسه ها هستند که در تضاد و تعارض با دین باوری و دینداری های اصیل و سالم قرار می گیرند و مسئولیت پذیرش قوانین و ضوابط اخلاقی و رفتاری را بر نمی تابند و همواره آدمی را به فرو ریختن عمودهای خیمه دین در زمین جان و دل و روح و گریز از ارزش ها و هنجارهای الهی و گرایش به فساد و بی بند و باری فرمان می دهند.
در این میان حال انسان ها را دوگونه می یابیم . برخی از آنها که «عقل» را به مصاف «جهل» در می آورند جایگاه و شخصیت انسانی خویش را در آفرینش والاتر از آن می یابند که به مفاسد و معاصی گرایش یابند و در فسق و فجور غوطه ور شوند و به همین دلیل به قوانین و ارزش های دینی مشتاق و متعامل می گردند و در صف بندگان عابد و صالح خداوند در می آیند و غریزه جنسی خود را از راه مشروع و به وسیله ازدواج و نه از راه فساد اجتماعی و روابط ناسالم و آلودگی های برباد دهنده دین و دنیا و تخریب کننده کانون های خانواده به بهره برداری می رسانند. برخی دیگر از انسان ها مسئولیت های ناشی از دین را که به پاکی و عفاف فرا می خواند و از فساد و تباهی باز می دارد و به بنیان نهادن جامعه ای سالم و بالنده فرمان می دهد وا می نهند و با دین می ستیزند و از قوانین و ارزش های اسلامی می گریزند تا در عمل به هر گناه و معصیت و فساد و آلودگی های اجتماعی آزاد و رها باشند.
یکی از شاگردان مکتب علمی حضرت امام جعفر صادق (ع) به نام مفضل نامه ای به امام (ع) می نگارد و در آن از وجود فعالیت های گروهی در جامعه خبر می دهد که مردم را به الحاد و انکار خدا دعوت می کنند و از امام درخواست می کند در طرد و نفی شبهات آنان پاسخی مرقوم فرماید.
امام جعفر صادق (ع) در پاسخ به نامه مفضل چنین می نویسد:
«به جان و روح خود سوگند می خورم که از سوی خداوند متعال در حق انسان های نادان و ناآگاه کوتاهی نشده است. آنان دلایل واضح و علائم روشن الهی را در آفرینش خود می بینند و عظمت ملکوت آسمان ها و زمین و مصنوعات و مخلوقات شگفت و استواری را که بر صانع و خالق دلالت دارند مشاهده می کنند و با این وجود ایمان نمی آورند. زیرا اینان درهای گناه و معصیت را بر خویش گشوده و راه شهوت رانی را بر خود هموار و صاف نموده اند و در نتیجه هوس ها بر دل هاشان چیره شده و شیطان بر اثر ظلمی که بر خویشتن روا می دارند بر آنان تسلط یافته است.»
در سخنان حضرت امام جعفر صادق (ع) دو درس و پیام بزرگ مشاهده می کنیم.
1 ـ درس اول این که مستحکم ترین روش و نزدیک ترین راه برای رسیدن به توحید و خداشناسی تفکر عمیق در علائم و نشانه های بارز وجود خداوند متعال است و به این وسیله می توان هم خود به یگانگی و عظمت خالق یکتا واقف و آگاه گشت و هم در مباحثه و مناظره با ملحدین به رد شبهات آنها پرداخت. این علائم و نشانه ها عبارتند از مملکت وجود خود انسان که سرتاسر از نظم و زیبایی و حکمت و شگفتی و قانونمندی و هدفداری برخوردار می باشد و تمام اعضا و جوارح و سلول ها و اندام و حرکات و فعالیت های درونی و برونی آنها سرشار از پند و عبرت برای راهنمایی به توحید است.
همچنین عظمت و شگفتی و نظم و سامان نهفته در آسمان و خورشید و ماه و زمین و سایر پدیده های سمائی به تفکری ژرف فرا می خوانند و در نهایت انسان را به وجود خالق بزرگ و هستی بخش عظیم و علیم وحکیم رهنمون می شوند.
و نیز مشاهده شگفتی های نهفته در مخلوقات متنوع الهی همچون حیوانات زمین و موجودات دریا و گل و گیاه های زیبا و نعمت های الوان از میوه های مختلف و ارزاق و خوراک های گوناگون راهگشای انسان هایی هستند که در جستجوی حقیقت وجود و کسب معرفت و شناخت نسبت به خالق جهان خالص و صادق می باشند و در نهایت با همین هدفمندی پاک و پیراسته از اغراض و مطامع ضدانسانی به توحید می رسند.
2 ـ درس دوم این است که گروهی از انسان ها نه به آن دلیل که برای کسب آگاهی و بینش به منظور دست یابی به خداشناسی راهی نمی یابند و روشی نمی جویند که به دلیل تمایل شدید به فساد و بی بندوباری های اجتماعی علائم و نشانه های روشن و بارز الهی را نفی می کنند و به سهولت بر دین و دین باوری یورش می برند و به انکار حقایق الهی می پردازند تا به این وسیله برای انجام انواع معاصی و مفاسد آزاد و رها باشند!
این گروه از انسان ها ـ که همواره و در هر عصر و در همه ادوار زندگی بشر در گذشته و حال حضور داشته و دارند ـ با عزم و اراده خود «عقل» را از حضور در صحنه های زندگی فردی و حیات جمعی و نقش آفرینی های سازنده و راهگشا در شناسایی حق و باطل خیر و شر صلاح و فساد و ضلالت و هدایت باز می دارند و به «جهل» از نوع قدیم و جدید و با قالب های کهنه و مدرن ـ که البته هر دو از یک ماهیت و هدف واحد برخوردارند ـ میدان تاخت و تاز می دهند و تا آنجا در بیراهه ها شتاب می گیرند که فساد و فحشا و ایجاد رابطه های جنسی نامشروع بین دختران و پسران و زنان و مردان را «تمدن» نام می نهند و با همین بهانه و تسویل و فریب نفسانی و شیطانی همه تعالیم و احکام و ارزش ها و هنجارهای اسلامی همچون عفاف و پاکدامنی وفاداری زن و شوهر حفظ حریم های خانواده حجاب و پوشش اخلاق جنسی سالم و مشروع و دین باوری و دینداری عزتمند و حافظ شرافت انسانی دختران و پسران را طرد و نفی می کنند و در لجام گسیختگی و آزادی های مطلق جنسی که ارمغان شوم فرهنگ غرب می باشد از جایگاه انسانیت نزول می کنند و به گودال مخوف حیوانیت سقوط می نمایند.
امروز گریز از دینداری و فرار از مسئولیت هایی که قوانین اسلام برای ایجاد روابط سالم و جامعه ای رشد یافته بنیان نهاده و به انسان عرضه داشته است در سرزمین های اسلامی و از جمله جامعه و کشور ما یکی از علل و عوامل اصلی گرایش گروهی از دختران و پسران و زنان و مردان به فساد و بی بندوباری های اجتماعی می باشد.
عناد و دشمنی با اسلام حمله علیه احکام و قوانین اسلامی از جمله حجاب و پوشش زنان به سخره گرفتن تقیدات و پایبندی های دینی نفی ارزش های اخلاقی و رفتاری بی اعتقادی به ضرورت حفظ حریم خانواده در مواجهات و تعاملات و روابط اجتماعی با دیگران عدم پایبندی به قانون مشروع ازدواج و اعتقاد به روابط جنسی آزاد بین زن و مرد به سبک و شیوه دنیای غرب که هر حلالی را حرام و هر حرامی را حلال می سازد از جمله اعتقادات باطل و باورهای سخیف و رفتار و عملکردهای فاسد کسانی است که در ستیز با دین باوری و رویکرد به بی بندوباری قرار دارند. به این ترتیب تمایلات شدید به رهایی و لجام گسیختگی در انجام هر نوع فساد و فسق و بی بندوباری های اجتماعی علت و عاملی می شود برای گریز از مسئولیت هایی که قوانین و ارزش های اسلامی برای پرورش انسان های آزاده و وارسته بنیان نهادن خانواده های سالم و رشد یافته و ایجاد جامعه ای صالح با روابط اجتماعی سالم و بالنده به ارمغان آورده است.
همه گروه های «فرهنگی» که در جبهه «تبلیغ» درصدد آگاه سازی و بینش آفرینی برای نسل جوان نسبت به آفات و آسیب های دین گریزی می باشند باید به این واقعیت توجه کافی مبذول دارند که در ریشه یابی و شرح علل گریز از دین و ارزش ها و هنجارهای الهی تمایلات شدید نسبت به فساد و بی بندوباری های نامحدود و مطلق جنسی به تقلید از دنیای غرب از جمله عواملی است که باید در کنار سایر عوامل به مداقه و تبیین گذاشته شود تا به این وسیله جوانان اولا جایگاه شریف و عزتمند و انسانی خود را در آفرینش بیابند و آن را والاتر از آن بدانند که به فساد و فسق و گناه بیالایند. ثانیا به دین پژوهی برای نیل به دین باوری و دینداری اصیل اهتمام ورزند و نسبت به فلسفه ها و آثار و ثمرات ارزشمند قوانین و تعالیم و ارزش ها و هنجارهای اسلامی وقوف و شناخت کسب نمایند. ثالثا غریزه جنسی خود را که یکی از نعمت های الهی است در موقعیت مناسب و به نحو صحیح و مشروع و با «ازدواج» به بهره برداری برسانند.