تاریخ انتشار : ۰۲ آذر ۱۳۸۷ - ۱۲:۴۲  ، 
کد خبر : ۴۵۱۱۵

تهدیدات نرم ابزار هژمونیک آمریکا


الگوى رفتارى ایالات متحده آمریکا در ارتباط با سایر کشورها، همواره از منظر دخالت در امور داخلى آنها و تنظیم رفتار بازیگران سیاسى این کشورها، در راستاى منافع خود قابل مطالعه است. براساس چنین وضعیتى، مقامات آمریکایى تلاش دارند تا شرایط مبتنى بر تسلط را در سیاست بین المللى فراهم آورند و در این روند، چالش هاى ناشى از سلطه طلبى استراتژیک به عنوان اصلى ترین تهدید امنیتى محسوب مى شود. بسیارى از جدال هاى منطقه اى و بین المللى ایران و آمریکا را باید ناشى از واکنش جمهورى اسلامى ایران نسبت به فرآیندهاى سلطه جویانه و هژمونیک آمریکا در سیاست بین الملل دانست. بر این مبنا، آنان از هرگونه ابزار اقتصادى، نظامى و سیاسى خصوصاً اعمال تهدیدات نرم به صورت الگوى تقابل استراتژیک براى تحقق اهداف هژمونیک استفاده مى کنند . آمریکایى ها چنین الگویى را از طریق اعمال و به کارگیرى مؤلفه هاى قدرت نرم همچون استفاده از سازمان ها و نهادهاى بین المللى جهت محدودیت سازى فزاینده، اعمال جنگ روانى - رسانه اى در حوزه هاى مختلف نظیر شبکه هاى تلویزیونى و اینترنت و استفاده از بازیگران غیردولتى (بنیادهاى آموزشى و تحقیقاتى) جهت ترویج سکولاریسم، فرهنگ آمریکایى و نهایتاً ایجاد نافرمانى مدنى بهره مى گیرند.
در طرح ریزى دفاعى و استراتژیک ایران، الگوهاى رفتارى آمریکا به عنوان تهدیدات امنیت ملى محسوب مى شود. از زمانى که آمریکا به عنوان یکى از قدرت هاى بزرگ در نظام بین المللى ایفاى نقش نمود، نقش ملى مداخله گر، هژمونیک و امنیت گرا را در ارتباط با کشورهاى پیرامونى ایفا نمود. یکى از شاخص هاى قدرت ملى کشورها را مى توان میزان تأثیرگذارى و مداخله گرایى در حوزه منطقه اى و بین المللى دانست. ایالات متحده از الگوهاى یادشده در برخورد با کشورهاى خاورمیانه و همچنین ایران استفاده نموده است.
بنابراین، هرگونه پیروى آمریکا یا سایر قدرت هاى بزرگ از چنین الگوهایى را در سیاست خارجى خود، مى توان به عنوان نشانه اى از تهدیدات امنیتى ملى تلقى نمود. به دنبال تداوم تضادهاى سیاسى ایران و آمریکا در دوران بعد از انقلاب اسلامى، مقامات آمریکایى به این اعتقاد رسیدند که موج جدید سیاسى ایران مى تواند فضاى ژئوپلتیکى خاورمیانه را تحت تأثیر قرار دهد. براساس چنین ادراکى، تضادهاى نهفته اندیشه انقلاب علیه ایران را افزایش داد. شواهد نشان مى دهد که حوزه تهدیدات امنیتى به گونه اى مرحله اى در حال گسترش مى باشد. در اولین مرحله، تهدیدات آمریکا ماهیت اجتماعى داشت. این روند، طى سال هاى ۷۸ - ۱۹۵۳ تداوم یافت. در سال هاى ۷۹ - ۱۹۷۸ تهدیدات آمریکا ماهیت سیاسى پیدا نمود. از سال ،۱۹۸۰ شکل جدیدى از تهدید ظهور یافت که ماهیت امنیتى داشته است. طراحى کودتاى نوژه، حمایت از گروه هاى مسلح در حوزه هاى پیرامونى جغرافیاى سیاسى ایران و در نهایت سازماندهى کشورهاى عرب محافظه کار در حمایت از عراق براى تهاجم نظامى به ایران را باید در زمره تهدیدات امنیتى آمریکا علیه ایران تلقى نمود. به موازات محدودیت هاى سیاسى - امنیتى، شکل جدیدى از تهدیدات، نظیر تهدیدات نرم در قالب جنگ روانى، تخریب سازنده و تهدیدات اقتصادى در چارچوب تحریم صنعتى و تکنولوژیک ایران ایجاد شد. تکامل یافته ترین شکل تهدیدات سیاسى - امنیتى آمریکا ماهیت ایدئولوژیک و استراتژیک پیدا کرده است. از زمانى که رقابت هاى دو قطبى پایان پذیرفت، آمریکایى ها در راستاى «سیاست تقابل دوگانه» عمل نموده و به این ترتیب، تضادهاى امنیتى و سیاسى ایران و آمریکا در فضاى ایدئولوژیک ظاهر گردیده است.
نشانه هاى چنین تضادهایى متنوع و فراگیر مى باشند. این روند، طى سال هاى ۹۸ - ۱۹۹۳ در قالب تهدیدات کم شدت و همچنین از سال ۱۹۹۸ به بعد که گروه هاى نومحافظه کار آمریکایى از جایگاه و مطلوبیت بیشترى برخوردار شدند، با اشکال تهدیدات تصاعدیابنده امنیتى - استراتژیک منعکس گردیده است. چنین روندى، مخاطرات و تهدیدات امنیتى فراگیرى را براى ساختار دفاعى و امنیتى ایران به وجود مى آورد. گسترش نیروهاى نظامى آمریکا در خلیج فارس و سایر تهدیداتى که در حوزه تهدیدات نرم قرار دارد را مى توان در زمره تهدیدات امنیتى - استراتژیک آمریکا دانست. چنین تهدیداتى مى تواند بر میزان آرامش اجتماعى و امنیت ملى ایران تأثیرگذار باشد. تمامى اسناد دفاعى و امنیتى آمریکا بیانگر آن است که آنان تلاش دارند تا حوزه هاى نفوذ خود را به حوزه هاى سرزمینى کشورهاى خاورمیانه از جمله جمهورى اسلامى ایران گسترش دهند. به این ترتیب هرگونه تحرک نظامى آمریکا مى تواند براساس ادراک امنیتى آن کشور نسبت به ایران سازماندهى شود. ادراک نخبگان سیاسى آمریکا نسبت به ایران نیز نشانه هایى از تهدید را به نمایش مى گذارد. استراتژى امنیتى و دفاعى آمریکا براى مقابله با کشورهایى همانند ایران بر مبناى رهیافت هاى مقابله جویانه سازماندهى گردیده است. در این ارتباط مى توان نشانه هایى از الگوى رفتار ستیزش از جمله «تغییر رژیم» را مورد ملاحظه قرار داد. آمریکایى ها چنین الگویى را از طریق ابزارهاى نظامى، اقدامات امنیتى، به کارگیرى قدرت نرم، دیپلماسى عمومى، محدودیت هاى بین المللى و حتى تحریم هاى اقتصادى به کار گرفته اند. از واقعیات شرایط امروز آن است که اعمال قدرت سخت، ضمن آن که مقاومت هاى زیادى را ایجاد مى کند، هزینه هاى فراوانى را نیز به دنبال دارد. بنابراین رسیدن به هدف با استفاده از قدرت نرم (دیپلماسى عمومى، تاکتیک هاى جنگ روانى و اعمال فشار از طریق سازمان هاى بین المللى) در دستور کار دولت ها قرار داشته و از اولویت خاصى برخوردار است. از این رو مطابق آنچه گفته شد، اولویت آمریکا در مواجهه با کشورهایى نظیر ایران، استفاده از قدرت نرم واعمال تهدیدات نرم خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات