تاریخ انتشار : ۰۳ آذر ۱۳۸۷ - ۰۷:۰۷  ، 
کد خبر : ۴۵۱۳۹

اعتمادسازى یا محروم‌سازى


جلال برزگر
مناقشه بین المللى پنج سال و نیمه اى که غرب علیه فعالیت هسته اى صلح آمیز ایران به راه انداخته یک ترجیع بند یا موتیف تکرارشونده دارد و آن هم عبارت «اعتمادسازى» است، نامه اى که از طرف شش وزیر امور خارجه گروه کشورهاى ۱+۵ نیز این هفته تحویل وزیر امورخارجه ایران شد و بسته پیشنهادى مشوق هاى غرب ضمیمه آن بود نیز در ظاهر اعتمادسازى را محور قرار داده است. دیپلمات هاى غربى که در روزهاى اول بالا گرفتن و ایجاد مناقشه چندان توجهى به حقوق هسته اى ایران نداشتند، حال ضمن تأکید بر حق ایران، ضرورت اعتمادسازى را براى اعمال این حق مطرح مى کنند، آنها حتى به ظاهر در جریان مذاکرات پذیرفته اند که اعتمادسازى جاده اى دو طرفه است و براى این که نشان دهند در این مسیر قرار دارند بسته پیشنهادى و مشوق هم مى دهند، اما نکته مهمى که به عمد مورد غفلت مذاکره کنندگان غربى قرار مى گیرد آن است که تفاوت اعتمادسازى با محروم سازى براى ملت ایران روشن است، اعتمادسازى اگر جاده اى یک طرفه نیست، تنها به یک شیوه یا در واقع ابلاغى و دستورى هم نیست و همین موضوع تفاوت اعتمادسازى با تلاش براى محروم سازى است. ایران تاکنون از حرکت در مسیر اعتمادسازى امتناع نکرده بلکه از آن استقبال هم کرده است، حداقل براى دو سال آنگونه که آنها خواستند اعتمادسازى کرد ولى نتیجه اى حاصل نشد، نقل است که در دوران اصلاحات یک وزیر خارجه اروپایى در یکى از مذاکرات به مقامى ایرانى گفته بود از توقفى که ایجاد کرده اید راضى هستیم حال کى دستگاه ها و مراکز خود را نابود مى‌کنید؟!
سابقه تاریخى و رفتار طرف هاى غربى و در رأس آنها امریکا به ایرانیان و بخش آگاه افکار عمومى جهانى ثابت کرده است، هدف از طرح اعتمادسازى از طرف مذاکره کنندگان غربى ایجاد اعتماد براى وجود یک قابلیت استراتژیک صلح آمیز در ایران نیست و آنها هدف دیگرى را تعقیب مى کنند. اعتمادسازى تنها یک راه و روش ندارد و ایران به اراده خود این راه را بسیار پیموده است، از اجازه حضور بازرسان آژانس در مراکز نظامى گرفته تا بسیارى اقدامات دیگر؛ اگر بحث واقعى ایجاد اعتماد بیشتر است این گوى و این میدان . ایران پیشنهاد کنسرسیوم مشترک غنى سازى در داخل خاک خود با نظارت کامل آژانس اتمى را داده است، طرفداران اعتمادسازى بفرمایند با ایران در مسیرى مطمئن و در یک بازى برد - برد شرکت کنند.
در این مناقشه پرهیاهوى محافل و رسانه هاى غربى جاى این سؤال اساسى خالى است که آیا اصولاً فلسفه وجود معاهدهT .P.N و پادمان هاى آژانس آن نیست که فعالیت کشورهاى برخوردار از فناورى هسته اى وحتى چرخه سوخت آن دچار انحراف نشود؟
اگر تکنولوژى هسته اى و چرخه سوخت آن نبود دیگر چه نیازى به این معاهدات بین المللى وجود داشت هدف T.P.N و پادمان اعتمادسازى و وجود تضمین هاى عینى براى فعالیت صلح آمیز کشورهاست و نه محروم ساختن آنها از دانش و تکنولوژى هسته اى و براى همین هم هست که ایران خود را مقید به این قواعد و قوانین مى داند. حال نقض کنندگان T .P.N مى خواهند روش مشکوک اعتمادساز خود را به عضو متعهد T.P.N تحمیل کنند که این با هر بیان دیپلماتیک یا غیردیپلماتیکى از سوى ایرانیان که امروز جزو برخورداران از فناورى صلح آمیز هسته اى هستند، مورد قبول نیست.
با این وجود روشن است شرایط تازه ایجاد شده و قرار گرفتن محورهاى مشترک بسته هاى پیشنهادى دو طرف کنار یکدیگر فرصتى را پیش آورده که اگر حسن نیت و فرصت شناسى نزد گروه ۱+۵ وجود داشته باشد و آنها واقعاً دنبال اعتمادسازى باشند؛ مى توان با آغاز مذاکرات حول مشترکات پیشنهادات مطرح دو طرف روش هاى اعتمادسازى واقعى و مورد تفاهم مطابق با حقوق و قوانین بین المللى را در دستور کار قرار داد. این همان اعتمادسازى است که برخى به آن پایبند بوده و برخى در قبالش تجاهل مى کنند. فرصت ایجاد شده براى اعتمادسازى واقعى مغتنم است اگر غربى ها قدر آن را بدانند و باور کنند ملتى که خود آن را با تاریخ و تمدن کهن و هوش بالا معرفى مى کنند، منفعت خود در اعتمادسازى را به خوبى دریافته و در این راه گام برداشته و آماده است از حرکت اعتمادساز واقعى طرف هاى مقابل استفاده کند. بدین شرط که روش هایى که مفهوم محروم سازى دارند، از طرف گروه ۱+۵ مورد بازنگرى جدى قرار گیرند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات