قتلعامهای خاموش
علاوه بر همۀ اینها، جنایات وحشتناکی که پیش و پس از جنگ جهانی دوم، از سوی آمریکا، شوروی، فرانسه و انگلستان در نقاط مختلف جهان انجام شد، در سایهی افسانهی «هولوکاست» در محاق نسیان قرار گرفته است.
در کنفرانس «یالتا» (4ـ11 فوریه 1945، میان وینستون چرچیل نخستوزیر انگلستان، فرانکلین روزولت رئیسجمهور آمریکا و ژوزف استالین رهبر اتحاد جماهیر شوروی) موافقت شد، تمام روسهایی که در اثر جنگ از جا و مکان خود گریختهاند. یعنی تمام آنهایی که از ستم استالین به اروپای غربی فرار کرده بودند ـ توسط متفقین (و همپیمانان) به روسیه بازگردانده شوند.
بعد از جنگ این برنامه عملاً اجرا شد، حداقل دو میلیون (2/000/000) نفر از اتباع روسیه توسط واحدهای ارتش بریتانیا و آمریکا با اجبار (و زور) به روسیه بازگردانده شدند.
آنها را با اجبار سوار واگنهای باری نمودند و به روسیه که انتقام بیرحمانهای در انتظار آنها بود بازگرداندند. بسیاری از آنها برای آن که بازگردانده نشوند، دست به خودکشی زدند.
این بیحرمتی از افکار عمومی آمریکا (و اروپا) پنهان نگه داشته شد و تنها همین اواخر افشا و برملا گردید.
جنایات شوروی در افغانستان و بعضی کشورهای اروپای شرقی، فرانسه در الجزایر و کشتار وحشتناک بیش از یک میلیون الجزایری، جنایات گسترده انگلستان در اقصی نقاط عالم، کشتار مردم ویتنام توسط آمریکا که در بسیاری از اینها یهودیها نقش برجسته و در عین حال پنهان داشتهاند، از دید جهانیان مخفی نگه داشته شده است.
اگر نقش کانونهای یهودی در کشتار مردم الجزایر در متون رسمی تاریخی ثبت نشده است، در اصل این واقعیت تردیدی وجود ندارد. نوشتهاند حدود چهار تا پنج میلیون نفر مرد و زن و کودک به علت جنگهای ایالات متحده در هند و چین کشته شدهاند. در ویتنام نه هزار دهکده از مجموع پانزده هزار آبادی، بیست و پنج میلیون جریب اراضی کشاورزی و دوازده میلیون جریب جنگل بر اثر آتش افروزی آمریکا به کلی نابود شدند و میلیونها نفر نیز به طرز بیرحمانهای هدف بمباران کور هواپیماهای آمریکایی قرار گرفتند یا به وسیله افسران و جوخههای نظامی آمریکا تیرباران شدند.
به راستی! چند نفر از مورخان، پژوهشگران و نویسندگان جهان امروز، میدانند که طراح اصلی جنگ ویتنام یک یهودی ذینفوذ در مرکز تصمیمگیری سیاست خارجی آمریکا به نام «والت راستو» عضو فعال نهاد نیمه مخفی، «شورای روابط خارجی آمریکا» رئیس «شورای برنامهریزی وزارت امور خارجه» و مشاور امنیت ملی ایالات متحده بود؟
یکی دیگر از بزرگترین جنایات قدرتهای جهانی در سدهی اخیر، موضوع نسلکشی در ایران است که هنوز بسیاری از مردم ایران و جهان دربارهی آن هیچ گونه اطلاعاتی ندارند.
محمد قلی مجد نویسنده و مورخ ایرانیالاصل مقیم آمریکا، با استفاده از اسناد وزارت امور خارجه آمریکا و نیز منابع ایرانی و انگلیسی، در کتاب «قحطی بزرگ و نسلکشی در ایران، 1917ـ1919»، این فاجعه بزرگ قرن را افشا و آشکار نموده است. براساس مستندات این کتاب، در جریان قحطی سالهای 1917ـ1919، حدود 8 تا 10 میلیون ایرانی در اثر گرسنگی و بیماری جان باختند. نویسنده در تبیین این حادثه به عنوان بزرگترین فاجعه در تاریخ معاصر ایران، آشکار میکند که چگونه 40 درصد از جمعیت آن روز ایران در اثر قحطی، گرسنگی، سوءتغذیه و بیماریهای ناشی از آن که همگی ماحصل جنگ جهانی اول و دستپخت آتشافروزان اصلی جنگ بود، از صحنهی روزگار محور شدند. به این ترتیب بزرگترین قتلعام قرن بیستم در ایران رخ داد. در اثر مزبور، با استناد به گزارشهای دیپلماتیک و طبقهبندیشدهی آمریکاییها، جمعیت ایران در سال 1914، یعنی زمان شروع جنگ جهانی اول، در حدود 20 میلیون نفر برآورد شده است.
با این وصف، رقم واقعی جمعیت ایران در سال 1919، به 11 میلیون نفر میرسد. نویسنده با ارائه شواهدی، معتقد است که براساس رقم مورد اشاره، میبایستی جمعیت ایران در سال 1919، حدود 21 میلیون نفر بوده باشد. این نشان میدهد که دستکم ده (10) میلیون نفر در اثر قحطی، گرسنگی و بیماری جان باختهاند. در این کتاب، خرابیهای ناشی از جنگ، خرید و جمع آوری گستردهی غله و دیگر مواد مایحتاج غذایی مثل برنج و... از سوی انگلیسیها در سراسر ایران و نیز نبود منابع مالی، عامل اصلی این قحطی و در نتیجه قتلعام بود. این نسلکشی بینظیر، ماحصل عملکرد انگلیسیها، در این کشور بود.
این قتلعام در تاریخ رسمی دنیای غرب ثبت نشده و تاریخنگاران رسمی و وابسته به اردوگاه غرب و صهیونیسم جهانی از انتشار واقعیتهای دو جنگ جهانی اول و دوم خودداری کردند تا ماهیت آتش افروزان اصلی سدهی اخیر پنهان بماند.
با این همه، بذر آگاهی امروز در جهان پاشیده شده و افکار عمومی در اقصی نقاط جهان، به تدریج با واقعیتهای ناگفتهی تاریخ آشنا خواهد شد به همهی اینها باید کشتار مردم بیدفاع فلسطین را نیز اضافه کرد. روز و ساعتی نیست که در این سرزمین، خون پاک جوانی بر زمین جاری نشود. روز و ساعتی نیست که خانهای منهدم نگردد. جنایاتی که اشغالگران صهیونیستی طی پنجاه شصت سال اخیر در فلسطین و علیه صاحبان و ساکنان محلی و بومی این سرزمین مرتکب شدهاند در تاریخ عالم کم نظیر است. صهیونیستها با کمک حامیان و متحدان غربی خود فقط طی چند هفته در سال 1948 م. 1327 ش. بیش از پانصد شهر و آبادی فلسطین را با خاک یکسان کردند و بیش از یک میلیون فلسطینی را به خاک و خون کشیدند و یا آواره و از خانه و سرزمینش اخراج کردند و این جنایات همچنان استمرار دارد. با این همه، باز این سایهی «هولوکاست» است که همچنان بر سر جهانیان سنگینی میکند و چون پردهای رازآلود مانع از افشای درست جنایات صهیونیستها و معرفی جنایتکاران واقعی در عرصه جهانی میشود.
سخن آخر
پردهی سیاه «هولوکاست» تا کنون مانع از آن شده است که واقعیتهای پنهان جنگها و جنایات قرن حاضر در متون، منابع و تاریخ رسمی جهان ثبت و ضبط شود. نه فقط عموم مردم جهان، بلکه بسیاری از متفکران، نویسندگان، استادان و در یک کلام، خواص جوامع مختلف جهانی، هنوز نسبت به عمق و گسترهی جنایات سدهی اخیر، از جمله جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم و عاملان و پشت پردهی آنها، هیچگونه اطلاعات درست و موثقی ندارند. به یقین اگر ابعاد گوناگون حوادث وحشتناک مزبور و اسرار پیرامون آنها برای جهانیان روشن شود، دیدگاهها و تحلیلها نسبت به بسیاری از مسایل جهان امروز تغییر خواهد یافت. این مهم، زمانی اتفاق خواهد افتاد که اولین گام برداشته شود؛ یعنی به خوبی ثابت شود که «هولوکاست» یک افسانه ساخته و پرداختهی کانونها و جریانهای ذی نفوذ و قدرتمند یهودی دنیای معاصر است.