پس از فوت آیتالله العظمی بروجردی نهاد، مرجعیت از حالت واحد و علیالاطلاق خارج شد و قدرت آن میان مراجع مختلف تقسیم شد.
در این حال رژیم شاه که این نهاد را مزاحم برنامهها و مقاصد خود میدانست، مایل بود مرکزیت آن را به نجف منتقل سازد تا خیال خود را راحت کند.
لذا شاه پیام تسلیت فوت مرحوم بروجردی را به آیتالله العظمی حکیم ارسال کرد.
لکن تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی و حذف قرآن از سوگند اعضای آن با حرکت منسجم مراجع تقلید ناکام ماند. در آن نهضت همه علما حضور فعال داشتند و رفتهرفته به دلیل مواضع صریح و قاطع حاج آقا روحالله، شخصیت ایشان بیش از دیگران مورد توجه مردم و حکومت قرار گرفت.
سند شماره 1
در آن شرایط برای دستگاه بسیار مهم بود که خصوصیات مراجع و شخصیتها را توسط کارشناسان زبده مورد تجربه و تحلیل قرار دهد تا به زعم خود از نقاط ضعف احتمالی هر یک استفاده کند، لذا ساواک نمون برگهایی تحت عنوان «برگ تعرفه و بیوگرافی روحانیون» تهیه کرد که در سند شماره 1 فرم تکمیل شده مربوط به امام را ملاحظه میفرمایید
سند شماره 2
گزارشی است مربوط به یکی از سخنرانیهای امام که به وسیله یک سرگرد به نام فاطمی تهیه شده است.
سند شماره 3
گزارش سرهنگ حسین پرتو رئیس شهربانی قم به شهربانی کل کشور پیرامون تمهیداتی است که برای دستگیری امام اندیشیده شده بود.
سند شماره 4
مربوط به حدود 13 ماه پس از تبعید امام است و محروم نوازی ایشان را نشان میدهد.
سند شماره 5 و 6
این اسناد نیز از زهد، سادهزیستی و دنیاگریزی رهبر انقلاب حکایت دارد.
سند شماره 1
تمام مخالفین به او متوجه هستند
این سند پیرامون امام توسط ساواک تهیه شده و اعتراف ساواک پیرامون برجستگیهای شخصیت ایشان به مصداق «الفضل ما شهدت به الاعداء» بسیار جالب است.
برگ تعرفه و بیوگرافی روحانیون
1)مشخصات:
نام: سیدروحالله شهرت: خمینی
محل تولد: گلپایگان
تاریخ تولد: طبق گفته خودش 63 سال دارد
محل اقامت دائم: قم
2) میزان نفوذ در کشور یا شهر یا محل خود و تعداد تقریبی طرفداران:
امروز نفوذ او به اندازهای شده که تمام مخالفین به او متوجه هستند و هیچ روحانی قمی حق اعتراض به او را ندارد و اگر کوچکترین اعتراضی بکند، مردم از او روی گردان میشوند. فعلا از لحاظ روحانیت و سیاست در ایران اول شخص است.
3) مسجدی که در آن نماز میگزارد:
در منزل خودش نماز میگذارد.
4) قدرت بیان: خیلی زیاد.
5) آیا خودش مرجع تقلید میباشد و یا از مرجع دیگری تقلید میکند؟
مرجع تقلید است.
6 ) درجات علمی و محل تحصیلات و تالیفات:
تحصیل او در ایران و گلپایگان و اصفهان بوده و مجتهد مسلم و مرجع تقلید است و در حکمت استاد تالیفات هم رساله و فتوائیه و یک کتاب هم در سیاست نوشته و جامع علوم و معقول و منقول است.
7) روحیه و افکار و تمایلات و بستگی به دستجات مختلف سیاسی و غیرسیاسی:
مردی است خیلی مودب، روحیه مشروطه خواهی دارد و به دستجاب سیاسی ارتباطی ندارد.
8) نقاط ضعف و صفات برجسته:
[نقاط ضعف:] کمی تند مزاج
صفات برجسته: شجاعت، متانت، هوش.
9) وضع زندگی و نحوه امرار معاش:
به هیچ وجه به عنوان وجه شرعیه از کسی پول قبول نمیکند و زندگی او خیلی ساده برگزار میشود و در زندگی خیلی قانع است.
10) میزان اعتقاد مردم به زهد و تقوای نامبرده:
قبل از مبارزه اخیر، یکی از چند مرجع تقلید بوده؛ ولی فعلا در اثر اقدامات مخالف دولت تمام مردم یعنی اکثریت قریب به اتفاق به او توجه دارند و او را مرد اول روحانیت میدانند.
11) میزان احترام او نسبت به قوانین و مقررات:
بدون پاسخ
12) مخالفین او با ذکر مشخصات و علل مخالفت:
تقریبا به صورت ظاهر مخالف ندارد، ولی باطنا روحانیون بخصوص سایر مراجع تقلید با او از لحاظ پیشرفتی که کرده مخالف هستند؛ ولی از ترس مردم جرات ابراز مخالفت ندارند.
13) سایر اطلاعات متفرقه:
مردی است با سواد، اجتماعی، بیتکبر، کمحرف میزند، ولی خوب حرف میزند و در سال 1324 کتابی علیه سیاست رضاشاه فقید و اقدامات او را علیه مذهب نوشته است.
سند شماره 2
... یک آدم معمولی نیست
متن زیر، گزارش یک افسر شهربانی به نام سرگرد فاطمی پیرامون یکی از سخنرانیهای امام است.
او در این گزارش که به نحو دقیقی تنظیم شده، بر بعضی ویژگیهای امام انگشت تاکید میگذارد که برای خوانندگان جالب است اما در عین حال برای خوش آمد مقامهای مافوق خویش، اتهاماتی را مطرح میسازد که بیپایگی آن امروزه بر همگان روشن است.
گزارش
محترما معروض میدارد؛ در نطقی که اخیرا آقای خمینی در قم با شرکت گروه زیادی از طبقات مختلف نموده نکات زیر مورد بحث محافل مختلف قرار گرفته است. لازم به توضیح است که متن سخنرانی که مدت آن قریب یک ساعت و نیم طول کشیده بسیار روان با زبان مردم عادی صحبت شده در نوار ضبط و در تهران بین اشخاص معینی توزیع شده است.
1 ـ معمولا آخوندهایی که سوادشان کم است در منابر فرمایشات ائمه اطهار و مخصوصا حضرت امیر را عربی میگویند. در تمام نطق [امام] خمینی فقط یک جمله کوتاه [به زبان] عربی و بقیه به فارسی بود که از نظر نطق بسیار توده پسند شده بود.
2ـ در نطق هدف کلی جلب تمام مجتهدین بود که با قدرت کاملی انجام داده بود، حتی روی منبر گفت که من دست تمام علمای اسلام را در هر شهری که هستند میبوسم.
3 ـ درباره اتحاد اسلام صحبت کرد و نسبت به تمام علمای سنی و شیعه اظهار علاقه کرد و در تمام نطق خود کلمهای که حاکی از تعصب نسبت به شیعه باشد نکرد به همین جهت تصور میرود که در همه علمای مصر و عراق و سوریه موثر واقع شود.
4 ـچون مدتی است ناصر تبلیغات پانعربیسم یا ناسیونالیست عربی را تبدیل به اتحاد اسلام یا پاناسلامیست کرده (زیرا با تبلیغات پانعربیسم در پاکستان ـ افغانستان ـ ایران و مسلمین آفریقا که جمعیتشان روی هم رفته بیش از کشورهای عربی است توفیقی به دست نمیآورد) و این همان تز سیدجمالالدین اسدآبادی است که با توجه به فعالیتهایی که اخیرا ناصر شروع کرده یک نوع هماهنگی بین نطق [امام] خمینی با توجه به مواد 2 ـ 3 و نقشههای ناصر به نظر میرسد.
5 ـ درباره [آیتالله العظمی] گلپایگانی که عدهای از طلاب به طرفداری [امام] خمینی با او مخالفت کرده بودند بحث فلسفی کلامی میکرد که کسانی که به بعضی از علما که با من همراهی نکردند توهین کنند به اسلام توهین کردهاند و گفت اختلافنظری که بین دو مجتهد پیش آید طلاب حق دخالت ندارند و مساله اجتهاد را پیش کشید و این همان مسالهای است که مصریها برای تبلیغاتشان در کشورهای اسلامی آفریقا استفاده میکنند و پایه این استدلال هم بر مبنای استدلال مقدمه این خلدون نویسنده بزرگ اسلامی ... از اعراب آفریقا و تونس است که در قرون وسطی میزیسته.
6 ـ قسمتی از نطق که به اظهار تاسف و همدردی با بستگان کشتهشدگان 15 خرداد اختصاص داده شده بود از لحاظ تبلیغاتی با مهارت خاصی تنظیم شده بود. در وسط جملاتی که در این مورد ادا کرد گریه را خیلی ماهرانه ضبط کرده است و به نظر میرسد این کار یک آدم معمولی نیست و شادی دستگاه تبلیغات نتواند به این خوبی تهیه کند.
8 ـ به ارتش و افسران شدیدا حمله کرد و وقایع شهریور را پیش آورد که اگر اتفاقی بیفتد افسران فرار میکنند ولی یک آخوند دیده نشده [که] در مقابل خطر فرار کند.
9 ـ در مورد ارتجاع، ترقی خواهی اسلام و علما را گفت و بحث مفصلی کرد که نشان بدهد دولتها مرتجعند و اسلام طرفدار ترقی است.
10 ـ به اسرائیل خیلی شدید حمله کرد و به طور کلی به نظر میرسد که این نطق مقدمهای برای تحکیم و متشکل شدن صفوف آخوندها برای اقدامات بعدی آنها باشد.
سرگرد فاطمی
توضیح: در اصل به جای شماره 7، عدد 8 گذارده شده است.
سند شماره 3
گزارش لحظه به لحظه دستگیری امام
گزارش زیر پیرامون عملیات دستگیری امام است که توسط رئیس شهربانی قم تنظیم شده آنچه در این گزارش به چشم میخورد گستره عملیات و وسعت نیروهای عملکننده است که فقط بازداشت یک پیرمرد 63 ساله را هدف گرفته بود. این عملیات میزان وحشت رژیم از امام و جریانهای اسلامی را به نمایش میگذارد.
از: شهربانی قم
به: شهربانی که کشور ـ تیمسار ریاست محترم اداره اطلاعات
تاریخ: 21/8/43 شماره: 3101/5
محترما در اجرای امریه تیمسار معظم ریاست شهربانی کل کشور ـ در مورد دستگیری آقای خمینی ـ جریان انجام ماموریت و اقداماتی که به عمل آمده ذیلا به عرض میرساند:
الف: اقدامات احتیاطی که قبل از دستگیری انجام گردیده:
1 ـ از نظر اهمیت ماموریت: از 4 روز قبل منزل آقای خمینی وسیله مامورین اطلاعات در 24 ساعت تحت مراقبت قرار گرفت...
2 ـ به سبب اهمیت موضوع: تا 3 صبح روز 13/8/43 موضوع ماموریت به هیچ یک از عناصر تابعه ابلاغ نگردید و اصولا فعالیتی که دلیل بر وضع غیرعادی و یا انجام ماموریتی بوده باشد انجام نگردید، فقط ظاهرا از نحوه خدمتی افسران و مامورین ایراد گرفته شد، افسران را برای ساعت 22 همان شب به منظور مواخذه ولی باطنا برای آمادگی به شهربانی احضار و افراد نیز در شهربانی به ظاهر بازداشت شدند.
3 ـ مامورین ساواک تحت سرپرستی سروان عصار مقارن ساعت 45/3 صبح خود را به شهرداری معرفی نمودند...
4 ـ از ساعت 4 صبح روز 13/8/43 کلیه ارتباط تلفنی داخلی و کاریر به علت عیب فنی؟؟ از کار افتاده بود که با فعالیت سریع مامورین فنی ادارات مربوطه در ساعت 30/8 ارتباط دایر گردید.
5 ـ از ساعت 18 روز 12/8/43 اینجانب تا شروع عملیات در شهربانی حاضر و طرح لازم برای انجام ماموریت تهیه و در ساعت 3 صبح وظایف افسران و ماموران، ابلاغ و تفهیم گردید.
6 ـ ساعت 5 صبح سرهنگ 2 عزلتی معاون شهربانی و سروان عصار و مامورین مربوطه تحتنظر مستقیم این جانب جهت انجام ماموریت، درب منزل آقای خمینی رفته بدون هیچگونه اصطلاک و خسارت جانی و مالی، نامبرده دستگیر و ساعت 15/5 به سرکار سرهنگ 2 طاهری تحویل گردید (سرکار سرهنگ بدیعی رئیس ساواک قم هم در معیت این جانب بود.)
ب) اقدامات پس از دستگیری:
1 ـ افراد گران امدادی و افراد این شهربانی در کلیه نقاط حساس شهر گمارده شد و از تجمع مردم جلوگیری به عمل آمد.
2 ـ کلیه منازل آیات تحت کنترل و مراقبت شدید قرار گرفته و از رفت و آمد اشخاص ناراحت و ماجراجو جلوگیری گردید...
3 ـ دربهای صحن مطهر و مسجد اعظم [به] وسیله گماردن افسر مامور تحت کنترل قرار گرفت...
4 ـ چون طلاب ساکن مدرسه فیضیه با سوابق قبلی که داشتند ممکن بود تولید ناراحتی نمایند لذا پس از دستگیری آقای خمینی مدرسه فیضیه تحت کنترل و مراقبت قرار داده شد...
5 ـ چون بازار تعطیل شده بود لذا برای باز شدن سریع بازار اقدام لازم به عمل آمد که گزارش جریان طی شمارههای 2950/5 ـ 13/8/43 . 2955/5 ـ 13/8/43 و 2957/5 ـ 13/8/43 و 2970/5 14/8/43 به عرض رسیده است.
با مراتب معروضه بالا و اجرای کامل اوامر و دستورات تیمسار ریاست معظم شهربانی کل کشور، نحوه انجام ماموریت طوری بود که تا ساعت 7 صبح هیچکس از موضوع مطلع نشده و تا این تاریخ نیز کوچکترین اصطکاک یا خلاف نظمی رخ نداده است و چون در جریان انجام ماموریت این چند روزه عدهای از افسران و مامورین فعالیت و فداکاری نموده و امور محوله را به نحو احسن انجام دادهاند نسبت به وظایف محوله و فعالیتهایی که نموده به 2 دسته یک و دو به شرح زیر تعیین و به عرض میرساند... .
در صورت تصویب نسبت به مامورین مندرج در بند الف درجه یک با پرداخت پاداش نقدی و نسبت به سایرین نیز به هر نوع که مقتضی بدانند مورد تشویق قرار گیرند.
رئیس شهربانی قم/ سرهنگ حسین پرتو
سند شماره 4
برای زمستان فقرا نگران و متاثریم
رهبر انقلاب که همواره فقرا و کوخنشینان ولی نعمت خویش میخواند، در آستانه زمستان سال 1344 به همه متدینان اجازه دادند تا ثلث سهم اما را برای خرید زغال جهت گرم کردن کرسی فقرا هزینه کنند. اهمیت این سند از آن روی است که سهم امام هزینههای ثابتی همچون شهریه طلاب، اداره حوزههای علمیه و مسائل مرتبط با آن را در برمیگیرد و رژیم شاه برای شکستن مرجعیت امام، پرداخت خمس به ایشان و نمایندگانشان را جرمی نابخشودنی میدانست و میکوشید تمام راههای ارتباط با امام و تقویت مرجعیت ایشان را سد کند. در چنین اوضاعی که وجوهات به ایشان در نهایت سختی میرسید، مرجع محرومان در پاسخ به نامه جمعی از اهالی قم در مورد تهیه زغال فقرا از سهم امام چنین اجازهای صادر کردند:
تاریخ: 14/9 1344
بسمالله الرحمن الرحیم
اینجانب در وضع حاضر نمیتوانم به طوری که مایل هستم خدمت به مستمندان محترم قم یا سایر بلاد بنمایم و با اطلاعی که از حال مردم بیبضاعت بیپناه دارم برای فصل زمستان آنها نگران و متاثرم. از متمکنین محترم و اهالی خیرخواه ملت ایران ـ ایدهم الله تعالی ـ تقاضا دارم که در هر استان یا شهرستانی هستند در فکر مستمندان محترم محل خود باشند و راضی نشوند محترمین بیبضاعت و فقرای بیپناه از سرما و سختی معاش رنج ببرند و از خصوص اهالی خیرخواه تهران و قم تقاضای کمک موثر برای تهیه ذغال برای فقرای محترم آن دو مرکز مهم دارم. امید است از عهده این مسوولیت بزرگ به خوبی برآیند و خداوند تعالی را که به آنها تمکن عنایت فرموده ناظر و حاضر بدانند و اگر از وجوه خیریه و تبرعیه تامین این امر نشد، اهالی محترم مومنین شریف جمیع بلاد ـ ایدهم الله تعالی ـ مجازند ثلث سهم مبارک امام ـ علیهالصلوه والسلام ـ را در تحت نظارت علمای اعلام محل ـ اعلی الله کلمتهم ـ یا معتمدین محترم ـ ایدهم الله ـ به مصرف مذکور برسانند.
از خداوند تعالی توفیق و تایید عموم را خواستار و عظمت اسلام و مسلمین را امیدواریم.
والسلام علیهم و علی عبادالله الصالحین و رحمه الله و برکاته
روحالله الموسوی الخمینی
سند شماره 5
از این مسائل برکنار باشید
در 12 خرداد 1349 آیتالله العظمی حکیم از دنیا رفتند. در اینم شرایط قضیه مرجعیت بعد از فوت معظمله، بحث روز حوزهها علمیه بود.
در کتاب نهضت امام خمینی (2/553) به نقل از یکی از اعضای دفتر امام در نجف اشرف در همین رابطه آمده است: «امام آن شب را نخوابید و شب را به دعا و تفکر گذارند و صبحگاهان پس از ادای نماز، نامبرده [همان عضو دفتر] را به حضور طلبید و فرمود: به دوستانم بگویید من راضی نیستم در این کشمکشهایی که در سطح حوزهها بروز خواهد کرد، وارد شوند و به نفع من بخواهند کاری انجام دهند.
در این شرایط امام در نامهای که یک هفته پس از فوت مرحوم حکیم به فرزندشان حجتالاسلام سیداحمد خمینی در ایران نوشتهآند، ورود ایشان و تمام دوستان خود را بحث مرجعیت ممنوع میکنند.
این سند نیز وارستگی و دنیاگریزی رهبر فقید انقلاب را به نمایش میگذارد:
باسمه تعالی
19/3/1349
احمد عزیز
انشاءالله تعالی سلامت باشید. حال من بحمدالله خوب است و کسالت مزاجی ندارم. البته کسالت روحی زیاد است. لازم است تذکر دهم که ممکن است در این اوقات در آنجا مسائلی مربوط به مرجع طرح شود یا خدای نخواسته کشمکش بین جوانها شروع شود. شما و تمام دوستان اینجانب باید از این مسائل برکنار باشید و یک کلمه دخالت نکنید. چنانچه در اینجا نیز همین امر را سفارش دادهام، البته اثبات و نفیای نباید داشته باشید.
تایید و توفیق شما را خواستارم و از این که بحمدالله اشتغال دارید مسرورم و از مدرس شدن شما هم مشعوفم. خوب کاری است. از اول همانطور که درس میخوانی م مباحثه میکنی تدریس هم بکن ولو برای یک نفر. انشاءالله تعالی موفق باشید.
والسلام پدرت
سند شماره 6
یک پول جگرک سفره قلمکار نمیخواد
نامه دیگری از امام (در نجف) به فرزندش حاج احمدآقا (در ایران) است که در پاسخ نامه ایشان نوشتهاند.
از قرار معلوم، احمدآقا در نامه خود پیشنهادهایی برای ارتقای سطح دفتر امام از حیثهای مختلف همچون تشریفات و مشاورین و ... داشته است که امام در پاسخ حکیمانه و ملاطفتآمیز خویش ایشان را نهی میکند و میگوید: یک پول جگرک سفره قلمکار نمیخواد.
28/ شوال/ 1390(7/10/1349)
باسمه تعالی
احمد عزیزم
مرقوم شما به وسیله آقای علی واصل شد. سلامت شماها را خواهانم. راجع به مطلبی که مرقوم شده بود، باید بگویم « یک پول جگرک سفره قلمکار نمیخواد.» من اکنون نفسهای آخر عمرم را میکشم، و آنچه گرفتاری دارم کافی است و میل ندارم بیشتر کنم. زیادی کار، به طور کلی وضع زندگانی ما را مختل کرده است. امید است انشاءالله خداوند تعالی وسیله فراهم فرماید که بتوانم برای آخر عمر فکری بکنم. فکرهای شما بحمدالله تعالی جوان و سرشار از امید است و با فکر خسته و فرسوده من جور در نمیآید. آنچه از شما میخواهم آن است که با جدیت، مشغول درس و بحث [باشید] و به هیچ وجه غفلت ننمایید، و در خلال تحصیل، به تهذیب اخلاق و تحکیم مبانی دیانت مقدسه کوشا باشید، تا بخواهید برای من فکر تشریفات و مشاورین و اصحاب باشید، من رفتهام.
از قراری که از تهران نوشتهاند معلوم نیست بتوانند به شهریه ادامه دهند. من هم حدس میزدم، لکن آقایان چون درست اطلاع ندارند پشت هم مینویسند که زیاد کن، زیاد کن.
داداش [شهید آیتالله حاج سیدمصطفی خمینی] دو روز سرماخوردگی داشت و تب مختصری و بحمدالله رفع شد و امروز و دیروز درس بود و اینجا هم آمد، لکن دستش قدری درد میکند، ممکن است از اثر سرماخوردگی باشد و هم نیست. انشاءالله تعالی خوب میشود. به همشیرهها و خانم خودتان سلام برسانید. انشاءالله سعید و خوش باشید.
پدرت
توضیح: ضربالمثل ایرانی به معنای این که چیز کم اهمیت، تشریفات نیاز ندارد.