اشاره:
در مقاله حاضر پس از ذکر پیشینهای از سیر تحولات دینی در ایران پیش از اسلام، اقلیتهای دینی مطرح در قانون اساسی و نه اقلیتهای مذهبی اسلامی بحث و بررسی میشود و تاریخچه، عقاید، آداب و رسوم آنها بیان میگردد.
">اشاره:
در مقاله حاضر پس از ذکر پیشینهای از سیر تحولات دینی در ایران پیش از اسلام، اقلیتهای دینی مطرح در قانون اساسی و نه اقلیتهای مذهبی اسلامی بحث و بررسی میشود و تاریخچه، عقاید، آداب و رسوم آنها بیان میگردد.
بهزاد احمدی
مقدمه:
در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طبق اصول 13 و 14، ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی، تنها اقلیتهای دینی شناخته میشوند که در حدود قانون، در انجام مراسم دینی خود آزادند و در احوال شخصیه و تعلیمات دینی، بر اساس آیین خود عمل میکنند. در اصل 14 قانون اساسی آمده است که به حکم آیه شریفه «لاینهاکم الله عنالذین لم یقاتلوکم فیالدین و لم یخرجوکم من دیارکم تبروهم و تقسطوا الیهم ان الله یحب المقسطین»، دولت جمهوری اسلامی ایران و مسلمانان موظفند، نسبت به افراد غیرمسلمان با اخلاقی حسنه، قسط و عدل اسلامی عمل کرده حقوق انسانی آنها را رعایت کنند. این اصل برای کسانی معتبر شناخته شده که بر ضد اسلام و جمهوری اسلامی ایران توطئه و اقدام نکنند. پیش از این اصل، قانون اساسی در اصل یازدهم، مسلمانان را یک ملت واحد دانسته، و بین اهل سنت و شیعیان تمایزی قائل نشده است. طبق اصل 11، به حکم آیه کریمه «ان هذه امتکم امۀ واحده و أنا ربّکم فاعبدون»، همه مسلمانان یک امتاند و دولت جمهوری اسلامی موظف است، سیاست کلی خود را بر پایه ائتلاف و اتحاد ملل اسلامی قرار دهد و بکوشد تا وحدت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جهان اسلام تحقق یابد. قانون اساسی در ادامه در اصل 12 بر حقوق اهل سنت تاکید کرده و آورده است: دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیرقابل تغییر است و مذاهب دیگر اسلامی، اعم از حنفی و شافعی، مالکی، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی، طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج، طلاق، ارشاد و وصیت) و دعاوی مربوط به آن، در دادگاهها رسمیت دارند و در هر منطقهای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند، مقررات محلی در حدود اختیارات شوراها بر طبق آن مذاهب خواهد بود.
حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب 1
در مقاله حاضر پس از ذکر پیشینهای از سیر تحولات دینی در ایران پیش از اسلام، اقلیتهای دینی مطرح در قانون اساسی و نه اقلیتهای مذهبی اسلامی بحث و بررسی میشود و تاریخچه، عقاید، آداب و رسوم و آنها بیان میگردد.
پیشینه
بنابر کهنترین مطالب ودایی و با استنباط از متون متیائی، میتوان باور داشت که آریاییان نخستین، مشتمل بر هند و ایرانیان در نیمه دوم هزاره دوم، پیش از میلاد مسیح، دارای دو گروه خدایان بودند که اسوره (ایرانی: اهوره) و دیوه (ایرانی: در اوستا daeve و در فارسی باستان daive) نامیده میشدند. این گروه خود به دو گروه خدایان و ضدخدایان تبدیل میشدند که هر دو گروه از خدایان واحد، از خدا. پدری قدیم به وجود میآمدند. جدایی جغرافیایی بین آریاییان نخستین و تلفین عقاید آنها با عقاید بومی، در نهایت موجب شد تا در هند اندیشههای آرمانگرا و رویگردان از جهان مادی و در ایران اندیشههای دوگانهپرست، با برخوردهایی پرهیزگرایانه یا به عکس، نسبت به جهان مادی به وجود آید.2
در ایران باستان، آیین متیرائیسم (مهرپرستی)، آیین مانوی و مزدک، آیین زرتشتی، یهودیت و مسیحیت رواج داشت که پس از ورود اسلام، اهل کتاب به حیات معنوی خود ادامه داده، تا به امروز در ایران زمین تداوم یافتند. آیین متیرائیسم را آیین اسرار نامیدهاند. اسرار متیرائیسم با پافشاری و اصرار حفظ میشد و بنا به گفتهها، برای افرادی که به درجات عالی نائل میآمدند، مکشوف میگردید. به همین جهت نوشتههایی از آیین متیرائیسم در دست نیست، چرا که به جای نوشتن به نقاشی و نقش برجستهسازی اکتفا شده است. اساس مهرپرستی بر این اعتقاد است که مر خدای بزرگ است و خدایان بزرگ کوچکتر از او. متیرائیسم بر اساس پرستش آتش و قوای طبیعت، مثل باد و طوفان، آسمان و کوه و جنگل و پرداختن به سحر و جادو بنا نهاده شده است. متیرائیسم را دین اکثریت مردم ایران در دوره اشکانیان یا حداقل مذهب خانوادگی اشکانیان دانستهاند. این آیین با گسترش دین زرتشتی به خصوص در دوره ساسانی از میان برداشته شد.3
آیین مانوی از سه آیین زرتشتی، بودایی و مسیحی گرفته شده بود. این مسئله بیشتر معلول ارتباط و نسبتهای مانی با پیروان این آیین دانسته شده است. در ابتدای ورود اسلام به ایران، مسلمانان توجه خاصی به مانویان نداشتند. از نظر آنها مانویان، نه تنها ملحد و پیرو پیغمبر دروغین بودند، بلکه مخالف طبیعت و جامعه و دشمن حکومت اسلامی به شمار میآمدند؛ از این رو با گذشت زمان و به خصوص در زمان عباسیان که زمان تشکیل و تثبیت عقاید دینی بود، مانویان مورد توجه حکومت وقت قرار گرفتند و بسیاری آنها به مهاجرت به ترکستان شرقی در غرب چین 4 مجبور شدند.
در آیین مزدک نیز اصل سخن، اشتراک حاکمیت است. این اصل به نظر مزدک از فکر حکومت اشتراکی و شرکت همگان در حاکمیت سرچشمه گرفته بود. اقبال لاهوری، مزدک را پیامبر مردم گرای ایران باستان نامیده است. واقعه کشتار مزدکیان در اواخر سال 528 میلادی یا اوایل سال 529 میلادی رخ داد و علت آن نقشهای بود که مزدکیان در مورد ولیعهدی «کلووس پذشخوار شاه» پسر قباد کشیده بودند و میخواستند علیرغم تصمیم شاه، با توطئه، این شاهزاده مزدکی را بر تخت ایران جای داده و خسرو را از سلطنت محروم سازند. اگرچه در زمان خلفای اموی و عباسی بار دیگر زمینه برای مزدکگرایی در ایران فراهم شد؛ اما توجه توده مردم که حساب اسلام ناب را از حساب خلفای ظالم وقت جدا کرده بودند، مجالی را به مزدکگرایی نداد. مسلمانان مزدکیان را اهل کتاب ندانسته و برای مذهب آنان ریشه آسمانی قائل نبودند و مزدکگرایی را مانند مانویگری و متیرائیسم نوعی زندیقیه به شمار میآوردند و پیروان این آیینها نتوانستند، به حیات خود در ایران ادامه دهند و تا امروز دوام یابند.5
زرتشتیان
در آیین زرتشتی، دین یا به زبان اوستایی دئنا (Daena) به معنای «دیدن، شناختن، فهمیدن و نیز وجدان» آمده است. اشوب زرتشت، پیام و آموزههای خود را «دئنا و نگوهی» (Daena Vanguhi) نامیده که به معنای دین خوب و وجدان خوب است. در دین زرتشتی، دیندار کسی است که با کمک فرد، به دین و شناختن دنیای درون و پیرامون خود پرداخته، راه راستی و درستی را یافته و برگزیده باشد. نامهای متعددی برای نامیدن زرتشتیان نظیر مزدایی، مزدسینی یا مزداپرست، اهورایی و بهرین به کار گرفته میشود. 6
تاریخ زرتشتیان با پیدایش اشوزرتشت آغاز میشود. اشوزرتشت که نام اوستایی او «زرتوشترا» (Zarathushtra) است، براساس محاسبات نجومی و زبانشناسی، به 1767 سال پیش از میلاد مسیح باز میگردد و از آنجا که او در سن 30 سالگی پیام خود را آشکار کرد، 1737 سال پیش از میلاد مسیح، تاریخ رسمی زرتشتیان است.
زادگاه زرتشت را سرزمین «ایران ویج» در شمال شرقی ایران، منطقهای شامل آسیای مرکزی، افغانستان و شمال غربی پاکستان دانستهاند. اوستا مکان زایش او را ساحل رودخانه «دارجا» میداند که به احتمال زیاد رودخانه «سیحون» یا «آمودریا» است. زرتشت در سن سی سالگی دین خود را آشکار کرد. نخستین و بزرگترین کار او، به دورانداختن و انکار همه خدایان و خدای گونههایی که مورد پرستش مردم بودند و در برابر شناساندن «خداوند یگانه».
از این رو در آغاز به سختی با مقاومتها روبرو شد و در مدتی نزدیک به ده سال، تنها پسرعموی او «مدیوماه» (Madiomah) به معنای نیمه ماه و سپس پسر بزرگترش «اسیدواستر»، با او همراه و همدین شدند. به همین دلیل به همراه گروه کوچکی زادگاه خود را ترک کرد و به سوی جنوب و جایی که نام و آوازهای از «ویشتاسب» یا «گشتاسب»، شاه کیانی داشت، رهسپار گشت زرتشت نزدیک به دو سال به بحث و گفتوگو پرداخت، تا سرانجام ویشتاسب و همسرش اتوسا و وزیرانش «جاماسب» و «فرشوشتر»، پیام او را پذیرفتند و به دین وی گرویدند. در این دوره بود که شمار زرتشتیان افزایش یافت. در عصر هخامنشیان بیشتر پادشاهان و مردم زرتشتی بودند؛ بیآنکه دین زرتشتی، دین رسمی باشد. ساسانیان دین زرتشتی را دین رسمی کشور اعلام کردند و موجب گسترش بیش از پیش آن شدند.
در قرن هفتم میلادی، پس از ورود مسلمانان به ایران، بیشتر ایرانیان مسلمان شدند و اسلام به جای دین زرتشتی، دین رسمی کشور شد. در قرن نهم میلادی گروهی از زرتشتیان به هندوستان مهاجرت کردند و به پارسیان هند معروف شدند. گروهی دیگر در ایران ماندند و به عنوان زرتشتی به زندگی خود ادامه دادند. تاورینه که در سال 1632 تا 1668، در دوره صفوی به ایران سفرهایی داشته و مشاهدات خود را به رشته تحریر در آورده، در کتاب چهارم سفرنامه خود چنین مینویسد: «در میان این ادیان متعدد و مختلف، پیروان سه آیین در ایران اکثریت را دارند. اولین دین اسلام که دین پادشاه و دین بیشتر مردم است. دوم دین گبرها (زرتشتیان) که آیین قدیم ایرانیان است؛ پیش از آنکه دین اسلام رواج یابد. سوم، مذهب ارامنه که اکثر آنها از عیسویان شرقی هستند و جلفا مرکزشان است؛ ولی در بسیاری از دهات و شهرهای ایران هم پراکنده هستند» در زمان قاجاریه مرکز زرتشتیان ایران، یزد و کرمان بود و شمار زرتشتیان در شهرستان دیگر حتی در تهران نیز بسیار اندک بوده است.7
به طور کلی میتوان گفت، در میان ادیان کهن ایران، زرتشتیان نه تنها از دیرباز در ایجاد و توسعه تمدن این مرز و بوم نقش داشتهاند، بلکه پس از پذیرش آگاهانه دین مقدس اسلام توسط اکثر ایرانیان و گسترش آن در سرزمینهای ایرانی، همواره با متانت و صداقت، به همگامی و همراهی خویش با مسلمانان هم وطن خود ادامه دادهاند و در آبادانی و سازندگی ایران سهم بزرگی بر عهده گرفتهاند. نخستین بانکدار مدرن، موسس آبیاری نوین و پدر شهرسازی جدید در ایران، زرتشتی بوده و در شماری از شهرها، زرتشتیان نخستین بوده و در شماری از شهرها، زرتشتیان نخستین کارخانههای برق و خطوط تلفن را دایر کردند. مدارس زرتشتیان در تهران، یزد و کرمان، از برجستهترین مدارس بوده است. سهم زرتشتیان در فرهنگ و بهداشت ایران. به نسبت جمعیت. بر اکثریت فزونی داشته و در بین آنان بیسواد وجود ندارد. زرتشتیان. به نسبت جمعیت. بیشترین شمار پزشک، مهندس و استاد دانشگاه را به میهن خود ایران دادهاند. آنان از دیر باز، در اغلب شهرها و دهات زرتشتینشین، هیئتهایی به نام انجمن زرتشتیان بنیاد نهادند که کلیه امور اجتماعی، آیینی، فرهنگی و خیریه زرتشتیان محل خود را اداره میکنند و به وضع مدرسهها و دیگر نهادهای زرتشتی شهر یا روستاهای خود رسیدگی میکنند. همچنین در بیشتر مناطق زرتشتینشین سازمان دیگری به نام سازمان زنان زرتشتی برای رسیدگی به امور مربوط به دوشیزگان و بانوان جامعه زرتشتی بنیاد شده است. نخستین صورت جلسه انجمن زرتشتیان تهران به سال 1325 نوشته شده که نشان دهنده تأسیس این انجمن در آن سال است.
از دیگر بنیادهای زرتشتیان، میتوان به انجمن زرتشتیان اصفهان، انجمن زرتشتیان کرمان، باشگاه جوانان زرتشتی یزد، انجمن موبدان تهران، بنیاد خیریه گیو، بنیاد خیریه آبادیان و ... اشاره کرد. شایان ذکر است که زرتشتیان، دارای کنگرهای به نام کنگره زرتشتیان جهان هستند که هدف تأسیس آن، افزایش همکاری بین انجمنها و سازمانهای زرتشتیان، به منظور حفظ میراث فرهنگی و دینی و بهبود شرایط زندگی و پیشرفت زرتشتیان در جهان است. این کنگره از نظر زرتشتیان سراسر دنیا، ارزش و اعتبار خاصی دارد و همواره شخصیتهای برجسته سیاسی، فرهنگی و مذهبی کشورها به آنان توجه خاصی داشتهاند. نخستین و ششمین کنگره جهانی زرتشتیان در ایران برگزار شده است و دبیرخانه دائمی آن در تهران است.
در حال حاضر، زرتشتیان ایران را میتوان دومین جمعیت غیرمسلمان از لحاظ تعداد دانست. جمعیت آنان طبق برخی آمارهای ذکر شده حدود 45000 نفر است که در اغلب شهرهای ایران پراکندهاند؛ اما در تهران، کرمان، یزد، شیراز، اصفهان زاهدان و اهواز، جمعیت بیشتری دارند.
زرتشتیان 9 مدرسه اختصاصی در تهران و حدود 8 مدرسه دیگر در شهرستانها دارند که در سه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان فعالند. آنها همچنین دارای یک مرکز تربیت موبدیار هستند که در انجمن موبدان تهران فعال است. از دیگر فعالیتهای جامعه زرتشتیان میتوان به فعالیتهای مطبوعاتی آنان اشاره کرد. زرتشتیان دارای 10 نشریه هستند که در موضوعات دینی، اجتماعی و فرهنگی کار میکند. برخی از این نشریات عبارت است از: فروهر، چیستا، وهومن، امرداد، پارسیان و اشا. زرتشتیان همچنین یک انتشارات اختصاصی به نام فروهر نیز دارند آنها در تهران دارای چهار آدریان و ده روحانی دینی هستند. زرتشتیان همچنین در شهرهای کرمان، یزد، شیراز، اهواز، کرج و برخی آبادیهای یزد مانند شریفآباد، حسنآباد، رحمتآباد، خرمشاه، مریمآباد، قاسمآباد و ... دارای آدریان هستند. زرتشتیان و دفاع مقدس شرکت داشته و 15 شهید به کشور تقدیم کردهاند. آنها طبق قانون اساسی دارای یک نماینده در مجلس شورای اسلامی بوده و در تصمیمگیریهای کشور خود مشارکت دارند.8
دفتر دینی یا کتاب مقدس زرتشتیان «گاتها» نام دارد که آموزشهای زرتشت در آن قرار گرفته است. اشو زرتشت، چکیده پیام خود را در 17 سروده گرد آورده که خود آنها را مانترا (Manthra) یا اندیشه برانگیز خوانده که بعدها «گاتها» نامیده شدند. این هفده سروده را از روی وزن و آهنگ، پنج بخش کردهاند که هر یک نام ویژهای دارد. هر یک از سرودها دارای شماری از بندهاست. بلندترین سرود 22 بند و کوتاهترین 6 بند دارد. نام پنج بخش گاتها عبارت است از: اهنود، اشتود، سپنتمر، و هوخشتر و و هشتواپیشت نخستین جانشینان و پیروان زرتشت نیز نیایشها و سرودههای خود را به سبک گاتها، بر آن افزودند که تمامی مجموعه یاد شده را «ستوت یسن» (stot yasn) میگویند که به زبان اوستایی (Staota Yasna) است. اوستا عنوان مجموعهای از دفترها و نوشتارهای به یادگار مانده از تاریخ و فرهنگ ایرانیان در زمانهای گوناگون است که «ستوت یسن» و «گاتها» را نیز در دل خود جای داده است. بخشهای گوناگون اوستا عبارت است از: یسنها (در بردارنده گاتها)، یشتها، و یسپرد، خرده اوستا و وندیداد.
«سپنتامینو» (Spenta Mainga)، و هومن (Mana Voha) و اشا (Asha) بنیانهای زندگانی یا فروزههای مزدایی. انسانی دین زرتشتی را تشکیل میدهند: سپنتامینو به معنای فرد و روان نیک و افزاینده و فروزنده آفرینندگی فردا است. وهومن یا منش به معنای اندیشه و فرد نیک و نیروی سنجش و تشخیص است. اشا نیز قانون و نظم و ترتیبی است که آفرینش بر آن استوار بوده و تمام چرخ هستی بر آن میچرخد. به اشا قانون «دقت» نیز گفته میشود. دین زرتشتی شایستهایی نیز دارد که هر فرد زرتشتی وظیفه دارد، از آغاز بلوغ تا پایان زندگی آنها را به کار گیرد. از جمله این شایستها میتوان به اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک، میانه روی، کار و آبادانی، گرامی داشت پدر و مادر و زیبایی و هنر اشاره کرد.9
در آیین زرتشتی جشنها رویهم رفته، دلایل طبیعی، تاریخی و اجتماعی دارند. تا قرن هفتم میلادی که دین زرتشتی دین رسمی بود، جشنها همگانی بود؛ اما پس از اسلام این جشنها به جشنهای دینی (ماهانه، فصلی و سالانه) و جشنهای ملی تقسیم شد. اصولاً در دین زرتشت، شاد بودن و نشاط داشتن از واجبات دینی است و جشن جشنواره از ویژگیهای کشیش زرتشتی است. در گاه شماری زرتشتی، در هر ماه، روزی را که نام روز و نام ماه یکی باشد، آن روز را جشن میگیرند. در این گاه شماری، هر ماه را سی روز در نظر گرفته و هر روز نیز نامی دارد. پنج روز پایان سال نیز نام گاتهای زرتشت را برخوردارند. امروزه تمامی جشنهای ماهانه گرفته نمیشود. جشنهای مذهبی ماهانه مرسوم عبارت است از: جشن فرور دنیگان (هماروانان)، فروردین روز و فروردین ماه، جشن تیرگان (تیر روز و تیرماه) و جشن مهرگان (مهرروز و مهرماه).
جشنهای دینی فصلی «گاهان بار» نامیده شده و جشنهایی هستند که بخش طبیعی آنها مربوط به زمان و مکان است و این بیشتر بخشهای دینی و اجتماعی آنها است که اهمیت دارد. مبنای برگزاری جشنهای دینی فصلی، طبیعی و کشاورزی بوده و میتوانند با توجه به زمان و مکان و برای کارایی بیشتر جا به جا شوند. این جشنها عبارت است از:
میریوزرم گاه: از روز خور تا دی به مهر در ادیبهشت ماه که جشن میان بهار است.
میدبو شهیم گاه: از روز خور تا دی به مهر در تیر ماه که جشن میان تابستان است.
پیتی شهیم گاه: از اشتاد تا انارام در شهریور ماه که جشن پایان تابستان است.
ایا سرم گاه: از اشتاد تا انارام در مهر ماه که جشن آغاز زمستان است.
میر یاریم گاه: از مهر تا ورهرام در دی ماه که جشن میان زمستان است.
همس پت میریم گاه: از اهنود تا وهشتواش گاه که برای یکسان شدن شب و روز و سرما و گرما جشن گرفته میشود و آمدن نوروز جمشیدی را نوید میدهد.
در میان جشنهای دینی سالانه نیز بابویه جشن نوروز، اورمزد روز و فروردین ماه، جشن زاد روز اشوزرتشت (نوروز بزرگ)، خورداد روز و فروردین ماه برابر با ششم فروردین و جشن سده، مهرروز و بهمن ماه برابر با دهم بهمن، صدمین روز از زمستان بزرگ اشاره کرد. نوروز، مهرگان، سده و یلدا نیز از جشنهای ملی زرتشتیان است که نوروز و یلدا توسط دیگر ایرانیان نیز برگزار و بزرگ داشته میشوند.10
از مهمترین زیارتگاههای زرتشتیان نیز میتوان از پیرهریشت در 10 کیلومتری یزد و 12 کیلومتری روستای شریف آباد، پیرنارکی در 58 کیلومتر یزد و نزدیکی شهر تفت، پیر بانوی پارس واقع در 112 کیلومتری یزد، پیر سبز (چک چک) در 68کیلومتری شمال یزد، پیرستی پیر در مریمآباد از روستاهای یزد و پیرنارستانه واقع در 30 کیلومتری یزد نام برد. آیین سدرهپوشی نیز از مهمترین مراسم دینی زرتشتیان است که همان اهمیت غسل تعمید را در مسیحیت دارد.11
کلیمیان (یهودیان)
یهودیان، بنیاسرائیل یا کلیمیان در لفظ ایرانی، دین یهود و تورات هستند. یهودیان از سامیها هستند و سامیها از اقوامی بودند که آنان را از اعقاب سام، پسر نوح، میدانستند. اکویها، آشوریها، کنعانیها، عربها عبریها و آرامیها از جمله اقوام سامی بودند که همگی تا چهار هزار سال از میلاد مسیح در شبه جزیره عربستان زندگی میکردند و بعد به دلیل تغییرات جوی و نبودن باران برای ادامه حیات، به تدریج مهاجرت کرده، به عراق، سوریه، فلسطین و لبنان آمدند. در حال حاضر جمعیت یهودیان جهان حدود 13میلیون نفر تخمینزده میشود که بیشتر آنها به ترتیب در آمریکا، سرزمینهای اشغالی، روسیه و کشورهای اروپایی سکونت دارند و جوامع متعددی از آنها نیز در سایر کشورها از جمله ایران به سر میبرند.12
پیشینه حضور یهودیان در ایران به 2700 سال پیش باز میگردد. در کتاب مقدس یهودیان به ویژه اسفار استر، دانیال، عزرا، نحیما و تورایخ ایام، شواهر تاریخی و لغوی بسیاری در تأیید این حضور به چشم میخورد. در کتاب مقدس نام شاهان ایران چون کورش، داریوش، خشایار شاه و اردشیر و نیز القاب ایرانی آمده است و در تلمود، صدها واژه که ریشه ایرانی دارند، دیده میشود. سنتهای شفاهی متداول در میان یهودیان ایران و وجود مقابر انبیا در خاک ایران، مانند آرامگاه دانیال در شوش، استرو مروخای در همدان، جیقو در تویسرکان، زیارتگاه سازه تب آشر در نزدیکی اصفهان، سه یاز دانیال (حنانیا، مشائل و عزریا) در قزوین و آرامگاههای هاراو اورشرگاء در یزد و حاخام ملامشه هلوی در کاشان، از قدمت سکونت یهودیان در ایران حکایت میکند. یهودیان پس از ویرانی معبدشان توسط بختالنصر، فرمانروای قوم آشور، به مناطقی در جنوب عراق فعلی و ایران که زیر سلطه آشوریان در آمده بود، کوچانده شدند. گفته میشود حضور تاریخی یهودیان به عنوان نخستین ساکنان منطقه گیلیارد یا گیلعاد در نزدیکی دماوند نیز به دوران آشور و تبعید اجباری باز میگردد. قبرستان قدیمی از آن دوران باقیمانده است که برای یهودیان ایران ارزش معنوی بسیاری دارد.13
با فتح بابل توسط کورش در سال 538 پیش از میلاد مسیح، وی یهودیان را که حدود نیم قرن در اسارت به سر میبرند، آزاد کرد و به آنان اجازه داد که به سرزمین خود که دیگر بخشی از امپراتوری هخامنشی شده بود، بازگردند و معبد ویران شده خود را از نو بنا نهند، اما گروهی از آنها بازتگشتز و در بابل ماندند و گروهی نیز به جنوب و مرکز سرزمین ایران مهاجرت کردند. این روایت روا داری کورش نسبت به یهودیان در عهد عتیق آمده است و یهودیان با لقب «مسیح خدا» کورش را از ناجیان قوم خود میدانند.14
در زمان ساسانیان، شاپور دوم با کوچاندن تعداد بسیاری یهودیان از ارمنستان به ایران، جمعیت یهودیان ایران را به شکل چشمگیری افزایش داد. منابع بسیاری، سپاهان (اصفهان کنونی) را پرجمعیتترین شهر یهودینشین آن دوره میدانند. در دوره ساسانی، تقریباً در سراسر ایران از نهاوند تا بلخ و از خوارزم تا سواحل خلیج فارس، یهودیان جوامع متشکل داشتند و از لحاظ زبان و فرهنگ، در میان ایرانیان حل شده، یا در جریان حل شدن بودند.15
پس از ورود اسلام به ایران یهودیان به اهل خبریه با دیهیمی معروف شدند و با پرداخت مالیات به عنوان پیروان پیامبر الهی موسی (ع)، تحت حمایت حکومت اسلامی قرار گرفتند. پس از جنگ جهانی دوم عدهای از یهودیان کشور به دلیل تشویقها و تحریکات سازمانهای صهیونیستی یا به دلیل مشکلاتی که داشتند، به سرزمینهای اشغالی کوچ کردند و اغلب با شرایط دشواری در آنجا روبرو شدند؛ اما در دهههای بعد، عدهای از یهودیان ایرانی تبار، حتی به ردههای بالای سیاسی دست یافتند که از جمله میتوان به موشه کاستاو، رئیسجمهور سابق رژیم صهیونیستی، پاشائول موفاز، وزیر پیشین دفاع این رژیم اشاره کرد. پس از انقلاب نیز موج تازهای از مهاجرت در میان یهودیان ایران آغاز شد و جمعیت 80 تا 100 هزار نفری آنان به مرور کاهش یافت. در حال حاضر، جمعیت یهودیان ایران را حدود 25 . 30 هزار نفر تخمین میزنند. بیشتر مهاجران یهودی که پس از انقلاب ایران را ترک کردند، در کالیفرنیا و نیویورک آمریکا ساکن شدند و گروهی نیز در اروپا و سرزمینهای اشغالی سکونت یافتند. شهردار بعدی هیلز در شمال لسآنجلس، در حال حاضر یک یهودی ایرانیتبار است که سالها پیش از انقلاب به آمریکا مهاجرت کرده است. در کل بخش مهمی از جمعیت این محله اعیاننشین را کلیمیان ایرانیتبار تشکیل میدهند.16
بیش از نیمی از یهودیان ایران در تهران ساکن هستند و بقیه به ترتیب جمعیت در شیراز، اصفهان، کرمانشاه، یزد، کرمان، رفسنجان، بروجرد و ارومیه زندگی میکنند. کلیمیان تهران، مدارس متعددی از گذشته احداث و بهرهبرداری کردهاند. مدارس آلیانس (به معنی اتحاد) از جمله این مدارس هستند که ابتدا در دوره قاجار و با حمایت موسسه آلیانس فرانسه تشکیل شده و گسترش یافت. در سال 84 پنج مدرسه اختصاصی آموزش کلیمیان در تهران فعال بوده است. این مدارس با مدیریت و قوانین آموزش و پرورش اداره میشوند؛ اما تسهیلاتی متناسب با ضروریات دین یهود و اعیاد مذهبی آنها در برنامهها در نظر گرفته شده و دانش آموزان کتاب دینی خود را فرا میگیرند.17 در شیراز نیز یهودیان دارای مدرسه اختصاصی هستند. در مجموع تعداد دانشآموزان یهودی ایران 2500 نفر برآورد شده است. تعداد دانشجویان کلیمی را نیز بالغ بر 100 نفر برآورد کردهاند که آزادانه در کلیه دانشگاهها مشغول به تحصیل هستند.18
هماکنون جامعه یهودیان ایران دارای کنیسههای متعدد، مجتمعهای فرهنگی، سازمانهای جوانان، دانشجویان و بانوان، برای سالمندان، کتابخانه مرکزی، تالار اجتماعات و فروشگاههای مواد گوشتی طبق شرع یهود در مناطق و شهرهای یهودینشین است. این جامعه دارای یک مجله با نام «افق بینا» است که به عنوان ارگان انجمن کلیمیان تهران عمل میکند. نشریه تموز نیز از دیگر نشریات یهودیان ایران بوده که تا سال 1368 منتشر شده است. بیمارستان دکتر سپیر و باشگاه ورزشی گیبور از دیگر مراکز مهم وابسته به یهودیان است. فعالیتها سیاسی جامعه یهودیان ایران حول سه محور مرجع دینی یهودیان، نماینده آنان در مجلس شورای اسلامی و هیئت مدیره انجمن کلیمیان تهران متمرکز است و هرگونه اعلام موضع یا پیگیری مسائل حقوقی، سیاسی و اجتماعی جامعه یهودی، از طریق نهادهای مذکور صورت میگیرد، همان طور که پیشتر ذکر شد، طبق قانون اساسی کلیمیان یک نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند.
یهودیان ایران در انجام مراسم مذهبی خود آزاد بوده و تنها در تهران دارای 16 کنیسهاند. کنیسه که در عبری، «بت هکنست» نام دارد، در لغت به معنای «خانه اجتماع» است. قدیمیترین کنیسههای تهران در محله عودلاجان (خیابان مصطفی خمینی) قرار دارند و کنیسه یوسفآباد واقع در سید جمالالدین اسدآبادی از کنیسههای جدید تهران و بزرگترین و زیباترین آنها به حساب میآید. یهودیان از نظر اجرای آداب و رسوم دینی به دو دسته تقسیم میشوند: «سفارادی» و «اشکنازی»، یهودیان سفارادی بیشتر در حوزه تمدن اسلامی و یهودیان اشکنازی بیشتر در غرب و در حوزه تمدن مسیحی زندگی میکنند. اصول دین یهود، به طور کامل مورد قبول علما و پیروان هر دو گروه است. کلیمیان ایران متعلق به گروه سفاراد و پیرو علمای اسپانیا (و بغداد در سده اخیر) هستند؛ اما به علت تعالیم روحانیانی که در سده اخیر از اروپا (به خصوص پس از جنگ جهانی اول) به ایران آمدند، آداب و رسومی از یهودیان اشکنازی نیز در رفتار مذهبی آنان به چشم میخورد.19
تورات، نویئیم و کتوبیم، کتابهای مقدس یهودیان است. تورات به معنای قانون یا شریعت، مهمترین قسمت تنخ و متشکل از 5 سفر (جلد) است: برشیت (پیدایش، شموت (خروج)، و بیقرا، لاویان، بمیدبار (اعداد) و دواریم (تثنیه). همه دستورات و فرمانهایی که یک یهودی موظف به اجرای آنهاست (613 فرمان)، از تورات نشأت گرفته است. نویئیم به معنای انبیا، دومین قسمت از تنخ و شامل 8 جلد است. کتوبیم به معنای مکتوبات به سومین بخش تنخ گفته میشود که شامل 11 کتاب است. کتاب مزامیر داود که در میان کتابهای تنخ پس از تورات، بیشتر از کتابهای دیگر مطالعه میشود، از جمله این کتابهاست. تلمود یا تورات شفاهی نیز از دیگر کتب مقدس یهودیان است که از دو مجموعه مشینا و گمارا تشکیل شده است. تلمود در حقیقت توضیح و تفسیر دستورات تورات است.
یهودیان طبق دستور تورات، سه عید به نامهای «پسح»، «شاووعوت» و «سوکوت» را جشن میگیرند. پسح به مناسبت سالگرد خروج بنیاسرائیل از مصر برگزار میشود و مدت آن 8 روز است. شاووعوت به مناسبت اعطای تورات (ده فرمان) به بنیاسرائیل در کوه سینا (طور) برگزار میشود و مدت آن دو روز است. عید سوکوت یا شمینی عصرت به یاد بود اقامت بنیاسرائیل در بیابان سینا و نیز پایان یک سال قرائت تورات برگزار میشود و مدت آن 9 روز است. افزون بر این سه عید، یهودیان اعیاد و مراسم دیگری را نیز جشن میگیرند که از جمله میتوان به روش هشانا (سال عربی)، روز توبه (یوم کیپور)، جشن حنوکا،جشن پوریم (ابطال حکم قتل عام یهودیان در ایران باستان) و جشن ایلانوت اشاره کرد. یهودیان علاوه بر روزه بزرگ (یوم کیپور) در چهار هنگام از سال و یک روز نیز پیش از جشن پوریم، روزه میگیرند.
منابع در دفتر روزنامه موجود است.