تاریخ انتشار : ۱۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۳  ، 
کد خبر : ۴۵۳۰۸

فقط خودزنی!


پس از انتشار لیست اولیه از ردصلاحیت‌ها، بسیاری از اصلاح‌طلبان، رویه مورد عمل هیئت‌های اجرائی در دوره اخیر را عجیب خواندند و حتی شایعاتی در خصوص علت و انگیزه بعضی ردصلاحیت‌ها منتشر شد. در این میان، دو شخصیت کلیدی جبهه اصلاحات، ضمن ابراز تعجب و تأسف از وضعیت ایجاد شده، در عین حال طرفداران این جـبـهـه و بـه خصوص کاندیداهای ردصلا‌حیت شده را به خویشتن‌داری فراخواندند.

کـروبـی و خـاتـمـی کـه هـنوز خاطره بی‌توجهی به توصیه‌های آنها در روند انتخابات مجلس هفتم در اذهان باقی‌مانده است، تلاش‌های نهان و آشکار خود را آغاز کردند تا بی‌منطق بودن برخی از ردصلاحیت‌ها ـ که حتی وزیر کشور و عالی‌ترین مقام اجرائی انتخابات، آنها را سوال‌برانگیز مـی‌دانـست ـ را برای مسئولان نظارتی انتخابات و سایر شخصیت‌های تاثیرگذار کشور تبیین کنند. قاعدتاً سران جبهه اصلاحات از برخی اراده‌های موجود برای ردصلاحیت عده زیادی از اصلاح‌طلبان بی‌اطلاع نبودند، زیرا در یک سال اخیر آنقدر کلمات قصار و بعضاً بی‌سابقه در وصف اصلاح‌طلبان بر زبان برخی تریبون‌داران و گروهی از شخصیت‌های کشوری و لـشـکـری جـاری شـده بود که کوچک‌ترین تردیدی در خصوص سختی کار اصلاح‌طلبان در این دوره از انتخابات باقی نمی‌گذاشت. اما در عین حال، اصلاح‌طلبان با نفوذ با اشراف بر بعضی تهدیدهای خارجی و مشکلات داخلی بر دلخوری‌های گذشته و ناامیدی فعلی عده‌ای از اصلاح‌طلبان چشم بستند تا دغدغه‌ها و نگرانی‌ها از زبان دو شخصیت موثر نظام در سالهای گذشته، به تاثیرگذاران انتخابات منتقل شود. آنها همچنین ضرورت مشارکت در انتخابات را مورد تاکید قرار می‌دادند تا مبادا عملکرد تامل‌برانگیز برخی هیئت‌های اجرائی، موجب دلسردی حامیان جبهه اصلاحات در جامعه و کناره‌گیری آنها از انتخابات شود.

کروبی و خاتمی، طرفداران خود را به تامل و تحمل دعوت می‌کردند و آنها را به این موضوع دلخوش می‌کردند که «در مراحل بعدی بررسی صلاحیت‌ها، امید جبران مافات وجود دارد.» اما عده‌ای که قبلاً مسئول فرو ریختن آتش تهیه برای توجیه ردصلاحیت‌های بی‌سابقه بر سر اصلاح‌طلبان و در واقع بر سر بخش قابل توجهی از مردم بودند، با آشفتگی و عصبانیت، به میدان آمدند که چرا خاتمی و کروبی می‌خواهند از افراد فاقد صلاحیت حمایت کنند!؟ اما این سخنان نیز سران جبهه اصلاحات را ناامید نکرد و آنها ظاهراً هنوز به دنبال رایزنی‌ها هستند. این در حالی است که اخبار منتشر شده تا آخرین ساعات شب گذشته، نه تنها امیدی را به جبهه اصلاحات برنگرداند بلکه حاکی از افزوده شدن بر تعداد ردصلاحیت‌شدگان از جمله ردصلا‌حیت رئیس فراکسیون اقلیت مجلس هفتم بود.

آنچه در روند انتخابات مجلس هشتم پیگیری می‌شود از یکسو می‌تواند میزان مشارکت مردم در انتخابات و ترکیب آن مجلس را تحت تأثیر قرار دهد و از سوی دیگر به خاطر کاهش نفوذ شخصیت‌های اثرگذار دغدغه‌هایی نسبت به آینده ایجاد می‌نماید. حقیقت آن است که بسیاری از مردم ایران نظر خود را در خصوص بانفوذترین چهره‌های محافظه‌کار را بارها بیان کرده‌اند. را‌ی کمتر از 2 میلیونی کاندیدای واحد اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری سال 84، رأی مرد اول محافظه‌کاران در انتخابات مجلس هفتم که ترکیبی از آراء محافظه‌کاران سنتی و گروه جدید‌التأسیس آنها بود و آرای اصلی‌ترین چهره‌های آن جناح در انتخابات خبرگان سال 85 بسیاری از حقایق را روشن کرد. یکی از مهم‌ترین حقایق آن بود کـه مـحـبوب‌ترین چهره‌های جناح محافظه‌کار، نه تنها قادر نیستند بیش از نصف آرای اولین منتخب اصلاح‌طلبان در مجلس ششم را به خود اختصاص دهند، بلکه حتی در تکرار آرای خود در انتخابات مجلس چهارم ـ که دوازده سال قبل از انتخابات مجلس هفتم انجام شد ـ نیز توفیق ندارند.

در چنین شرایطی، حتی اگر این فرض نادرست، پذیرفته شود که «گروهی از مردم از اصلاح‌طلبان رویگردان شده‌اند» می‌توان با اطمینان گفت که «محافظه‌کاران هم هیچ‌گاه قادر نبوده‌اند آرای خارج شده از اردوی اصلاح‌طلبان را به طرف خود جذب کنند.» با این تجربه، مشاهده برخی عملکرد‌ها بسیار عجیب می‌نماید. مثلاًً عده‌ای حاضر یا قادر نیستند که با ارائه دلایل و مستندات مردم‌پسند و محکمه پسند گروههایی از آحاد جامعه را به حقانیت ردصلاحیت‌ها مطمئن سازند و از این طریق، مشارکت حداکثری مردم در انتخابات را تضمین نمایند. همین گروه از سوی دیگر با بی‌اعتنایی به تقاضا‌های دلسوزانه عده‌ای از چهره‌های سرشناس نظام و انقلاب، هر روز از میزان نفوذ این افراد در جامعه می‌کاهند. اما به این نکته نمی‌اندیشند که آیا انتخابات مجلس هشتم، آخرین حادثه مهم کشور است؟ آیا برای آینده کشور، فرصت‌ها یا تهدیدهایی را پیش‌بینی نمی‌کنند که جبران ضعف جاذبه محافظه‌کاران و شخصیت‌های آن جناح برای بسیج مردم، جز از طریق چهره‌های شاخص جناح اصلاح‌طلب امکانپذیر نیست؟ آیا نقش خاتمی در خنثی کردن برخی جوسازیهای خارجی علیه ایران قابل انکار است و آیا در آینده، به وجود او نیاز نخواهند داشت؟ راستی اگر با کنار گذاردن دیدگاه‌های تنگ جناحی به آینده کشور بیندیشیم، برای حذف شخصیت‌های بانفوذ یک جناح و سپردن کامل امور به جناحی که بارها امتحان خود را پس داده است، چه نامی‌ بهتر از «خودنی» می‌توان یافت؟ البته نگارنده هنوز به جبران عملکرد هیئت‌های اجرائی و برخی هیئت‌های نظارت استانی توسط مراجع بالاتر انتخاباتی امیدوار است. اما حتی به فرض عبور عاقلانه از وضعیت فعلی، خاطرات ناخوش مربوط به بعضی برخوردها، هرگز فراموش نخواهد شد و تاریخ نیز قضاوت مناسبی از بعضی خودزنی‌های فعلی نخواهد داشت!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات