ترجمه: آرش مومنیان
سازمانهای اطلاعاتی پاکستان و سیا معتقدند بیتالله محسود، چهره تازه شناخته شده طالبان در رسانهها و مطبوعات جهان، در قتل بینظیر بوتو، نخستوزیر اسبق پاکستان و رهبر حزب مردم دست داشته است. اما خبر هولناکی که نگرانیهای بیشتری در پی داشته این است که قتل بوتو تنها چیزی نیست که در دستور کار محسود قرار دارد؛ او رویاهای جاهطلبانهیی در سر دارد که با ترور بوتو آغاز شدهاند.
محسود، مردی که با صورت گرد کودکانه و ریش و تنک و بلاغت کلامش شناخته شده از چندی پیش جنبشی را تحت عنوان «تحریک طالبان» آغاز کرده و با عملیات آشوبطلبانه منظم در استان وزیرستان و نواحی اطراف، منطقه بحرانزده مرزی پاکستان و افغانستان را در آستانه انتخابات پارلمانی پاکستان به آشوب و بیثباتی بیشتر تهدید میکند.
نیروهای تحت فرمان محسود در هفتههای اخیر به دفعات به دژهایی که ارتش پاکستان برای مقابله با فعالیت گروههای افراطی و تروریستها در مناطق مرزی پاکستان و افغانستان ساخته، حمله کردهاند و هر بار پس از وارد کردن تلفات سنگین و به یغما بردن تسلیحات، بیهیچ دردسری به کوههای جنوب وزیرستان، جایی که قلمرو محسود محسوب میشود، بازگشتهاند. این عملیات محسود به نوعی موجب استهزای نیروهای نظامی پاکستان شده است.
در همین اثنا و در حالی که محسود به حملات خود به دژهای ارتش پاکستان در وزیرستان جنوبی ادامه میدهد، حملات نیروهای طالبان در وزیرستان شمالی به خطوط انتقال برق و باروها و استحکامات ارتش باعث شده بسیاری چنین نتیجهگیری کنند که آنچه در وزیرستان شمالی نیز رخ میدهد در هماهنگی با عملیات محسود در جنوب و احتمالاً تحت رهبری او انجام میشود.
اکنون بالا گرفتن تنشها در مناطق تحت نفوذ محسود که در سالهای گذشته جزء مناطق آرام و باثبات پاکستان بوده است، برای افرادی مانند محمد امیر رعنا تحلیلگر مسائل تروریسم به مثابه زنگ خطری است. او در این باره میگوید؛ «چیزی که الان شاهدش هستیم حملات همزمان در مناطق مختلف است. این بیتردید نشانهیی از همکاری گروههای مختلف با یکدیگر است. آنها حملاتشان را با یکدیگر هماهنگ میکنند و در دستیابی به اهدافی مشترک با یکدیگر سهیم میشوند.»
محسود سی و چند ساله اولین تجربههای خود در جنگهای نامنظم را در مبارزات اسلامگرایان افغانی علیه نیروهای اشغالگر اتحاد جماهیر شوروی در دهه 1980 در افغانستان کسب کرده است و آغاز جاهطلبیهای سیاسی او به زمانی باز میگردد که طالبان قدرت را در افغانستان به دست گرفت و محسود به طور مستقیم در خدمت رهبر طالبان افغانستان، ملامحمد عمر قرار گرفت، شخصی که او هنوز امیرالمومنین خطابش میکند. اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مسائل ترور، محسود به طور بالقوه مبارز جهادی به مراتب تیزهوشتر و باکفایتتر از مراد و پیشوای مذهبیاش، ملا عمر است.
احمد موفق زیدان، دبیر بخش پاکستان در شبکه الجزیره که اخیراً موفق شده با محسود ملاقات و مصاحبه کند، او را شخص شوخ طبع و خوش مشربی توصیف میکند که همیشه روی لباس سنتی پشتونها که به تن دارد اورکتی نظامی با طرحهای در هم و بر هم که برای استتار استفاده میشوند، به تن میکند. او در ماه دسامبر، چند روز بعد از اینکه محسود از سوی دیگر رهبران جنبشهای پراکنده طالبان به عنوان رهبر «حرکت طالبان» برگزیده شد، با وی دیدار کرد. این مصاحبه زیدان با محسود اولین مصاحبه تلویزیونی این رهبر طالبان با رسانههای بینالمللی به شمار میرود و همین امر او را در تضاد آشکار با رهبر معنویاش، ملامحمد عمر قرار میدهد که تقریباً در تمام دوران حکومت و گریزش همیشه حتی از دوربینهای عکاسی خبرنگاران نیز دوری کرده است.
زیدان در توصیف بیشتر شخصیت محسود میگوید او به طور غیر منتظرهیی [برای فرمانده جنگهای پارتیزانی] فربه است و شیوه برخورد دوستانه او با همرزمانش کاریزمای قدرتمند شخصیت و تمرکز آهنیناش را میپوشاند. زیدان اینگونه رفتار و همچنین عملکرد زیرکانهتر محسود را به حساب این میگذارد که او زمان بیشتری را با مربیان القاعده و فرماندهان ردهبالای این گروه سپری کرده و روی هم رفته در مقایسه با افرادی نظیر ملا عمر از آموزش بهتری [از لحاظ کیفی و نه محتوایی] بهرهمند بوده است. او میگوید؛ «رهبران فعلی جنبشهای اسلامگرای [افراطی] در مرکز توفان حوادث زندگی میکنند و هر یک دقیقه از زندگی آنها تجربههایی به همراه دارد که شاید طالبان در یک سال هم نمیتوانست چنین تجربهیی بیندوزد.»
زیدان در مقایسه دقیقتر محسود و ملا عمر میگوید: «یک بار در سال 1995 با ملا عمر مصاحبه کردم. او هم درست مثل بیتالله محسود بود. اما بیتالله رهبری بسیار بهتر و قویتر از او است.»
به نظر میرسد دولت پاکستان نیز در این مورد با زیدان هم عقیده است. سازمانهای اطلاعاتی این کشور در پی ترور بینظیر بوتو، محسود را به عنوان عامل هدایتکننده این عملیات معرفی کردهاند و مایکل هایدن، رئیس سازمان سیا، نیز بر این ادعا صحه گذاشته است (هر چند خود محسود این اتهام را تکذیب کرده است). در حال حاضر مقامات دولتی پاکستان مشغول بازپرسی از اعتزازشاه، نوجوان 15 سالهیی، هستند که در برنامه ترور بوتو همکاری میکرده است. این شبه نظامی افراطی جوان که 27 دسامبر در محل ترور بوتو در راولپندی حضور داشته موظف بوده در صورتی که اقدامات دو تروریست اول (اشخاصی که ابتدا به بوتو شلیک کرده و سپس خودرو او را منفجر کردند) در کشتن بوتو بینتیجه ماند، با کشیدن ضامن جلیقه انتحاری که به تن داشته، مرگ نخستوزیر اسبق پاکستان را تضمین کند. به ادعای مقامات پاکستانی رابطه سلول تروری که این جوان و همدستانش به آن تعلق دارند با بیتالله محسود کشف شده است.
البته با این حال نظرسنجی که اخیراً توسط موسسه گالوپ انجام شده نشان میدهد که بیش از نیمی از مردم پاکستان این ادعاهای دولت را نپذیرفتهاند و معتقدند که حتی ممکن است خود دولت در قتل بوتو دست داشته باشد. اما بهرغم این مسائل و با اینکه سخنگوی محسود نیز تاکنون بارها این ادعا را تکذیب کرده است، زیدان معتقد است که محسود انگیزههای کافی برای ترور بوتو داشته است.
او میگوید؛ «اگر خودم را جای او بگذارم، میبینم که مطمئناً من هم مسئولیت [ترور بوتو] را نمیپذیرفتم. چرا باید پاسخی روشن و راحت به سرویسهای امنیتی پاکستان بدهم که به آنها کمک کنم راحتتر به کارشان ادامه دهند؟ قتل بوتو کاملاً با منافع محسود جور درمیآید. مشرف دیگر مصرفی برای غرب ندارد و البته محسود هم صاحب محبوبیتی نیست اما بوتو کسی بود که میتوانست تغییر ایجاد کند. او از حمایت مردمی برخوردار بود. به این خاطر اینها میتوانستند فکر کنند که با کشتن بوتو ضربه مهلکی بر دولت پاکستان وارد کردهاند.»