تاریخ انتشار : ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۱:۳۰  ، 
کد خبر : ۴۵۳۳۱
گزارش پترائوس ـ کروکر

پنهان‌سازی دلایل و ترساندن از نتایج


ولید نوحهیض

مترجم: سیدمحسن ساری

کنگره آمریکا همچنان به بررسی گزارشی که ژنرال دیوید پترائوس فرمانده نیروهای آمریکایی در عراق و رایان کروکر ارائه کرده‌اند، مشغول است. انتظار نمی‌رود که بحث و بررسی‌های کنگره، جوهر گزارشی را تغییر دهد ولی می‌تواند از جزئیات اشتباهات و خطاهای مرتکبه که عراق را به حال و روز فعلی اندوخته پرده بردارد. اکنون در عراق، فاجعه‌ای روی داده است ولی اشغالگر فاجعه را پذیرا نیست و اگر بپذیرد تلاش می‌کند مسئولیت آن را به دیگران منتسب کند. اعتراف نکردن و گریختن از مسئولیت و متهم ساختن نیروهای خارجی و همسایگان و معرفی کردن آنها به عنوان عامل اصلی به وجود آوردن فاجعه همه نشانه این است که دولت بوش می‌خواهد ویرانی عراق را منکر شود و آن را به گروه‌های مذهبی و طایفه‌ای منتسب کند. به هر حال عدم وجود تمایل طرد دولت واشنگتن برای روشن ساختن پرونده‌های حقیقی نمایانگر آن است که احتمال وقوع اشتباهات در آینده نیز وجود دارد. گزارشی که دو روز پیش در کنگره ارائه شد، مورد تازه‌ای هرگز در آن نبود. گزارش بر موفقیت جزیی برنامه امنیتی که در ژانویه گذشته به اجرا درآمد تمرکز کرده بود و خواستار حفظ نیروهای اضافی تا تابستان آینده شد و کشورهای همسایه و خصوصا ایران را متهم ساخت و برانگیختن آشوب‌ها و متزلزل ساختن امنیت را متوجه ایران کرد.

ارائه چنین گزارشی کاملا مورد انتظار بود و حتی زمانی که به احتمال کاهش 4 هزار نفری نیروهای اشغالگر پیش از پایان سال جاری میلادی اشاره شد مطرح شدن چنین افکاری دور از ذهن نبود، زیرا اینگونه اطلاعات، پیش‌تر از سوی مطبوعات و خبرگزاری‌ها منتشر شده بودند و هدف از آن، راضی ساختن مخالفان بود تا اینکه بیشتر از این مساله خروج فوری نیروها از عراق را مطرح نسازند. گزارش، به طور کلی به مساله به تاخیر انداختن ایده خروج نظر دارد و بهانه اصلی، وقت‌کشی و ایجاد فرصت برای موفق شدن برنامه امنیتی است. نکته کاملا روشن در گزارش تاکید بر خطرآفرین بودن خروج فوری و برنامه‌ریزی نشده است. در گزارش تاکید شده است که اگر خروج فوری مطرح شود «نتایج فاجعه‌آمیز» مجددا مطرح خواهند شد و «ایران تنها برنده اصلی» خواهد بود.

ایجاد ارتباط میان خروج نیروها و فاجعه و پیامدهای فاجعه و دستاوردهای ایران کاملا روشن می‌سازد که واشنگتن در برخورد با بحران ایجاد شده توسط نومحافظه‌کاران همچنان از شیوه «ترساندن» استفاده می‌کند.

باید به این نکته اشاره‌ای جدی شود که عامل اصلی که دولت واشنگتن را بر آن داشت با نظارت مافیا و گروه‌های فشار و دور زدن همه نیروهای بین‌المللی، عراق را مورد تجاوز قرار دهد و فاجعه ننگینی را به بار آورد، همان حیله‌گری و ریاکاری بود و به نظر می‌رسد که دولت واشنگتن همچنان تلاش دارد از شیوه پرده‌پوشی ذکر انگیزه‌هایی که او را به اتخاذ تصمیم تجاوز به عراق وادار کرد بهره جوید و از آنجا که واشنگتن از شرح دلایل چنین امری می‌گریزد به شیوه پرده‌پوشی نتایج فاجعه و متهم ساختن دیگران و مسئول داشتن آنها روی آورده است.

روند جداسازی میان دلایل و نتایجی که گزارش بر آن شکل گرفته در واقع همان شکاف موردنظر در سیاست دولت بوش است و این دولت هرگز نمی‌خواهد به اشتباهات خود اعتراف کند و از مسئولیت فرار می‌کند و در ابراز واقعیت‌ها تردید کامل دارد.

پرسش‌های جنگ

پرسش «چه کسی تصمیم جنگ را اتخاذ کرد» تصویر چهره هیات مسئول اصلی را روشن می‌سازد و این پرسش که «چرا تصمیم جنگ گرفته شده می‌تواند انگیزه‌هایی که عامل تشویق دولت بوش برای اتخاذ چنین تصمیمی بود را روشن کند» و پرسش دیگر مبنی بر اینکه «چرا کشور عراق را ویران ساختند» می‌تواند ایده اصلی که این نتایج فاجعه‌بار را در پی داشته و کشور عراق را پس از اشغال به این حال و روز انداخته کاملا تبیین کند.

گزارش، هیچکدام از این پرسش‌ها را مطرح نمی‌سازد زیرا مطرح ساختن چنین پرسش‌هایی می‌تواند برای رسیدن به تحلیل واقعی و دستیابی به پاسخ‌های صحیح و واقعی، مقدمه‌ای جدی باشد. گزارش، نتایج را با شیوه‌ای معکوس مورد بررسی قرار می‌دهد و آگاهانه شیوه ترساندن را مطرح می‌کند تا اینکه از احتمالات و پیامدهای محلی و منطقه‌ای تصویری منفی ارائه دهد. سیاست مخفی ساختن دلایل و پریدن از روی پرسش‌های اصلی و خواندن گزارش از آخر و نه از اول یک هدف را دنبال می‌کند؛ پرده‌پوشی بر شکستی که اشغالگر پس از چهار سال ترساندن اهالی و از بین بردن منابع روزی آنها، به وجود آورده است. واشنگتن در ایجاد مقدمات و نتایج فاجعه در عراق مسئول اصلی است زیرا دولت آمریکا تصمیم‌گیرنده اصلی برای راه‌اندازی جنگ بود و دولت اشغالگر همانی بود که به تنهایی قطعنامه صادر کرد و نیروهای محلی و منطقه‌ای را تحریک کرد که برای دستیابی به غنایم با او در این اشغالگری شریک شوند. نتایج فاجعه‌باری که در عراق پدید آمد مسئولیت اول و آخر آن و تعدیل سیاست‌های و نقشه‌های منطقه و تعدیل موازین و تغییر جایگاه‌های طوایف و مذاهب با هدف ایجاد کشور «نمونه» در خاورمیانه فقط و فقط بر عهده ایالات متحده آمریکا است. اشتباهات آگاهانه و یا ناآگاهانه هرگز نمی‌توانند در زمره حساب‌های ایالات متحده آمریکا جای نگیرند و افزون بر آن نمی‌توان نتایج فاجعه‌آمیز حاصله را به کشورهای همجوار نسبت داد.

شیوه ترساندن

فرار از مسئولیت و پناه جستن به شیوه ترساندن و متهم ساختن کشورهای همسایه به عنوان عامل شکست، در مورد هدف اصلی مخفی ساختن دلایل و تمرکز بر نتایج و احتمالات آینده، پرسش‌های منطقی زیادی را برمی‌انگیزد. خطر در آنچه به وجود آمد نیست بلکه خطر در آنچه پیش خواهد آمد نهفته است. پناه جستن به سیاست هشدار «ترساندن» در مورد عزم واشنگتن برای اتخاذ تصمیم‌های جدید در دوره آینده، پرسش‌هایی مطرح می‌سازد. آیا دولت بوش بر نتایج منفی تاکید می‌کند تا اینکه برای نپذیرفتن ایده خروج، بهانه‌های لازم را داشته باشد؟ آیا دولت واشنگتن برای سیاست انتشار مجدد و موضع‌گیری‌ نظامی برنامه‌ریزی خاصی کرده است تا اینکه این بهانه را به وجود آورد که خروج نیروها از عراق هدیه‌ای مجانی خواهد بود برای نیروهای محلی و منطقه‌ای؟

هر دو احتمال شدنی است، البته احتمال وجود سناریویی بدتری نیز وجود دارد و آن متحول ساختن ایده مخالفت با خروج و تقویت سیاست تهاجم جهت جلوگیری طرف‌های دیگر برای بهره‌برداری از پیامدهای شکست است.

برداشت کنگره از گزارش برای اینکه شکاف‌های موجود و متصل به مقدمات جنگ نادیده گرفته نشود باید چند وجهی باشد زیرا نتایج منفی به دلایل ارتباط ویژه دارند و اگر آن انگیزه‌ها که عامل اصلی راه‌اندازی جنگ بودند نادیده گرفته شوند بدان معنا خواهد بود که دولت حزب جمهوریخواه از پاسخ دادن به پرسش‌های حقیقی طفره رفته و برای توجیه ابقای نیروها در عراق برای مدتی طولانی به وقایع کلی روی آورده است.

این نکته در گزارش ارائه شده به کنگره، کاملا روشن است زیرا پترائوس و کروکر آگاهانه بر بزرگنمایی نکات منفی خروج تاکید کرده تا اینکه ضرورت استمرار اشغالگر تا مدتی نامعلوم مورد دقت قرار گیرد و این نکته کاملا روشن گردد که دولت بوش هرگز برای خروج از عراق برنامه‌ریزی نمی‌کند و اگر چنین موردی پیش آید نتایج منفی احتمالی آن بر عهده دولت آینده خواهد بود. سخن همیشگی بوش از «پیروزی» و ترساندن را‌ی‌دهنده آمریکایی از نتایج ویرانگر خروج پیش از «تکمیل ماموریت» و برانگیختن ترس از پیامدهای احتمالی ترک عراق در مجموع علائم روشنی را مشخص می‌سازد و ادامه روش قبلی و عدم آمادگی بر اعتراف به اشتباهات و فرار از مسئولیت‌ها را مورد تاکید قرار می‌دهد.

موارد فوق به اینکه نکته اشاره دارد که پترائوس و کروکر که بر تهیه این گزارش نظارت کامل داشته‌اند به دلایلی که به میزان موفقیت برنامه امنیتی ارتباطی نداشته تلاش دارند تا از نتایج خروج از عراق، ترس ایجاد کنند.

باقی‌ماندگان نومحافظه‌کاران بر این باور هستند که ضرورت راهبردی ایجاب می‌کند که طرح قبلی به طور کامل به اجرا درآید و هرگز از آن نباید عقب‌نشینی کرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات