اشاره:
دیروز صدها هزار دانشآموز و دانشجوی ایرانی مقابل لانه جاسوسی آمریکا در تهران تجمع کردند تا خاطره مشتهای گره کرده دانشجویان ایرانی در 13 آبان 58 را برای سردمداران زر و زور در کاخسفید زنده کنند. خاطرهای که برای همیشه زنده خواهد ماند. واقعهای که از سوی حضرت امام خمینی(ره)، بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران به عنوان انقلاب دوم نامگذاری شد. 13 آبان یک مبنای تاریخی است. استقلال جمهوری اسلامی ایران از آمریکا اصلیترین دستاورد وقوع انقلاب دوم بود. استقلالی که پیشرفت منطقهای و فرامنطقهای جمهوری اسلامی ایران در نظام بینالملل را در طول 28 سال اخیر تضمین نموده است...
"> اشاره:
دیروز صدها هزار دانشآموز و دانشجوی ایرانی مقابل لانه جاسوسی آمریکا در تهران تجمع کردند تا خاطره مشتهای گره کرده دانشجویان ایرانی در 13 آبان 58 را برای سردمداران زر و زور در کاخسفید زنده کنند. خاطرهای که برای همیشه زنده خواهد ماند. واقعهای که از سوی حضرت امام خمینی(ره)، بنیانگذار کبیر جمهوری اسلامی ایران به عنوان انقلاب دوم نامگذاری شد. 13 آبان یک مبنای تاریخی است. استقلال جمهوری اسلامی ایران از آمریکا اصلیترین دستاورد وقوع انقلاب دوم بود. استقلالی که پیشرفت منطقهای و فرامنطقهای جمهوری اسلامی ایران در نظام بینالملل را در طول 28 سال اخیر تضمین نموده است...
پس از پیروزی انقلاب در بهمن ماه 1357 و اخراج مستشاران نظامی و غیرنظامی آمریکا ایالات متحده فعالیتهای جاسوسیش را که از درون سفارت رهبری و هدایت میشدند به شدت افزایش داد تا خلاء ناشی از خروج مستشاران را جبران کند. در حقیقت مقامات آمریکایی و دموکراتهایی که در زمان ریاست جمهوری جیمی کاتر بر سر کار بودند تصور میکردند که پیروزی انقلاب اسلامی حالتی گذرا دارد و بیشتر شبیه به یک کودتای موقت است. از سوی دیگر، عناصر باقیمانده از دوران منحوس پهلوی نیز در صدد بازگشت به قدرت از دسترفته خود بودند. در این شرایط واشنگتن که با وقوع انقلاب اسلامی توازن سیاسی و استراتژیک خود در خاورمیانه را از دست رفته میدید فعالیتهای پنهانی را جهت براندازی نظام جمهوری اسلامی آغاز نمود. این تلاشها باید از یک کانون مرکزی هدایت و رهبری میشد تا بتوان دامنه تاثیرگذاری آنها را به طور کامل مورد ارزیابی قرار داد. سازمان سیا و پنتاگون برنامههای امنیتی و جاسوسی خود بر ضد ایران را از طریق سفارت آمریکا در تهران اجرا مینمودند. به عبارت دیگر، سفارت آمریکا به کانون هماهنگکننده فعالیتهای ضدنظام جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده بود. در چنین شرایطی وظیفه نسل انقلاب ایجاب میکرد تا در مقابل این فعالیتها آرام ننشسته و با تسخیر لانه جاسوسی از گسترش دامنه خطر آمریکا برای انقلاب اسلامی و ملت ایران ممانعت به عمل آورند.
لذا اشغال لانه جاسوسی آمریکا در تهران و گروگانگیری جاسوسان کاخ سفید، تنها یک حادثه سیاسی درحد تعطیل شدن سفارتخانه یک کشور در کشور دیگر نبود، بلکه آغاز تحول عمیقی بود که در خاورمیانه و در سطح جهان در جهت عریان ساختن ماهیت پنهانشده زمامداران واشنگتن و گردانندگان سیاست خارجی آمریکا به وقوع پیوسته بود. تحولی که هنوز و پس از 28 سال، سیاستمداران آمریکایی از آن به تلخی یاد میکنند. حادثه 13 آبان سبب شد رویای استیلای کاخ سفید بر خاورمیانه که در زمان حضور پهلوی پسر قوت گرفته بود به کابوسی تلخ برای استراتژیستهای آمریکایی تبدیل شود.
اما سوال اصلی اینجاست که پیامد تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و رهبری چه بوده است؟ همانطور که اشاره شد استقلال از آمریکا مهمترین پیامد تسخیر لانه جاسوسی بود. این استقلال سبب شده است که ایران اسلامی در برابر تهدیدات، تحریمها و فشارهای آمریکا و غرب مقاومت نموده و در دل این مقاومت به پیشرفت منطقهای و فرامنطقهای خود ادامه دهد. اساسا موفقیت ایران اسلامی در معادلات خاورمیانه و افزایش قدرت روزافزون این کشور معلول قطع تعلق تهران از ایالات متحده آمریکاست.
هم اکنون برخی از کشورهای منطقه معادلات سیاسی و اقتصادی خود را بر اساس رضایت آمریکا و رژیم صهیونیستی تعریف نمودهاند. همین مسئله سبب شده است که مردم این کشورها هیچ گاه شاهد استقلال در سیاست خارجی و داخلی خود نباشدند و همواره خود را در سیطره واشنگتن و غرب گرفتار ببینند. قرار داشتن تحت سیطره آمریکا تاکنون عواقب و تبعات سختی برای همراهان واشنگتن داشته است. آمریکا در مواردی نزدیکترین مهره های خود مانند اسامه بن لادن و صدام حسین را قربانی استراتژیهای بلند مدت خود نموده است. این قاعده درخصوص دیگر همراهان آمریکا نیز صدق میکند.
اما ایران اسلامی در طول 28 سال اخیر به مسیر پرصلابت و مقتدرانه خود همچنان دامه داده است. این حرکت پرصلابت تنها در سایه استقلال جمهوری اسلامی ایران از جریان سلطه خصوصا، ایالات متحده آمریکا امکانپذیر بوده است. بنابراین میتوان میان پیشرفت هستهای جمهوری اسلامی ایران و حادثه 13آبان 1358 که نقطه تفکیک کامل میان ایران و ایالات متحده آمریکا به شمار میرود ارتباطی مستقیم برقرار نمود. دلیل اصلی مخالفت کشورهای 1+5 با ایران نیز در دو نکته نهفته است: اول اینکه "ایران هستهای" بدون وابستگی به قدرتهای بزرگ به هدف عالی خود در زمینه دستیابی به فنآوری صلحآمیز هستهای دستیافته است و دوم این که تهران حاضر به پذیرش قواعد بازی در باشگاه هستهای بر مبنای اراده و لابیهای آمریکا، اروپا و روسیه نیست و بالعکس، پرچمدار خلع سلاح هستهای در جهان به شمار میرود. کشورهای 1+5 در راستای عدم مواجهه با مطرح شدن مطالبه بشری جهانیان مبنی بر پاکسازی جهان از سلاح هستهای از هیچ اقدامی فروگذار نمیکنند. از آن جا که این مطالبه توسط ایران مطرح میشود، کشورهای 1+5 سعی دارند ضمن وارونه جلوه دادن فعالیتهای صلحآمیز هستهای ایران، همچنان به رقابت فشرده تسلیحاتی و هستهای ماورای اظهارات و ژستهای دروغین سران خود ادامه دهند. ایالات متحده آمریکا پس از وقوع حادثه 13 آبان 1358 تلاش زیادی در جهت جلوگیری از حرکت روبه رشد منطقهای تهران انجام داده که آخرین و تازهترین آنها مربوط به پرونده هستهای جمهوری اسلامی ایران و بررسی آن در شورای امنیت سازمان ملل متحد است. طی سالهای سپری شده پس از وقوع حادثه 13 آبان 1358، ضربهپذیری واشنگتن در برابر تهران بارها به اثبات رسیده است. ادامه حیات موثر تهران بدون وابستگی به مناسبات سیاسی شکل گرفته میان قدرتهای بزرگ مقامات آمریکایی را به شدت نگران و خشمگین نموده است. طبیعی است که این خشم خود را در اشکال متفاوتی نشان میدهد. در این میان اتحاد ملت ایران است که تهدیدهای آمریکا و غرب را بیاثر میسازد.
مسلما تامل بر آنچه در طول 28 سال قطع روابط ایران و ایالات متحده آمریکا گذشته است حاوی نکات ملموس و مهمی میباشد.
حدود نه ماه قبل، جیمی کارتر، رئیسجمهور اسبق ایالات متحده آمریکا که حوادث 13 آبان 1358و ماجرای طبس در زمان قدرت وی و دموکراتهای همراهش به وقوع پیوست در مصاحبهای تلویزیونی از واقعه طبس به عنوان سختترین حادثه دوران ریاست جمهوری خود نام برد. از زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر به عنوان یک شخصیت دموکرات آمریکا تا زمان ریاست جمهوری بوش پسر به عنوان رئالیستترین و جنگطلبترین جمهوریخواه ایالات متحده بازهای 28ساله به وجود آمده که واقعه 13 آبان 1358 نقطه آغاز آن محسوب میشود.
پس از وقوع حادثه 13 آبان و شکست کاخ سفید در عملیات میدانی و نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران خط تفکیک واضح و معینی میان ایران اسلامی و ابرقدرتهای شرق و غرب ترسیم شد.
سوال اصلی اینجاست که قطع روابط تهران و کاخ سفید در طول 27 سال اخیر در ماهیت و رو بنای خود "فرصتساز" بوده است یا "بازدارنده"؟ این سوالی است که از زمان وقوع حادثه 13 آبان تاکنون به عناوین گوناگون و در قالبهای فکری سیاسی مختلف مطرح شده و پاسخهای متنوعی نیز به آن داده شده است.
پاسخ این سوال مهم را میتوان با استناد به دو فاکتور عینی یعنی "وضعیت کنونی ایران" و "وضعیت کشورهای وابسته به آمریکا" تبیین نمود. از مقایسه میان این دو پاسخ سوال فوقالذکر حاصل میشود. پس از قطع روابط کاخ سفید و ایران که به دست واشنگتن صورت پذیرفت، تهران به سوی خوداتکایی گام برداشت و در چارچوبی استقلالمدارانه به موفقیت خود در نظام بینالملل ادامه داد. پیروزی رزمندگان اسلام در 8 سال جنگ تحمیلی و ادامه حرکت تصاعدی و روبه رشد ایران در خاورمیانه و جهان را میتوان از عوامل اثباتکننده استقلال ایران دانست. موفقیتهای نظامی، هستهای، علمی، صنعتی و پزشکی کشورمان جملگی در چارچوب استقلال ایران از ابرقدرتها و مخصوصا آمریکا حاصل شده است.
از سوی دیگر آمریکا که در ذات خود "قدرت یافتن" کشورهای وابسته را نمیپذیرد تاکنون با اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی خود در این کشورها ضربات مهلکی را بر پیکره آنها وارد ساخته است. اما ایران اسلامی به لطف حرکت استقلال مدارانه خود و رهایی از این تعلق کاذب، نسبت به چنین ضربات مهلکی مصون مانده است.
سیاستمداران آمریکایی پس از گذشت 28 سال از واقعه توفان شن در نقطه جالب توجهی قرار گرفتهاند! امروزه شاهد هستیم که جیمی کارتر، برژینسکی و حتی کاندولیزا رایس ملکه جنگ عراق نسبت به واقعیت "قدرت ایران مستقل" آگاه شده و سعی دارند نیاز خود به از سرگیری ارتباط با تهران را در قالب رفتارها، سخنان و حتی گفتارهای خود انعکاس دهند. شاید درسهای عبرت حوادث 13 آبان و توفان شن کمی دیر و با فاصله 28 سال به مقامات کاخ سفید منتقل شده باشد اما آنچه مسلم است این که حاصل جمع میان "قدرت تهران" و "استیصال واشنگتن" چیزی جز اثبات لزوم حرکت در چارچوب استقلال و حریت واقعی نیست. واقعه 13 آبان 1358 نماد اقتدار و استقلال جمهوری اسلامی ایران در نظام بینالملل بود. امروزه نیز حاصل این اقتدار و صلابت در عرصههای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، دیپلماسی و... قابل مشاهده است. بسیاری از تئوریسینهای غربی تصور میکردند که پس از تسخیر لانه جاسوسی توسط دانشجویان پیرو خط امام و رهبری، تهران به جریانی منزوی و ساکن در نظام بینالملل تبدیل خواهد شد. در حالی که نه تنها این موضوع تعیین نشد بلکه سیاست خارجی دولت امروز درخشانترین دوران خود را سپری میکند.