اشاره:
در قالب کنفرانس پائیزی آناپولیس دیدارها و مذاکرات بینتیجه طرفین فلسطینی و اسرائیلی همچنان در حال برگزاری است و در این میان نه تنها پیشنهادی دال بر حمایت و یا احقاق حقوق فلسطینیان مطرح نشده است، بلکه خواستههای جدیدی از سوی رهبران صهیونیسم مطرح شده که حق به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان کشور یهودی یکی از آنها است. در گفتگو با دکتر جواد شعرباف رئیس موسسه ندای قدس به بررسی این موضوع پرداختهایم.
">اشاره:
در قالب کنفرانس پائیزی آناپولیس دیدارها و مذاکرات بینتیجه طرفین فلسطینی و اسرائیلی همچنان در حال برگزاری است و در این میان نه تنها پیشنهادی دال بر حمایت و یا احقاق حقوق فلسطینیان مطرح نشده است، بلکه خواستههای جدیدی از سوی رهبران صهیونیسم مطرح شده که حق به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان کشور یهودی یکی از آنها است. در گفتگو با دکتر جواد شعرباف رئیس موسسه ندای قدس به بررسی این موضوع پرداختهایم.
* آمریکاییها با برگزاری کنفرانس آناپولیس به دنبال برقراری صلح در خاورمیانه هستند. بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان بر این عقیدهاند که این کنفرانس صدایی جز شکست در پی نخواهد داشت. به نظر شما چرا این کنفرانس قبل از برگزاری شکست خورده معرفی شده است؟
** کارشناسان منطقه و بخصوص کارشناسانی که مسائل فلسطین را دنبال میکنند همگی بر این عقیدهاند که این کنفرانس با شکست مواجه خواهد شد و تردیدی هم در این موضوع ندارند. قراین و شواهد متعدد حکایت از آن دارد اجلاسی که قرار است در آمریکا برگزار شود نتیجه خاصی دربر نخواهد داشت. این ادعا به چند دلیل مطرح میشود. یکی اینکه اهدافی که طرفین منازعه به دنبال آن هستند بویژه طرف فلسطینی و اسرائیل اهدافی کاملا متضاد و متناقض است. یعنی آنچه که کابینه اولمرت به دنبال آن است با آنچه که حکومت خودگردان به ریاست محمود عباس به دنبال آن است از اساس متفاوتاند، یعنی حرکت به سمت دو نقطه کاملا متضاد است و کسی هم نمیتواند با وساطت و میانجیگری این مشکل را حل کند.
طرف اول میخواهد براساس ماهیت، هویت، حیات و زندگی خود معامله کند و طرف دیگر حاضر به اعطای کوچکترین امتیازی نیست. از طرف دیگر برگزارکننده کنفرانس که آمریکاییها باشند در عمل نشان دادهاند که مطلقا یک میانجی بیطرفی نیستند و اتفاقا خیلی هم طرفدارانه عمل میکنند و تمام فشار را بر طرف فلسطین وارد کردهاند که در زمان مرحوم عرفات هم این فشار را اعمال کردند ولی به نتیجه نرسیدند. الان با توجه به فقدان مشروعیت کاریزمایی که ابومازن دارد فکر میکنند با اعمال فشار بیشتر روی وی بتوانند او را وادار به اعطای امتیاز کنند و از طرف دیگر چیزی هم به او ندهند. این ادله بسیار قوی است که در کنفرانس آناپولیس طرف فلسطینی باز هم تحت فشارهای متعدد وادار به اعطای امتیازات بیشتری شوند و طرف مقابل یعنی اسرائیلیها کما فیالسابق بحث دادن امتیازت اندک را به مرور زمان با برگزاری کنفرانسها و همایشها و گفتگوهای مشترک متعدد دنبال کنند که در نهایت هم چیزی از درون آن بیرون نمیآید. همانطور که نزدیک به 20 دور از مذاکرات قبلی مثل مادرید، اسلو، شرمالشیخ و کمپ دیوید و امثالهم هیچ یک نتیجه خاصی در بر نداشتهاند این کنفرانس هم نتیجهای در بر نخواهد داشت.
** دو کشور مهم دنیای عرب یعنی عربستان که از طراحان صلح با اسرائیل بود و مصر که از دیرباز شق عصای مسلمانان و اعراب بر اثر پذیرش گفتگو و صلح با اسرائیلیها است برای شرکت در این اجلاس مردد هستند و پیامها و سیگنالهای متفاوت و متعارفی را ارسال میکنند که گاهی از شرکت در این کنفرانس سخن میگویند و گاهی از عدم شرکت. در درون اتحادیه عرب هم آمریکاییها نتوانستهاند شریک مناسبی را پیدا کنند، زیرا میانجیگری بیطرفی نیستند و بلاشک و تردید از اسرائیل حمایت میکنند و طرف اسرائیلی را وادار به اعطای امتیاز نمیکنند آنها هم به اجماع متفقالقولند که این اجلاس، اجلاسی نیست که در آن کوچکترین امتیازی به نفع فلسطینیها اعطا شود. به همین دلیل برای حفظ اعتبار و آبروی اندک باقی مانده خودشان راضی نمیشوند که در این کنفرانس شرکت کنند و تن به یک چنین وضعیت ناعادلانهای بدهند.
* چرا نومحافظهکاران آمریکا در سال آخر حکومتشان به این فکر افتادهاند که برای برقراری صلح در منطقه کنفرانس آناپولیس را برقرار کنند؟ اساسا نوع نگاه جمهوریخواهان به مسئله فلسطین چه تفاوتی به نوع نگاه دموکرات به این مسئله دارد؟
** تفاوت ماهوی میان این دو جریان سیاسی عمده در آمریکا در خصوص فلسطین وجود ندارد. هر دوی اینها وابستگی و سرسپردگی خودشان را به لابی قدرتمند یهود در آمریکا اعلام کردهاند و واضح و روشن است که تمام تلاش خود را به کار میاندازند تا این مجموعه اندک اما قدرتمند را به صحنه بکشانند و به حمایت از خود وادار نمایند و به خواستههای آنها تمکین کنند. اما اینکه چرا جمهوریخواهان در سال آخر به فکر صلح در خاورمیانه افتادهاند باید گفت آمریکاییها خیلی تلاش کردند که این اتفاق خیلی زودتر از اینها بیفتد و موفق هم نشدند.
بعد از روی کار آمدن حماس آمریکاییها احساس کردند که اگر دیر بجنبند کل منطقه از دستشان رفته و فلسطین به طور کامل در اختیار اسلامگرایان قرار میگیرد. به همین دلیل وارد عمل شدند و در یک اقدام بیسابقه نزدیک 8 بار وزیر خارجه آنها وارد منطقه شد و تمام تلاش خود را به کار بست تا گروههای مختلف سیاسی و کشورهای منطقه را دعوت به شرکت در کنفرانس آناپولیس کند. ما اعتقادمان این است که این اجلاس بیشتر مصرف داخلی برای خود آمریکاییها دارد، زیرا از دل کنفرانسی که همه بالاتفاق معتقدند از آن چیزی بیرون نمیآید، شرکت در آن عاقلانه نیست. آنها به دنبال این هستند که در این کنفرانس با امضای قراردادی زمینه دلخوشی برای فلسطینیها فراهم کنند و آنان را سرگرم آن نمایند. و از طرف دیگر میخواهند از آن به عنوان مسندی که نشان میدهد آنها در راستای منافع صهیونیستها حرکت کردهاند استفاده کنند تا بتوانند با جلب حمایت آنها آرای ریاست جمهوری را از آن خود کنند.
هیچ دلیلی وجود ندارد که این کنفرانس با نتیجهای همراه باشد و بتواند از مشکلات بزرگ منطقه بکاهد و به صلح منجر شود.
* با توجه به اینکه خود آمریکاییها هم به نتیجهبخش بودن این کنفرانس خوشبین نیستند چرا سعی در برگزاری آن دارند؟ آیا آنها هدف خاصی را دنبال میکنند؟
** من نسبت به برگزاری این کنفرانس مشکوکم. از این جهت که حدس ما این است که در این کنفرانس تنها بحث فلسطین مطرح نمیشود بلکه بحث عمده همراه کردن جامعه جهانی علیه ایران است. زیرا خود آنها هم معتقدند از دل کنفرانسی که نتایج آن از قبل معلوم است، فراگیر نیست و گروههای مختلف سیاسی در آن حضور ندارند و برنامه زمانبندی شده مشخصی ندارد و از همه آنها مهمتر اینکه هیچ ضمانت اجرایی وجود ندارد و عملیاتی کردن آنچه را که تصویب شده قابل اطمینان نیست چیزی بیرون نمیآید. وقتی که دیده میشود این کنفرانس زمینه اجرایی ندارد، خیلی بحث فلسطین را در این قضیه پر رنگ نمیبینیم بلکه به همان اندازه که بحث فلسطین کمرنگ است بحث مقابله با جبهه حامی مقاومت و مشخصا سوریه و ایران در دستور کار دارد و من فکر میکنم آمریکاییها میخواهند یک وحدت رویهای ایجاد کنند بین خودشان و اتحادیه اروپا و برخی کشورهای عربی جهت مقابله جدیتر و عملیتر با جمهوری اسلامی و بویژه حرکت روبه رشد شیعیان در منطقه خلیج فارس.
* برخی یکی از اهداف این نشست را پذیراندن رژیم صهیونیستی به کشورهای عربی عنوان کردهاند؟ نظر شما چیست؟
** از دیرباز این خواست اسرائیلیها بوده که به هر شکل ممکن خود را در تعاملات منطقه وارد کند و دست به عادیسازی روابط خود با کشورهای منطقه بزند تا بتواند از این طریق اهداف خود را پیش ببرد. یکی از مهمترین گردنههایی که تا به الان بسیاری از نیروهای جبهه پایداری سابق مقابل آن حرکت ایستادهاند همین جاست که اجازه ندادهاند عادیسازی روابط با اسرائیل شکل بگیرد. یعنی مناسب نمیبینند در شرایطی که طرف اسرائیلی حاضر به دادن هیچ امتیازی به طرف فلسطینی نیست این کشور وارد حوزه کشورهای عربی شود و خود را با این کشور ممزوج کند.
* نوع نگاه فلسطینیان به این کنفرانس چیست و آیا وحدت رویهای میان گروههای مختلف فلسطینی در این خصوص وجود دارد؟
** در درون فلسطین دو نوع نگاه به مسئله کنفرانس آناپولیس وجود دارد. یک نگاه اقلیت در درون حکومت خودگردان است که اعتقاد دارند باید از هر فضایی که برای صلح به وجود میآید استفاده کرد. بله از روی کار آمدن حماس دیگر هیچ گزینهای را نمیدیدند جزء وارد عرصهای شوند که از ابتدای قرارداد اسلو و امضای کمپ دیوید دنبال کردهاند تا شاید در این میان چیزی نصیب آنها بشود. درست همان چیزی که عرفات دنبال میکرد و در نهایت هم چیزی عایدشان نشد. گمان این است که از سوی حکومت خودگردان و با حمایت برخی از کشورها بتوانند برای خود مشروعیت عمومی کسب کنند و جهت مقابله جدی با حماس وارد میدان شوند تا موقعیت از دست رفته خود در غزه را دوباره به دست آورند. اما از طرف دیگر عمده گروههای مقاومت گروههای فلسطینی به جز ابومازن متفقالقولند که این کنفرانس را باید تحریم کرد.
نظر عمده مردم فلسطین هم طبق آخرین نظرسنجیها این است که آناپولیس رفاه و امنیت و آسایش حداقلی را برای فلسطینیها به وجود نمیآورد. گروههای مبارز فلسطینی و در راس همه آنها حماس که در مخالفت با روند سازش با یکدیگر متحد شدهاند حرکت سازشکارانه عباس را نمیپسندند و این حرکت اخیری که برای برگزاری نشست آناپولیس صورت گرفته را نپذیرفتند و قرار شد طی یک نشست در کشوری مثل سوریه یا ایران دور هم جمع شوند و مخالفت خود را علنا و رسما با این پروسه خفتبار سازش که قرار است در آناپولیس آمریکا رخ دهد اعلام کنند. یعنی گروههای فلسطینی به جز حکومت خودگردان به رهبری محمود عباس معتقدند که باید این کنفرانس تحریم شود و به مقابله با آن پرداخت و هیچگونه تعهدی نسبت به آنچه که عباس در کنفرانس آناپولیس به آمریکا و اسرائیلیها تعهد میدهند نداشته باشند و هرگونه توافقی را به رسمیت نشناسند. لذا در درون جامعه فلسطینی این دو گرایش وجود دارد.
* در میان گروههای سیاسی رژیم صهیونیستی که پس از جنگ 33 روزه دچار اختلافات شدیدی شدهاند چه نوع نگاههایی به این کنفرانس وجود دارد؟
** نسبت به روند صلح و سازش با فلسطینیان و همین کنفرانس آناپولیس تفاوت دیدگاههای ماهوی نیست. طیف راست افراطی اعلام کرده که تعهداتی را که اولمرت در این کنفرانس خواهد داد را قبول نخواهند کرد. خود اولمرت هم اعلام کرده که ما نباید توقع زیادی از این کنفرانس داشته باشیم. یکی از علل ناراحتیهای برخی مقامات متوسط وزارت خارجه آمریکایی اعلام کردهاند این است که چرا اسرائیلیها حاضر به عمل به تعهداتی که دادهاند نیستند تا حداقل ما بتوانیم افکار عمومی را نسبت به این کنفرانسها خوشبین کنیم. رژیم صهیونیستی به تعهدات خود در چند ماه اخیر هم عمل نکره است. مثلا تعدادی از زندانیان را آزاد کنند فشارها را به مردم غزه کمتر کنند و اعلام مستمر مبنی بر حمله به غزه نکنند. در درون جامعه اسرائیلی گرایش دیگری وجود دارد که با نفس شرکت در این کنفرانس مخالف نیستند اما هیچ گونه اعتقادی به اثر گذاری آن ندارند و میگویند ما در این گونه کنفرانسها حاضر به اعطای هیچ امتیازی نیستیم. همه وعده وعیدهایی که رایس داد.
مبنی بر اینکه کرانه باختری را تخلیه میکنیم چیزی جز وعدههای فریبای بیش نیست تا شاید بتوانند از این طریق برخی سران عرب را به شرکت در این کنفرانس خوشبین کنند و کمی هم افکار عمومی را تلطیف کنند. آنها یعنی آمریکاییها خوب میدانند که طرف اصلی این گفتگوهای اسرائیلیها باشند باید از خود انعطاف نشان دهند اما آنها حاضر نیستند حداقل امتیازات را به فلسطینیها بدهند. حتی هیچ امیدی هم به فشار آمریکاییها جهت کسب امتیازات نیست. به هر حال این نشستها چیزی جدیدی نیست و در گذشته هم نمونههای مشابهای از آن برگزار شده است. اگر این کنفرانس توسط کشورهای بیطرف و غیر ذینفع برگزار میشد امیدی در زمینه احقاق حقوق فلسطینیها وجود داشت.