علیرضا امینى ندین
اشاره:
با پیروزى انقلاب اسلامى درایران و پیامد آن شکست هیمنه تهى شاهنشاهى از یک سو و در هم کوبیده شدن تفکر استثمارى غرب از سوى دیگر، امواج اندیشه جدیدى در میان کشورهاى منطقه در مرحله اول و کشورهاى دوردست در مراحل بعدى به تلاطم افتاد. بسیارى از اندیشمندان در حوزه انقلاب اسلامى این امواج فکرى را تحت عنوان بازتاب انقلاب اسلامى معرفى کرده و سخنان بسیارى را به میان آوردند. بازتاب انقلاب اسلامى در میان کشورهاى مختلف مورد بررسى و کاوش فراوان قرار گرفته است اما نکته حائز اهمیت میزان تاثیرگذارى انقلاب در این کشورهاست. به فراخور شرایط سیاسی، اجتماعى همسایگان ایران تاثیرگذارى انقلاب اسلامى ایران متفاوت بوده است. در این میان بازتاب انقلاب اسلامى در فلسطین به لحاظ موقعیت خاص این کشور در مقابله با بزرگترین دشمن تفکر اسلامى یعنى صهیونیسم بزرگترین دشمن کشورهاى اسلامی، اسرائیل، بروز و ظهور بیشترى یافته است که هدف از مقاله پیش رو نیز مطالعه عمیقتر بازتاب انقلاب اسلامى بر فلسطین مىباشد. در این نوشتار سعى بر آن است که علاوه بر به تصویر کشیدن گوشهاى از تاثیرپذیرى اندیشه و فکر فعالان سیاسى و مبارزان فلسطینى از اندیشه امام خمینی(ره) به بازتاب انقلاب اسلامى در میان گروههاى انقلابى فلسطینى و دستاورد عظیم آن یعنى انتفاضه اول ودوم پرداخته شود.
">علیرضا امینى ندین
اشاره:
با پیروزى انقلاب اسلامى درایران و پیامد آن شکست هیمنه تهى شاهنشاهى از یک سو و در هم کوبیده شدن تفکر استثمارى غرب از سوى دیگر، امواج اندیشه جدیدى در میان کشورهاى منطقه در مرحله اول و کشورهاى دوردست در مراحل بعدى به تلاطم افتاد. بسیارى از اندیشمندان در حوزه انقلاب اسلامى این امواج فکرى را تحت عنوان بازتاب انقلاب اسلامى معرفى کرده و سخنان بسیارى را به میان آوردند. بازتاب انقلاب اسلامى در میان کشورهاى مختلف مورد بررسى و کاوش فراوان قرار گرفته است اما نکته حائز اهمیت میزان تاثیرگذارى انقلاب در این کشورهاست. به فراخور شرایط سیاسی، اجتماعى همسایگان ایران تاثیرگذارى انقلاب اسلامى ایران متفاوت بوده است. در این میان بازتاب انقلاب اسلامى در فلسطین به لحاظ موقعیت خاص این کشور در مقابله با بزرگترین دشمن تفکر اسلامى یعنى صهیونیسم بزرگترین دشمن کشورهاى اسلامی، اسرائیل، بروز و ظهور بیشترى یافته است که هدف از مقاله پیش رو نیز مطالعه عمیقتر بازتاب انقلاب اسلامى بر فلسطین مىباشد. در این نوشتار سعى بر آن است که علاوه بر به تصویر کشیدن گوشهاى از تاثیرپذیرى اندیشه و فکر فعالان سیاسى و مبارزان فلسطینى از اندیشه امام خمینی(ره) به بازتاب انقلاب اسلامى در میان گروههاى انقلابى فلسطینى و دستاورد عظیم آن یعنى انتفاضه اول ودوم پرداخته شود.
نگاهى گذرا بر قیامهاى مردمى فلسطین پیش از پیروزى انقلاب اسلامى ایران:
در پى وعده لرد بالفور وزیر امور خارجه انگلیس به یهودیان مبنى بر ایجاد یک موطن یهودى در فلسطین و گذاردن سنگ بناى رژیم صهیونیستى اسرائیل در سال 1917 به واسطه اعلامیه مذکور، زمینه مهاجرت گسترده یهودیان به سرزمین فلسطین به وجود آمد. از یک طرف غصب زمینهاى مسلمانان که به آوارگى آنها انجامید و از طرف دیگر ایجاد محیط ترور و وحشت توسط حکومت انگلیس و صهیونیستها مقدمهاى شد براى شورش و قیام عمومى مردم فلسطین که از مهتمرین آنها قیام شیخ عزالدین قسام در سال 1936 بود.(1)
گرچه قیام شیخ عزالدین قسام جنبه اسلامى داشت، اما نباید از این نکته غافل شدکه بسیارى از نهضتهاى فلسطینى جنبه سکولار و عموما ناسیونالیستى داشته و علىرغم اهمیت دینى این سرزمین اسلامی، از انرژى اعتقادات و باورهاى دینى مردم بهرهبردارى لازم به عمل نیامد و عموما با شکست مواجه گردیده است.(2) به هر صورت فقدان وجود مبارزات و قیامهاى مردمى آمیخته با اندیشههاى اسلامی، با ویژگىهاى منحصر به فرد آنگونه که در انقلاب اسلامى ایران مشاهده مىشد، پیروزىهاى چشمگیرى را براى فلسطینیان به همراه نداشت. توفیق الطیب در کتاب "ماوراى دو شکست" خود نیز به این نکته اشاره دارد و مىنویسد:
"... لذا تحلیل نهایى آن است که اصل شکست اعراب در جنگهاى گذشته شکست افکار واندیشههاى لیبرالیستى و سوسیالیستى آنان بوده است."(3)
مىتوان به صورت قطع بیان نمود که انقلاب اسلامى بابى جدید پیش روى سیاستمداران باز نمود و در تفکر ایشان مبنى بر "جدایى دین از سیاست"خللى وارد نموده و آنان را به اندیشیدن درباره "اسلام سیاسی" وانمود ساخت. انقلاب اسلامى ایران توانست الگوى مناسب و قابل دسترسى براى نظامهاى سیاسى که دچار سرخوردگى ناشى از بىهویتى دینى بودند، ارائه دهد و علاوه بر این مهم باعث تغییر و تحول در ایدئولوژى جنبشهاى مبارزاتى بخصوص در سرزمین فلسطین گردید.(4)
امام خمینی(ره) و مسئله فلسطین
زمانى که رابطه میان ایران شاهنشاهى و رژیم صهیونیستى وارد مراحل جدید خود مىگشت، امام خمینی(ره) به صورت آشکار به حمایت از مردم مظلوم فلسطین در مقابل رژیم غاصب صهیونیستى برخاستند و در زمانى که در تبعید عراق بهسر مىبردند، شاه را به همکارى با صهیونیستهاى اشغالگر و مخالف با اعراب مجاهد متهم ساختند.(5)
رهبرى امام خمینی(ره) موجب گردید که رابطه سیاه میان شاه و اسرائیل روز به روز در بین ملت ایران منفورتر گردد تا جایى که حتى مقامات اسرائیلى که به ایران سفر مىکردند از نفرت توده مردم تحت رهبرى امام خمینی(ره) آگاه گشته و اخبار آن را در اختیار دولت خویش گذاشته و خواستار ایجاد رابطه میان اسرائیل و نیروهاى خارج از محدود هیئت حاکمه ایران بودند.(6) امام خمینی(ره) در صحبتهاى خود پیرامون مسئله فلسطین تمامى ملتهاى مسلمان را خطاب قرار مىدادند و مسئله فلسطین را مربوط به همه مسلمانان دانسته و آنها را به حمایت از مردم مظلوم فلسطین فرا خوانده و در این میان از سازمان آزادیبخش فلسطین نیز در راستاى مبارزه با اسرائیل حمایت مىنمود. یاسر عرفات نیز در پى حمایتهاى انقلابیون از وى خواستار روابطى عمیقتر با آنها بود.(7) این رابطه تا آنجا گسترده شده بود که به دنبال شهادت حاج آقا مصطفى خمینی(ره)، یاسر عرفات رئیس ساف پیام تسلیتى براى امام ارسال داشتند. امام(ره) نیز طى تلگرافى به پیام وى پاسخ دادند.(8)
نقش امام خمینی(ره) در نهضت فلسطین دو اثر مهم به همراه داشت:یکى هدایت قیام به سمت انگیزههاى اسلامى و دیگرى حمایت مسلمانان انقلابى جهان از این نهضت.(9) باید به این نکته اذعان نمود که از تفاوتهاى بارز میان انقلاب اسلامى ایران و قیامهاى مردمى فلسطین نقش برجسته رهبرى امام خمینی(ره) مىباشد که انقلاب اسلامى را به سرانجام خود هدایت نمود و اسلام ناب را به گوش جهانیان بویژه مردم مظلوم فلسطین رسانید.(10) بدون شک این انقلاب امام خمینی(ره) بود که باعث گردید فکر شکست آمریکا و اسرائیل در میان فلسطینیان گسترش یابد، آنچنان که رهبر جهاد اسلامى فلسطین در این رابطه مىگوید:
"هیچ چیزى به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آنها را برانگیزد و امید را در دلهایشان زنده کند. با پیروزى انقلاب اسلامی، ما به خود آمدیم و دریافتیم که آمریکا و اسرائیل نیز قابل شکست هستند."(11)
امام خمینی(ره) حملات خود را بر علیه آمریکا و اسرائیل در سخنرانى سال 1342 خویش که در عصر عاشورا ایراد فرمودند، شدت بخشیده و در دیگر مواضع خویش گرفتارىهاى ملت ایران را ناشى از اسرائیل قلمداد نمودند. ایشان همچنین در سال 1347 جواز پرداخت بخشى از حقوق شرعیه (زکات و صدقات) را براى تسلیح و تجهیز مجاهدان فلسطین صادر کردند و در سال 1352 از کشورهاى درگیر با اسرائیل استقامت و پایدارى را خواستار شدند.(12)
یکى از علل قیام ملت مسلمان در ایران علیه شاه از نگاه امام خمینی(ره) حمایت بىدریغ شاه از اسرائیل مىبود، آنچنان که درخصوص ضداسرائیلى بودن حرکت مردمى در انقلاب اسلامى مىفرمایند:
"یکى از علل قیام مردم مسلمان ایران علیه شاه حمایت بىدریغ شاه از اسرائیل غاصب است."(13)
بهطور حتم مىتوان گفت که از مهمترین اهداف امام خمینی(ره) در رابطه با مسئله فلسطین تبدیل آن از منظر ناسیونالیستى و قومى به یک مسئله کاملا اسلامى و تا آنجا پیش رفتند که نجات مردم مظلوم فلسطین تنها در سایه محو و نابودى اسرائیل غاصب دستیافتنى مىباشد. از اینرو جنبشهاى اسلامى با تاثیرپذیرى فراوان از انقلاب اسلامى و تصویر پیروزى اسلام در مقابل ظلم و ستم و در نهایت با هدف برپایى دولت اسلامى به مبارزه علیه رژیم غاصب صهیونیستى پرداختند.(14)
جنبشهاى اسلامگرا:
با پیروزى انقلاب اسلامى تاثیر جنبش بیدارى اسلامى در سالهاى اولیه دهه 1980 در میان محافل دانشجویى فلسطین در کناره باخترى و نوار غزه آشکار گردید. دانشجویان طرفدار "بلوک اسلامی" در انتخابات اتحادیه دانشجویى پس از "الفتح" مقام دوم را به دست مىآورد. در برخى دانشگاهها نیز قدرت جناح اسلامى برتر از قدرت طرفداران الفتح بود و این نشان از پیروزى تفکر اسلامى بر تفکر چپ در میان گروههاى دانشجویى بود.(15)
گروههاى اسلامگراى دیگرى علاوه برجنبش دانشجویى در سرزمینهاى اشغالى شروع به فعالیت کردند که از مهمترین آنها مىتوان به "اسره الجهاد فى الخلیل"، "اسره الجهاد فى الخلیل و المقدس" و همچنین "شباب النضا الاسلامی"اشاره نمود. در حال حاضر نیز دو گروه "جهاد اسلامى فلسطین"و "حماس" نقش اساسى در پیشبرد مبارزه علیه رژیم صهیونیستى را ایفا مىکنند که هر دو گروه در سالهاى دهه 1980 بعد از پیروزى انقلاب اسلامى اعلام موجودیت کردند.(16)
جهاد اسلامى فلسطین
جهاد اسلامى یک جنبش اسلامی - فلسطینى است که در داخل فلسطین در منطقه نوار غزه و کرانه باخترى ظهور کرد. این سازمان با تاثیر از تحولات دهههاى 70 و 80 جهان اسلام و با رویکرد مبارزه مسلحانه خویش نقطه اوج جریان اسلامى به حساب مىآید.(17)
زمینههاى پیدایش
1- جنگ میان اعراب و اسرائیل در سال 1967 که به شکست اعراق منتهى گردید، تفکر سنتى اخوان المسلمین را در راه مبارزه با اسرائیل و اشغالگران مورد بازخواست قرار داد و بعد از یک دهه پرسش و پاسخ در بدنه فکرى اخوان المسلمین، راهحل آنها را به تربیت نیرو و آمادهسازى آنها بدون مبارزه مسلحانه بسنده ساخت و این راهحل چیزى نبود که گروههاى طرفدار مبارزه مسلحانه را اقناع گرداند به همین دلیل آنها از تشکیلات اخوان المسلمین (تشکیلات مادر)جدا شدند. در این میان سیدقطب نیز نقش ویژهاى در تحول و ساختار فکرى مسلمانان ایفا نمود.
2- در سال 1979 انقلاب اسلامى در ایران به رهبرى امام خمینی(ره) به پیروزى رسید و در نتیجه آن، یکى از مهمترین و خطرناکترین رژیمهاى منطقهاى تابع آمریکا و تحت سلطه استعمار و صهیونیسم سرنگون گردید. این پیروزى روحیه مسلمانان را از قید و وحشت از کشورهاى بزرگ آزاد ساخت. انقلاب تاکید کرد که اسلام، تنها راهحل و جهاد مناسبترین اسلوب است. امام خمینی(ره) مسئله فلسطین را مسئله تمام مسلمین معرفى نموده و تلاش براى از بین بردن رژیم صهیونیستى را یک وجوب دینى مىدانستند. تاثیر این انقلاب بر جنبشهاى اسلامى فلسطین قوىتر از هر مورد دیگر بود. هم به دلیل مکان و حساسیت موضوع و هم به دلیل شرایط خاص فشار ناشى از اشغال. در این میان براى بنیانگذاران جهاد اسلامى این انقلاب منبع الهام در سطوح فکرى و عملى بوده است و آنها کوشیدند انقلاب اسلامى را به روشى فلسطینى در صحنه این کشور منطبق کنند.(18)
سال 1980 سال تاسیس رسمى جهاد اسلامى در فلسطین به حساب مىآید و شهید دکتر فتحى الشقاقى و شیخ عبدالعزیز عوده بنیانگذاران این جنبش بودند. شیخ عوده رهبر معنوى و فتحى الشقاقى مسئول و دبیرکل تشکیلات جهاد اسلامى معرفى شدند. پس از شهادت دکتر فتحى الشقاقی، دکتر رمضان عبدالله دبیرکل جنبش گردید.(19)
انقلاب اسلامى به آرمانها و روحیات رهبران جهاد اسلامى تاثیر فوقالعاده داشته است. دکتر فتحى الشقاقى تئوریسین جهاد اسلامى در اوایل دهه 1980 کتابى تحت عنوان "خمینى راهحل و آلترناتیو" به رشته تحلیل درآورد و انقلاب اسلامى را مورد ستایش قرار داد. او در این کتاب افکار و ایدئولوژى خود را بر پایه نظرات حضرت امام(ره) خلاصه نموده است. شیخ عبدالعزیز نیز تاثیرپذیرى خود را از انقلاب اسلامى بارها بیان نموده و انقلاب اسلامى را یک الگوى تمام عیار مىدانست.(20)
جنبش جهاد اسلامى (حماس)
این جنبش خود را پیشگام نهضت اسلامى عنوان نموده و براى خود نقشى به مانند سیدقطب در درون سازمان اخوان المسلمین مصر به لحاظ طرز فکر و گرایش نوین قائل مىباشد. شیخ عزالدین قسام نیز بهعنوان نخستین سمبل فلسفه وجودى و جهادى جنبش حماس نامیده مىشود. بدون شک میان قیام عزالدین قسام و پیروانش علیه استعمار بریتانیا و اقدامات جنبش جهاد اسلامى به رهبرى شیخ احمد یاسین در زمینه مقابله با اشغالگران صهیونیست تشابه و مشترکات فراوانى وجود دارد.(21)
در مورد اثرات و بازتاب انقلاب اسلامى بر فکر و ایدئولوژى حماس باید به اندیشههاى شیخ احمدیاسین بنیانگذار این جنبش که تحت تاثیر اندیشهها و رهنمودهاى امام خمینی(ره) قرار داشت، اشاره نمود. از نظر او امام خمینی(ره) نه فقط یک سمبل و الهامبخش و رهبر انقلاب اسلامى ایران است، بلکه در همه جا این مشخصات را دارد. از دیدگاه جنبش جهاد اسلامى پیروزى انقلاب اسلامى این مسئله را روشن ساخت که اسلام تنها راهحل و جهاد بهترین شیوه در جهت پیروزى بر کشورهاى استعمارگر است.(22)
در حقیقت جنبش جهاد اسلامى مواضع فکرى و الگوى خود در خصوص مسئله جهاد را در سه محور قرار داده است:
1- انقلاب اسلامى ایران
2- میراث اخوان المسلمین
3- تجربیات سازمان الجهاد مصر(23)
به هرحال مواضع و دیدگاههاى رهبران جنبش جهاد اسلامى نسبت به انقلاب اسلامى این است که انقلاب سرآغاز یک تحول انقلابى فراگیر به شمار مىآید و دیدگاه اسلامى که زیربناى فکرى این انقلاب بزرگ بود، راه مبارزه علیه باطل را براى جهانیان نمایان ساخت.
انتفاضه
یکى ازپدیدههایى که تاثیر انقلاب اسلامى را بهتر از هر چیزى در فلسطین نشان مىدهد، قیام مردم فلسطین در قالب جنبش انتفاضه است. انتفاضه اول از 8 دسامبر 1987 شروع و تا تابستان 1992 ادامه پیدا کرد که بهعنوان "انتفاضه بزرگ" معروف مىباشد.
شروع انتفاضه بزرگ معلول عواملى چون ناامیدى فلسطینیان از سران عرب و کشورهاى عربی، یاس و ناامیدى آنان از سازمانهاى سیاسى فلسطین مثلا ساف و سیاستهاى سرکوبگرانه و تداوم قتل عام و کشتار ملت بىگناه فلسطین و نیز پیروزى انقلاب اسلامى در ایران است.(24) قیام انتفاضه، دولت آمریکا را بر آن داشت تا در سال 1991 میلادى با هدف تحمیل صلح در منطقه، کنفرانسى را در مادرید برگزار کنند. نتیجه آن توافق ساف با صهیونیستها و امضاى موافقتنامه اسلو در سال 1993 گردید.(25)
شعلههاى این انتفاضه با شروع روند مذاکرات به خاموشى گرایید اما پس از گذشت 7 سال در نتیجه عدم احقاق حق ملت فلسطین در این مذاکرات، به دنبال اعتراض مردم به دیدار شارون از مسجدالاقصی، انتفاضه قدس به وقوع پیوست. در چنین شرایطى تلاش براى پایان بخشیدن به درگیرىها و اعاده شرایط مذاکره تا صلح به هدفى مشترک و جهانى تبدیل شد و سازمان ملل متحد بهعنوان بزرگترین تشکیلات سیاسى بینالمللی، مواضع متفاوتى در سطوح شوراى امنیت، مجمع عمومى و سازمان حقوق بشر اتخاذ کرد.
میان انتفاضه اول و دوم به لحاظ نقطه آغاز علت، نظام سیاسى حاکم بر منطقه و رویکرد اسرائیل در مواجهه با این دو انتفاضه، تفاوتهایى وجود دارد که پرداختن به آن از حوصله این مقاله خارج است. اما آنچه مسلم است تاثیر انقلاب اسلامى ایران بر قیام مردمى فلسطین (انتفاضه) مىباشد که به تعبیر تحلیلگران غربی، انقلاب اسلامى زلزلهاى بوده که منطقه خاورمیانه را شدیدا تکان داده است.(26)
پیروزى انقلاب اسلامى ایران باعث دلگرمى و تقویت روحیه اسلامگرایان گردید و خونى تازه در رگهایشان جارى ساخت تا جایى که رهبر جنبش جهاد اسلامى در رابطه با نقش انقلاب اسلامى و تاثیر آن بر مبارزات مردم فلسطین مىگوید:
"هیچ چیز به اندازه انقلاب امام خمینی(ره) نتوانست ملت فلسطین را به هیجان آورد و احساسات آنها را برانگیزد وامید را در دلهایشان زنده کند."(27)
نتیجهگیری
پس از پایهگذارى حکومت صهونیستى به واسطه وعده وزیر امور خارجه انگلیس به یهودیان مبنى بر تاسیس موطن یهودى در سال 1917 و در پى آن مهاجرت گسترده یهودیان از کشورهاى مختلف به فلسطین و تصاحب زمینهاى ساکنان اصلى این سرزمین مقدس، آنان را به فکر اقدامهاى مختلفى برعلیه اینگونه مهاجرتها وادار ساخت اما اکثر این نهضتهاى فلسطینى به دلیل فقدان برخوردارى از انرژى اعتقادى و اسلامى راه به جایى نبرد. پس از پیروزى انقلاب اسلامى در ایران تفکر انقلاب آمیخته با ایدئولوژى اسلامى هدف مقابله با ظلم و ستم بیگانگان و تشکیل یک حکومت اسلامى مستقل در میان جوامع مختلف مسلمان رواج چشمگیرى یافت که از جمله آن کشور فلسطین بود.
دیدگاه منحصر به فرد رهبر کبیر انقلاب حضرت امام خمینی(ره) درباره فلسطین و لزوم مقابله با رژیم صهیونیستى تاثیرات فراوانى را بر افکار واندیشههاى رهبران فکرى و سیاسى فلسطینى به همراه داشت و رهبرى ایشان تنها محدود به مرزهاى ایران نبود بلکه دیگر جوامع اسلامى نیز از مواهب این تفکر غنى برخوردار بودند.
جنبشهاى اسلامگراى فلسطینى نیز به تاثیرپذیرى فکرى و اعتقادى خود از اندیشه ناب امام خمینی(ره) اذعان نمودند که از جمله آنان جنبش جهاد اسلامى فلسطین و حماس مىباشد. این دو جنبش از علل پیدایش خود پیروزى انقلاب اسلامى را بیان نموده و این پیروزى را موجب جارى ساختن خون تازه در رگهاى جهاد و مقاومت آنان مىدانند و در نهایت انتفاضه بهعنوان ثمره و نتیجه بازتاب انقلاب اسلامى در میان گروههاى اسلامگراى فلسطینى بهطور خاص و ملت مظلوم فلسطین بهطور عام نمایان گشت که انتفاضه دوم یا انتفاضه الاقصى در پى عدم حصول نتیجه کامل از انتفاضه اول آغاز گردید. تفاوت میان این دو انتفاضه مورد توجه بسیارى از اندیشمندان در حوزه قرار گرفته است که به اختصار در این نوشتار به آن پرداخته شد.
پىنوشتها در دفتر روزنامه موجود است.