موعود
شماره 84 و 85 ماهنامه «موعود» با عناوین زیر منتشر شده است: شعبده بازان صحنه علم و فرهنگ رازهای ناگفته از انقلاب اسلامی واتیکان و رسانه عاشورا محور سلوک عاشورا تجلی خدا مواجهه غرب مسیحی با خیزش شیعی فیض روح القدس شرق اسلامی موجد تمدن فردا از ماست که برماست حدیث دلدادگی بایسته های برنامه سازی در حوزه مهدویت وحی و پیامبری با طعم هالیوودی میراث مکتوب مهدوی آثار انتظار نفس مطمئنه حاملان گنجینه علم ربانی آمریکا از زبان یک آمریکایی منطق صنعتی و عناوین متعدد دیگر. در ذیل مقاله «مواجهه غرب مسیحی با خیزیش شیعی» را که نوشته محسن قنبریان می باشد برای بهره گیری خوانندگان درج می کنیم.
">موعود
شماره 84 و 85 ماهنامه «موعود» با عناوین زیر منتشر شده است: شعبده بازان صحنه علم و فرهنگ رازهای ناگفته از انقلاب اسلامی واتیکان و رسانه عاشورا محور سلوک عاشورا تجلی خدا مواجهه غرب مسیحی با خیزش شیعی فیض روح القدس شرق اسلامی موجد تمدن فردا از ماست که برماست حدیث دلدادگی بایسته های برنامه سازی در حوزه مهدویت وحی و پیامبری با طعم هالیوودی میراث مکتوب مهدوی آثار انتظار نفس مطمئنه حاملان گنجینه علم ربانی آمریکا از زبان یک آمریکایی منطق صنعتی و عناوین متعدد دیگر. در ذیل مقاله «مواجهه غرب مسیحی با خیزیش شیعی» را که نوشته محسن قنبریان می باشد برای بهره گیری خوانندگان درج می کنیم.
1. غرب جدید مسیحی، حزبالله آمریکایی
شاید بسیاری غرب جدید را فقط غرب فوق صنعتی بدانند اما واقعیت این است که غرب جدید غربی است با رویکرد مذهبی به منازعات کلان سیاسی و پایان تاریخ.
مواجهه غرب با جهان اسلام را می توان به سه دوره مهم تقسیم کرد: الف ـ دوره جنگ های صلیبی ب ـ دوره استعمار هم زمان با انقلاب صنعتی در غرب ج ـ از تاسیس دولت اسرائیل به دست غرب تاکنون.
دوره اخیر دوره غرب جدید است که برای یافتن مختصات آن باید تاریخ را گذرا نظاره کنیم.
قرن 15 میلادی: در این قرن یهودیان از تمدن مسیحی اروپا طرد شده مجبور شدند در مناطق محصور (گتو) زندگی کنند. کلیسای کاتولیک سقوط اورشلیم و پراکنده شدن قوم اسرائیل را مجازاتی از جانب خداوند می دانست که به دلیل صلیب کردن مسیح بدان گرفتار شده اند از این رو کوشید تا یهودیان را از اروپا بیرون براند یا آنان را از آیین یهود برگرداند که در کشورهایی مثل پرتغال و اسپانیا این اتفاق رخ داد.
قرن 16 میلادی: در این قرن جنبش اصلاح دینی (پروتستانسیم) جریان مسیحیت یهودی را پدید می آورد.
«مارتین لوتر» موسس پروتستانیسم در سال 1533 کتاب مسیح یهودی متولد شد را به رشته تحریر در آورد و به یهودیان به عنوان فرزند پروردگار اعتبار بخشید و عهد قدیم را مرجع والاترین اعتقادات مسیحی دانست.
در سال 1538 وقتی به دستور «هنری دوم» انگلستان از کلیسای کاتولیک جدا شد مسیحیت یهودی همراه با جنبش اصلاح دینی در انگلستان رونق یافت.
در قرن شانزدهم اعتقاد به طرح خداوند برای پایان تاریخ از سوی مسیحیت یهودی وارد مناقشات مذهبی شد. براساس این اعتقاد تاریخ خداوندی با ظهور مسیح و آغاز هزاره خوشبختی آغاز خواهد شد. در این میان کتاب دانیال (عهد قدیم) و مکاشفات یوحنا (عهد جدید) مورد تفسیر جدید قرار گرفت که براساس آن پیش از آمدن مسیح برای حکومت بر جهان در هزاره خوشبختی دو گام عظیم برداشته خواهد شد: الف ـ بازگشت یهودیان به صهیون (اورشلیم) ب ـ ساخت معبد سلیمان از این رو انگلستان در قرن شانزدهم این رسالت مقدس را برعهده گرفت تا یهودیان را پیش از آمدن مسیح و حکومت بر جهان به اورشلیم اعزام کند.
این خیزش، در دوران رنسانس رونق بیشتری یافت. «جان لاک» ـ بنیان گذار لیبرالیسم ـ «روسو» ـ فیلسوف قرار دادهای اجتماعی ـ «کانت» و «جان میلتون» همگی طرفدار اندیشه تاسیس اسرائیل بودند. از این رو جنبش صهیونیزم مسیحی چند دهه پیش از صهیونیزم یهودی (1879) شکل گرفت.
در قرن 17 میلادی با مهاجرت پیوریتن ها به آمریکا این جنبش به اوج خود رسید. آنها این تفکر را با خود به آمریکای کشف شده بردند و آن را «اسرائیل جدید» نامیدند به زبان عبری نماز می خواندند و نام فرزندانشان را از داستان های تورات انتخاب می کردند. اولین کتابی که در آمریکا منتشر کردند مزامیر داوود بود. با قتل عام سرخ پوست ها یک کشور بزرگ برای جنبش مسیحیت یهودی گرا که از انگلستان شروع شده بود پدید آمد.
در قرن هجدهم تفکر مسیحی بنیادگرا مبتنی بر بازگشت یهود به فلسطین برای پایان تاریخ و آغاز هزاره خوشبختی با ظهور مسیح جایگاه ویژه ای در فرهنگ آمریکایی و وجدان مردم آنجا یافت.
در قرن نوزدهم، صهیونیسم مسیحی آمریکایی در مورد اقامت یهود در فلسطین از دیگران پیشی گرفت. رهبر این حرکت «ویلیام بلاکستون» ـ مبلغ مسیحی پروتستان ـ بود که طی نامه ای به «هریسون ـ رئیسجمهور آمریکا ـ از وی خواست برای بازگرداندن یهودیان به فلسطین دخالت کند. موضع بلاکستون حتی شدیدتر از «هرتزل» ـ موسس صهیونیسم یهودی ـ بود که اندیشه ایجاد یک سرزمین قومی را برای یهودیان در قبرس یا اوگاندا پیشنهاد می کرد بلاکستون نسخه ای از تورات را که صفحاتی از آن را علامت زده بود برای هرتزل فرستاد و به او یادآوری کرد که تورات فلسطین را به عنوان سرزمین موعود برای قوم برگزیده تعیین کرده است.
در قرن بیستم این اندیشه در اعتقادات دینی و فرهنگ مردم آمریکا رسوخ کرد و به دولت مردان هم راه یافت. «جیمی کارتر» در مارس 1979 در پارلمان اسرائیل گفت: هفت تن از روسای جمهور آمریکا به این حقیقت ایمان آورده اند که روابط آمریکا و اسرائیل فراتر از یک رابطه خصوصی است. این رابطه در وجدان اخلاق دیانت و معتقدات مردم آمریکا ریشه دارد. ما میراث تورات را با شما تقسیم می کنیم.
از ابتدای سال 1976 رشد و گسترش مسیحیت سیاسی بنیادگرا ـ اصطلاحا راست مسیحی ـ شدت گرفت. به طوری که بین یک پنجم تا یک سوم آمریکاییان از نو غسل تعمید به جای آوردند که به «مسیحیان از نو متولد شده» معروفند. پیروان کلیساهای افراطی و انعطاف ناپذیر افزایش یافت شبکه های تلویزیونی مذهبی (مثل CBN) و کلیساهای تلویزیونی تاسیس شد. سازمان های راست مسیحی گفتمان اصول گرایانه ای را آغاز کردند که مضمون آن آماده ساختن آمریکا برای بازگشت مجدد مسیح و پایان جهان بود.
بازگشت یهودیان به قدس پس از جنگ 1967 نشانه ای از صحت پیشگویی های تورات و گام ما قبل آخر بازگشت مسیح یعنی بازسازی معبد سلیمان تلقی گردید. رشد جریان راست مسیحی آن را به یک نیروی موثر در انتخابات ریاست جمهوری و کنگره درآورد و 25 درصد از مجموع رای دهندگان آمریکا در دهه 90 را که رای دهندگان یهودی بود به خود اختصاص داد.
ائتلافات راست مسیحی با راست سیاسی در داخل حزب جمهوری خواه تشکلی را به وجود آورد که به نام «حزبالله آمریکا» شناخته می شود. رونالد ریگان نامزد حزب جمهوری خواه در سال 1980 با کشیش بیلی گراهام رهبر سازمان اکثریت اخلاقی ائتلاف نمود و بدین ترتیب در انتخابات پیروز شد. او در واقع کاندیدای حزبالله بود!
بالاتر اینکه حزب جمهوری خواه در انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری در سال 1988 اصلا به یک کشیش ـ پت رابرتسون رهبر ائتلاف مسیحی ـ اجازه داد که خود را نامزد نماید این امر در انتخابات اولیه ریاست جمهوری در سال 2000 نیز تکرار شد و «گری بوئر» نماینده راست مسیحی خود را نامزد کرد. کشوری سکولار که جریانات بنیادگرا در جهان اسلام را سرکوب میکند و خواستار جدایی آیتاللهها از سیاست در ایران است خود گام هایی برمی دارد که احتمالا در دهه آتی رئیسجمهور آمریکا یک کشیش بنیادگرا و یک مسیحی صهیونیست خواهد شد!
گرچه این کشیش ها نتوانستند رای حزب را با اکثریت کسب کنند اما کاندیدای حزب ـ بوش ـ که نماینده این جریان است و با کمک جنبش مسیحیت بنیادگرا و صهیونیسم رای آورد امروز خود را سرباز مسیح میداند و در همه اردوگاه های اشغالگران در عراق تابلوی مسیح با حمایت تفنگ داران آمریکایی نصب کرده است.
بنابراین غرب جدید فقط غرب فوق مدرن و سرمایه دار نیست یک جریان قوی مذهبی با اندیشه های توراتی برای پایان تاریخ است که هسته مرکزی آن ایالات متحده و سپس انگلستان است که در حال تبلیغ این بنیادگرایی در مسیحیت در مسیحیت کاتولیک اروپا نیز می باشد.
2ـ اسلام شیعی و سنی معاصر، یک سو ائتلاف یک سو درگیری
2ـ1ـ ایجاد و بقای جهان سنی:
حدوث و شیوع تفکر سنی در دنیا مدیون فتوحات خلفای بعد از رسولالله(ص) است نه انتخاب سنی گری (در مقابل شیعه) از سوی مردم هر کشوری فتح می شد به تفکر و عقاید خلفا و حاکمان به اسلام درمی آمد و چون جریان تشیع در عهد اولیه اسلام جریان تضعیف شده ای بود عملا آشنایی به ندرت انجام می شد.
جنگ های صلیبی جهان غرب و مقاومت و سرداری سنیانی مثل صلاح الدین ایوبی در کنار زبونی شیعیان اسماعیلی فاطمی در مصر موجب بقای تفکر سنی در اکثریت جهان اسلام شد و این در حالی بود که هنوز شیعه اثنی عشری هیچ حکومتی در دست نداشت.
2ـ2ـ ایجاد جوامع شیعی:
با انزوای امامت در جهان اسلام و سخت گیری های اموی و عباسی تشیع تضعیف شد و گروهها و جوامع کوچک شیعی در اطراف نقاط جهان اسلام به گونه ای پراکنده شکل گرفت. شهرهایی مثل کوفه بغداد نهاوند همدان قزوین ری نیشابور توس مراکش سمرقند حلب حله و... هر کدام مراکزی برای شیعیان شدند.
در سال 94 ق شهر قم در جنوب ری ـ تهران ـ که در زمان فتوحات ویران شده بود به دست اعراب اشعری که مجبور بودند به علت عقاید شیعی خود کوفه را ترک کنند بازسازی شد و شعبه ای از جامعه شیعی اولیه کوفه گردید و مدت زمانی طولانی به عنوان یک منطقه کوچ نشین عربی ماهیت خود را حفظ کرد. وقتی در سال 201 ق. حضرت فاطمه معصومه (س) در راه دیدار برادر خویش ـ امام رضا(ع) ـ در ساوه بیمار شده در گذشتند پیکرشان به قم منتقل شد و از آن پس بر رونق شیعی آن شهر افزوده گردید به طوری که محدثانی بزرگ و عالمانی معروف ـ از جمله نایب سوم امام عصر(ع) در غیبت صغری ابن روح نوبختی ـ از آن شهر برخاستند.
در آغاز قرن چهارم هجری با ضعف سیاسی خلیفه مسلمین در بغداد «حکومت آل بویه» در غرب ایران و بغداد شکل گرفت و از شیعیان حمایت نمود. آنها برای اولین بار رسوم شیعی مثل عزاداری محرم و جشن غدیر را به شکل عمومی در عراق (نجف و کربلا) و برخی مناطق ایران برپا کردند. گرچه آنها عقاید شیعی خویش را پنهان نمی کردند ولی هرگز نکوشیدند خلافت مرکزی سنی را براندازند و حتی اصراری به شیعه کردن عراق و ایران نداشتند. خلیفه سنی هم چون گذشته رئیس رسمی دین اسلام بود و عده زیادی از جمعیت ایران و عراق سنی بودند.
همانند آل بویه در بغداد و غرب ایران «حمدانیان عرب» در موصل و حلب نیز شیعیان را تشویق می کردند و حلب از آن پس پایگاهی شیعی شد که نقش زیادی در حوادث بعد ایفا نمود.
این جنبش های حامی شیعیان با روی کار آمدن سلجوقیان که سنیانی متعصب بودند از بین رفت. سلجوقیان برای مهار تهدید تشیع در قرن چهارم هجری و در دفاع از مذهب سنی پدید آمدند و شیعیان را طرد و لعن کردند.
در قرن هشتم هجری جنبش شیعی با گرایش درویشی در نهضت سربداران در شهرهای نیشابور و توس و.... به وجود آمد که آموزه هایی چون «انتظار مهدی موعود» در آن بسیار برجسته بود اما این حکومت های کوچک نتوانست قدرتی فراگیر برای تشیع را موجب گردد.
حکومت صفویه در قرن دهم هجری اولین حکومتی بود که به یاری عالمان شیعی حلب و جنوب لبنان و اندیشه فقهی حله جامعه ای شیعی در ایران پدید آورد و مذهب تشیع را مذهب رسمی نمود و زمینه حکومت شیعی را در قرون بعد در قالب انقلاب اسلامی ایران فراهم کرد.
2ـ3ـ ایران جدید مرکز خیزش شیعی
تاریخ ایران را می توان به چند دوره تقسیم کرد:
الفـ ایران قبل از اسلام (باستان): در این دوره امپراطوری و تمدن ایرانی وجود دارد اما اسلام نیست. عقاید زرتشتی با بحران مواجه است به طوری که در اواخر این دوره شاهد قیام هایی علیه مذهب زرتشتی هستیم.
بـ ایران پس از اسلام (فتوحات): اینجاست که اسلام ظهور می کند و نارضایتی های مردم از مذهب حاکم موجب پذیرش دلخواه اسلام می شود. به تعبیر شهید مطهری اگر اسلام به داد ایرانیان نمی رسید مردم ایران مسیحی می شدند اما زرتشتی نمی ماندند. 1 لکن در این دوره ایران به عنوان یک کشور مستقل و متصل از بین رفته ملیت آن تضعیف می شود. بر هر قسمتی از ایران طایفه ای حکم می راند که زیر نظر خلیفه مسلمین است.
جـ ایران دوران صفویه: در این دوران تشیع مذهب رسمی ایران شده و گرایشات درویشی منطبق بر فقاهت شیعی می شود.
هجرت عالمان شیعی از لبنان و عراق ایران را یک مرکز مهم و اصلی ترین قدرت شیعی می نماید. در این دوره غیر از مذهب شیعه ایرانیت نیز به ایران برمی گردد و دوباره کشور یک پارچه متصل می شود.
دـ دوره انقلاب اسلامی: این دوره جامعه شیعی بار می یابد. در دوران پس از تاسیس صفویه مردم شیعه بودند و فقه شیعه رایج بود اما سلاطین و شاهان غاصب در نوساناتی بودند. گاه به عقاید و فقه شیعی ملتزم و گاه از آن فاصله می گرفتند به طوری که از زمان پهلوی اول مقابله با تشیع و آموزه های آن در دستور کار قرار گرفت و غرب زدگی جای مظاهر شیعی نشست اما با انقلاب اسلامی این حرکت سرکوب شد و حکومتی براساس آموزه های شیعی پدید آمد که هسته اصلی تشیع در قرن معاصر گردید و به خیزش های شیعی دیگری در عراق لبنان فلسطین یمن و..... منجر شد. وجهه اصلی این حرکت شیعی استکبارستیزی مبتنی بر آموزه های شیعی است. این هسته مقاومت شیعی و شعبه هایش ائتلافی در برخی جنبش های سنی مثل اخوان المسلمین حماس جهاد اسلامی و.... را هم منجر شده است که البته در سوی مقابل تحریم هایی از سوی برخی دول عربی سنی مثل مصر عربستان و... را در پی داشته است.
3. مواجهه غرب جدید با خیزش شیعی
تا این جا مشخص شد که هسته مرکزی غرب ـ با محوریت آمریکا ـ امروز و موتور محرک و مغز متفکر آن یک رویکرد بنیادگرایانه برای پایان تاریخ دارد که از قضا در مقابل آن هسته مرکزی جریان خیزش اسلامی است که پس از انقلاب اسلامی ایران شکل گرفته و یک رویکرد اصول گرایانه متکی به سنت شیعی و با توجه به آخرالزمان و پایان تاریخ دارد و انقلاب خویش را مقدمه ظهور مهدی موعود می داند. پس بالتبع باید سیاست ها و راهبردهای مواجهه جنبش مسیحیت صهیونیست با خیزش شیعی را مورد مداقه جدی قرار دهیم.
1 ـ3. رویکرد غرب جدید در جبهه تشیع، پروژه تشیع وهابی با وهابیت ایرانی
سرمداران غرب جدید به دنبال سست کردن عقاید و آموزه های شیعی به خصوص شهادت طلبی عاشورایی و انتظارخواهی مهدوی اند. نوک پیکان این حرکت آرا و نظرات فوکویاما درباره پایان تاریخ است. ده ها سایت و کانال ماهواره ای در این باره فعالیت و شبهه پراکنی می نمایند. اینان از پول و امکانات عربستان در تلاش برای یک جنگ سایبرناتیک استفاده کرده و با خرج مسلمین وهابیت عربستانی ترویج می کنند و حتی به دنبال وهابی کردن عقاید شیعی به دست روشنفکران غرب زده اند. زیر سئوال بردن زیارت شهادت شفاعت مغایرت امامت با دموکراسی و زیارت جمکران با مدرنیسم و... را در گفته ها و نوشته های اینان می توان دید. در کنار اینها از فیلم ها و بازی های کامپیوتری مخرب نمی توان گذشت که بی شمارند.
2 ـ3. رویکرد غرب جدید در جهان سنی، منزویسازی حرکت شیعی و بی اعتبار کردن آن
غرب جدید در جهان سنی چندین دستور کار برای انزوای خیزش شیعی دارد:
از یک سو با تابلو کردن القاعده و ستاره کردن بن لادن و زرقاوی و نمایندگان تناوبی آنها تنها به دنبال یافتن بهانه ای برای تهاجم به جهان اسلام نیست بلکه به دنبال خارج کردن پرچم مقاومت و خیزش از دست شیعه و سپردن به دست مبارزانی توهمی و پوشالی چون بن لادن می باشد. اگر پرچم خیزش علیه غرب صهیونیست به دوش امام خمینی و پیروان او باشد جریان راستینی است که تا فتح قله های استکبار ادامه می یابد. اما غرب با ستاره کردن کسانی مثل صدام و بن لادن و.... برای طیف بنیادگرای مسلمان می تواند به خوبی آن را کنترل کند و چهره ای مضحک غیرانسانی و غیرامروزی هم از اصول گرایی اسلامی در دنیای امروز نمایش دهد واقعا القاعده و صدام و.... کدام حرکت ضد غرب را سامان دادند !! جز اینکه به مقاصد آنها کمک کردند و در گام بعد شمشیر آنها بر علیه تشیع (نه جریان صهیونیسم) شدند. صدور فتوا از سوی مفتیان وهابی برای قتل شیعیان از جمله این تلاش هاست.
از آن سو حرکت شیعی را که تنها حرکت ضد صهیونیسم است در مقابل با اهل سنت قرار می دهد و از هلال شیعی سخن می گوید و چنین می نمایاند که هلال شیعی در مقابل اهل سنت است! به همت شورای روابط خارجی آمریکا همایشی به نام «بروز هلال شیعی و تاثیرات آن بر خاورمیانه و سیاست های آمریکا» برگزار می شود که سخنرانان به طرح دیدگاه های خود درباره نفوذ تشیع در کشورهای خاورمیانه و نقش ایران در این میان و سیاست های آمریکا برای مواجهه با این پدیده می پردازند و از طرف دیگر در همان زمان یونگی پریماکف نخستوزیر اسبق روسیه در آن سوی دنیا واداشته می شود که در موسسه خیریه ملک فیصل از ایجاد کمربند شیعی در منطقه هشدار دهد! در فاصله اندکی همین سخنان از سوی پادشاه اردن و سایر سیاسیون عرب تکرار می شود. اثر چنین رسوباتی در جهان سنی این است که مثلا حزبالله لبنان در 33 روز اسرائیل را شکست می دهد اما چندین ماه است که در درگیری های داخلی معطل است؛ چون تبلیغات مسموم حزبالله را ضد سنی و منازعه را قومی و مذهبی جلوه داده است!
گام دیگر اینکه در پروژه های به طور جدی سعی دارند اساسا شیعه را ایرانی و تشیع را مساوی اسلام مجوسی جلوه دهند. در این باره تلاش های بسیار زیادی صورت داده اند که آخرین تلاش آنها تولید فیلم 300 می باشد.
اثر این راهبرد این می شود که مثلا دولت نوری المالکی به علت شیعه بودن اگرچه مورد حمایت ظاهری آمریکاست اما از سوی جهان عرب تاکنون به رسمیت شناخته نشده است.
3ـ3. رویکرد غرب جدید در جهان مسیحی متشیعسازی مسیحیت
جالب اینکه این تفکر وقتی با دنیای مسیحی مواجه می شود سعی می کند آموزه های شیعی را به نفع خود و مسیحیان را به شکل شیعی بسیج کند. غلامعلی افروز میگوید:
در کلیسایی در کشوری اروپایی دیدم پدر روحانی چیزی می خواند و مردم هم سینه می زنند! وی در جواب گفت این کار را از شیعیان اقتباس کرده است. این عمل در چند کلیسای دیگر نیز تقلید می شود. در فیلم مصائب مسیح که فیلمی کاتولیکی است باز این را می یابیم که از آموزه هایی مثل ثاراللهی بودن تبرک به خون و اشک آسمان و.... استفاده می شود.
جدیدترین کد در این باره، مستند شبکه abcاز کمپ انجیلی تحت عنوان «بچه ها در آتش» است که بچه های مسیحی را برای abc جدیدترین کد در این باره مستند شبکه شهادت طلبی برای ظهور مسیح آماده می نماید.