ترجمه: زهرا صدری
از زمان بر سر کار آمدن نیکلا سارکوزی در فرانسه، جهان شاهد تحرک او در عرصه سیاست خارجی است. این تحرک تا به آنجا پیش رفته که امیر عبدالله، پادشاه عربستان سعودی در سپتامبر گذشته او را با لقب مرد اصیل و شجاع خطاب قرار داد. سارکوزی نسبت به روسای جمهور قبلی فرانسه، سیاست کاملا متفاوتی را در پیش گرفته است. با توجه به اقداماتی که در مدت ریاست جمهوری سارکوزی انجام شده، به سختی میتوان اهداف اصلی او را شناسایی کرد. او به تنهایی توانست اقداماتی هر چند ناچیز در جبران شکستهای اتحادیه اروپا در تدوین قانون اسایسی جدید، انجام دهد.
همچنین سارکوزی با زیر سؤال بردن نهاد مستقل اروپایی نظیر بانک مرکزی اروپا، عملکرد اتحادیه اروپا را به چالش کشاند و به نظر میرسد در تحریک کردن آلمان، بزرگترین عضو اتحادیه اروپا، گاهی نیز از مسیر خود خارج شده است. آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان ضمن ابراز نگرانی نسبت به اندیشهها و برنامههای مبهم سارکوزی در خصوص اتحادیه مدیترانه ـ منطقهای با خصوصیات فرهنگی، اقتصادی و سیاسی نامشخص ـ این افکار را تهدیدی برای آینده اتحادیه اروپا میداند.
اما در این میان، برخی سیاستها و اقدامات او پیشبینی نشده و دور از منطق اروپایی بوده است. مثلا برخی از اقدمات اخیر سارکوزی، به خصوص در رابطه با جهان اسلام، تعجب کشورهای بسیاری را برانگیخته است. او معمر قذافی را به فرانسه دعوت کرد. همچنین طی این مدت، معاملات هستهای فرانسه با جهان عرب گسترش فراوانی یافته است. سارکوزی اخیرا اعلام کرد که در صدد ایجاد پایگاه نظامی مرزی در کشور امارات متحده عربی است. در صورت تحقق این امر، این اولین پایگاه نظامی فرانسه پس از پایان دوران مستعمراتی محسوب میشود.
همچنین به نظر میرسد که رئیسجمهوری فرانسه اهداف بنیادین و بلندمدتی نیز دارد که از جمله آن میتوان به احیای جایگاه فرانسه ـ به عنوان یک کشور قدرتمند و با سابقهای درخشان ـ در میان ملتی که سارکوزی آن را خانواده غربی میخواند، اشاره کرد. فرنسوا هیزبرگ، کارشناس امنیتی در فرانسه در این مورد میگوید: این عقیده سارکوزی نشان دهنده نوع نگاه او به جهان امروز است اما در عمل شاهد روابط خوبی میان فرانسه و آمریکا هستیم. اگرچه ممکن است که که این تنها ظاهر روابط دو کشور باشد. (در همین خصوص میتوان به سفر تابستانی سارکوزی به آمریکا و حضور در محل اقامت خانواده بوش اشاره کرد) از طرفی دیگر سارکوزی خود را دوست خوب اسرائیل میداند و به گرایشات مسیحی خود افتخار میکند.
این نگرش سارکوزی مسئله جدی برای کشوری است که با رشد جمعیت مسلمان از یک سو و گسترش اعتقادات سخت و غیرقابل انعطاف لائیک مواجه است. الیزابله لاسر، دبیر سرویس سیاست خارجی روزنامه فیگاور در این باره میگوید: سیاست خارجی سارکوزی در مقایسه با دیدگاه روسای جمهور پیشین فرانسه، تفاوت قابل ملاحظهای دارد. مخالفت با آمریکا، در سیاست خارجی سارکوزی تعریف نشده است. سیاست وی درباره جایگاه فرانسه در غرب از تردید کمتری برخوردار است در حالی که ژاک شیراک، رئیسجمهوری سابق این کشور، فرانسه را پلی میان غرب و شرق و همچنین وزنهای برای آمریکا میدانست. زمانی که با نگرش سارکوزی و از منظر او به مسائل نگاه میکنیم، قادر به درک بهتر اهداف او در سیاست خارجی خواهیم بود. مثلا پیشنهاد سارکوزی درباره اتحادیه مدیترانه را در نظر بگیرید. این پیشنهاد که از جانب سارکوزی و مرکل مطرح شده، به پیوستن کشور مسلمان ترکیه به اتحادیه اروپا مربوط میشود. همچنین او در سیاست خارجی خود، برقراری و گسترش روابط با مستعمرات سابق آفریقای شمالی را مجددا در دستور کار قرار داده است.
رئیسجمهوری فرانسه همچنان از سیاست مصالحه خود دفاع میکند و معتقد است که همواره امکان مذاکره با همه کشورها با هر عقیدهای، وجود دارد. در همین راستا میتوان به معمر قذافی و هوگو چاوز، روسای جمهوری لیبی و ونزوئلا اشاره کرد. سارکوزی علت برقراری ارتباط با این دسته از کشورها را اینگونه بیان میکند: «زمانی که از جایگاه محکمی در مرکز خانواده غربی برخوردار باشیم، قادر خواهیم بود که مذاکرات براساس ارزشها و منافع خود هدایت کرده و پیش بریم.» همچنین او فرانسه غربی را نسبت به جنگ علیه تروریسم متعهد میداند. این در حالی است که آمریکا که آغازکننده این جنگ بوده اکنون در میانه آن هیچ اعتباری ندارد و با مشکلات فراوانی روبهروست.
همچنین وی تلاشهای زیادی برای گسترش انرژی هستهای در کشورهای مسلمان آغاز کرده است. در حالی که آمریکا به شدت مخالف دستیابی کشورهای مسلمان ـ خصوصا ایران ـ به انرژی هستهای است. سارکوزی همچنین توافقنامه همکاری هستهای خود را با لیبی و الجزایر امضا کرده است.
سارکوزی 40 روز پس از انتخابات خود پیماننامه کوچکی را امضا کرد که در واقع جایگزین قانون اساسی جدید اروپا بود که اکنون با شکست روبهرو شده است. سارکوزی برای احیای این سند مهم اروپایی پیشنهادهایی ارائه کرده است. پیشنهادهای سارکوزی که حاوی مسائل جنجالبرانگیزی مانند پرچم و سرود ملی است، تا پایان سال جاری میبایستی مورد تصویب قرار گیرد. اگر رئیسجمهوری فرانسه در سیاستکاری خود اروپا را به چالش میکشاند، به تعهدات خود در بودجه عمل نمیکند، سیاستهای پولی سختگیرانه بانک مرکزی اروپا را نادیه میگیرد، یورو را بیارزش میداند و توافقنامههای غرب را به خاطر اینکه غرب را قبول ندارد امضا نمیکند، تنها به این دلیل است که او خواستار به خدمت گرفتن سیاست اروپا در راستای منافع اقتصادی فرانسه است.
اما مسئله این است که غرب ارزش زیادی برای رهبری فرانسه قائل نیست. خصوصا مقامات آلمان که تمایل چندانی برای حضور فرانسه در پیمانهای مشترک مالی اروپا، یورو، بودجه و یا اتحادیه مدیترانه، ندارند. آنها مخالف برنامهها و عملکرد فرانسه در فروش فناوری هستهای هستند و این اقدامات را یک تهدید جدی میدانند. آنها همچنین موضعگیری سارکوزی را بازگشت به دوران ژنرال دوگل تعبیر میکنند. شخصی که همواره بر این اعتقاد بود که فرانسه بهترین و توانمندترین کشور اروپاست. این نگرانیها و بدبینیها زمانی شدت مییابد که سارکوزی از این جایگاه آینده فرانسه به عنون تمدن برتر و روح رنسانس جدید یعنی همان چیزی که به گفته او دنیا به آن نیاز دارد، صحبت میکند.
پیشنهاد او درباره دریافت خسارت از کشورهایی که از امضای پیمان کیوتو خودداری کردهاند، اعتراضات زیادی را از جانب آمریکا و اتحادیه اروپا به همراه داشت اما دیگر کشورها نسبت به این مسئله هیچگونه مخالفتی نشان ندادند. البته این واکنش برای سارکوزی دور از انتظار نبود. پیشنهاد وی بازتاب خوبی را از عملکرد سیاست خارجی سارکوزی در فرانسه به همراه داشت.
زمانی که سارکوزی از اول جولای به مدت 6 ماه ریاست اتحادیه اروپا را بر عهده بگیرد، فرصت مناسبی است که شهامت و اقتدار او به عنوان رهبر غرب، مورد ارزیابی قرار گیرد. او دستور کار اتحادیه اروپا را در زمینههای دفاع، آب و هوا، انرژی و سیاستهای مهاجرتی سازماندهی خواهد کرد. در صورتی که در سال جاری اتحادیه اروپا پیماننامه کوچک (پیشنویس پیمان) را تصویب کند، سارکوزی به آغاز دوران ریاست تمام وقت اتحادیه اروپا کمک خواهد کرد.
او از تونی بلر به عنوان اولین رئیس تمام وقت اتحادیه اروپا حمایت میکند. در صورتی که موافقت برای پست تمام وقت حاصل نشود، سارکوزی احتمالا در خصوص سمت خود تصمیم جدیدی اتخاذ خواهد کرد.