عباس پازوکی
به دنبال برگزاری انتخابات پرحرف و حدیث نهمین دوره ریاست جمهوری و پیروزی محمود احمدینژاد، برخی از گروههای اصلاحطلب با اعلام اتخاذ راهبرد سکوت و نظاره نسبت به آنچه که در کشور میگذرد سکوت کردند. اما در شرایط کنونی به نظر میرسد استمرار دفاع از این راهبرد اشتباه است و باید مورد تجدیدنظر قرارگیرد:
1- احزاب سیاسی در همه کشورهای دنیا پس از شرکت پیروزمندانه در انتخابات به تشکیل دولت و پیگیری تحقق شعارهای داده شده میپردازند و اگر شرکت در انتخابات همراه با شکست باشد، احزاب مغلوب ضمن تبریک به احزاب پیروز، بازسازی حزب، تدوین برنامههای جدید، تجدیدنظر در راهبردهای شکست خورده و راههای بازگشت مجدد به قدرت را پیگیری میکنند. اگر قرار است احزاب اصلاحطلب ایرانی، اصلاحی در فرهنگ جامعه انجام دهند مطمئنا با قهر کردن و سکوت چنین امری میسر نیست. بلکه بهترین راه برای آموزش فرهنگ حزبی مدرن به جامعه، تن دادن به رفتارهای مدرن است. اگر احزاب پس از سکوت پیشه کنند طبعا مردم نیز چنین رفتاری از خود بروز می دهند.
پس این کار بیهودهای است که سران برخی از احزاب اصلاحطلب در ایام انتخابات به این شهر و آن شهر سفر کنند تا مردم را برای شرکت در انتخابات قانع کنند. فعالیت سیاسی با قهر و قهربازی سازگاری ندارد.
2- احزابی که در ایام انتخابات تندترین شعارهای ممکن را مطرح کرده، بسیاری از مردم بویژه جوانان را به ایجاد فردایی بهتر امیدوار میکنند حق ندارند به راحتی آب خوردن همه شعارها را فراموش کنند و هیچ حرفی نزنند. کشاندن مردم به میتینگها و دعوت مردم به حضور فعال در انتخابات و مطرح کردن شعارهای جذاب و جدید وقتی مفید است که بعد از انتخابات نیز تداوم داشته باشد. اما متاسفانه برخی احزاب اصلاحطلب پس از اینکه مردم را به اوج آرمانخواهی بردند ناگهان رهایشان کردند اکنون بسیاری از مردم می پرسند: آیا تضمینی هست که چنین افراد و گروههایی بعدا هم ما را تنها نگذارند؟
3- شاید برخی از طراحان راهبرد سکوت و نظاره اعلام کنند که مشغول سازماندهی مردم و یا تدوین برنامههای مناسب و یا حتی بازسازی حزب خود هستند. اما آیا اعلام مواضع و تبیین باورهای سیاسی و اقتصادی یک حزب منافاتی با بازسازی تشکیلاتی دارد؟ لذا به نظر میرسد سکوت و نظاره بیش از آنکه یک راهبرد منطقی باشد یک اسم قشنگ برای انفعال و استراحت است.
4- شاید برخی از احزاب ساکت، نداشتن رسانه اختصاصی را بهانهای برای سکوت خود اعلام کنند. اما آیا استفاده از رسانههای همسو و یا راه انداختن یک سایت یا استفاده از راهکارهای فنی دیگر امری محال است؟ واقعیت این است که اگر ارادهای جدی برای راهاندازی سایت باشد امکان محدود شدن تمامی فعالیت آن با پیشرفتهای کنونی در عرصه فنآوری اطلاعات وجود ندارد. اما وقتی برخی سایتهای فعال اصلاحطلب که مسدود هم نیستند حتی یک خبر اختصاصی هم ندارند و فقط اخبار خبرگزاریها و سایتهای دیگر را منتشر می کنند، ثابت میشود احتمالا حرفی برای گفتن و ارادهای جدی برای شکستن سکوت وجود ندارد.
5- اتخاذ راهبرد سکوت و نظاره هرگز باعث نشده مردم به حقانیت شعارهای اصلاحطلبان پی ببرند. بلکه برعکس در یک فضای اطلاع رسانی یک طرفه بسیاری از مردم از واقعیتهای جامعه بی خبر ماندهاند و حتی به شعارهای جذاب و رفتارهای عوام پسند برخی دولتمردان همواره حاضر در صدا و سیما دل بستهاند. لذا استمرار سکوت اصلاحطلبان به معنای تداوم برخی رفتارهای پوپولیستی و غیرکارشناسی است که در نهایت نه به سود کشور است، نه به سود اصلاحات و نه به سود مردم. اگر عدهای منتظر بودهاند که پس از یک دوره سکوت مردم پاشنه در خانههایشان را درآورند و از آنها خواهش و التماس کنند به قدرت بازگردند، سخت در اشتباهند و این راهبرد و یا چنین انتظاری، تنها یک رویای دست نیافتنی است.
لذا با توجه به نکات فوق و در نظر گرفتن شرایط حساس جامعه و کشور باید هرچه سریعتر این عده احزاب اصلاحطلب در راهبرد خود تجدیدنظر کنند و با قرارگرفتن در کنار مردم، از انحرافات احتمالی جلوگیری کنند.
امروز همان روزی است که ایران عزیز نیازمند حضور فعال اصلاحطلبان در عرصه سیاست است. پس این فرصت را مغتنم شماریم، با مردم باشیم و از حقشان دفاع کنیم.