دکتر لطفالله فروزنده
در دنیا مدیریت و براساس تئوریها و مبانی نظری مدیریتی، مدلهای برنامهریزی استراتژیک تدوین شده است. برنامهریزی استراتژیک به مدیران جامعه و سازمان کمک میکند تا براساس بررسی وضع موجود- نقاط قوت و ضعف سازمان و فرصتها و تهدیدهای محیطی و براساس یک نگاه سیستمی- جهتگیری سازمان را در قالب اهداف آرمانی تدوین کنند و با استفاده از فرایند برنامهریزی استراتژیک امکانات و منابع را با الویتبندی به سوی اهداف سوق دهند.
با مرور ده مکتب تجویزی و موجود، مدل زیر برای تحقق چشمانداز با توجه به ساختار قانون اساسی کشور قابل احصاء است:
نظام جمهوری اسلامی، چشمانداز و سیاستها کلی تدوین شده، طبیعتاً باید ماموریت، ساختار اجرایی و تقنینی کشور نیز در راستای رسیدن به چشمانداز تعریف شود و با بررسی وضعیت محیطی و توانمندی داخلی، استراتژی مناسب در قالب برنامههای پنج ساله تدوین گردد. و سرانجام اهداف کمی و کیفی در قالب بودجه سنواتی تنظیم، اجرا و نظارت شود.
بدیهی است که برای ارزیابی فرایند چشمانداز باید الزامات، شاخصهای کمی و کیفی آن در حوزههای مختلف اقتصادی، فرهنگی. اجتماعی و... تدوین و سایر مراحل براساس آنها اجرا و ارزیابی شود.
در شرایط فعلی، چشمانداز و سیاستها موجود است، اما سایر ابعاد مدل برنامهریزی استراتژیک هنوز متناسب با چشمانداز و سیاستها مورد بررسی، بازنگری و تدوین قرار نگرفته است که انشاءا... با همت مسئولین عالی نظام پیگیری و حل خواهد شد. به عقیده نگارنده، آنچه باعث تحقق این مهم است، ایجاد تفکر استراتژیک در تمام ارکان تصمیمگیری بویژه مدیران عالی، مبانی، عملیاتی و بدنه کارشناسی نظام است. اگر نقش ویژهای برای انگیزه، باور، تعهد نیروی انسانی به چشمانداز و سیاستها قائل باشیم که در ادبیات اثبات شده- حال باید دید چگونه این باور بوجود میآید. در سالهای اخیر در ادبیات مدیریت مباحث مختلفی بیان شده است که صرفاً جهت استحضار برخی دیدگاهها در خصوص تفکر استراتژیک بیان میگردد.
- مایکل روبرت معتقد است تفکر استراتژیک برای سازمان چشمانداز میآفریند و به مدیران کمک میکند تا در راستای این چشمانداز تصمیمات صحیحی را اتخاذ کنند.
- مینتزبرگ تفکر استراتژیک را «یک بصیرت و فهم» میداند.
- تفکر استراتژیک «شناخت عوامل موفقیت» است. به عبارت دیگر شناخت مسائل اساسی است.
- تفکر استراتژیک ساختاری، از معانی است که این ساختار مبنای تصمیمگیری روزانه تا جهتگیریهای اساسی سازمان قرار میگیرد. معانی حاصل از تفکر استراتژیک در قالب سیاست، خط مشی و قواعد ساده و در عین حال عمیق ظاهر شده و برای مدیران، الگوی ذهنی میسازد.
- تفکر استراتژیک یک نگاه سیستمی و اقتضایی به جامعه و سازمان است.
- تفکر استراتژیک عامل خلق چشمانداز و حرکت جامعه و سازمان بسوی آن است. چشمانداز به صورت آرمان مشترک، جامعه و سازمان را یکپارچه و هم انگیزه میکند، با این اوصاف تفکر استراتژیک چشمانداز استراتژی را میآفریند و برای تبیین و پیادهسازی این استراتژی از ابزار و متدولوژیهای برنامهریزی استراتژیک استفاده میشود.
کیانی با مطالعه 100 مقاله و کتاب برای ایجاد تفکر استراتژیک روشهای زیر را توصیه کردهاند:
1- کشف مطلوبیتها و ایجاد بستر خلاقیت و ارائه دیدگاههای جدید.
2- یادگیری خود و دیگر مدیران از طریق بازخود.
3-ایجاد باور و اعتقاد در مدیران از طریق فرموله کردن دادههای نرم شامل ارائه تجارب مدیران و شایستگی کلیدی آنها- و دادههای سخت- یعنی تبیین محیط و شرایط کشور.
4- مشارکت گسترده مدیران و عناصر کلیدی در فرایند تحقق چشمانداز بطوری که تعهد و همسویی با آن ایجاد شود.
5- پیادهسازی در عمل از طریق تعامل دو جانبه تفکر و برنامهریزی استراتژیک به عبارت دیگر یادگیری حین عمل:
«گری هامل» نکاتی مانند توجه به ایده جدید. ایجاد شور و شوق تازه در سازمان، استقبال از تجربهها، ترسیم چارچوب جدید در سازمان را بیان کرده است. ویلیامسون تاکید میکند از طریق، آشکار کردن محدودیتها پنهان، ایجاد فرایندها، تهیه سبد گزینههای مناسب، تلفیق برنامهریزی و فرصتسازی، تفکر استراتژیک را ایجاد کنید. دکتر غفاری 5 فرمان برای نهادینه شده تفکر استراتژیک بیان کرده مانند: یادگیری از محیط، پاسخگویی به نیازهای ارضا، نشده، توجه به اهداف نهایی، اهداف مبانی، قابلیتسازی رقابت، کشف راه میانبر. به عقیده نگارنده، در مبانی و دستورهای اسلامی راهکارهای عمیق و اساسی برای این مفهوم وجود دارد که قابل مطالعه و بررسی است. بهرحال اگر مبنای بحث قابل قبول باشد، باید گروهی از کارشناسی مدیریت استراتژیک، مدیران مجرب و معتقد به مبانی اسلامی تشکیل و برای تحقق این سازوکار – نهادینه کردن تفکر استراتژیک در تمام ابعاد نظام اجرایی و تقنینی- راه کار قانونی و عملی پیشنهاد نمایند.