تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۷  ، 
کد خبر : ۴۵۵۰۹

تبارشناسی اصلاحات


سیدمحمود حسینی
سال‌ها است سخنان و نوشته‌های زیادی در ارتباط با رویداد دوم خرداد و جبهه اصلاحات مطرح می‌گردد. موافقان و مخالفان هر کدام بر مبنای معیارها و نظریه‌های مورد قبول خود موضوع را مورد ارزیابی و تحلیل قرار می‌دهند، بنده در موضعی نیستم که پاسخ سخنان منتقدان را بدهم چرا که نه از بحران اصلاحاتم و نه مخاطب سخنان آنها، اما به عنوان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه‌ها که از نزدیک با جریانات سیاسی و فعالیت‌های انجام شده مرتبط با رویداد دوم خرداد و پس از آن آشنایی دارم بر خود لازم می‌دانم که به بعضی از نکات قابل بیان اشاره مختصری داشته باشم تا بعضی از ابهامات روشن گردیده و پاسخ بعضی از اتهامات داده شود خصوصا وقتی این انتقادات از سوی چهره‌های دانشگاهی و علمی مطرح می‌شود. به اجمال نکاتی را یادآوری می‌نمایم.
1- افراد و گروه‌هایی به خود اجازه می‌دهند که تحت عناوین مختلف از جمله آسیب‌شناسی اصلاحات مجموعه‌ای از اتهامات و ویژگی‌ها را برای حرکت اصلاحی جامعه مطرح کنند. نگاهی سطحی به سخنان و مطالب ارائه شده نشان می‌دهد که به لحاظ روش‌شناسی علمی و یا بیان و ارزیابی علمی یک موضوع، این نظرات هیچ پایه و اساسی ندارند و گزاره‌های مطرح شده مبتنی بر یک کار علمی نیست.
2- وسعت ادعاها و شناخت نیز حکایت از تحلیل‌های غیرعلمی، غیرکارشناسی و عموما سیاسی منتقدان دارد چرا که بعضا یک منتقد در چندین حوزه مانند فرهنگ،‌ روانشناسی اجتماعی، جامعه‌شناسی سیاسی، نخبه‌شناسی و سازماندهی اظهارنظر کرده و تحلیل ارائه می‌دهد که قطعا نشان‌دهنده سخنان غیرعلمی است.
3- ممکن است مطرح شود که منتقدان استنباط‌های خود را مطرح می‌کنند و در پی تبیین موضوع به روش علمی نیستند باید به این عزیزان تذکر داد که استنباط هم از اصول و ضوابطی پیروی می‌کند که اصلی‌ترین آنها داشتن دانش عمیق، تجربه و اطلاعات در مورد آن موضوع است، استنباط بیان مطلب بر مبنای روش تحقیق علمی نیست اما به معنای گفتن هر سخنی و با هر میزان تجربه و دانش هم نیست، قرآن هم توصیه می‌کند که «نگویید چیزی را که نسبت به آن علم ندارید.»
سوالی که در این خصوص مطرح می‌گردد این است که چگونه کسانی که در حوادث و رخدادهای سیاسی دوران قبل و بعد از اصلاحات در متن اقدامات و برنامه‌ها، نبوده‌اند و مسئولیت سازماندهی و یا هماهنگی هیچ انتخاباتی را بر عهده نداشته‌اند و در شوراهای مرکزی احزاب و گروه‌های وابسته به جبهه اصلاحات حضور نداشته‌اند به خود اجازه می‌دهند که هر سخن و هر گزاره‌ای را آن هم در کسوت چهره‌های علمی مطرح نمایند.
با توجه به مقدمه فوق و اینکه چهره‌های علمی باید در ارزیابی‌ها و تحلیل‌های خود با احتیاط بیشتری سخن بگویند. به اختصار بستر رویداد دوم خرداد و نقش‌آفرینان آن را توضیح می‌دهم تا پاره‌ای از ابهامات برطرف شود.
رویداد دوم خرداد یک رویداد ناگهانی و بدون پیشینه نبوده است، این رویداد پیامد طبیعی حرکت مردم در انقلاب اسلامی بود. رهبران اصلاحات از اندیشمندان و باران نزدیک امام و انقلابیون بودند که در زمان ایشان از وجاهت، احترام و جایگاه ویژه‌ای در نزد مردم و امام (ره) برخودار بوده و اکثریت مناصب اجرایی و انتخابی را در سطوح بالا و میانی قوه قضائیه، مجریه و امامت جمعه شهرها بر عهده داشتند که هنوز هم از این اعتبار در نزد مردم برخودار هستند. امام با حمایت بی‌دریغ از مهندس موسوی و این طیف برای ورود به مجلس سوم و یا نزدیکی این طیف به لحاظ فکری و رفتاری به امام (ره) سبب گردید که اداره امور جامعه در دوران حیات ایشان در اختیار این جناح باشد. امام در نقد مخالفان فرمودند که شما حتی نمی‌توانید یک نانوایی را اداره کنید، البته این امر بدان معنا نبود که حضرت امام (ره) به جناح منتسب به روحانیت مبارز بی‌اعتنا بودند بلکه از آنها نیز به احترام یاد کرده و حضورشان را در فعالیت‌های سیاسی تایید و تقویت می‌کردند و اجازه نمی‌دادند که به آن جریان و شخصیت‌هایی مانند آقای مهدوی‌کنی و ناطق نوری تعرض شود. اما همگان فهمیده بودند که جهت فکری و سیاسی امام در اداره جامعه با کدام طیف نزدیک‌تر است.
روشن است که این نزدیکی عمدتا به دلیل اتکای این طیف بر حق مردم بر تعیین سرنوشت خود و داشتن مقبولیت در نزد توده‌ها بود که در سه دوره انتخابات مجلس خود را نشان داده بود. امام (ره) هرگز اجازه نداد که سرنوشت سیاسی کشور را شورای نگهبان تعیین کند و با این تفکر بهشدت مخالف بود که تعداد معدودی حتی در سطح مجتهدان و بزرگان حوزه تعیین‌کننده سرنوشت مردم باشند، بنابراین نزدیکی این طیف به امام (ره) به دلیل نزدیکی تفکر و عمل آنها بود نه اینکه خدای ناکرده امام(ره) به صورت جناحی عمل کرده و به دوستان خود بها می‌داد. یک مطالعه ساده از چهره‌هایی که در زمان ایشان در صحنه سیاسی ایران فعال بودند به روشنی این ادعا را تایید می‌کند، ‌چهره‌هایی که منتخب مردم یا امام (ره) بودند.
با این وجود در همان دوران و علیرغم درگیری کشور در جنگ فضای سیاسی بسیار بانشاط بود و رقابت در میان جناح‌های سیاسی مخصوصا در طیف مهم شدید بود. اما این اختلافات و منازعات سیاسی با حضور امام (ره) و شرایط خاص انقلاب خطر چندانی برای استقلال و توسعه جامعه در برنداشت.
رحلت حضرت امام (ره) همراه با پایان جنگ و رخدادهای حضرت امام (ره) همراه با پایان جنگ و رخدادهای جهانی وضعیت بسیار پیچیده، بحرانی و حساسی را برای جامعه به وجود آورد که تشدید اختلافات سیاسی ممکن بود اساس انقلاب و دستاوردهای آن را بر باد دهد و لذا بزرگان این طیف بعد از رخدادهای مجلس چهارم ترجیح دادند که به خاطر مصلحت نظام، سکوت سیاسی اختیار کرده،‌ و برای حفظ وحدت جامعه و تثبیت نظام از ورود به چالش‌های سیاسی اجتناب کنند، به همین دلیل بزرگانی مانند آیات عظام موسوی اردبیلی، صانعی در کسوت علمی کار خود را دنبال کردند و مجمع روحانیون مبارز که با حمایت و تأیید امام تشکیل شده بود به عنوان سمبل نیروهای طرفدار عدالت و آزادی در کسوت روحانیت فعالیت سیاسی خود را تعطیل نمود و آقای مهندس موسوی که امام سرمایه‌گذاری سنگینی بر روی شخص ایشان در مقابل مخالفان کرده بودند و احتمالا انتظار داشتند که به عنوان روشنفکر دیندار محور فعالیت جوانان دانشگاهی و حرکت‌های روشنفکری دینی قرار بگیرند از حضور در مجامع سیاسی خودداری کردند.
روشن است که اجتناب رهبران این طیف از تشدید مناقشات سیاسی و تحمل فشارهای سنگین مخصوصا از سال 71 تا 76 در تثبیت جایگاه رهبری و نظام بسیار موثر بود و جامعه از ورود به مناقشات ویرانگر حفظ گردید، مناقشاتی که به دلیل عدم حضور امام (ره) و پیامدهای جنگ می توانست نظام نوپای اسلامی را از بین ببرد. اما این سکوت و انزوا به معنای خالی کردن صحنه سیاسی و عدم حساسیت نسبت به سرنوشت انقلاب اسلامی و جامعه نبود، به همین دلیل روزنامه سلام در زیر بار سنگین مشکلات سیاسی، تبیین اندیشه‌های حضرت امام (ره) با تفسیر این جناح را بر عهده گرفت و الحق و الانصاف که مباحث مطرح شده از سوی این روزنامه بویژه مطالب اندیشمند گرامی و مورد تایید و وثوق حضرت امام (ره) آقای موسوی و خوئینی مبانی تئوریک و مورد نیاز دوران پس از امام (ره) را پوشش داد.
به طوری که بر خلاف بعضی از ادعاهای مطرح شده این جبهه از یک غنای تئوریک بسیار بالایی برخوردار گردید. همچنین بزرگانی مانند آیت‌لله. العظمی فاضل لنکرانی و فضلای برجسته تدریس مبانی امام (ره) در حوزه را شروع کردند، همزمان گروه‌های خط امام، امامان جمعه و جماعت و هزاران نفر از افراد آگاه در حوزه‌های مختلف با دقت مسیر تحولات را پیگیری کرده و فعالانه برای حفظ دستاوردهای انقلاب بدون ورود به مناقشه‌های سیاسی تلاش می‌کردند. انتخابات مجلس چهارم حادثه‌ای تلخ برای جامعه و یاران انقلاب بود که ضرورت داشت جبران گردد و لذا حاکمیت در صدد برآمد که انتخابات مجلس پنجم را در فضای بهتری برگزار کند، ملاقات‌ها و گفت‌وگوهای زیادی در سطح بالای نظام صورت گرفت و سرانجام تعدادی از گروه‌های فعال سیاسی تحت عنوان گروه‌های خط امام (ره) در یک فرایند یکساله از تلاش و تعامل به این نتیجه رسیدند که باید رد انتخابات مجلس پنجم حضور پیدا کنند که این حضور توام با حضور کارگزاران نیز بود.
اگرچه مجمع روحانیون مبارز و دفتر تحکیم وحدت در آن زمان با احتیاط عمل کرده و فضا را برای معرفی کاندیدا مساعد ندیده و در انتخابات حاضر نشدند، حضور جدی گروه‌های خط امام (ره) به قصد پیروز شدن در انتخابات نبود بلکه هدف اصلی از حضور فعال کردن اندیشمندان و بزرگان این طیف برای حفظ هویت خط امام (ره) و انسجام بخشیدن به نیروها برای فعالیت‌های سیاسی بعدی بود، روشن شدن اذهان فقط به این نکته اشاره می‌کنم که ما حتی در تهران توانستیم یک فهرست سی نفری ارائه بدهیم و به گمانم 24 نفر ثبت نام کردند و کل هزینه انتخابات این گروه‌ها در انتخابات تهران در حدود 16 میلیون تومان شد.
نگاهی به این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که جناح خط امام درصدد نبود که مجلس پنجم را تسخیر کند و یا بهتر است بگوییم این انتظار، انتظار معقولی نبود اما بخشی از این جناح که در انتخابات حاضر شدند به قصد آگاه کردن جامعه از اندیشه‌های امام (ره) و آماده‌سازی بستر فعالیت سیاسی برای انتخابات بعدی ده‌ها سمینار در دانشگاه‌ها و صدها سخنرانی در مساجد و مجامع عمومی برپا کردند و از این فرصت برای تبیین دیدگاه‌های خود مخصوصا باید دانشجویان استفاده کردند. کار بسیار سنگینی در این زمینه صورت گرفت و با استقبال گسترده‌ای از سوی دانشجویان و طلاب جوان روبرو گردید،‌ نتایج انتخابات و آرای داده‌ شده به کاندیداهای مختلف به روشنی نشان داد که اگر این جناح با تمام توان وارد صحنه سیاسی شود حتما و قطعا پیروز میدان خواهد شد. بنابراین پس از این انتخابات و با توجه به استقبال جامعه و تثبیت جایگاه رهبری و نظام، مجمع روحانیون مبارز و بعضی از گروه‌های دیگر فعالیت رسمی سیاسی خود را شروع کردند که در همان زمان این حضور به معنای حضور جدی در انتخابات ریاست جمهوری بود و دو شخصیت نیز مورد توجه رهبران گروه‌ها و شخصیت‌های این طیف، مهندس موسوی و خاتمی و برخلاف گفتارها و نقل قول‌هایی که بعضا مطرح می‌گردد ما در همان زمان هم مطمئن بودیم که اگر انتخابات سالم برگزار شود پیروز خواهیم شد و اینکه گاهی گفته می‌شود که ما در صدد کسب چند میلیون رای بودیم و یا انتظار پیروزی نداشتیم به خاطر این است که ما نسبت به برگزاری درست انتخابات مطمئن نبودیم وگرنه یقین داشتیم که با توجه به رای جناح راست در تهران و شهرستان‌ها در مجلس پنجم و فضای عمومی دانشگاه‌ها و جامعه قطعا اگر در انتخابات یکی از این دو بزرگوار شرکت کنند پیروز می‌شویم و حتی یک نظرسنجی علمی هفته‌ها قبل از برگزاری انتخابات مشخص کرد که آقای خاتمی 67 تا 71 درصد آرا را کسب خواهد کرد. شعار مورد نظر مورد اتفاق ما در دو سال منتهی به دوم خرداد هم در روزنامه سلام روشن است، ما بر این باور بودیم که شعار استراتژیک انقلاب اسلامی که استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی بود در این مرحله آزادی است که در نظام تثبیت گردیده است و استقلال آن در معرض خطر نیست روشن است که انتخاب شعار توسعه سیاسی از جانب آقای خاتمی در این بستر آماده و مطرح گردید.
بنابراین حضور آقای خاتمی و شعار دفاع از آزادی و توسعه سیاسی یک اتفاق نبود، حداقل یک تلاش دو ساله به صورت هدفمند از سوی گروه‌ها، شخصیت‌ها و جریان‌های منتسب به خط امام (ره) صورت گرفته بود و شرایط به گونه‌ای مهیا گردید که حتی بسیاری از مراجع و بزرگان حوزه علمیه و شخصیت‌های برجسته دانشگاهی و خبرگان مورد وثوق مردم و البته دانشجویان و زنان از سراسر کشور از ایشان درخواست کردند که در انتخابات حاضر شود و آگاه نیک می‌دانند که آقای خاتمی شخصا هیچ علاقه‌ای به حضور در انتخابات نداشته و ندارند و به شدت از حضور امتناع می‌کردند اما موقعیت به گونه‌ای فراهم شده بود که به لحاظ وظیفه دینی و ملی قادر نبودند که جواب منفی بدهند و رویداد دوم خرداد رخ داد. بله رهبران این طیف برخلاف نظر بعضی از تحلیل‌گران در دوم خرداد متولد شدند، آنها از مراجع، علما، بزرگان و گروه‌های معتقد به امام (ره) هستند که امروز نیز هدایت جریان اصلاحات را بر عهده دارند اما باز شدن فضای سیاسی پس از دوم خرداد طبیعتا انرژی‌هایی را آزاد کرد و نیروهایی به صحنه آمدند که ادعاهای زیادی مطرح کرده و یا می‌کنند اما می‌توان این سوال را مطرح کرد که این افراد در کدام تصمیم‌گیری‌های استراتژیک این جناح نقش داشته یا دارند؟ در تعیین وزرا، در انتخابات استانداران، در تعیین نامزدهای مجلس، در انتخابات خبرگان رهبری و شوراها در انتخاب سفرا و...
آیا اگر گروهی در روزنامه‌ها و مجامعی ادعاهایی مطرح کردند آیا به معنای آن است که حتما با واقعیت تطبیق می‌کند، این به اصطلاح رهبران عضو شورای مرکزی کدام گروه اصلاح‌طلب هستند؟
از آن گذشته به فرض اینکه یک یا چند نفر از جمع صدها نفری رهبران برجسته این طیف به گونه خاصی عمل کرده و یا سخن بگویند آیا این به معنای آن است که اصلاح‌طلبان اینگونه عمل می‌کنند، شخصیت‌هایی مانند موسوی اردبیلی، صانعی، کروبی، خاتمی، خوئینی، توسلی،‌ محتشمی، طاهری اصفهانی، نورمفیدی، امام جمارانی موسوی بجنوردی، دستغیب‌ها، صدوقی، هاشمیان، بیات، موسوی تبریزی و ده‌ها تن از فضلای روحانی موثر در این جناح چگونه عمل می‌کنند. مجمع روحانیون مبارز و گروه‌های سیاسی جبهه اصلاحات چگونه عمل کرده‌اند و کدامیک از اتهامات مطرح شده در بعضی از رسانه‌ها مانند قدرت‌طلبی، سکولاریسم، ایدئولوژی‌زدایی، ساده‌اندیشی و غرب‌گرایی بر آنها صدق می‌کند که بعضی از تحلیلگران مطرح می‌کنند.
روشن است که جبهه دوم خرداد در اجرا و پیاده کردن اهداف و برنامه‌های خود ضعف و نارسایی‌هایی هم داشته است اما به یقین ورود آقای خاتمی ورود موثر و مثبتی برای جامعه بوده است و دوران ریاست ایشان هم دوران بسیار موفقی برای جامعه ایران بوده است که آثار آن به خوبی نه تنها در ایران بلکه در جهان مشهود است اما اینکه کاندیداها ما در انتخابات ریاست جمهوری موفق نشدند به معنای تایید اتهامات مطرح شده از سوی بعضی‌ها نیست بلکه به دلایل مختلف به تحلیل واحدی نرسیدیم، که بخش مهمی از آن مربوط به عملکرد نامشخص شورای نگهبانی می‌باشد و ما نیز بر این باور نیستیم که در انتخابات شوراها یا ریاست جمهوری اشتباه نداشتیم و امروز نیز روشن است که اگر ما یک کاندیدا داشتیم به احتمال قوی در دور دوم انتخابات کاندیدای ما و آقای هاشمی حضور داشت. و آنگاه این بحث‌هایی که امروز مطرح می‌گردد هیچ‌کدام مطرح نمی‌شد، بنابراین ما این خطا را داشتیم که 17 میلیون یا بیشتر رای خود را بی‌اثر کردیم اما این به معنای آن نیست که جریان اصلاحات حضور جدی و وسیع در میان مردم و روشنفکران جامعه ندارد و ناکام بوده است، امروز نیز با اعتماد و اطمینان اعلام می‌کنیم که راه اصلاحات که همان راه امام (ره) است در هر انتخابات پیروز خواهد شد؛ اگر انتخابات سالم برگزار شود و اصلاح‌طلبان درست عمل کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات