تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۸ - ۰۹:۲۹  ، 
کد خبر : ۴۵۵۱۲

عطر یاس پیشکش!


مسیح علی‌نژاد
«من هر روز صفحات اول روزنامه‌ها را می‌خوانم... اگر دولت یک وزیر را تغییر دهد، می‌نویسند چرا یک وزیر؟ اگر پنج وزیر را تغییر دهد، می‌نویسند دولت متزلزل است، اگر اصلا تغییری ندهد، می‌گویند مگر دولت قول نداده بود که کابینه را اصلاح کند؟»
این سخنان را حداد عادل رئیس مجلس وقتی در آخرین کنفرانس مطبوعاتی، خبرنگاران را حساب مشعوف عطر گل یاسی ساخت که بین آنان توزیع کرده بود، بر زبان جاری ساخت تا پس از توقیف چهار نشریه،‌ کماکان به اعتقاد درونی خویش مبنی بر اینکه فضای حاکم بر مطبوعات، ‌فضای توقیف و جلوگیری از آزادی نیست پای فشارد و بگوید: «این روزنامه‌ها هستند که حتی به یک اقدام مثبت دولت اشاره نمی‌کنند.»
رئیس آرام مجلس برخلاف بسیاری از روزهایی که با آرامش، اهالی قلم را متهم به تنش‌آفرینی و بیهوده‌نویسی می‌ساخت. این بار از نکته‌ای بجا و نزدیک به حقیقت سخن گفت، چرا که حقیقت وجودی رسانه‌ها و دلیل جاری بودن حیات و زندگی در شریان‌های مطبوعات بیش از آنکه نزدیک به حس درونی اهالی قدرت به منظور مدح و ستایش آنان باشد متعلق به ناظران آنها در صحنه افکار عموم یاست تا به کنکاش و واکاوی رفتار و اقدامات مسوولان عرصه تصمیم‌گیری بر آیند چرا که در فاصله چندقدمی میان تصمیم‌گیری‌های کلان کشوری ایستادن و با هر حرکت موزون یا ناموزون اهالی این میدان، دست بر دست سائیدن به نشانه همراهی بی‌چون و چرا، نه کار ماست و نه مختص حال و هوای این میدان.
از این‌رو اگر دولت با هر گامی که برداشت، صوتی به نشان «چه چه» و حرکتی به نشان «به‌به» از دست و دهان اصحاب رسانه تقدیم آنانی که وسط میدان ایستاده‌اند نشد،‌ بر سبیل این برهان است که مابین این میدان تا آن میدان که برای میداندارانش چنین و چنان می‌کنند تفاوت قائلیم و حرمت. آنچنان که توزیع گل یاس توسط سیاست مردی میان جماعتی را متفاوت از گل پاشیدن‌های مرسوم و معمول در میدان‌های دیگر می‌پنداریم و برایش قدر و احترام قائلیم.
حال اگر رئیس می‌پندارد که عطر این گل باید از فراز صد کش و قوس سیاسی، گل از گل منتقدان بشکفد و بر صد غمزه سیاسی اهالی قدرت دیده‌ای دیگر بگشاید تا از او بپذیرند که از این پس باید تنها بر اقدامات مثبت دولت چشم بگشایند و دیده بر گفته‌ها و وعده‌هی به زمین مانده دیروز بربندند،‌ همان به که به مشام اصحاب قلم از این عطر با غرض بی‌نصیب باشد و به مثابه چشمان ناظر افکار عمومی اینک که این فرصت را یافته‌اند تا در چند قدمی میدان تصمیم‌گیری‌های کلان کشور بایستد در مقابل هر عطر خوشی که هدیه می‌گیرد تنها قدردان باشد.
پس اگر گفتیم: آقای رئیس! عطر یاس پیشکش، طعم انتقاد را حتی اگر تلخ باشد باید چشید، انتظار درک متقابل داریم نه آنکه هر روز صبح وقتی صفحه اول روزنامه‌ها از منظر مسوولان و تصمیم‌گیران کشور عبور می‌کند همواره به دنبال پایکوبی اهل قلم بر هر قدم خویش باشید و آنگاه که نیافتید بر توقیف چهار نشریه در یک ماه چنین استدلال بیاورید که «اصلا این دولت هر کاری انجام دهد، نقش می‌کنند و این روزنامه‌ها حتی به یک اقدام مثبت دولت اشاره نمی‌کنند...»
فراموش نشود آن روز که از طرح ضیافت‌ا... برای ارزانی کالاهای مورد نیاز به عنوان «اقدام مثبت» اشاره کردیم نتیجه آن شد که فردا از «ضیافت مردم در گرانی» بنویسیم و به گلایه‌ها و وا اسف‌های خود تصمیم‌گیران بر بی‌نتیجه ماندن این گام مثبت نیز اشاره کنیم. یا آن روز که به نقل از رئیس مجلس هفتم از طرح تثبیت قیمت‌ها به عنوان «عیدی مجلس هفتم به مردم» نوشتیم آن شد که فردا به اذعان همان کسانی که به تصویب این طرح در همین مجلس آری گفته بودند از شکست این طرح به عنوان «عیدی بد یمن» بنویسیم. یا درست در روزهایی که از قول رئیس‌ جمهور احمدی‌نژاد مکلف می‌شویم که بنویسیم «گرانی وجود ندارد اینها همه جوسازی است». در مقابل رسالتمان حکم می‌کند که به نقل از رئیس مجلس در همین جلسه آخرش یا خبرنگاران بنویسیم: «در مورد اصل اینکه گرانی پدید آمده شکی نیست.»
نوشتن از اقدامات مثبت کماکان ادامه داشت اما وقتی از اقدام مثبت رئیس ‌جمهور در دستور ورود زنان به استادیوم نوشته می‌شد، همه یاران دولت اصولگرا به سرزنش او و شتابزدگی و خامی این تصمیم خرده می‌گیرند و این «اقدام مثبت» هم توسط خود دولت زر سوال می‌رود، در دیگر سو دعوت رئیس‌ جمهور از دانشجویان و نخبگان و وعده‌اش برای نگاه غیرجناحی و غیرسیاسی به این بخش نیز وقتی به عنوان گام مثبت دولت یاد می‌شود، همزمان دانشجویان پشت درهای گزینش و ثبت نام جا می‌مانند آنگاه اهالی رسانه و خبر می‌مانند که از گام‌ها و حرف‌های مثبت دولت نوشته‌اند تا زنان، دانشجویان و مردم را نسبت به تحقیق مطالبات واقعی‌شان توسط دولت نهم امیدوار سازند اما زمان اندکی کافی است تا یا خود دولت گامی به عقب بگذارد یا همان اقدام دولت که در مطبوعات برخلاف سخنان رئیس مجلس به عنوان «اقدام مثبت» دیده و از آن بسیار نوشته شد توسط یارانش در مجلس به باد انتقاد و اعتراض گرفته شود و در نهایت باز هم گامی به عقب گذارده شود.
حال در قبال این نکته که حداد عادل در فضای عطر یاس و یاس خویش از جماعت رسانه می‌گوید: «این روزنامه‌ها هستند که حتی به یک اقدام مثبت دولت اشاره نمی‌کنند»، تکلیف چیست؟ اساسا تشخیص مثبت دیدن یا منفی پنداشتن اقدامات دولت بر چه معیاری است و در همین رویداد برکناری یک وزیر از سوی رئیس‌ جمهور، خوشایند رئیس مجلس کدام است که ما از نوشتنش سرباز زدیم؟
آیا می‌باید چشم و دهان بسته بر جسارت رئیس‌ جمهور در اتخاذ چنین تصمیم بی‌نظیری قلم‌فرسایی می‌کردیم و آن را مثبت می‌پنداشتیم یا در راستای وظیفه و رسالت تعریف شده خویش گذری یا نظری بر عملکرد سایر وزرا می‌انداختیم و آنگاه به قیاس و تطبیق عملکرد گفته‌های آنان در روزهای نیازشان به رای اعتماد مجلس و روزهای پس از رای اعتماد برمی‌آمدیم تا مشخص شود که آیا جسارت و شهامت دولت نهم در برکناری وزیر، رفاه اقدام مثبتی خواهد بود برای مشعوف و مشغول ساختن آنان که تغییری در رفاه و معیشت خویش ندیدند. کدام را می‌باید انجام می‌دادیم؟ آنگاه که ما از اقدام مثبت وزرا نوشتیم و این اقدامات یکی پس از دیگری به دست خود آنان تغییر مسیر یافت آیا باز هم ما مقصریم؟
وقتی وزیر کشور دولت نهم در جلسه بررسی رای اعتماد خود در مجلس گفت: «نگاه تحولی به وزارت کشور خواهم داشت د رسه رکن اساسی، یک رکن سیاسی اجتماعی و دو رکن بهبود در خدمت‌رسانی و امنیت فراگیر»، ما از آن به عنوان گام مثبت یاد کردیم اما پس از اهدای 53 رای اعتماد مجلس و نشستن آقای پورمحمدی بر صندلی وزارت کشور امنیت فراگیر را در اقصی نقاط کشور اینگونه دیدیم که در فاصله زمانی اندک،‌ چندین فاجعه خونین در جنوب و شرق کشور (تاسوکی، بم، کرمان، اهواز و...) رخ می‌دهد و بهبود در خدمت‌رسانی هم با همان جمله معروف پورمحمدی مبنی بر اینکه مردم خودشان را برای ریاضت در یک دوره موقت آماده کنند» معنای دیگری می‌یابد، ‌آنگاه تکلیف ما چیست؟ آیا حق این پرسش از رئیس‌ جمهور باقی نیست تا بپرسیم وزیر کشوری که تاکید کرده است «فضای سیاسی نیازمند همدلی و تحمل است» و در نهایت می‌گوید «آمار جوگ‌های سیاسی در ایران نشانگر فضای باز سیاسی است» چگونه توانسته است از دایره نظارت رئیس ‌جمهور بر عملکرد وزرا نمره قبولی دریافت کند؟ آن هم وزیری که حتی در چینش استانداران و فرمانداران که به برگ‌ریزان سیاسی در بدنه وزارت کشور منتهی شده بود از سوی خود نمایندگان مجلس همسو با دولت متهم به «عدم تحمل» مدیران با سابقه و «عدم همدلی» در مشورت شد تا آنجا که بحران اعتراض مجلس به وزیر کشور در نهایت به استعفای دو نماینده اصولگرا ختم می‌شود.
از وزیر جهاد کشاورزی آنگاه که در نخستین کنفرانس مطبوعاتی، شماره تلفن همراه خود را در اختیار مردم قرار می‌دهد مثبت نوشتیم اما گناه ما چیست این وزیر با این اقدام مثبت خود قضایی را برای افکار عمومی ترسیم کرد که ملت دیگر توقع نداشت وزیر محترمشان که صاحب 214 رای اعتماد از مجلس است برای شاد باش گویی عید به نمایندگان مجلس، دست در جیب بیت‌المال ببرد و سکه‌های طلای قدیمی را تقدیم نمایندگان اصولگرا کند تا آنجا که صدای اعتراض رئیس مجلس هم در خرداد ماهی که گذشته بلند شود و وقت طلای چندین جلسه علنی مجلس نیز مصروف پرداختن به ماجرای این سکه‌های طلا شود؟ در حالی که احمدی‌نژاد در جلسه معرفی وزرا به مجلس گفته بود: «اسکندری رزمنده و جانباز است و می‌تواند موجب تحول در بخش کشاورزی شود» لذا طبیعی بود که نمایندگان نیز به دنبال تحقق خواست مشروع خود توسط چنین وزیری باشند نه آنکه اسکندری نمایندگان سوال کننده از وزیر را تهدید کند که دیگر به حوزه‌های انتخابیه آنان سفر نمی‌کند و این ماجرا هم چندین جلسه علنی مجلس را پر تنش سازد و د نهایت با تندی رئیس،‌ وزیر تن به ارسال عذرخواهی مکتوب در جلسه علنی مجلس دهد.
وقتی از دانش جعفری با 216 رای اعتماد از مجلس که در راس وزارت اقتصاد پولدارترین دولت تاریخ ایران نشسته است در اولین کنفرانس خبری‌اش می‌نویسیم «نرخ تورم قطعا امسال پایین‌تر از سال گذشته خواهد بود» و توجه ویژه‌اش به «رفاه اقتصادی در معیشت» را به عنوان گام مثبت وی تیتر می‌زنیم، آیا امروز که «داد مردم از بیداد گرانی» را خود رسانه‌های صبح را به خبرهای غیرمثبت از دولت مزین کنیم یا عملکرد خود دولت که در نهایت حتی همین وزیر را ناگزیر می‌سازد تا در همایش بانکداری اسلامی بگوید: «دولت نیز از رسد نقدینگی که می‌تواند منجر به رشد تورم شود نگران است؟»
وقتی سعیدی‌کیا که بیشترین آرای اعتماد مجلس هفتم از آن اوست می‌گوید: «به هیچ وجه قیمت مسکن افزایش نیافته و این عادت ما ایرانی‌هاست که یک کلاغ و چهل کلاغ کنیم» در حالی که افزایش یا عدم افزایش مسکن هیچ ارتباط ارگانیکی با وزارت مسکن تحت نظارت او نداشت که او در مقابل افزایش ناگزیر قیمت مسکن اینچنین مردم ایران را با یک ضرب‌المثل کوچه و بازاری نشانه رود، آنگاه دستمان برای مثبت نوشتن از او و دولتش خالی نمی‌ماند؟
آیا فردای روزی که نتیجه بررسی عملکرد وزرا منجر به برکناری وزیر رفاه می‌شود نباید از رئیس‌ جمهور پرسید؛ به سردار نجار وزیر 50 ساله دفاع که در مراسم معارفه‌اش گفته است: «قصد دارم زمینه را برای خدمات بیشتر به نیروهای مسلح فراهم کنم» اما در مقابل در دوران وزارتش سقوط دو هواپیمای نظامی در فاصله زمانی کمتر دو ماه به این خدمت‌رسانی رنگ و بوی خون و شهادت می‌دهد،‌ چه نمره قبولی داده است؟
مبادا توقع از اصحاب رسانه چنین باشد که وزیر علوم با رای ناپلئونی بر کرسی بنشینند، در سفرهای متعددش به وصف و مدح بی‌حد رئیس جمهور برآید تا آنجا که در جمع دانشجویان ایرانی در فرانسه بگوید «زن و بچه یکی از روسای جمهوری جهان طرفدار شدید احمدی‌نژاد هستند» و یا در توصیف استقبال مقامات عرب از رئیس‌ جمهور ایران سنگ تمام بگذارد و ما تنها به نظاره این حکایات و حکایت عدم ثبت‌نام دانشجویان بایستیم بی‌هیچ تحلیل چرا که ممکن است هر طرح پرسشی در مورد نمره قبولی این وزیر، دل برنجاند که چرا روزنامه‌های صبح برای مسئولان و ساکنان میدان قدرت تا این اندازه خاکستری‌اند و اقدام مثبت دولت را نمی‌بینند؟
یا آنگاه که صفار هرندی در آخرین روز مرداد گرم سال گذشته به میان خبرنگاران می‌رود تا از فضای سرد حاکم بر مطبوعات در محق توقیف چنین بگوید: «مشکل مطبوعات توقیف شده را حل می‌کنم،‌ مطبوعات باید احیا شوند» ما نباید یک سال بعد درست در روزهایی که چهار نشریه به دستور هیات تحت ریاست همین وزیر محترم به جمع همان نشریات احیا نشده رفته‌اند، نمره قبولی وزیر ارشاد را حداقل در عمل به این وعده بپرسیم؟ حال بماند حال و اوضاع صاحبان نشر و صف طولانی نویسندگان پشت درهای بسته اتاق صدور مجوز و بماند تطبیق عملکرد سایر وزرا با وعده‌های داده شده که اینها تنها بخشی از زیر سوال بردن گام‌های مثبت وزرای دولت نهم توسط خود وزرا بود نه زیر سوال بردن از طریق نقد و تحلیل منتقدان. بدان معنی که اینها انعکاس گفتار و کردار خود اهالی دولت بود و ما نیز در جهت‌دهی به آن بی‌نقش.
آقای رئیس! اینها دیگر جوسازی و سیاه‌نمایی نیست، مستند است و موجود که اثباتش تنها مروری کوتاه بر مشروح مذاکرات مجلس و رسانه‌های اصولگرا را می‌طلبد، حال در فضای پر یأسی که عطر یاس‌تان هم ره به حال خرابمان نمی‌برد تکلیف چیست؟ آیا کماکان ما متهمیم به نادیده انگاشتن اقدامات مثبت دولت یا این اقدامات را تفکری بنیادین، چشم‌اندازی دیرین، باوری عمیق، نگاهی دقیق و سرانجام عمری طولانی نیست؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات