تاریخ انتشار : ۳۰ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۹  ، 
کد خبر : ۴۵۵۱۴

تقابل دو ایدئولوژی


علی شرف‎پور
در نگاهی به تحولات جهان طی حدود یک قرن اخیر درمی‎یابیم که تنش‎های موجود میان دو جبهه کفر و اسلام، ریشه در دو ایدئولوژی کاملا متعارض و متفاوت دارد.
اول، ایدئولوژی مبتنی بر انسان‎محوری (اومانیسم) و دوم ایدئولوژی اسلامی که مبتنی بر آموزه‎های وحیانی است.
ایدئولوژی اومانیستی ریشه در اندیشه‎های متفکران مغرب زمین در سده هجدهم دارد و بر مبنای آن، شئون زندگی بشری از دو عرصه کاملا جدا گردید. یک گسیختگی در عرصه زندگی معنوی انسانها صورت گرفت؛ به این معنا که ارتباط میان انسانها و عالم غیب و ماوراء که تا قبل از آن برقرار بود تحت تاثیر اندیشه‎های فلاسفه غرب به کلی انکار گردیده و منجر به قطع کامل روابط معنوی انسانها با عالم ماوراء شد.
دومین گسیختگی و انقطاع را باید میان انسانهای آن دوره از زمان (سده هجدهم) با پیشینه تاریخی‌شان جستجو کرد. یعنی تحت تاثیر آن تفکراتی که باعث جدا شدن انسان از عالم غیب و ماوراء گردید، جدایی دیگری میان انسانها با آباء و اجداد خود صورت گرفت چرا که پیشینیان آنها نیز معتقد به آموزه‎های دینی و ارتباط میان عالم غیب و شهود (ملک و ملکوت) بودند... پس دو انقطاع مذکور به این قرار است:
1) انقطاع عمودی (با عالم ماوراء)
2) انقطاع افقی (با پیشینه تاریخی)
به دنبال این دو گسیختگی، ایده‎های بشری برای تدبیر شئون زندگی محوریت یافت، به این معنا که انسان هر آنچه می‎فهمد و صلاح می‎داند را اعمال نماید؛
نتیجه نهایی این نگرش و بینش آن است که امروزه ملاحظه می‎نماییم؛ تلاش بی‎حد و حصر حکومت‎های غربی برای جلب منفعت و بهود زندگی مادی و رفاه اجتماعی، حال این منفعت در هر نقطه‎ای از جهان که متمرکز باشد، حکومت‎هایی که عموما از قدرت بیشتر و ضریب نفود سیاسی بالاتری برخوردارند در آن منطقه چنبره خواهند زد.
در همین حال منطقه خاورمیانه که دربر دارنده عمده‎ترین ذخایر اقتصادی در جهان می‎باشد، کانون توجهات حکومت‎های غربی قرار گرفت که عمدتا در آن زمان از قدرت نظامی بالا و به تبع از آن ضریب نفوذ سیاسی بالاتری برخوردار بودند.
از سوی دیگر عمدتا نظام‎های سیاسی موجود در منطقه خاورمیانه اسلامی بوده و بر مبنای اندیشه‎های توحیدی و نبوی شکل گرفته‎اند، از این رو تقابل و تعارض جدی میان دو ایدئولوژی غربی و اسلامی در این منطقه شکل گرفت، چرا که ایدئولوژی اسلامی تاکید بر حفظ حاکمیت اسلامی و عدم دخالت و تسلط کفار بر مسلمین داشته و در مقابل ایدئولوژی اومانیستی غرب سعی در دخالت در شئون ملت‎ها و سلطه بر حکومت‎های منطقه داشته تا از این مجرا بتاند به منافع اقتصادی و سیاسی خود نائل گردد.
در این میان، تعارض موجود، حاکمیت دولت‎های اسلامی موجود در منطقه را با چالشی عمده از سوی دولتمردان غربی مواجه ساخته است چرا که همانطور که ذکر شد قدرت بالای نظامی و اقتصادی دولت‎های غربی منجر به بالا رفتن ضریب نفوذ سیاسی آنها گردیده که این موقعیت نوعی وابستگی را برای دولت‎های اسلامی منطقه منجر گردیده است.
از این رو دولتمردان اسلامی خود در درون با مشکلی جدی مواجه گردیده‎اند و آن اینکه پذیرش بی‎چند و چون آنچه غربی‎ها می‎خواهند با خواست ملتهایشان در تعارض است و این امر موجب می‎شود تا این نظام‎های اسلامی نه از انسجام درونی برخوردار باشند و نه بتوانند با نظام بین‎الملل کاملا هماهنگ عمل نمایند. لذا شاهد هستیم که عمدتاً حکومت‎های اسلامی موجود در منطقه به نوعی از طریق دیکتاتوری پنهان و نامحسوس اداره می‎شوند.
از طرفی اگر این حکومت‎ها بخواهند کاملا اسلامی بوده و اسلام ناب را به منصه ظهور رسانند ناگزیر به رویارویی و تقابل کامل با ایدئولوژی غرب بوده و چه بسا این رویارویی و تقابل به صورت سخت‎افزاری و نظامی بروز و ظهور یابد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات