محمدتقی فاضل میبدی
پس از انتخابات 24 آذرماه، برخی تحلیلگران به این نتیجه رسیدند که سیاستهای افراطی در ایران رو به شکست است و ملت ایران از سیاستمدارانی که با شعارهای افراطی ـ چه در سیاست داخلی و چه خارجی ـ جاده سیاست را درمینوردند، چندان خوشحال نیستند. این تحلیل و نتیجهگیری تا حدودی درست است و انتخابات گذشته ادعای فوق را ثابت میکند. نقل میکنند که اروپای قرن هجدهم شباهتهای زیادی به وضع و حال قرن پنجم پیش از میلاد داشت. بازار سوفسطائیان و خوابگردان رونق داشت. توهم، جدل و جنجالآفرینی جای تفکر و واقعیتبینی را گرفته بود و اصحاب عقل و درایت، کنجی خزیده و از چشمها پنهان بودند. ممکن است کسی وضع و حال ایران امروز را چنین ببیند.
بعضی بر آنند علت اینکه فلسفه کانت در قرن هجدهم سرآمد دستگاههای فکری و فلسفی گردید، به خاطر این بود که این فیلسوف دستگاه عقل و فکری موجود را به نقد گذاشت. دو چیز فلسفه کانت را جاودانگی بخشید؛ یکی توجه او به آزادی و دیگری اهتمام او به اخلاق. یک سیاستمدار به خاطر توهمات و واقعیتگریزی همواره در ذهن خود دشمن میسازد و دائم در جدل و جنجالآفرینی است و اصل را برای این میگذارد که هر کس غیر او میاندیشد، با او دشمنی هم میکند و تمام وقت و فکر یک سیاستمدار واقعیت گریز صرف این میشود تا برای دفع دشمنان فرضی چارهای بیندیشد. عمده کار چنین سیاستمدارانی این است که در داخل، به ویژه برای طبقه روشنفکر و آزاداندیش محدودیت ایجاد کند.
عمده چیزی که دولتها را واقعیتگریز میکند سیاستهای افراطی است. افراطیگری، چه در عرصه مذهب و چه در عرصه سیاست، محکوم است. حضرت علی(ع) فرمود: کسانی که درباره من افراط میکنند هلاک میشوند. جامعه امروز ایران با دو آمار متضاد روبهروست؛ یکی آمار رو به افزایش مدعیان مرتبط با معصومان، دوم آمار رو به افزایش باندهای خلافکار. اگر کسی صفحات حوادث روزنامهها را که بخش کوچکی از ناهنجاریها را منعکس میکند، مرور کند انگشت تعجب به دهان میگزد که در یک جامعه دینی چرا آمار کشتار، تجاوز، سرقت و ... تا این میزان روبه افزایش است؟
شاید یکی از پاسخهای آن این باشد که برخی مسئولان این کشور واقعیتگریز بودهاند و وقت و سخن و اندیشه خود را مصروف چیزهایی میکردهاند که درد جامعه نبوده است. فیالمثل کسانی که تدبیر میکنند تا سمیناری تحت عنوان هولوکاست در کشور به راه بیندازند باید بیندیشند که درد جامعه ما طرح و طرد یک مساله تاریخی نیست که دنیا، اجمالا، با آن توافق دارد. شاید یکی از علتهایی که باعث شد اعضای شورای امنیت علیه پرونده هستهای ایران به اتفاق رای دهند، برگزاری این سمینار بیربط در ایران بود.
شاید اگر دولت محترم سمیناری تحت عنوان گرانی مسکن، تورم و سایر مسائل اقتصادی با حضور دگراندیشان داخلی و خارجی و با وجود مسئولین پاسخگو تشکیل دهد، بهتر باشد تا سمیناری که عدهای در زمینه هولوکاست دگراندیشی میکنند. هنر یک سیاستمدار این است که نخست جامعه خود را آسیبشناسی کند. سیاستهای افراطی جلوی این آسیبشناسی را میگیرد. شاید علت اینکه، غالب وعدههایی که دادهاند عملی نمیشود و همواره مردم در انتظار تحقق این وعدهها هستند، واقعیتگریزی دولتمردان است.