علی تتماج
تحولات فلسطین امروز به جایگاهی برای رقابت میان دموکراتها و جمهوریخواهان آمریکا مبدل گردیده بگونهای که هر کدام از آنها تلاش دارند تا به نحوی به عنوان حل این بحران جایگاهی جهانی برای خود کسب نمایند تا در انتخابات 2008 از آن بهرهبرداری کنند.
نکته قابل تأمل پس از برگزاری انتخابات میاندورهای آمریکا رویکرد دولتمردان کاخ سفید و دموکراتها به تحولات سرزمینهای اشغالی فلسطین میباشد. از یک سو دموکراتها که در گذشته اجرای صلح خاورمیانه را در راس سیاست خارجی خود داشتهاند، بار دیگر برای این مهم فعال گردیدهاند از سوی دیگر نومحافظهکاران نیز برای حفظ موقعیت سیاسی و کاهش فشار دموکراتها وارد این عرصه شدهاند. (نکته مهم آنکه نقش حضور یهودیان در انتخابات میاندورهای که 87 درصد به دموکراتها رای دادهاند و اکنون نیز 13 نماینده در سنا و 30 نماینده در مجلس نمایندگان دارند، را در این رویکرد نمیتوان نادیده گرفت).
با توجه به تحولات و اقدامات صورت گرفته از سوی دولتمردان آمریکا راهکارها و طرحهای آنها برای بازگشایی و بررسی مجدد پرونده تحولات فلسطین (صلح خاورمیانه) بر چند محور میتوان بررسی نمود:
1) مذاکره با مقامات رژیم صهیونیستی و واداشتن آنها به برخی سیاستها از جمله کاهش حملات به مناطق فلسطینینشین و در نهایت اجرای طرح نقشه راه به جای طرح تعیین یک جانبه مرزها از سیاستهای مقامات آمریکایی میباشد. از سوی دیگر تاکید بر دگرگون در ترکیب دولت و تصمیمگیرندگان سیاست خارجی این رژیم نیز در دستور کار قرار دارد. اکنون آنها بر آنند تا آوردن افرادی متعادلتر با نظریههای سازشکارانه در راس قدرت این دگرگونی را ایجاد نمایند (حضور گیلرمن در وزارت استراتژیک و لیونی در وزارت دادگستری را میتوان بخشهایی از این طرح ارزیابی نمود.)
2) حمایت از ابومازن و پذیرش طرحهای ارائه شده از سوی گروههای فلسطینی برای تشکیل دولت وحدت ملی بخشی دیگر از این سیاست است. در این چارچوب آنها ضمن مذاکره با ابومازن و اعلام حمایت از آن، با سکوت در برابر سفرهای دورهای هنیه و شروط حماس برای ادامه آتشبس به نوعی برای جلب رضایت دولت فلسطین و گروههای جهادی برای پذیرش طرحهای مصالحه فعالیت نمودهاند هر چند که در بلندمدت به این امر پایبند نمیباشند.
3) دولتمردان کاخ سفید در حالی برای احیای صلح خاورمیانه فعال گردیدهاند که در سالهای اخیر توجه به خواستههای کشورهای منطقه برای این مهم نبودهاند. اکنون سران آمریکا رویکردی مجدد به این کشورها را اجرا میکنند تا از ظرفیتها و طرحهای آنها برای بررسی تحولات فلسطین بهرهبرداری نمایند. دیدارهای دیک چنی از عربستان و رایزنیهای رایس و سایر مقامات وزارت خارجه آمریکا با کشورهای عربی که در نشست آینده در اردن نمود بیشتری یافته است و در نهایت سفر بوش به اردن را میتوان از جمله این اقدامات دانست.
این امر قابل ذکر است که این دیدارها در راستای صلح میان رژیم صهیونیستی و جهان عب و نیز اجرای طرحهایی نظیر طرح ملک عبدالله پادشاه عربستان است که حول محور اردن و مصر اجرا میگردد. (رایس در نشست آینده طرحهای جدیدی برای صلح اعراب و رژیم صهیونیستی ارائه کرد).
4) آمریکا که در سالهای اخیر دوری از سازمان ملل را اجرا میکرد اکنون بار دیگر به عنوان توجیهکننده و مجری برخی سیاستهایش به آن متوسل میگردد. آنها در شرایط کنونی برآنند تا سازمان ملل را به عنوان مهر تاییدی بر سیاستهای خاورمیانه ایشان مورد بهرهبرداری قرار دهند. احیای دوباره کمیته چهار جانبه با عضویت سازمان ملل، آمریکا، روسیه و اتحادیه اروپا که زیر نظر سازمان ملل فعالیت میکنند، در این سیاست طراحی شده است. سازمان ملل اکنون با قطعنامههای خود و اعمال فشار بر کشورهای عربی میتواند نقشی مهم در طرحهای به اصطلاح صلح آمریکا ایفا نماید.
5) اتحادیه اروپا به عنوان متحد سنتی آمریکا در تحولات جهانی بخشی از سناریوهای طراحی شده آمریکا را اجرا میکند. اکنون اروپاییها با رایزنیهای مستقیم و برگزاری نشست اتحادیه اروپا ـ اقیانوسیه، برای این مهم فعال گردیدهاند. رایزنیهای خاویر سولانا با مقامات عربی و مواضع کشورهای اروپایی در نشست اروپا ـ اقیانوسیه در قبال تحولات بویژه تکیه آنها بر طرح سازش میان اعراب و رژیم صهیونیستی گامهایی است که اروپا برای همسویی با آمریکا در قبال فلسطین برداشته و در آینده تشدید میگردد.
با تمام این تفاسیر گرایش مطلق آمریکا به حل بحران فلسطین به نفع رژیم صهیونیستی بدون توجه به خواستههای فلسطینیها، گرفتاری آمریکا در عراق و افغانستان، رشد نهضتهای ضد آمریکایی در خاورمیانه، نگرش منفی مردم جهان عرب به صلح با رژیم صهیونیستی و طرحهای آمریکا، تاکید ملت فلسطین بر ادامه انتفاضه تا تشکیل کشور مستقل به پایتختی قدس شریف، سیاستهای زیادهطلبانه رژیم صهیونیستی در اراضی اشغالی فلسطین، اختلاف میان دموکراتها و جمهوریخواهان درباره نحوه برخورد با تحولات خاورمیانه و صلح در سرزمینهای اشغالی و... مانع از آن میگردد که طرحهای آمریکا برای این مهم به طور کامل اجرایی گردد.
به عبارتی دیگر اکنون دولتمردان آمریکا تلاش دارند تا صرفا با به نمایش گذاشتن چهرهای صلحطلب برای حل بحران فلسطین ضمن حفظ قدرت از آراء لابی صهیونیستی برای تحقق سیاستهای آیندهاشان بویژه در انتخابات 2008 برخوردار گردند. جمهوریخواهان گرایش 87 درصد لابی صهیونیست به دموکراتها را تهدیدی جدی برای آینده خود میدانند لذا از هماکنون برای برهم زدن این توازن فعالیت میکنند که دگرگونی در خاورمیانه و احیای روند سازش بخشی از آن میباشد، هر چند که در شرایط کنونی تحقق این مهم دور از ذهن مینماید چنانکه دیدارهای مقامات آمریکایی از خاورمیانه با تظاهراتهای مردمی همراه بوده که خود عاملی مهم در شکست طرح سازش در خاورمیانه خواهد بود.